26 - 01 - 2018
آینههای روبرو
فیلمنامه «آینههای روبرو» سال ۱۳۵۹ توسط بهرام بیضایی نوشته شد اما هیچگاه امکان ساختهشدن این فیلم فراهم نشد. تنها اثر استاد بیضایی است که مستقیم به مسایل مربوط به انقلاب ایران در سال ۵۷ میپردازد و در ذات خود یکی از عاشقانهترین آثار بیضایی است. بیضایی کمتر اینگونه عاشقانه نوشته و این اثر به عقیده بسیاری از صاحبنظران و علاقهمندان آثار بیضایی عاشقانهترین اثر اوست و خود بهرام بیضایی هم علاقه شخصی به این اثر دارد.
بیضایی در بخش از مقدمه مفصل این کتاب در سال ۵۹ نوشته: هر نوع برداشت اعم از نمایش، نمایش رادیویی، فیلم سینمایی، فیلم کوتاه، فیلم تئاتر و غیره منحصرا تا ابد در انحصار نویسنده است که نشان از دلبستگی استاد به این اثر است. با این حال فیلمتئاتر «آینههای روبرو» پس از ۳۷ سال توسط محمد رحمانیان در تالار وحدت روی صحنه رفت.
نوشتن فیلمنامه «آینههای روبرو» شاید بخشی از پاسخ بیضایی به این پرسش بوده که اساسا چرا در سال ۵۷ در ایران انقلاب اسلامی به وقوع پیوست.
این فیلمنامه دوبار توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است و پس از سالها توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان تجدید چاپ شده است. علاقهمندان میتوانند این کتاب را از وبسایت این انتشارات با تخفیف خریداری کنند.
جلوی اداره زندان. روز.خارجی (رمان گذشته)
شلوغی جمعیت. مامور از لای در ظاهر میشود.
مامور: آقای حقنظر- آقای حقنظر داریم اینجا؟
پدر دستش را بین جمع بلند میکند و سعی میکند صدایش را برساند.
مامور: امروز ملاقاتی دارین.
پدر ناگهان نزدیک است که از وحشت بیفتد.
پدر: یعنی چه، منظورش چیه؟ دارن به ما اجازه میدن؛
یعنی کارش تمومه؟
افتخاری: بریم جلو آقاجان؛ سوءتفاهم شده
میرسند به نزدیکی مامور
پدر: حقنظر من هستم- دبیر بازنشسته
مامور: (به فهرستی که در دست دارد نگاه میکند)
اجازه ملاقات دارین؛ فقط یه نفر.
پدر: (قلبش را میگیرد) من نمیتونم باهاش روبهرو بشم.
افتخاری: (پدر را میگیرد که نیفتد) من کمکشون میکنم.
پدر: نمیتونم!
نزهت: (به پدر) پس چی؟
افتخاری: تو برو!
پدر: بگو هر کاری از دستمون برآد کوتاهی نمیکنیم.
مامور (بیحوصله) :چی شد؟
نزهت: من میآم.
مامور: فقط یک ربع!
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد