14 - 11 - 2019
روی پررنگ اوباشیگری
شاید پذیرش آن کمی دشوار باشد اما بخش مهمی از اتفاقات اخیر، تقصیر ما و روندی است که در سالهای اخیر تغییر دادهایم.
در اوایل دهه ۷۰ و در حرکتی خودجوش، همه گزارشگران صدا و سیما تصمیم گرفتند لقب بهترین تماشاگران دنیا را برای ما طراحی کنند و به نظر میرسد سنگینی این لقب باعث ایجاد ذهنیتی متفاوت با آنچه ارائه میدهیم در ما شده است. فاجعه بزرگ در راه است؛ البته اگر نام آنچه جمعه روی سکوهای آزادی رخ داد را فاجعه نگذاریم.
درگیریهای شدید بین هواداران دو تیم پرطرفدار پرسپولیس و سپاهان در سکوهای استادیوم آزادی در نهایت منجر به مصدومیت تعداد زیادی از طرفداران طرفین شد تا حساسیت در هفتههای پایانی لیگ برتر به اوج برسد. مطابق انتظار و آنچه برآیند فرهنگ فولکلور ماست، در خانه نشستهایم و نیرویی ورای جامعه را مقصر این اتفاقات میدانیم و مانند همه عرصهها، در انتظار رقم خوردن فرآیندی بدون دخالت خودمان برای ایجاد تغییر در جامعه و مشخصا فضای تند به وجود آمده در فوتبال هستیم.
از دهه ۷۰ فضای استادیومها رنگی جدید به خود گرفت و الفاظ رکیک هم وارد ادبیات هواداران شد و این مسیر امروز به جایی رسیده که پایان آن شاید فاجعهای فراتر از تصور رقم برند.
روزگاری کریهای هواداری به فرارهای مجتبی، کلینشیتهای احمدرضا، گلهای متوالی مهدی هاشمینسب در دربی و ناکامیهای چند ساله تیمی در کسب پیروزی در دربی خلاصه میشد، اما امروز این روند شکل ترسناکی به خود گرفته است.
در حساسترین کورس تاریخ لیگ برتر، دو تیم منچسترسیتی و لیورپول برای قهرمانی میجنگند و چند تیم پرطرفدار دیگر برای کسب سهمیه. قابل تصور است که با مشابهسازی شرایط، تصور کنیم اگر فاصله ما نیز با خط چمن دو متر بود، چه اتفاقاتی احتمالا در هر هفته لیگ برتر رخ میداد.
همه جامها به یک جان نمیارزد؛ بیپرده باشیم، آنچه رخ داد نمای کوچکی از وقایع غیرقابل باوری است که شاید خیلی زود رخ دهد و اگر تغییر نکنیم، شاید فرصتش را خیلی زود از دست بدهیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد