8 - 12 - 2019
این تنور داغ نمیشود!
الهه بیگی – نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی واپسین روزهای خود در بهارستان را سپری میکنند. بسیاری از آنها هماکنون و حتی از مدتها قبل در تلاشاند تا با تبلیغات در حوزه انتخابی خود دوباره یا چندباره رهسپار دور بعدی مجلس شوند. چه شغلی بهتر از نماینده مجلس بودن! چراکه مسوولیت آنچنانی بر گردنت نیست که کسی بخواهد یقهات را بگیرد و برای کرده و نکردهات از تو پاسخ بخواهد. در ایران رسم است تمام کاسهکوزهها را بر سر دولت آوار میکنند. رایات هم که مشخص و شفاف نیست که در بررسیهای گاه و بیگاه لوایح و قوانین مشخص شود موافق بودهای یا مخالف. عیدی چند میلیونی خودت را خودت تصویب میکنی و با خیالی آسوده به تعطیلات میروی، نگران کارگرانی که شب عید از کار بیکار شدهاند هم نیستی، همچنین نگران آنها که ماههاست حقوقی نگرفتهاند. با قدرت در حوزه انتخابیات جولان میدهی و تمام نزدیکان و خویشاوندانت نیز به نوایی رسیدهاند.
به لطف ردصلاحیتهای دستهجمعی دورههای گذشته بهویژه پس از مجلس ششم، رقبای سرسختی نیز در عرصه رقابت نمیبینی. اگر رقیب شریف، صالح و دانایی نیز پیدا شد، نگران نیستی چراکه نیک میدانی توان رقابت با تو را ندارد، چون از قبل با لابیهای بسیار، منابع گستردهای تدارک دیده شده و آماده روزهای داغ انتخاباتاند. فساد سیستماتیک دولتی و رانت بیحد و حساب را هم که دیدهای، جایی که وزرا و الباقی تیم اجرایی دولت از ترس استیضاح و پیگیری موضوعات مهم امتیازاتی را خودشان تقدیمت میکنند و به واسطه داشتن مصونیت پارلمانی خیالت راحت است که علیالحساب تحت تعقیب نیز قرار نخواهی گرفت.
هرچه که به پایان کار مجلس دهم نزدیک میشویم، نمایندگان خانه ملت فارغ از جناحبندیهای سیاسی در یک نقطه مشترکند؛ داغ کردن تنور انتخابات و جلب کردن نظر مردم در حوزههای انتخابی خود. این روزها چه خبری داغتر از گرانی بنزین! پس باید به سراغ استیضاح بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت و همان شیخالوزرا رفت. میگویند بیش از ۷۰ امضا برای استیضاحش جمع شده است و با وجود تفاسیر متفاوت از قانون به حد نصاب رسیدن وزرای هیات دولت در رای اعتماد مجدد، برخی میگویند دولت در آستانه فروپاشی است و هر گونه تغییر دیگری در بدنه هیات دولت، روحانی را وادار به گرفتن رای اعتماد مجدد برای تمام کابینهاش میکند؛ اتفاقی که در دور دوم دولت محمود احمدینژاد هم رخ داد و دولت تا آستانه فروپاشی پیش رفت، اگرچه هیچگاه چنین اتفاقی رخ نداد، همانگونه که این بار نیز انتظار نمیرود چنین اتفاقی رخ دهد.
بسیاری زنگنه را در رخداد اخیر در ارتباط با سه برابر شدن قیمت بنزین مقصر میدانند. بسیاری میگویند چرا در آخرین روزهای آبانماه و آنجا که با اکتشاف لایه مخزنی نامآوران بزرگترین هدیه را به مردم داد، چرا باز هم سخنی از گرانی بنزین به میان نیاورد؟! اما واقعیت ماجرا اینجاست که اگر حسن روحانی را بهعنوان رییسجمهور کشور بپذیریم و نه یک تدارکاتچی و خود او نیز این واقعیت را انکار نکند و وزارت کشور حرفهایش را تکذیب نکند و بیش از این با خندههای تلختر از همیشهاش نمک بر زخم مردم نپاشد، باید گرانی بنزین را از او سوال کنیم نه از زنگنه. نمیتوان از وزیر نفت انتظار داشت که او خبر گرانی بنزین را به گوش مردم میرساند. او سخنگوی دولت نیست، همانطور که تصمیمگیرنده نهایی نیز نیست. بر همگان واضح است که بر اساس تجارب گذشته، اعلام قبلی برای گران شدن بنزین چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت. ترافیک صفهای پمپ بنزین و هجوم مردم تنها یکی از آن پیامدهاست. در ضمن پول حاصل از گران شدن بنزین نه به جیب زنگنه میرود و نه در اختیار وی قرار میگیرد.تامل در روند و نحوه گران کردن بنزین و نگاهی به اتفاقات چند سال اخیر در دولتهای یازدهم و دوازدهم نشان میدهد روحانی تا سال ۱۳۹۶ که قیمت دلار تقریبا ثابت و در کانال ۴ هزار تومان بود، نمیتوانست بنزین را گران کند. افزایش تدریجی آن نه دردی از دردهای دولت دوا میکرد و نه تاثیری در میزان قاچاق داشت. ضمن اینکه ثابت ماندن نرخ ارز، گران شدن آن را توجیه نمیکرد و تنها رکود را تشدید میکرد. از سوی دیگر نباید فراموش کرد در این سالها روسای جمهور منافع ملی کشور در زمینههای گوناگون سیاسی و اقتصادی را فدای انتخابات مجدد خود کردهاند. ثابت نگه داشتن نرخ ارز یکی از این اقدامات بود. در سال ۹۷ نیز که شوک ارزی رخ داد، امکان گرانی بنزین و فشار مضاعف بر مردم نبود. دولت پس از آرامش نسبی در بازار ارز و پس از سه برابر شدن تقریبی نرخ آن، قیمت بنزین را نیز سه برابر کرد.انتقاد به دولت بسیار وارد است؛ از انتخاب مدیران نالایق و گسترش رانت و فساد تا تصمیمات خلقالساعه. انتقاد به زنگنه نیز وارد است. اینکه چرا در ابتدای دولت یازدهم کارتهای سوخت را به یکباره جمعآوری کرد و سهمیه را کنار زد. اینکه یارانه بنزین در این پنج، شش سال چه شد و سهم قشر کمدرآمد نادیده گرفته شد و طبقه متوسطی که طی این ۱۵ سال از بین رفت، کابوسی است که نمیتوان همه را به پای زنگنه نوشت. در این میان بسیاری از منتقدان، قاچاق سوخت را هم به پای زنگنه مینویسند، این درحالی است که بسیاری از مبادی ورود و خروج کالا و نقاط مرزی تحت نظارت و کنترل کانونهای قدرت است و این موضوع به وزیر نفت ارتباطی ندارد.با این وجود به نظر میرسد افرادی در بهارستان علاقهمند به موجسواری بر گرانی بنزین هستند که هر یک با نیتی و با هدفی که از جنس کمک به حال و روز مردم نیست، با توجه به نزدیکی انتخابات دور جدید مجلس درصدد گرم کردن تنور انتخابات هستند. اما شواهد اینطور نشان میدهد که در شرایط موجود تنور انتخابات این بار داغ نمیشود! بنابراین آنچه کشور را به این حال و روز انداخته است، استفاده ابزاری از مردم با دروغ و سیاسیکاری و باند و جناحبازی است؛ امری که اعتماد مردم را نشانه گرفته است و بیش از پیش مردم را دلسرد و ناامید میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد