16 - 03 - 2025
دوگانه مذاکره یا تغییر دکترین نظامی
عرفان ناظریه
افزایش چشمگیر تنش میان ایران و ایالاتمتحده در حال حاضر را باید در دو علت جستوجو کرد؛ نخست اختلافات عمیق سیستمهای سیاسی دو کشور در خصوص نگاه به ماهیت و ساختار نظام بینالملل (فرم و محتوا به صورت توامان) که فراتر از رقابت صِرف
بر سر افزایش و اعمال قدرت بوده و تنها به دغدغه برای تامین امنیت خلاصه نمیشود. در واقع تهران و واشنگتن به دلیل برخورداری از اندیشههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مخصوص به خود، هرکدام اعتقاد
به شکل خاصی از نظام بینالملل داشته که شدیدا در تضاد با یکدیگر بوده و همین مساله وجود تنش را به شکلی سینوسی اما همیشه موجود، توجیه میکند. از طرفی دیگر روی کار آمدن کابینه جدید در آمریکا به ریاست دونالد ترامپ دلیل دیگری برای افزایش تنش کنونی است. در همین راستا شایان ذکر است که ترامپ و تیم او از استراتژی نشات گرفته از دیدگاه نئورئالیستی در سیاست خارجی برخوردار بوده و به همین منظور از هر ابزاری برای تامین امنیت ملی و امنیت نظم بینالمللی مطلوب خود (چه در سطح کلان سیستم و چه در زیرسیستمهای فرعی) استفاده خواهد کرد؛ حال این ابزار بخواهد دیپلماسی باشد یا اینکه اقدامی نظامی. از آن طرف، تهران نیز با درک این دو مساله و نگاهی به تجربیات کشورهایی که پذیرفتند سلاح خود را زمین بگذارند (مانند لیبی قذافی)، در یک دو راهی پیچیده و سرنوشتساز قرار گرفته است زیرا از یکسو، ایران این ادارک را دارد که ترامپ برای تضمین بقای نظام بینالملل فعلی، در وهله اول به سمت باثباتسازی و تامین امنیت زیرسیستمهای فرعی (منطقهای) نظام بینالملل به پیش خواهد رفت تا بتواند شرایط رقابت در سطح کلان سیستم را بین ایالاتمتحده آمریکا و جمهوری خلق چین فراهم کند بنابراین با وجود اعلامهای مکرر ترامپ مبنی بر عدم پیگیری سیاست تغییر رژیم در ایران، تهران در ارزیابیهای اطلاعاتی و ضداطلاعاتی خود، دائما به این موضوع (تلاش واشنگتن برای تغییر رژیم) توجه داشته و آن را در طراحی و اجرای سیاستهای امنیتی خود لحاظ میکند، موضوعی که برونداد آن را میتوان در پیگیری جدی سیاست تغییر دکترین هستهای و ارتقای زرادخانه تسلیحاتی (مانند موشکهای قارهپیما) توسط تهران مشاهده کرد. با این حال از سوی دیگر، وضعیت نامناسب و نابسامان اقتصادی- اجتماعی و سیاست داخلی کشور، تحمل فشار بیشتر خارجی را دشوار و خطرناک ساخته و تهران را از حرکت سریع به سوی تغییر دکترین هستهای- نظامی بر حذر میدارد.آن هم در شرایطی که چشماندازی برای رشد اقتصادی و افزایش درآمدهای ملی در کوتاه و میانمدت نمیتوان متصور شد و اعمال تحریمهای بیشتر علیه تهران میتواند تهدیدات قابلتوجه امنیت داخلی را با خود به همراه داشته باشد بنابراین مجموعه این عوامل شرایط امنیتی پیچیدهای را برای ایران فراهم ساخته که حرکت به سمت هر کدام و فاصله گرفتن از دیگری، تهدیدی با ضریب خطر بالا را برای آن به ارمغان میآورد.به عبارتی دیگر، حرکت به سمت تامین امنیت خارجی بیشتر به وسیله تغییر دکترین هستهای- نظامی، تهدیدات امنیت داخلی را افزایش داده و از طرفی دیگر، گذاشتن سلاح روی زمین و حرکت به سمت گشایشهای اقتصادی به وسیله مذاکره برای بالا بردن ثبات داخلی میتواند خطر تهاجم خارجی را تقویت کند زیرا همانطور که پیشتر توضیح داده شد، ترامپ در وهله اول خواهان تامین امنیت در زیر سیستمهای فرعی (منطقهای) بوده تا بتواند در وهله بعدی، رقابت جاری در سطح کلان سیستم را به پیش ببرد و از آنجا که تهران (به واسطه عوامل اندیشهای و ژئوپلیتیکی پیشتر ذکر شده) را اصلیترین مانع تحقق نظم مطلوب خود در زیرسیستم خاورمیانه برمیشمارد، به دنبال ایجاد تغییر در آن بر خواهد آمد. از همین رو میتوان گفت که این دو گانه امنیت خارجی- داخلی، دشواره اساسی امنیت ملی امروز ایران را تشکیل داده که نیازمند اتخاذ استراتژی کلانی چندجانبه و متوازن (با توجه به سلسله مراتب تهدیدات) از سوی تهران، برای مدیریت کردن آن است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد