2 - 01 - 2024
تغییر بازارهای منطقه با تحول دیجیتال
خلیل پیری*
تحول دیجیتال پتانسیل تغییر بازارهای منطقه به نفع تولید و تجارت ایران را دارد. اقتصاد دیجیتال ضمن افزایش بهرهوری و کارایی، هزینهها را نیز کاهش خواهد داد، امکان مشارکت صنایع کوچک و حتی مشاغل خانگی در فرآیند ارزآوری، کارآفرینی دیجیتال و مشاغل پایدار با هزینههای کمتر از طریق هایپراتوماسیون امکان مشارکت همه ظرفیتهای موجود را در خلق ارزش ممکن کرده، زنجیرههای ارزش منطقهای را متحول میکند و بستر جهش از صنعت دو به صنعت چهار را پایهریزی خواهد کرد.
راهکارهای نوین مبتنی بر ساختارهای اقتصاد دیجیتال، صنعت چهار، کارخانه و تولید هوشمند امکان تحول در تولید و تجارت کشور در منطقه (ویژه کشورهای در حال توسعه) که امکان همسو شدن ظرفیتهای ملی و منطقهای را محقق میکند، در ادامه موج جدید جهانی شدن و تاثیرات اقتصادی، اجتماعی آن، نقش اقتصاد دیجیتال، کارخانه هوشمند و پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی بینالمللی مبتنی بر صنعت خردهفروشی، صنعت ساختمان، صنعت سلامت، ماشینآلات صنعتی و تجهیزات کشاوری، بخش خدمات به همراه سه پارادایم انقلاب چهارم صنعتی، که تاثیرات حیاتی بر کشور خواهند داشت، تشریح خواهیم کرد.
تولید و تجارت مدرن، ارتقای بعدی جهانی شدن
سهم بخش خصوصی ایران در موج جدید جهانیسازی، که در آن کشورهای در حال توسعه به عنوان جهانیسازان جدید، بازارهای جدید، مصرفکنندگان جدید، همکاریهای جدید، شیوههای جدید تولید و تجارت، رهبران صنعت و فناوری جدید در اختیار دارند. موج بعدی جهانی شدن چه تاثیری بر بخش خصوصی ایران خواهد داشت؟
جهانی شدن به دلیل تاثیری که در فرآیندها و شیوههای مدیریت عملیات ایجاد کرده است، پرکاربردترین کلمه در زمینه کسبوکار امروزی است. این نتیجه ادغام جوامع و اقتصادهاست که توسط فناوریهای جدید، سیاستهای ملی منطقهای و بینالمللی و روابط اقتصادی جدید هدایت میشود. در تعریفی کلی، موج بعدی جهانی شدن به عنوان یکپارچگی و وابستگی متقابل شهروندان فراتر از مرزهای ملی، براساس تعاملات فرامرزهای ملی مبادله کالا، خدمات، سرمایه، ایدهها، فرهنگ و ارزشها تعریف میشود، سیلی غیرقابل کنترل.
زمینه اقتصاد دیجیتال جهانی در دو دیدگاه مفهومی عمده تحلیل میشود: اول به عواملی مانند فناوری، سرمایهگذاری، تجارت، جریان اطلاعات، ارتباطات و تولید فرامرزی (مثل کشت فرامرزی) مربوط میشود، دوم بر یکسانسازی سیاستگذاری اقتصادی، صنعتی و نهادها متمرکز است.
از سال۱۹۸۰ که موج سوم جهانیسازی به شکل اولیه آغاز شد بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان جهانیسازان جدید برای تولید کالا و خدمات تولید وارد بازارهای جهانی شدهاند. سهم تولید در صادرات کشورهای در حال توسعه افزایش چشمگیری داشته است؛ از حدود ۲۵درصد در سال ۱۹۸۰به بیش از ۸۰ درصد در سال ۲۰۲۰ رسیده است. افزایش قابلتوجهی در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی وجود داشته است. این یک تغییر مهم را نشان میدهد، برای اولین بار در تاریخ بشر، کشورهای در حال توسعه فرصت رقابت با کشورهای توسعهیافته را پیدا کردهاند. ادغام اقتصاد جهانی تحت فرآیندی از دههها پیش از طریق تجارت، مهاجرت و جریان سرمایه شکل گرفت ولی نه اینجوری که مرزهای ملی کمرنگ و بازارهای منطقهای ذیل یکپارچگی اقتصادی جهانی رخ دهد.
شبکههای آفلاین (فیزیکی) و آنلاین(دیجیتال)
انقلاب دوم صنعتی باعث برقرسانی انبوه شد، سومین انقلاب صنعتی اختراع ترانزیستورها را نشان داد که باعث افزایش سرعت و کوچک شدن پردازنده و توسعه کامپیوترها و اختراع اینترنت شد. رشد فناوری در ادامه به حدی شد که هر شهروند یک کامپیوتر (گوشی هوشمند) برای انتقال پیامها و اطلاعات به همراه دارد که این مساله امکان ایجاد شبکههای به هم متصل میلیارد نفری را فراهم کرد. در گامی دیگر شبکههای عظیم رایانهای امکان اتصال با دیگر دستگاهها (اینترنت اشیا) را یافتند. این موج تغییرات در جهانی شدن تجارت آنلاین را به اوج رساند و مفاهیم تجارت دیجیتال را توسعه داد. پلتفرمهای دیجیتال صنعتی به کالا و خدمات امکان تبادل با چند کلیک به صورت آنلاین را فراهم میکنند، در نتیجه هزینههای جستوجو، واسطه و… کاهش مییابند، بهرهوری افزایش مییابد و امکان خلق ارزشهای جدید ایجاد میشود. تجارت دیجیتال امروزی (الکترونیک سابق) از سال ۱۹۶۰، با تبادل الکترونیکی دادهها EDI برای به اشتراکگذاری پیام، تبلیغات و اسناد به صورت الکترونیکی اختراع شد و تا امروز به طور قابلتوجهی جهش داشته است. رشد تصاعدی تجارت دیجیتال موج عظیمی از پویاییهای جدیدی در کسبوکارها را ایجاد کرده است. این مساله زمانی مشخص شد که فروشگاههای فیزیکی چه به طور جزئی یا کامل جای خود را به فروشگاههای دیجیتال خواهند داد.
تجربه خرید از فروشگاههای فیزیکی به خرید دیجیتال تبدیل شده است که در آن مشتریان با الگوریتمهای هوش مصنوعی تعامل دارند. فروشگاههای آنلاین مانند آمازون و علیبابا تحولات مهمی بودند. امروزه شهروندان از طریق بانکداری آنلاین پول پرداخت میکنند که با یک کلیک ساده انجام میشود. با این قابلیتهای آنلاین، مردم مجبور نیستند به صورت فیزیکی رفت و آمد کنند یا از فروشگاههای فیزیکی بازدید کنند. آنها میتوانند به صورت مجازی با الگوریتمهای هوش مصنوعی تعامل کنند و حتی لذت خرید فیزیکی را نیز داشته باشند، مضاف بر اینکه در تعامل دیجیتال مشتریان فراتر از تامین کالا/خدمات باکیفیتتر، قیمت رقابتیتر، امکان خلق ارزش نیز خواهند داشت؛ (همآفرینی ارزش). دستیابی تولیدکننده ایرانی به این نقطه به معنای سقف رقابتپذیری، صادرات و توسعه بینالملل است. شبکههای چند میلیونی از شهروندان و دستگاهها تحت اینترنت اشیا تحولی عظیم در تولید و تجارت ایجاد کرده است.
انواع شبکه و اهمیت آن در اقتصاد دیجیتال، تجارت جهانی و جهانی شدن تجارت
اقتصاد دیجیتال اغلب به نوع شبکه ارتباطات مرتبط است، انواع مختلفی از شبکههای ارتباطی موجودند که هر کدام روش ارزشگذاری خاص خود را دارند. این شبکهها با قوانینی که ارزشگذاری آنها را توصیف میکند نامگذاری میشوند. قانون شبکه سارنوف، قانون شبکه متکالیف و قانون شبکه رید به عنوان بالاترین سطح ارزشآفرینی است.
سادهترین قانون شبکه مدل سارنوف یک به چند مانند شبکههای پخش یا تلویزیون، رادیو و روزنامهها که در آنها محتوا توسط تلویزیون، شبکه پخش و… محتوا (مواد غذایی، برنامه تلویزیونی) عرضه و توسط متقاضی مصرف میشود. در این شبکه خلق ارزش یکطرفه است، مثلا تلویزیون با آگهی بازرگانی درآمدهای بزرگی دارد، اما ارزش یا درآمدی به متقاضی یا مصرفکننده (بیننده) نمیرسد. قانون سارنوف بیان میکند که ارزش یک شبکه به تعداد بینندگان افزایش مییابد. به عنوان مثال، یک شبکه تلویزیونی در حین پخش برنامه نود (فردوسیپور) درآمد آگهی بازرگانی و… بیشتری داشت، چون مخاطبان بیشتری داشت و بنابراین میتوانند درآمد بیشتری را برای تبلیغات از تبلیغکنندگان دریافت کنند.
دومین قانون شبکه مدل متکالیف، تعدادی به چند نوع دوم شبکههای از مدل تعدادی به چند استفاده میکنند. به عبارت دیگر، همه کاربران شبکه به طور بالقوه میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، اما شانس برخی از کاربران بیشتر است، پس فقط بخشی از کاربران منتفع میشوند. به عنوان مثال میتوان به علیبابا اشاره کرد، دهه پیش بازرگانان ایرانی برای خرید جنس چینی، پولی هزینه و چند روز زمان صرف میکردند تا به چین بروند و نهایتا ۵ تا ۱۰ کارخانه را بازدید کنند (حق انتخاب محدود) و خریدکرده برگردند، با ظهور علیبابا، تاجر بدون نیاز به صرف پول و هزینه، زمان با حق انتخاب بسیار بیشتری(پانصد کارخانه آنلاین) خرید میکنند، ذخیره شدن هزینه و زمان، با حق انتخاب بیشتر است. قانون متکالیف ارزشگذاری شبکه تعدادی به چند را توصیف میکند.
سومین قانون شبکه مدل رید
برخی از شبکهها امکان مبادله دوطرفه و خلق ارزش فراتر از مزایای مبادله را برای همه ذینفعان فراهم میکنند، چنین شبکههایی در مقابل توانایی مبادله قابلیت مبادله جمعی مانند همآفرینی ارزش را دارند. یعنی همه مشتریان علاوه بر بهرهمندی از مزایای مبادله میتوانند خلق ارزش کنند؛ بنابراین، شبکههای رید ارزش متفاوتی نسبت به شبکههای دیگر دارند. در شبکههایی اینترنتی، با امکان میلیونها کاربر و تشکیل گروههای مختلف، در ارکستراسیونهای مختلف صنایع مختلف و زیرگروهها عملا امکان ایجاد بازار در بازار ممکن میشود. تشکیل گروه شبکهها یا خوشههای مختلف مارشال/دیجیتال نوع اضافی و بسیار مهم از قابلیت شبکه هستند. تشکیل گروه شبکهها دارای عملکردی است که مستقیما وابستگیها (مانند گروههای مشتریان صنعت خردهفروشی و گروههای مشتریان صنعت سلامت، جوامع) را در میان زیرمجموعههای مشتریان خود فعال و پشتیبانی میکند. ابزارها و فناوریهای گروهی (که ابزارهای جامعه نیز نامیده میشوند) برخلاف وجود دانش تئوری شبکهها در همه کشورها، تنها ۲ قطب آمریکا OECD (قانون رید) و چین (قانون متکالیف) توانستهاند در سطح بینالملل در عمل این دانش تئوریک را در بازارهای بینالملل اجرایی کنند. امیدواریم سومین کشور جهان ایران باشد. یکی از مهمترین محرکهای ساخت شبکهها تحت قانون شبکه رید، پروژه پیکربندی مجدد End-to-End( (E2R با هدف بهرهگیری از مزایای کامل ارزشمند تنوع در رادیو Eco-Space، متشکل از طیف گستردهای از سیستمها مانند Cellular، Wireless Local Area و Broadcast است. هدف اصلی پروژه E2R ابداع، توسعه و آزمایش طراحی معماری دستگاههای قابل تنظیم مجدد و عملکردهای سیستم پشتیبانی برای ارائه مجموعه گستردهای از انتخابهای عملیاتی به کاربران، برنامههای کاربردی و ارائهدهندگان خدمات، اپراتورها، تنظیمکنندهها در زمینه رادیوی سیار ناهمگن بود. سیستمهای منطقی در قانون سوم شبکهها (قانون رید) علاوه بر کاربران انسانها-اشیا یا اینترنت اشیا IoT نیز میتوانند به اشکال مختلف برای سمت عرضه و تقاضا خلق ارزش کنند. این به معنای دستیابی به سقف خلق ارزشآفرینی در دنیای مدرن است.
اهمیت شبکه، اقتصاد دیجیتال علاوه بر سرعت ارتباطات و تغییر ماهیت مصرف، رقابت، خلق ارزش و عملکرد بازارهای بههمپیوسته (شبکهها)ی بینالمللی نقش دارد، شرکتها و شهروندان با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات، نوآوریها را تقویت میکنند، در نتیجه پویایی بازارها میتواند به سرعت تغییر کند. مدلهای کسبوکار جدیدی برای سازگاری و استفاده از فرصتهای موجود در دنیای دیجیتال ایجاد میشوند (اهمیت انعطافپذیری). تفاوت انقلاب چهارم صنعتی ذات جهانی آن است که برای اولین بار در تاریخ بشر کشورهای عقب مانده از فناوری و ثروت میتوانند با اقتصاد دیجیتال و موج سوم جهانیسازی تولید و تجارت و کشور خود را متحول کنند. اقتصاد دیجیتال شبکه جهانی فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است که توسط پلتفرمهایی دیجیتال صنعتی با ابزار فناوری اطلاعات، اینترنت، تلفنهای موبایل و شبکه حسگرها فعال میشوند. اندازهگیری اقتصاد دیجیتال با مشکلات و بحثهای زیادی روبهرو است.
مشکلات شبکهها در کشورهای در حال توسعه و راهکارهای آن
ما در دوره شبکهها (اقتصاد جدید) زندگی میکنیم. نحوه برقراری ارتباط، تبلیغات، برندینگ، روش خرید، نحوه پرداخت، یادگیری، زندگی، کار و تجارت تغییر خواهند کرد. ما با یک انقلاب جدید در اقتصاد روبهرو هستیم؛ اقتصاد شبکه، که در آن سفارشیسازی هوشمند کالا/ خدمات، کیفیت، نوآوری، خلاقیت، تغییر (سریع) و سازگاری، قانون است. با استفاده از این فناوریها و از طریق شبکهها، انجام تجارت، دسترسی به مصرفکنندگان، یادگیری محصولات و خدماتی که آنها میخواهند و شناخته شدن خود بسیار آسان، بسیار بسیار کمهزینهتر با بهرهوری بالاتر است.
همه چیز در مورد اتصال، فناوریهای جدید، شبکه است. در عصر دیجیتال، مصرفکنندگان تبدیل به همکار خواهند شد و دقیقا به ما میگویند که چه میخواهند، خدمات سفارشی یا شخصیسازیشده را درخواست میکنند، مطلع میشوند، قوانین بازی کاملا تغییر کرده است.
مشکلات شبکهها در بخش تقاضا در کشورهای در حال توسعه
اینترنت در حال حاضر نقشی ضروری در زندگی روزمره جوامع ایفا میکند. با این حال بسیاری از جوامع نسبت به ظرفیتهای عظیم و جامع این فناوریها کماطلاع هستند، پتانسیل و مزایای اینترنت را میتوان در این جمله خلاصه کرد، برای اولین بار در تاریخ انسان مدرن، کشورهای در حال توسعه شانس تبدیل شدن به قدرت نوظهور و توسعهیافتگی را در کمترین زمان تجربهشده دارند، اینترنت راه صد ساله را تبدیل به راه ده ساله میکند.
بزرگترین مشکل در کشورهای در حال توسعه و کمترتوسعهیافته، عدم دانش عمیق نسبت به این ظرفیتها و ناتوانی در تبدیل ظرفیتهای بالقوه به بالفعل است. فناوری با تغییر اساس شبکهها و اتصال نامحدود به افراد بیشتری امکان میدهد تا ایدهها و داراییهای کوچک خود را آزمایش کنند، هزینهها و خطرات نوآوری و توسعه محصول را در کشورهای در حال توسعه بهشکل قابلتوجهی کاهش میدهد. موفقیت سطح بالا در عصر دیجیتال ارتباط بسیاری به همکاری نزدیک بین بخش دولتی، خصوصی و شهروندان دارد. موفقیت در سطح عالی نیازمند اصلاحات واقعی، ثبات و همکاری دولت-ملت است. ارتباطات و فناوری اطلاعات، New IT ابزارهایی هستند که استفاده بهینه از این ابزارها، میتواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم در پسزمینه تحول دیجیتال باعث گشایش راههای جدیدی برای رشد اقتصادی در چارچوب مفاهیم جدید شود. تاثیر این دنیای جدید در رشد اقتصادی به حدی محسوس و چشمگیر است که اقتصاد متعارف در ایدهآلترین شرایط نیز دستیابی به رشد حاصل اقتصاد دیجیتال امکانپذیر نیست، بنابراین همه کشورهای جهان فناوریهای دیجیتال را اساس تغییرات اقتصادی، اجتماعی، نهادی قرار دادند، تغییرات ناشی از تحولات دیجیتال در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کشورها و مناطق جغرافیایی مختلف جهان تاثیر خواهد گذاشت.
افزایش تقاضای استفاده از ارتباطات و فناوری اطلاعات ICT نیازمند ایجاد زیرساختهای جدید بهخصوص در شهرکهای صنعتی کشور است. تولیدکنندگان باید تمام توانشان بر تقویت اینترنت ۵G در شهرکهای صنعتی معطوف باشد.
تروئیکای (سهگانه) جهانی شدن، آزادسازی تجارت و انقلاب، فناوریICT و شبکهها
کارخانههای هوشمند قلب جهان جدید (اقتصاد دیجیتال)، تولید مبتنی بر داده، طراحی و سفارشیسازی. سه تغییر پارادائمی که بزرگترین تاثیرات را بر کشور دارند شامل، اول پایان نفت، دوم پایان تولید انبوه و سوم تغییر آموزش.
براساس آمار گمرک کشور درآمدهای ارزی کشور در سال ۱۴۰۱ بیش از صد میلیارد دلار از محل صادرات نفت و صادرات محصولات غیرنفتی بوده است.
اول پایان نفت. توافق جامعه جهانی در پاریس۲۰۱۵، تالانوا، سانتیاگو و… کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده نفت را متعهد به عدم تولید و مصرف نفت کرد؛ برنامهای تدریجی جهت حذف ۶۰ درصد تقاضای جهانی تا سال ۲۰۴۰ و به پایان رساندن کامل آن تا ۲۰۵۰ به عنوان زنگ خطری برای درآمدهای ارزی کشور از محل فروش نفت است.
دوم پایان یا تغییرات اساسی در ساختارهای تولید انبوه است. از سال ۱۹۷۰ دنیا دچار جهشهای بزرگ فناورانه شده است. فناوری تاثیرات بزرگی بر شیوههای تولید، مدلهای کسبوکار، الگوهای پرداخت و تبادلات مالی و مهمتر از همه تغییر ساختار بازارها و شکلگیری بازارهای جامع و یکپارچهای که در آن خلق ارزش (ثروت) تغییر کرده دارد.
تولید انبوه، سرمایهبر، انرژیبر، آببر(بخش کشاورزی، صنعت) مجموعهای از ویژگیهایی است که دیگر پاسخگوی بازارها نیست، بهخصوص در اقتصاد ایران، تولید انبوه دیگر نه مناسب تولیدکننده است، نه مناسب مصرفکننده است، نه دولت توانایی حمایت هزینهبری، انرژی و آببری آن را دارد و نه این مدل تولید توانایی ایجاد مزیت رقابتی دارد.
در عصر دیجیتال، شکل امروزی تولید انبوه، منسوخ خواهد شد. ادامه روندهای مدیریتی در صنعت تولید و تجارت، قویا تقویتکننده این نظریه است که احتمالا طی یک دهه آتی ایران به واردکننده کالا و خدماتی تبدیل خواهد شد که امروز به صورت حداقلی به بازارهای عراق و افغانستان صادر میکند. تولید انبوه با ریسکهای بزرگ تجاری در اقتصاد ملی نیز همراه است، تولید انبوه با انعطافپذیری کم، ماشینآلات تکمنظوره و تاکید صرف بر صرفهجویی در مقیاس یا حجم به عنوان تنها مزیت فعال است. از آنجاییکه ویژگیهای رکود تورمی اقتصاد کشور با کاهش تقاضا در بازار داخلی و عدم دسترسی به بازارهای صادراتی قابل تشخیص است، هزینه به عامل تعیینکنندهای برای بقای تولیدکنندگان تبدیل شده است، شرایطی که تنها شرکتهای بزرگ میتوانند دوام بیاورند، عواقب حذف شرکتهای کوچکتر، بیکاری و انحصار تولید شرکتهای بزرگ است و عواقب میانمدت خطر حذف شدن شرکتهای بزرگ به واسطه رقبای منطقهای طی یک دهه آینده است.
سوم تغییر شیوههای آموزش، اشتغال و کارآفرینی است. سالها از تغییر ساختار دانشگاههای جهان از فارغالتحصیلمحور به کارآفرینمحور میگذرد، اما جوانان ما همچنان درگیر کنکور و خدمت مقدس هستند که به گرههای عدم انعطافپذیری سیستم آموزش تبدیل شده است. کارآفرینی نوآورانه، کارآفرینی دیجیتال به یک اولویت اول سیاستگذاران به ویژه در کشورهای در حال توسعه منطقه تبدیل شده است.
کارآفرینی دیجیتال، اشکال نوین مشاغل که از الزامات فیزیکی به مهارتهای نرم مانند مدیریت، نوشتن، کدنویسی و نوآوری (شغل آینده) تغییر میکنند. زمانی که تولید مواد افزودنی AM، جایگزین بسیاری از کارگران در کارگاهها، کارخانهها و خردهفروشان خاص شود، احتمالا بسیار سریعتر از تصور پایان کار فیزیکی مشاهده شودی. جایی که تولید مواد افزودنی و اتوماسیونهای دیجیتال و هایپراتوماسیونها کارگران را در شرکتها و کارخانهها کاهش خواهند داد تنها با آموزش بهنگام و ارتقا به سطحی بالاتر، مردم باید به فکر نوع شغلی باشند که باید برای انجام آن آماده شوند. بنابراین، نیاز است که به مفهوم کار به طور کلی فکر شود. مشاغل در عصر دیجیتالی شدن، عدم قطعیت و تحول باید دوباره تعریف شوند. بسیار مهم است که بپرسیم آیا صنعت تولید و تجارت کشور ما برای امواج بعدی جهانی شدن آماده هستند یا خیر که اگر تولید و تجارت کشور به سرعت بازیابی و آماده نشود، چشمانداز بسیار…. است.
موج بعدی جهانی شدن که در اقتصاد دیجیتال ادغام شده است اکوسیستمی است که با انقلاب صنعتی چهارم تقویت خواهد شد. این میتواند اقتصاد ایران را با جهش بزرگ همراه کند، ساختار کارخانههای هوشمند، پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی بهای اتصال، تعامل و عمل دیجیتالی از راه دور از هر کجا و هر زمان بستر تکامل بعدی انسان را تعیین خواهد کرد. تکامل بعدی که پدیدار شود این است که چگونه میتوان به آنجا رسید.
تامین منافع همگان و کسب رهبری اقتصاد در منطقه برای ایران
ما نشان خواهیم داد که صنعت تولید کشور با توسعه صادرات چگونه میتواند سه تغییر پارادایمی را کنترل و به نفع کشور بهینه کند. ایجاد ارزش مشترک(همآفرینی ارزش) باز شدن گرههای انباشتشده رفع نیازها و چالشهای اجتماعی با مدل تجاری است.
جریان اصلی بازاریابی طی یک قرن گذشته معمولا بر این فرض بنا شده که بازارها فضایی خارج از کنترل و از قبل تعریف شده است که شرکتها با هدف کشف فرصتها وارد زمینهای با ساختاری پیچیده و لایهای از پیش تعیین شده میشوند تا براساس الزامات محیط تجاری، واکنش نشان دهند.
ساختارهای فناورانه دنیای جدید، دیدگاه نئوکلاسیکی از بازارها، یعنی اینکه بازارها زمینههای از پیش موجود هستند را زیر سوال میبرد و با تعریف جدید، بازارها را به عنوان موجودیتهایی معرفی میکند که توسط بازیگران مختلف کارپردازی و بازنمایی میشوند.
تغییرات از بازارهای متعارف به بازارهای دیجیتال (پلتفرمهای اقتصاد اشتراکگذاری، پلتفرمهای دیجیتال و اقتصاد دایرهای و…) مبتنی بر مدلهای جدید کسبوکار که با توصیف نقش کاربران و عملکرد پلتفرم دیجیتالی ارائه میشوند مبنایی برای توسعه مدلهای جدید خلق ارزش که نسبت به مدل کسبوکار متعارف خلق ارزش در آن بسیار متفاوت است. مدلهای کسبوکار بازار دیجیتال و بلوکهای سازنده آن برای مدلسازی بازارهای دیجیتال هزینههای تولیدکنندگان را به شکل قابلتوجهی کاهش خواهد داد، بهرهوری و کارایی را افزایشی خواهد کرد و برای تولیدکنندگان و مشتریان علاوه بر تامین کالا/خدمات باکیفیت و مقرون بهصرفهتر نسبت به رقبا امکان خلق هم آفرینی ارزش را فراهم میکند.
ایجاد ارزش مشترک به یک فرآیند استراتژیک اشاره دارد که از طریق آن شرکتها (صنایع) میتوانند با کمک جوامع (مشتریان، مصرفکنندگان، شهروندان) مشکلات اجتماعی را به فرصتهای اقتصادی، اجتماعی تبدیل کنند. رویکرد استراتژیک ایجاد ارزش مشترک CSV در حل مشکلات اجتماعی و رابطه نزدیک آن با مسوولیتهای اجتماعی استراتژیک شرکتها CSR همزمان با خلق ارزش، مزیتهای رقابتی و همآفرینی ارزش است. به زبان سادهتر تولیدکنندگان در ضمن ایجاد مزیتهای رقابتی، تولید کالای باکیفیتتر و ایجاد ارزش(سود) بیشتر با شهروندان مشکلات انباشت شده اقتصادی، اجتماعی را گرهگشایی میکنند.
در برنامه هفتم توسعه بر افزایش بهرهوری کل عوامل تولید تاکید شده است، در حالی که میتوان براساس بهرهوری کل عوامل بسیار بیشتر از ساختارهای قدیمی مبتنی بر اقتصاد دیجیتال به رشد پایدار امیدوار بود.
۱- هدف کلی و اولویت اصلی برنامه هفتم با رعایت سیاستهای کلی مصوب، پیشرفت اقتصادی توام با عدالت با نرخ رشد اقتصادی متوسط ۸ درصد در طول برنامه تعیین میشود با تاکید بر افزایش بهرهوری کل عوامل تولید (منابع انسانی، سرمایه، فناوری و مدیریت) در برنامه کلان ملی به بهرهوری کل عوامل TFP هیچ اشارهای نشده است.
در حالی که براساس توانمندیها و ظرفیتهای در حال استهلاک صنعت تولید کشور، نیروی انسانی انباشت شده، شهروندان، سرمایههای راکد و سرگردان، نوآوریها و… براساس فناوریهای پلتفرمهای دیجیتال موجود در کشور با برنامهریزی و استفاده از فناوریهای نمایی به بهرهوری کل عوامل TFP دست یافت، این به عنوان راهکار نجات اقتصاد
توسعه پارادایمیهای تولید، از جمله تولید انبوه، سفارشیسازی هوشمند و مشارکت اصول علمی، فناوریهای تولید و عملیات سیستمها و نحوه ادغام آنها با یکدیگر برای دستیابی به کیفیت، بهرهوری و پاسخگویی در تولید مبتنی بر پلتفرمهای دیجیتال صنعتی هیبریدی ما همچنین نقش مصرفکنندگان را در پارادایمیها در نظر گرفتهایم.
بهرهوری کل عوامل این استدلال را تقویت میکند که تفاوت در سرمایه فیزیکی و نامشهود میتواند دلیل تفاوتهای بزرگ از درآمدهای تجارت (توسعه صادرات) و بینالمللی شدن صنایع باشد که مشخصه اقتصاد جهانی امروز است. یافته این است که آنها نمیتوانند. تفاوت نرخ پسانداز از اهمیت کمی برخوردار است. آنچه بسیار مهم است بهرهوری کل عوامل TFPاست. علاوه بر این ما شواهد صنعتی را ارائه میکنیم که نشان میدهد TFPها در کشورها و زمانها مختلف به دلایلی غیر از تفاوتها در موجودی دانش فنی در دسترس عموم متفاوت هستند. این یافتهها مرا به این نتیجه میرساند که نظریه TFP مورد نیاز است. این نظریه باید تفاوتهایی را در TFP که به دلایلی غیر از رشد موجودی دانش فنی به وجود میآیند، توضیح دهد.
مبنای مقایسه بهرهوری تولید
معنی تولید تابعی از سازمان است که با تبدیل طیف گستردهای از ورودیها (سرمایه، نیروی انسانی، کارخانه و…) با هدف دستیابی به خروجی مطلوب همراه است. بهرهوری معیاری است از ترکیب و استفاده کارآمد منابع در شرکت برای دستیابی به نتیجه مطلوب. مقایسه دو شرکت با ورودی همسان(مواد اولیه، نیروی انسانی، خطوط تولید، سرمایه در گردش) هر دو کارخانه محصولی را با قیمت تمام شده ۱۰۰ تومان تولید میکنند، اولی به دلیل برندینگ قوی، یا اعمال نوآوری محصول را با قیمت ۲۰۰ تومان به بازار عرضه میکند و دومی با قیمت ۱۵۰ تومان میفروشد.
ادامه در صفحه ۷

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد