16 - 11 - 2019
دینامیک ناآرامیهای عراق
دکتر صلاحالدین هرسنی*
ناآرامیهای اخیر عراق دستمایه تفسیرها و تحلیلهایی از سوی تحلیلگران و مفسران مسائل منطقهای و بینالمللی شده است. در این میان، برخی از تحلیلها با پناه گرفتن زیر چتر فرضیههای داییجانناپلئونی، ریشه این ناآرامیها را به وجود دستهای پنهان نسبت دادهاند و قویا اعلام کردهاند آنچه در شهرهای بغداد، کرکوک و استان شرقی دیاله جاری است، محصول دخالت ریاض، تلآویو و واشنگتن است.
علت نسبت دادن ناآرامیهای اخیر عراق به ریاض، تلآویو و واشنگتن از سوی برخی تحلیلگران و مفسران در ارتباط با ناکامی و شکست سیاستهای این بازیگران در حمایت از فرقههای تروریستی در عراق نظیر القاعده و داعش است. حال از آنجا که سیاست این بازیگران در برقراری تئوری آشوب و نظم آنارشیک در واقعیتهای میدانی عراق به شکست انجامیده، لازم است برای جبران مافات فاز جدیدی از بحرانآفرینی به منظور بیثباتسازی عراق آغاز شود. به این ترتیب واقعیتهای جاری امروز عراق محصول هدایت سازمانیافته بازیگرانی چون ریاض، تلآویو و واشنگتن است و آنان توانستهاند با به خدمت گرفتن مشتی عناصر ناراضی و اغتشاشگر فاز جدیدی از بحران و آشوب را در عراق آغاز کنند.
بدون تردید توسل به تئوریهای نخنما و پوسیده داییجانناپلئونی و فرافکنی مشکلات در ریشهیابی و علتشناسی ناآرامیهای اخیر عراق چیزی جز نفرت روانی نسبت به رقبا و مخالفان، تحلیل ساده مسائل و ایجاد حالت اقناع و در نتیجه توجیه ضعفهای داخلی و کاستن از انتقادات نیست. طرفه آنکه نگاه رهبران کنونی و البته تصمیمگیران و تصمیمسازان عراق نیز همسو با نظریات توطئه شده است و آنها نیز ناآرامیهای اخیر عراق را به دخالت و توطئه ریاض، تلآویو و واشنگتن حواله دادهاند. محققا چنین نگاهی نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، چه بسا ممکن است خودساخته موجب تزاید بحران شود.
آنگونه که از قرائن و شواهد پیداست، دخالت و دسیسه ریاض، تلآویو و واشنگتن در ناآرامیهای امروز عراق نقشی ندارند و اگر نقشی داشته باشند در ارتباط با فردای این ناآرامیها و مدیریت آنهاست. به واقع تقلیل دادن ریشه ناآرامیهای جدید عراق به دخالت و دسیسه ریاض، تلآویو و واشنگتن توهین و اهانت به شعور مردم عراق است. چگونه میتوان مردمی را که به حضور عراق در پیمان سنتو پایان داده، فریبخورده مجموعههای عبری- عربی دانست؟ چگونه میتوان مردمی را که علیه سیاست استعماری انگلستان در عراق به سال ۱۹۲۰ پایان داده است، مشتی مزدور نظام سلطه و استکبار دانست؟ و سرانجام آنکه مردمی که زعامت و صدارت عبدالکریم قاسم را در فراگرد حیات سیاسی دیدهاند، قطعا هیچگاه راضی نمیشوند که جادهصافکن نفوذ واشنگتن و نظام سلطه شوند. فراموش نکنیم که کمی پیشتر و در جریان مناسبات دیپلماتیک تهران- بغداد، عادل عبدالمهدی نخستوزیر جدید عراق قویا و صراحتا گفته بود اجازه نمیدهد کشورش در عصر پساداعش جولانگاه و عرصهگاه تازش و رقابت بازیگران منطقهای و فرامنطقهای شود. پس چگونه ریاض، تلآویو و واشنگتن توانستهاند با وجود چنین سیاستی اعلامی و البته اعمالی، در عراق نفوذ کنند و آن را عرصه ناآرامی، اغتشاش و بیثباتسازی کنند؟ واقعیت آن است که دینامیک، جانمایه و موتور محرک نارآمیهای عراق امروز چیزی جز چرخه معیوب سیاسی و اقتصادی و مجموعهای از مسائل مدیریتی نیست. با وجود آنچه برخی نظرها و دیدگاهها بر آن تاکید کردهاند، این تظاهرات متولیان شناختهشدهای دارد و معلوم است که متولیان آنها چه کسانی و چه طبقاتی هستند. آنگونه که پیداست متولیان آنها کسانی هستند که از وضعیت معیشتی و رفاهی، مطالبات اجتماعی معوقه، فساد سازمانیافته، بیکاری، ناامیدی از آینده، بوروکراسی ناکارآمد، خدمات ناکافی مناسب و سرانجام تضعیف توانایی سیاستگذاران خود به تنگ آمدهاند.
*کارشناس مسائل بینالملل
S.Harsani.k@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد