24 - 11 - 2022
اصلاحات شاید. . .
اعلام صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری به بخشی از شور و هیجان و التهابات فضای سیاسی پایان داد و در واقع آنها را به لایههای زیرین اجتماع هدایت کرد. این کارکرد در نفس امر برآمده از فضای ذهنی ناشی از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است. میتوان شرایط پدیدآمده در جامعه را پس از اعلام صلاحیت کاندیداها، شبیه پایان یک مرحله از انتخابات دانست.
در این مرحله کسانی که ظرفیت تهییج افکار عمومی را داشتند کنار رفتند و تفاوت چندانی در سطح سیاسی و دیدگاه باقیماندگان مشهود نیست. به نظر هم نمیرسد چه از نظر شخصیتی و چه تکثر دیدگاهها، هیجان خاصی در دو، سه هفته آینده بروز کند. منتهی برگزارکنندگان انتخابات باید تلاش زیادی بکنند تا ضمن ایجاد رقابت کدخدامنشانه، مردم را هم به پای صندوقها بکشانند.
البته یک نکته مهم انتخابات آینده این است که هیچ یک از کاندیداها به استثنای قالیباف ظرفیت احمدینژاد شدن و کشاندن مدیریت سیاسی و اقتصادی کشور به ورطههای خطرناک را ندارند ولی قالیباف هم که در این چند روز بر سر پخش اظهاراتی از او درباره برخورد با دانشجویان در سالهای ۷۸ و ۸۲ فشارهای سنگینی را متحمل شده، در دوران مدیریتش بر شهرداری تهران نشان داد که اگرچه دیسیپلین نظامی او ممکن است برایش دردسرساز شود ولی او این قابلیت را دارد که کشور را با بهرهگیری از مدیران با تجربه از سلایق گوناگون مدیریت کند اما او هم با دیگر کاندیداهای همترازش از این جهت تفاوتی ندارد که میراث مدیریت هشت ساله احمدینژاد را بر اقتصاد و سیاست کشور بر دوش میکشد.
در مدیریت سیاست خارجی کشور اما وضع به گونه دیگری است. چنانچه اسفندیار رحیم مشایی در انتخابات حضور مییافت و پیروز میشد، سرنوشت سیاست خارجی به ویژه در بحث هستهای و مقابله با تحریمها در وضعیت ابهام قرار میگرفت؛ چون با تکرار الگوی پوتین- مدودف معلوم نبود سیاست تهاجمی احمدینژاد را در پیش میگرفت یا به سبک و شیوه خود عمل میکرد ولی با حضور شخصیتی چون هاشمیرفسنجانی با اعتبار منطقهای و جهانی این امکان وجود داشت که کشور آهسته آهسته دوران بحران را پشت سر بگذارد و با بازتنظیم سیاست خارجی دست به تنشزدایی در مناسبات منطقهای و جهانی ایران بزند. در مورد هر یک از کاندیداهای باقیمانده چون ولایتی، حداد عادل، جلیلی و رضایی که توانایی رای آوری پایینی دارند، هر کدام که به پاستور نزدیک شوند نخواهند توانست به آسانی بر شرایط دشوار ناشی از تحریمها فائق آیند. البته در مورد دو کاندیدا که با شعار اصلاحطلبانه وارد میدان شدهاند، پشت سر گذاشتن دشواریهای بینالمللی آسانتر است ولی مشکل این دو نفر، یعنی حسن روحانی و محمدرضا عارف در این است که در شرایط فروکش کردن هیجانات انتخاباتی معلوم نیست تا چه اندازه بتوانند حامیان بالقوه خود را به پای صندوقهای رای بکشانند. آشتی هواداران بالقوه این دو با صندوقها در صورتی است که رهبران دو گرایش
اصلاحات، یعنی محمد خاتمی و اکبر هاشمیرفسنجانی بتوانند دست به تهییج و بسیج نیروهایشان بزنند که در آن صورت هم رقابت عارف و حسن روحانی عملا بخت چندانی برای پیروزی یکی از این دو باقی نمیگذارد مگر آنکه این دو و حامیانشان بر سر کنار رفتن یکی و در جایگاه معاون قرار گرفتن دیگری به توافق برسند. در این میان محمد غرضی وضعیتی منحصر به فرد دارد؛ کسی که با وجود مدیریت قوی در بخشهای نظامی و اقتصادی به مدت ۱۶ سال از فضای سیاسی کشور غایب بوده و همچون میرحسین موسوی به ناگاه خود را در معرض دید و قضاوت عموم قرار داده با این تفاوت که هیچیک از جریانهای سیاسی در پشت او قرار ندارند و خودش هم به گونهای هندوانه سربسته است. در مجموع نمیتوان انتظار داشت هیچ یک از نامزدهای موجود بتوانند شاهد شگفتی را در آغوش بگیرد. هر چند برخی چنین اعتقادی درباره سعید جلیلی دارند که ممکن است آرای سازماندهی شده را به سمت خود بکشاند و کلید پاستور را از احمدی نژاد تحویل بگیرد اما باید دید در روزهای مانده به انتخابات احمدینژاد چه هنرهایی در آستین دارد؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد