7 - 05 - 2023
تاریکخانه سلطنتی
گروه بینالملل- مراسم تاجگذاری چارلز سوم، پادشاه بریتانیا و کامیلا همسرش به عنوان ملکه این کشور روز شنبه در کلیسای وست مینیستر لندن برگزار شد. این تاجگذاری پس از مرگ ملکه الیزابت دوم و بعد از گذشت هفتاد سال انجام شد و با گذاشته شدن تاج سلطنت بر سر چارلز سوم، وی به طور رسمی پادشاه بریتانیا شد.
این مراسم که مطابق با آیین و رسوم مذهبی و سنتی بریتانیا روز گذشته انجام شد در نوع خودش با حاشیههایی نیز همراه بود، به طوری که همزمان با فراخوان مخالفان سلطنت برای اعتراض در روز شنبه، گراهام اسمیت رهبر گروه ضدسلطنت جمهوری به همراه ۵ نفر از اعضای این گروه دستگیر شدند و پلیس نیز پلاکاردهای اعتراضی را در جریان تجمع در میدان ترافالگار لندن توسط پلیس ضبط کرد. در همین رابطه بود که طبق گزارشی که خبرگزاری یورونیوز منتشر کرده، گروه جمهوری در واکنش به اقدامات پلیس بریتانیا در توئیتی نوشت: آیا این دموکراسی است؟
پادشاه بیمیل
طبق گزارشی که اکونومیست در این خصوص منتشر کرده، چارلز سوم در حالی رسما پادشاه بریتانیا بود که به نظر میرسد وی هرگز مشتاق رسیدن به تاج پادشاهی نبوده، زیرا در ۲۰سالگی وقتی از او پرسیدند که چه احساسی در مورد شاه شدنش دارد به صراحت گفته بود: وحشتناکترین حس اجتنابناپذیر! البته برای پیشینیان او نیز تقریبا چنین حسی وجود داشت؛ مثلا ادوارد هشتم سلطنت را مشغلهای مشقتبار توصیف کرده و گفته میشود که جورج ششم نیز در روز تاجگذاری خود با احساس غرقشدگی از خواب برخاسته است.
گفتنی است مراسم تاجگذاری همانطور که وبسایت سلطنتی توضیح داده، یک مراسم مذهبی رسمی است؛ موضوعی که به گفته برخی از تحلیلگران با توجه به اتفاقاتی که برای خانوادههای سلطنتی در طول قرن بیستم در سراسر دنیا رخ داده، نشان میدهد که امر سلطنت دیگر به دنیای مدرن تعلق ندارد و تنها ۲۲ درصد از کشورهای جهان هستند که یک حکمران موروثی به عنوان رییس دولت دارند. این مساله اکنون برای بریتانیا به عنوان کشوری با میراث قدیمی پادشاهی نیز تبدیل به یک موضوع مهم شده؛ چرا که طبق گزارش مرکز تحقیقات اجتماعی انگلستان تعداد بریتانیاییهایی که سلطنت را بسیار مهم میدانند، از ۶۵ درصد در سال ۱۹۸۳ به ۲۹ درصد کاهش یافته است. با این حال رسانهها و تحلیلگران موافق سلطنت نیز وجود نظام پادشاهی مشروطه را عاملی در جهت وحدت ملی و حفظ تمامیت ارضی قلمداد میکنند.
ابهامات و سوالات بیپاسخ در مورد ثروت پادشاه
در واقع پادشاهی به عنوان یک کهن سیستم حکمرانی در جهان امروز در ترکیبش با بوروکراسی دولتی و اجرایی تبدیل به جدالی هم آشکار و هم پنهان میان سنت و مدرنیته شده است.
به همین دلیل است که گزارش روزنامه گاردین در روز تاجگذاری چارلز سوم میتواند در نوع خود حائز اهمیت باشد. سایت این روزنامه در گزارشی با عنوان چرا ثروت سلطنتی را در آستانه تاجگذاری زیر ذرهبین میگذاریم، آورده است: آنها (خانواده سلطنتی) فوقالعاده ثروتمند هستند؛ از کاخها، قلعهها، ماشینهای گرانقیمت و جواهرات نفیس گرفته تا آن چیزهایی که قادر به دیدنشان نیستید، مانند شرکتهای موروثی که معاف از مالیات هستند و سبد سهامی که سود سالانه آن تضمین شده است. حال در مورد اینکه چرا باید در خصوص ثروت خانواده سلطنتی تحقیق کنیم، اولین و سادهترین پاسخ این است که از دولت و دفتر نخستوزیر گرفته تا شوراهای محله، امور مالی مورد حسابرسی دقیق قرار دارد، به این علت که از بودجه عمومی تامین میشوند، اما در مقابل زندگی پادشاه از زمان تولد تا مرگ با هزینه مالیاتدهندگان تامین میشود.
پاسخ دوم این است که رفتار مالی خانواده سلطنتی به گونهای است که گویا همیشه چیزی برای پنهان نگه داشتن وجود دارد. در واقع وضعیت مالی آنها بر اساس فرمولی رقم میخورد که درآمد سالانه آنها نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش مییابد.
طبق گزارشی که گاردین منتشر کرده، برای چندین دهه، سهام خانواده سلطنتی از طریق یک شرکت مخفی در بانک انگلستان از قانون شفافیت مصون مانده و قوه قضاییه نیز وصیت نامه پادشاهان را در طول یک قرن گذشته از نظارت عمومی پنهان کرده است. در همین رابطه سوال مهم صرفا این نیست که چارلز سوم به عنوان پادشاه چقدر ثروتمند است، بلکه مساله مهمتر این است که چه مقدار از ثروت خصوصی پادشاه از نقش عمومی او ناشی میشود.
نخستین مساله در خصوص ثروت شخصی چارلز سوم این است که هیچکس دقیقا نمیداند او چه مقدار ثروتمند است، زیرا قرنها ازدواج سلسلهای با اشراف بریتانیا و خانههای سلطنتی اروپا، خانوادهای را به وجود آورده که تاریخ شخصی آنها با داستان ملی بریتانیا در هم آمیخته شده و ثروت شخصی آنها نیز از موقعیت عمومیشان جداییناپذیر است.
از طرف دیگر منتقدان معتقدند که یک فرهنگ احترام توام با رازداری خانواده سلطنتی را احاطه کرده که به آنها اجازه میدهد با توجه به اینکه اسما نقشی در اعمال حکمرانی ندارند، خود را فراتر از استانداردهای تحقیق و تفحص قرار داده و هر گونه سوالی از خود را به صورت پیشفرض یا نادیده بگیرند یا رد کنند. به عنوان مثال وقتی برخی از رسانهها از روابط عمومی نهاد سلطنت در مورد ثروت پادشاه یا اینکه کدام جواهرات متعلق به دولت است، سوال پرسیدهاند، پاسخها از اینکه به واسطه مشغله بعدا به سوال شما جواب داده میشود تا اینکه رسما اعلام شود به شما ربطی ندارد، متغیر بوده است!
یک چیز دیگر نیز در این میانه از اهمیت زیادی برخوردار است که تخمین زده میشود ثروت چارلز سوم چیزی حدود ۸/۱ میلیارد پوند است، اما وقتی آرشیو پارلمان که قدمت آن به سال ۱۹۵۲ بازمیگردد جستوجو شده، شواهد نشان میدهد که چارلز و مادرش ملکه الیزابت با هم بیش از ۲/۱ میلیارد پوند سود سالانه از داراییها را کسب کرده و ملکه مادر تا پایان سلطنت خود ۱۰ برابر بیشتر از ابتدای آن دستمزد دریافت کرده است.
این تنها بخشی از ماجراست، چراکه وقتی به سراغ هدایا میروید موضوع بسیار گستردهتر میشود. به عنوان مثال امروز تمبرهای اهدایی از دولتهای کامبوج و لائوس به ارزش تخمینی ۱۰۰ میلیون پوند وجود دارد که جزئی از اموال خاندان سلطنتی شمرده میشود. علاوه بر این آثار هنری گرانقیمتی نیز از جمله اموال سلطنتی به حساب میآیند. همچنین یک یادداشت ۱۰۰ ساله در کتابخانه بریتانیا از غارت شهر لاهور پاکستان در سال ۱۸۴۹ وجود دارد که نشان میدهد ملکه ویکتوریا از حجم الماس، یاقوت، مروارید و زمردی که نصیبش شده به وجد آمده است.
به همین دلیل موضوع مهم در ساحت سیاسی بریتانیا این است که اگر خاندان سلطنتی به این میزان ثروتمند هستند، چرا سالانه ۸۶ میلیون پوند از مجلس حقوق میگیرند و اگر املاک آنها واقعا خصوصی است، چرا مالیات آنها را نمیپردازند؟ چنین سوالی چالش اساسی برای ماهیت نظام پادشاهی بریتانیا در یک جامعه مدرن است؛ نظامی که شکوه، ثروت و قدرت آن در قرن نوزدهم با مسائلی مانند اتحاد و نمایندگی ملت توجیه میشد، اما امروز مشخص نیست آیا این تاجگذاری قرن بیست و یکمی قادر به برقراری اتحاد در بطن یک دموکراسی مدرن است یا خیر.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد