13 - 07 - 2023
اقتصاد چرخشی جهان و درسهایی برای ایران
فائزه هدایت نظری*
«اقتصاد چرخشی» به عنوان شیوهای برای دستیابی به حفاظت بیشتر از منابع تجدیدناپذیر و تحول الگوهای تولید و مصرف جهانی به یک مدل مهم اقتصادی در دستور کار سیاستگذاران جهانی بدل شده است. به عنوان مثال، کمیسیون اروپا یک برنامه عملی برای اقتصاد چرخشی تهیه کرده است (که بر طراحی جامع مبتنی بر معیارهای دوستدار محیطزیست، خرید دولتی سبز و بهبود شرایط تامین مالی برای اقتصاد چرخشی تمرکز دارد) و اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDGs) نیز به طور برجسته اصول حلقه بسته زنجیره ارزش را تحت عنوان «اطمینان از مصرف پایدار و الگوهای تولید» تنظیم کرده است.
البته تحقق اهداف اقتصاد چرخشی همچنان یک مساله اساسی و جهانی است و به طور مثال در سیستم مدیریت زباله، کشور آلمان که یکی از پیشرفتهترین سیستمهای مدیریت پسماند جهان را دارد (که هدف اصلی آن دفع زبالهها به گونهای است که برای مردم و محیطزیست امن باشد)، در سالهای اخیر فقط حدود ۱۴ تا ۲۰ درصد از موادخام مورد استفاده در صنعت از فرآیندهای بازیافتی مشتق شده است و باقیمانده مواد خام صنعتی همچنان از مواد اولیه عمدتا طبیعی و تجدیدناپذیر تامین میشوند.
در واقع، هنوز هم اقتصاد چرخشی جهان در مقیاس بزرگ اجرایی نشده است و مواد بازیافتی، یعنی موادخام ثانویه که از زبالهها و پسماندها بازیابی میشوند، در حجم وسیع به فرآیندهای تولید و استفاده بازنگشتهاند، اما اگر این سیستم بهبود یابد، میتوان از رخدادهای نامطلوبی نظیر از دست دادن ارزش محصولات تولیدی در قالب پسماندها، وابستگی به بازارهای ناپایدار کالاها و منابع، بهرهوری پایین منابع و اثرات محیطی در قالب آلودگیهای محیطزیستی و مشکلات بهداشتی جلوگیری کرد و حتی سهم اقتصاد چرخشی در عملکرد اقتصادی با پسماند صفر و کمکربن را بهبود بخشید.
حرکت به سوی دیجیتالی شدن صنعت
یکی از رویکردهای مهمی که امروزه به عنوان عامل تسریعکننده گذار از اقتصاد خطی به اقتصاد چرخشی جهان شناخته میشود، حرکت به سوی دیجیتالی شدن صنعت و توانمندسازی صنایع و مدیریت بخش پسماند از طریق «اقتصاد دیجیتال» است. از آنجا که ایده اساسی اقتصاد چرخشی یا حلقه بسته این است که ارزش محصولات و اجزای آن را تا زمانی که به پایان عمر مفید خود میرسند، حفظ کند، این امر نیاز به یک رویکرد پیادهسازی یکپارچه دارد که قابلیت بازیافت محصولات را در مرحله طراحی در نظر گیرد، فرآیند استفاده از آنها را گسترش دهد و تضمین کند که مواد بازیابیشده میتوانند پس از استفاده و مصرف نیز به طور قابلتوجهی مورد کاربرد مجدد قرار گیرند و بارها و بارها به چرخه تولید و مصرف بازگردند. اقتصاد دیجیتال در این راه میتواند عامل توسعهدهنده انواع مدلهای کسبوکار نوآورانه باشد و با توسعه اقتصاد به سوی مدیریت پسماند ارتقاءیافته، اشتراکگذاری داده و کالاها یا اجاره چندین باره محصولات راهکارهای نوین در این خصوص ارائه کند. در ادامه به برخی از راهکارهای اقتصاد دیجیتال در تسریع گذار به اقتصاد چرخشی اشاره شده است:
الف) مدیریت دادههای اقتصاد چرخشی: تحول به یک اقتصاد چرخشی موفق، نیازمند هماهنگی گسترده جریانهای مادی و اطلاعاتی در میان گروهها و بازیگران متعدد صنعت و بازار در فرآیندهای حلقه بسته است تا اطلاعات در مورد کمیت و به ویژه کیفیت محصولات یا مواد خام جمعآوری و حفظ شوند. این دادههای مهم اطلاعاتی باید به موازات مواد مادی در چرخه ارزش نگهداری شوند تا پسماندها و زبالهها بتوانند به یک منبع قابل پردازش تبدیل شوند.
تولید دادهها در زمان واقعی
از این رو تحول دیجیتال میتواند راهحل مناسبی در این خصوص ارائه دهد و به عنوان «حلقه گمشده» برای اجرای اقتصاد چرخشی در گردآوری، حفظ و پردازش دادههای این حوزه مد نظر قرار گیرد. به طور مثال، شبکهسازی و کاربرد سیستمهای فیزیکی-سایبری امکان میدهد تا اطلاعات محصولات در کل فرآیندهای تولید، توزیع، مصرف و پس از آن رصد و پایش شوند. به منظور تحقق اهداف اقتصاد چرخشی، این اطلاعات باید در سراسر چرخه عمر مواد و محصولات گسترش یابد و همچنین اطلاعات مختلفی نظیر موقعیت مکانی، ترکیب مواد یا حتی رد پای مواد در محیطزیست گردآوری شود و عدم تقارن اطلاعات به طور معنیداری کاهش یابد.
در این راستا، ابزارهایی نظیر حسگرها که در بستر انقلاب صنعتی چهارم (اقتصاد دیجیتال) توسعه یافتهاند، امکان جمعآوری و تولید دادهها در زمان واقعی و بهروز کردن دادهها را با دقت و سرعت فراهم میکنند و سپس از آن اطلاعات میتوان برای برنامهریزی فرآیندهای تولید استفاده کرد. علاوه بر آن، اپلیکیشنهای تجزیه و تحلیل دادهها (دادههای بزرگ) میتوانند اطلاعات مربوط به استفادههای مراحل بعدی، راهحلهای لجستیکی و توزیعی (نظیر اوبر برای پسماند) را عملی کنند. در واقع، تطبیق و متعادلسازی میزان عرضه و تقاضای پسماندها (در قالب کالاهای دست دوم یا مواد خام ثانویه) میتواند با استفاده از راهحلهای مبتنی بر اینترنت انقلاب جدیدی را برای صنایع ایجاد کند و یک بازار خودکار، آیندهنگر و مبتنی بر پلتفرمهای دیجیتال تدارکات فراهم شود و این اتفاق مهم میتواند به کاهش هزینههای جستوجو و معامله مواد و محصولات ثانویه منجر شود. دستیابی به مقیاسپذیری اقتصاد چرخشی آسانتر میشود، زیرا شفافیت بیشتری در مورد مقادیر مادی در صنایع مختلف ایجاد خواهد شد. در یک سیستم هوشمند از این نوع، قابل تصور است محصولاتی که برای بازیافت در دسترس هستند، به طور خودکار از طریق اینترنت اشیاء در پلتفرمهایی بر اساس اطلاعات مربوطه شناسایی و معرفی شوند و استفادههای احتمالی برای آنها ایجاد شود. باید در نظر داشت بااهمیت یافتن کمبود دسترسی به منابع طبیعی و مسائل آلودگی محیطزیست، در آینده نه چندان دور مواد بازیافتی با قیمتی ارزانتر از مواد اولیه خام معامله شوند و این ایده میتواند روند حرکت به سوی اقتصاد چرخشی دیجیتال را تشویق کند. علاوه بر آن، بازیافت نیز به یک مزیت رقابتی فنی تبدیل خواهد شد و برنامههای زنجیره بلوکی میتواند با کاربردهای جدید برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات در یک قالب ناشناس و رمزگذاری شده استفاده شود، بدون اینکه رقبا قادر به ردیابی دادههای مربوط به فناوریهای تولید اختصاصی باشند. ب) حمایت کسبوکارهای کوچک و متوسط (SME)ها و بازیگران دیجیتال: اگر ساختار شرکتها در اقتصاد چرخشی با اقتصاد خطی و روندهای کلاسیک مقایسه شود، واضح است که نسبت قابلتوجهی از شرکتهای کوچک و متوسط به عنوان استارتآپهای فناور وجود دارند که میتوانند در فرآیند دیجیتالی شدن اقتصاد چرخشی (با توسعه اقتصاد اشتراکی، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و غیره) نقش حمایتی ایفا کنند، البته این کسبوکارها نیاز به حمایت ویژه دارند تا بتوانند بر موضوع اقتصاد چرخشی و مدلهای کسبوکار چرخشی تمرکز کنند و بر چالشهایی مشتمل بر نیاز به سطح بالایی از سرمایهگذاری (و در نتیجه پذیرش مخاطرات با وجود چشمانداز قابلتوجهی از موفقیت)، مجموعهای از سوالات حقوقی (حفاظت از دادهها و مالکیت معنوی و غیره) و کمبود ظرفیت تقاضا در مراحل اولیه شروع به کار پاسخ دهند.
ج) تحول صنایع سنتی به صنایع اقتصاد دیجیتال: مرزهای فعالیت سنتی داخل شرکتها به طور پیوسته در حال از بین رفتن است و تحول فعالیت شرکتها به طور فزایندهای به تحول دیجیتال سازمانی منجر شده است، لذا اکوسیستمهای بزرگتر اقتصادی نیز تحت تاثیر قرار گرفتهاند.
چنین اکوسیستمهایی ممکن است بر اساس مشارکت و همکاری باشد یا از طریق گسترش استراتژیک فعالیتهای تجاری شرکتها ایجاد شود. بدین ترتیب، صنایع جدید برای دسترسی به قابلیتهای جدید نظیر تولید مجدد (توسعه تولید مواد ثانویه با کیفیت بالا)، تعمیرات، مدیریت بازیافت و غیره همکاری میکنند. شرکتهای پیشرو در بخش خردهفروشی نیز به شدت در جمعآوری، مرتبسازی و بازیافت زبالههای مختلف (نظیر زبالههای حاصل از انواع بستهبندی) درگیر هستند و این فعالیتها را میتوانند به بخش اقتصاد چرخشی گسترش دهند. در نتیجه، این نوع از توسعه مستلزم آن است که شرکتها در نقش خود در سیستم اقتصادی تجدیدنظر و رویکرد «تثبیت منابع برای حداکثرسازی بهرهوری» را اتخاذ کنند که فرهنگ به اشتراکگذاری دادهها و همکاری درون و بین صنایع گوناگون را ترویج میکند.
نکات کلیدی
براساس یافتههای مستخرج از راهکارهای اقتصاد دیجیتال در توسعه اقتصاد چرخشی جهان، در ادامه درسهایی برای ایران در ۳ محور اصلی احصاء و ارائه شده است:
الف) تعهد به اقتصاد دیجیتال و اقتصاد چرخشی به عنوان مهمترین عوامل تحولآفرین سیاستگذاری کشور. باید در نظر داشت گذار صنعت از تولید کالاها به بخش خدمات و حرکت از اقتصاد سنتی به اقتصاد دیجیتال، به ویژه اقتصاد چرخشی کشور امری ضروری است و نمیتوان آن را به آینده موکول کرد یا سیاستگذاری برای آن را به تعویق انداخت، چراکه هر روز به میزان تولید پسماند خانگی و صنعتی کشور و انباشت آن در محیطزیست افزوده میشود و راهکار مناسب برای مقابله با آن هنوز در دسترس نیست.
از سوی دیگر، تحولات فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم و توسعه اقتصاد دیجیتال در صنایع جهان تداوم یافته است و میتواند راهحلی برای این مساله و تحقق اقتصاد چرخشی باشد. از این رو متولیان دولتی، سازمان حفاظت از محیطزیست، انجمنهای صنعتی و شرکتهای پیشرو باید ابتکار عمل را برای اطمینان از دیجیتالی شدن متمرکز، با شتاب و مسوولانه به سوی اقتصاد چرخشی کشور در اولویت برنامههای خود قرار دهند. بدین ترتیب شاید بتوان به تسریع تحقق اهداف کاهش آلودگی محیطزیست و حفاظت از منابع طبیعی همراه با کاربرد چندباره منابع تجدیدناپذیر موجود در کشور امیدوار بود.
ب) حمایت از توسعه نوآوریهای اقتصاد دیجیتال در راستای گذار به اقتصاد چرخشی. توسعه و خلق فناوریهای نوین، ارتقای تحقیق و توسعه در حوزههایی نظیر: تجارت الکترونیک، لجستیک معکوس، هوش مصنوعی، تحلیل و مدیریت دادههای بزرگ و اینترنت اشیاء از اهمیت زیادی در تحقق اهداف اقتصاد چرخشی برخوردار است که حمایت کافی و سرمایهگذاری گسترده در این حوزه میتواند زمینهساز پیادهسازی این نوآوریها در زنجیره ارزش صنایع کشور باشد و تحول از زنجیره ارزش خطی به چرخشی را ممکن کند. در واقع، حمایت از نوآوریهای دیجیتال که مبنای توسعه مدلهای کسبوکار جدید و مبتنی بر تحقق مسوولیت اجتماعی در قبال کاهش اثرات زیستمحیطی و افزایش رفاه بلندمدت جامعه هستند، موجبات بهبود اقتصادی را فراهم کرده و استفاده از ظرفیتهای داخلی به ویژه امکانات و پتانسیلهای دیجیتال کشور را در راستای توسعه اقتصاد چرخشی محقق میکند. ج) مشارکت همگانی در تحقق اقتصاد چرخشی کشور.
دسترسی عمومی به اینترنت پرسرعت و همگانی و زیرساختهای انقلاب صنعتی چهارم با هزینه اندک از یک سو و نیاز به برگزاری انواع کنفرانسها و همایشهای علمی و تخصصی، ارائه گزارشهای مختلف تخصصی و عمومی از عمده وظایفی است که باید در راستای تحول به سوی اقتصاد چرخشی برای آن زمان و بودجه کافی اختصاص یابد. این امر به آن دلیل است که فرهنگسازی کلید موفقیت واقعی در فراگیر شدن اقتصاد چرخشی است و با آگاهسازی تمامی اقشار جامعه (در راستای کاهش انواع تولید پسماند خانگی و صنعتی، تفکیک پسماند از مبدا و توجه به ارتقای مدیریت پسماند) و پذیرش چرخش چندباره انواع مواد و کالاها با توسعه اقتصاد چرخشی دیجیتال انجامپذیر است.
از این رو بر مبنای مشارکت بخش خصوصی و دولتی و همچنین فعالیتهای فردی، گروهی و اجتماعی به شیوهای سیستماتیک میتوان از هدررفت منابع که سرمایههای تجدیدناپذیر و محدود کشور هستند جلوگیری کرد و برای مقابله با آلودگیهای منابع طبیعی و همچنین حفظ منابع طبیعی اقدامی جدی کرد.
* عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد