14 - 07 - 2024
نگاهی به درآمد و هزینه خانوارها
نسبت هزینه خوراکی و دخانی در فاصله سالهای 1385و 1390 حتی به کمتر از عدد یک نیز رسیده است یعنی هزینه خوراکی و دخانی برای روستاییان بیش از شهرنشینان بوده است. برعکس هزینه کل و هزینه غیرخوراکی، نسبت هزینه خوراکی و دخانی شهری به روستایی در فاصله سالهای 1399 و 1401 روند افزایشی داشته است یعنی از 18/1 در سال 1399 به 19/1 در سال 1400 و 16/2 در سال 1401 رسیده است. جنبه دیگر نتایج محاسبه درآمد و هزینه خانوارهای شهری و روستایی، وضعیت درآمد خانوارهاست. وضعیت درآمد خانوارهای شهری نشان میدهد که هر خانوار شهری در سال 1401 به طور متوسط معادل 1667میلیون ریال درآمد داشته است که با توجه به وسعت خانوار شهری معادل 41/3نفر در هر خانوار، میتوان گفت هر فرد شهری در سال 1401 به طور متوسط ماهانه حدودا 43میلیون ریال درآمد داشته است که همین محاسبات برای هر فرد روستایی معادل 24میلیون ریال است. فاصله درآمد خانوارهای شهری و روستایی از سال 1397 تا سال 1401 کاملا نزولی بوده است و این بدان معناست که فاصله درآمد شهری و روستایی در سالهای اخیر کاهش یافته است. مقایسه این نسبت با نسبت هزینهای که قبلاً ارائه شد نیز نشان میدهد که فاصله خانوارهای شهری و روستایی بیشتر در حوزه درآمد است تا هزینه. در طول شش سال از 1396 تا 1401 تنها در یک سال (1397) این نسبت (درآمد شهری به روستایی) افزایش یافته (از 82/1 در سال 1396 به 87/1 در سال 1397). از طرف دیگر محاسبات در نمونهگیری مرکز آمار ایران نشان میدهد که نسبت درآمد به هزینه خانوار معمولا بیش از یک بوده و به دلیل نزدیکی درآمد و هزینه در نقاط شهری و نقاط روستایی، فرض بر این است که بودجه خانوارها به طور متوسط دارای تراز بوده است ولی به جز دو سال (1397 و 1398) تراز بودجه روستاییان مناسبتر از خانوارهای شهری بوده است.
نکته آخر به عنوان استنتاج از نتایج منتشره توسط مرکز آمار ایران، موضوع دوگانگی شهری و روستایی است که در ادبیات اقتصادی به دوگانگی سنتی (TRADITIONAL
DUALITY) موسوم است. فاصله شهرها و روستاها از جنبههای مختلف قابل بحث است که یکی از آنها معمولا همین مقایسه درآمد و هزینه خانوارهای شهری و روستایی است. براساس یافتههای مرکز آمار ایران که بیان شد، دوگانگی شهری و روستایی یا همان دوگانگی سنتی تایید نمیشود ولی این امر میتواند ناشی از اریب در نمونهگیری (SAMPLING ERROR)
یا کماظهاری و بیشاظهاری خانوارها باشد که در این زمینه توابع محاسباتی میتواند کارایی بیشتری داشته باشد. مسیر دوم تحلیل، مربوط به دوگانگی فنی
(TECHNICAL DUALITY) است که به اختلاف سطح تکنولوژی در این دو مناطق مربوط میشود. این اختلاف در تمامی کشورها وجود دارد ولی باید سطح اختلاف و معنیدار آن بررسی شود که در نوشتاری دیگر به این موضوع پرداخته میشود.
*پژوهشگر

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد