17 - 12 - 2022
به شکوفهها به باران برسان سلام ما را
مسعود سلیمی
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی به عنوان یک پژوهشگر ادب و زبان فارسی، صاحب آثاری است که از نظر کمی و کیفی او را بالاتر از شفیعی کدکنی شاعر قرار میدهد.
آثار انتقادی این نویسنده از تصحیح نوشتههای کلاسیک فارسی تا نگارش مقالههایی در حوزه نظریه ادبی، چون موسیقی شعر، تصحیح اسرارالتوحید، صور خیال در شعر فارسی یا تصحیح دیوان عطار از کتابهای معتبر و مرجع در ادبیات ایران به حساب میآید.
در میان مجموعه شعرهای شفیعی کدکنی میتوان به «زمزمهها»،
«از زبان برگ»، «بوی جوی مولیان» و از همه پرآوازهتر به «در کوچه باغهای نیشابور» و «هزاره دوم آهوی کوهی» اشاره کرد.
***
محمدرضا شفیعی کدکنی، ۱۹ مهرماه ۱۳۱۸ در کدکن از توابع تربت حیدریه به دنیا آمد. او هیچگاه به دبستان و دبیرستان به صورت مرسوم کنونی نرفت و از کودکی نزد پدرش و سپس در خدمت مرحوم ادیب نیشابوری به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت. فقه، کلام و اصول را پیش شیخ هاشم قزوینی و آخرین مراحل درس خارج فقه را هم نزد آیتالله میلانی آموخت.
شفیعی کدکنی با کسب رتبه نخست در کنکور، به دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت و پس از گذراندن دوره کارشناسی در زبان و ادبیات فارسی مدرک دکتری خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد.
دکتر شفیعی کدکنی در ۱۳۴۸ تدریس در دانشگاه تهران را شروع کرد که همچنان هم به این کار به عنوان استاد ممتاز ادامه میدهد. آمده است که مرحوم استاد بدیعالزمان فروزانفر، ادیب و فارسیشناس معتبر زیر برگه استخدام وی اینگونه نوشته بود: «احترامیت به فضیلت».
***
شفیعی کدکنی به عنوان یک پژوهشگر تاریخ و ادب فارسی، در زمینه تصحیحگری متون، نمونههای متعالی از انتقاد، تعبیر و تفسیر از خود بر جای نهاده است. به باور آگاهان و اهالی شعر و ادب فارسی، تصحیح کتابهایی چون اسرارالتوحید، منطقالطیر، مصیبتنامه یا مقامات و حالات ابوسعید و همچنین نوشته بر دریا (شرح مقامات ابوالحسن فرقانی) از بهترین نمونههای تصحیح انتقادی متن در ادبیات فارسی به شمار میآید.
از زمینه نقد ادبی هم، آثار معتبری از شفیعی کدکنی بر جای مانده که میتوان از «موسیقی شعر» یا «صور خیال» و از «جامی تا روزگار ما» نام برد که جدا از جذابیتی که برای خواننده علاقهمند به ادبیات فارسی دارد به عنوان منابع پژوهشی هم مورد بهرهبرداری پژوهشگران و دانشجویان قرار میگیرد.
***
شفیعی کدکنی از آغاز دهه ۶۰ خورشیدی به پژوهش در تاریخ با رویکرد به تصحیح متون ادبیات عرفانی روی آورد.
وی بر این باور است که «حرکت به سوی مدرنیته بدون شناخت سنت دشوار است.» تاریخگرایی شفیعی کدکنی بدون اتکا به پشتوانه تئوریک مشخص، با پایبندی به مستندسازی با متون تاریخی همراه است.
در تعبیر و تفسیر اندیشههای شفیعی کدکنی، گاه از گرایشهای او به فرمگرایی سخن گفته میشود. در کتابهایی چون موسیقی شعر، صور خیال در شعر فارسی یا بیدل شاعر آیینهها، اصطلاحات و جان مایه فرمالیستی به چشم میخورد.
***
شفیعی کدکنی از جوانی به شعر و شاعری پرداخت و نام «م سرشک» را برای خود برگزید. وی در سال ۱۳۴۴ با انتشار کتاب زمزمهها و سپس در ۱۳۴۷ با مجموعه از زبان برگ، توانایی خود را در سرودن غزل و دیگر قالبهای کلاسیک شعر فارسی نشان داد. سرودههای این دو دفتر به ویژه زمزمهها، اگر حال و هوای سبک هندی داشت اما علاقه و اشتیاق او به شاعران خراسانی در آنها دیده میشد.
آشنایی با نیما یوشیج راه شعری او را عوض کرد؛ شفیعی کدکنی با رها کردن بیان و قالب کلاسیک به زبان و شکل شعر نیمایی روی آورد و به تعبیری از شعر تغزلی و غنایی به سمت و سوی آثار اجتماعی و حماسی کشیده شد، تحولی که از مجموعه شبخوانی و از زبان برگ به بعد به روشنی خود را نشان میدهد.
معروفترین دفتر شعر شفیعیکدکنی به نام «در کوچه باغهای نیشابور» که در سال ۱۳۹۰ منتشر شد و از نظر سبک و هنر شعری از مجموعههای پیشین او به مراتب بالاتر است، او را به اوج شهرت رساند.
پس از انقلاب، شفیعی کدکنی پیش از سرودن یا دستکم انتشار دفاتر شعر به کار پژوهش ادبی، نقد و معرفی متون قدیمی ادبیات ایران سرگرم است.
در آخرین مجموعه شعر او به نام «هزاره دوم آهوی کوهی» که در سال ۱۳۶۷ منتشر شد یکی از نابترین سرودههای او را با همین عنوان در خود جای داده است.
در شعرهای شفیعی کدکنی (م سرشک)، وابستگی و دلبستگی شاعر به سنتهای ادبی و مذهبی ایرانی کاملا دیده میشود، از سوی دیگر شاعر زاده تربتحیدریه، در سوردههای خود مخاطب را با طبیعت و مشخصههای فرهنگی خراسان آشنا میکند، سرودههای او به ویژه از دهه ۵۰ خورشیدی به بعد، رنگ و بوی اجتماعی دارد و شاعر در قالب تصاویر و رمز و کنایه، از مشکلات و گرفتاریهای مردم سخن میگوید.
شعرهای شفیعی کدکنی از پشتوانه غنی زبان و ادبیات فارسی و عربی و شناخت گوشههای زبان دری، بسیار برخوردار است.
***
عنوان «هزاره دوم آهوی کوهی» در واقع اشارهای است به بیتی از «ابو حفض سغدی» شاعر سدههای سوم و چهارم هجری. او سروده است:
آهوی کوهی در دشت چگونه دودا
او ندارد یار، بییار چگونه بودا
در تاریخ ادبیات ایران، برخی بر این باورند که این سروده ابو حفض سغدی، نخستین شعر فارسی است، در حالی که بسیاری چنین نظری را مردود میشمارند؛ به هر حال شفیعی کدکنی در بزرگداشت هزارمین سال سرایش این بیت با سفری ذهنی به سرزمین تاریخ ایران، ارتباط و اتصال شعر خود را با ادبیات کهن این مرز و بوم بیان کرده است.
«هزاره دوم آهوی کوهی» شعری است سرشار از اشاره، ایما و اصطلاحات تاریخی که اینگونه آغاز میشود:
تا کجا میبرد این نقش به دیوار مرا؟
تا بدانجا که فرو میماند
چشم از دیدن و
لب نیز ز گفتار مرا
شاعر پس از اشاره به افق لاجوردی نیشابور و کاستیهای کوچک متراکم شده بود و دیوار و ابراز دلتنگی برای «فرغانه» و خاکستر حلاج و گم شدن پوریای ولی میگوید:
این چه حُزنی است که در همهمه کاشیهاست؟
جامه سوگ سیاووش به تن پوشیده است
شاعر با گذر از «سمرقند چو قند» و از «رودسخن رودکی» به «شاخه نیلوفر مرو» میرسد. شاعر با حسی نوستالژیک از «قد افراشته کاشمر» از «آهوی سرگشته کوهی» و با خشم از «خرمن آتش گرفته از فتنه تاتار» سخن میگوید و میرسد به «نقش اسلیمی آن طاق نماهای بلند»:
کیمیا کاری و دستان کدامین دستان
گسترانیده شکوهی به موازات ابد
روی آن پنجره با زینت عریانیهاش
که گذر میدهد از روزن اسرار مرا
و دست آخر سفر را در گمشدگی زمان و مکان، بیپایان مییابد:
در فضایی که مکان گم شده از وسعت آن
***
میروم سوی قرونی که زمان برده ز یاد
تا کجا میبرد این نقش به دیوار مرا؟
***
جدا از نگاه و نقدی که هر کس میتواند و آزاد است با اتکا به تواناییهای علمی و داشتههای ادبیاش به آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی داشته باشد، همه آنهایی که او را میشناسند در یک نکته به داوری مشترک میرسند؛ در این زمانه زر و زور، استاد از معدود انسانهایی است که در این هنگامه خودبیگانگی، ساده و بیتوقع زندگی میکند و به معرفت و کرامت انسانی و مقام هنر و هنرمند فکر میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد