10 - 09 - 2023
عبدالحسین مختاباد هم رفت که رفت …
«جهانصنعت»- خواننده و آهنگساز ایرانی «عبدالحسین مختاباد» برای همیشه از ایران مهاجرت کرد.
او که چهرهای سرشناس در موسیقی ایرانی به شمار میرفت، چند ماه پس از درگذشت برادرش، تصمیم به مهاجرت از ایران گرفت و رفت.
مُختاباد در عرصه موسیقی تاکنون بیش از ۲۰ اثر تولید کرده است. او فارغالتحصیل کارشناسی علوماجتماعی از دانشگاه تهران، کارشناسی زبان انگلیسی از دانشگاه یورک کانادا، کارشناسی موسیقی از دانشگاه اوتاوا کانادا و دکترای موسیقی (آهنگسازی و اجرا) از دانشگاه گلداسمیت انگلستان است. او در کنار تحصیل دانشگاهیاش سال ۱۳۷۰ بعد از بیش از یک دهه تعلیم و فراگیری ظرایف موسیقی ایرانی و غربی فعالیت رسمی هنری و موسیقاییاش را با ارائه اثر معروفش به نام «تمنای وصال» با آهنگسازی و خوانندگی خود آغاز کرد. وی در سال ۱۳۷۸ بعد از حدود یک دهه فعالیت هنری و ارائه بیش از ده اثر با آهنگسازی خود و سایر موسیقیدانان توانمند ایرانی و نیز اجرای کنسرتهای متعدد در ایران، اروپا، آمریکای شمالی و… برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی ابتدا به کانادا و سپس به انگلستان (دانشگاه گلداسمیت لندن- مقطع فوقلیسانس و دکتری) رفت تا در رشته آهنگسازی و اجرا زیرنظر اساتید برجستهای چون پروفسور جان بیلی «استاد راهنما» و پروفسور استانلی گلاسر (استاد آهنگسازی) در سال ۱۳۸۶ به پایان برساند. او علاوه بر اجرای موسیقی سنتی، به تحقیق و پژوهش در زمینههای جامعهشناختی موسیقی نیز میپرداخت. وی به تدریس موسیقی در دانشکده صداوسیما و دانشگاه تهران مشغول بود. مختاباد موسیقی را نزد استادانی چون استاد کریم صالحعظیمی (آواز)، عطاالله. جنگوگ (سهتار)، کامبیز روشنروان، شاهین فرهت و محسن الهامیان (تئوری، سلفژ و هارمونی) و امیر بیداریان (تنبک) فراگرفته است.
این خواننده ایرانی پیشتر در گفتوگویی درباره ماهیت این روزهای موسیقی ایران گفته بود: «متاسفانه موسیقی ایرانی دچار یک بدبیاری شده و آن این است که ما مانیتور در طول این سالها نداشتیم و هنوز هم نداریم. متاسفانه در دوران کنونی، موسیقیهایی که رژیم جمهوری اسلامی قبول ندارد، هم از تبلیغات و هم مانیتور در سطح بینالمللی برخوردار است، اما ما هنرمندان داخلی، در عصر تلویزیون، این مانیتور که همان تلویزیون است را هنوز در اختیار نداریم، چراکه تلویزیون که بهترین بستر است را از جوان گرفتهاند. بصری بودن تاثیراتِ بسیار عمیقی دارد و میتواند تاثیر بسزایی در نشاندن یک جریان در ذهن یک نسل داشته باشد. وقتی این امکان حذف میشود، ما میشویم چیزی در خفا، در پشت پرده و لذا ما بخش بصری یک نسل را از او گرفتهایم و تازه به همین هم اکتفا نکردیم و گفتیم که شمای هنرمند اگر در هر شرایطی به تلویزیونی خارج از شبکههای صدا و سیمای جمهوری اسلامی بروید، مصاحبه کنید یا بخوانید، دیگر در داخل کشور اجازه ندارید کار و فعالیت هنری کنید، یعنی نه ما شما را تبلیغ میکنیم و نه میگذاریم جای دیگری تبلیغ بشوید. این عملا ایزوله کردن موسیقی است و متاسفانه این شانس بزرگ از موسیقی ایرانی گرفته شده است. در دوران پهلوی، موسیقی سنتی به صورت بکگراند بود و دوران پس از انقلاب نیز به نوع دیگری در بکگراند قرار گرفته است. متاسفانه موسیقی سنتیِ ما موسیقی سالنی شده. یعنی من یا هر هنرمند سنتیکار دیگر که محل ارائه هنرش تنها تور کنسرت در خارج از کشور است، اگر ۵ تا کنسرت و در هر کنسرت ۲ هزار نفر بازدیدکننده داشته باشد، تعداد مخاطبش تنها ۱۰هزار نفر میشود، اما اگر همان برنامه در تلویزیون ملی پخش شود، تعداد بیننده، ۱۰ میلیون نفر میشود و بالطبع تاثیراتش چیزهای دیگری است.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد