12 - 07 - 2017
توتال در آغاز راه
اکبر نعمتاللهی- قرارداد شرکت ملی نفت ایران و شرکت توتال سرانجام امضا شد تا بهعنوان بزرگترین دستاورد برجام معرفی شود، این قرارداد که پنج میلیارد یورو ارزش دارد، فناوریهای نوینی را در اختیار ایران قرار میدهد.
مهمترین ویژگی قرارداد شاید این باشد که نخستینبار برمبنای الگوی جدید قراردادهای نفتی امضا شده است و دو طرف از آن بهعنوان قرارداد برد- برد یاد میکنند، نه آنگونه که یک مقام نظامی از این قراردادها به برد و خورد تعبیر میکرد.
بابت اجرای قرارداد پولی به توتال پرداخت نخواهد شد و این امتیاز بزرگ قرارداد است، از سوی دیگر در حالی که آمریکا هر روز تهدید جدیدی را علیه ایران مطرح میکند و کنگره و سنای آمریکا با بحث تحریمهای جدید میکوشند کوس در غربت بزنند و ایجاد رعب کنند، تعامل سازنده دیپلماسی نفتی دولت تدبیر و امید و شرکت فرانسوی نشان داد که جاذبههای ایران برای همکاری در غرب به شدت بالاست.
از گذشتههای دور همواره این بحث در میان اندیشمندان و دیپلماتهای جهان مطرح بوده است که رقابت اقتصادی میان اجزای غرب میتواند در سرنوشت کشورهای به دنبال توسعه موثر باشد، میتوان از تضاد منافع کشورهای غربی نهایت بهره را برد زیرا آنها به هر ترتیب به دنبال سود خود هستند و از این نظر در حالی که تن واحدی را به ظاهر شکل میدهند، اجزای متنافری دارند، به این تعبیر اگر آمریکا بخواهد با کشوری بستیزد، کشاندن پای منافع اروپا به معادله لجاجت آمریکایی میتواند بر بنبستها فائق آید.
به تعبیری آمریکا برای خرناسهایی که میکشد توجیهی ارائه نمیدهد و همه استدلالهای او در معرفی ایران بهعنوان حامی تروریسم یا مباحثی از این دست، صرفا ادعاهایی بوده است که برای اروپاییها مسخره به نظر میرسد و پرت و پلاهای ترامپ حتی میان همحزبیهایش هم دیگر خریداری ندارد.
اکنون قرارداد با توتال آغاز راه است و دیگر شرکتهای نفتی و کشورها نیز ناگزیر به این معادله وارد میشوند و کسی که آخر سوار این اتوبوس میشود خود شرکتهای آمریکایی هستند که ظاهرا دولت ترامپ را بیش از حد جدی گرفتهاند! در ادامه ناگزیر میشوند تا پایان راه از میلههای اتوبوس آویزان شوند و تاب بخورند.
اگر در ادامه این راه، منطقی و اصولی حرکت کنیم و هر روز نهادی با بیمسوولیتی به صورت دیپلماسی ایران خنج نکشد و آن را در جهت منافع خود تخریب نکند، میتوان مچ آمریکا را در همین گوشه خواباند.
به یاد داشته باشیم که سیاست منطقهای آمریکا چنان در قبال خلیجفارس آشفته است که ترامپ یک روز قطر را حامی تروریسم میخواند و از کشورهای تحریمکنندهاش پشتیبانی میکند و از سوی دیگر در روزی دیگر خود مدافع مانوری نظامی با این کشور میشود و به آن سلاح میفروشد.
طبیعی است که با چنین اوصافی کسی به فکر جدی بودن تهدیدهای دولت ترامپ که بیشتر دلالی سلاح را دنبال میکند تا امور دیپلماتیک را، نیفتد، امروز همه فعالیتهای ما که میتواند جنبه بینالمللی پیدا کند باید سنجیده و از کانال اجماع نظر شورای عالی امنیت ملی بگذرد تا بیتدبیری و خامی برخی آدمها که خواسته و ناخواسته میخواهند به دیپلماسی فعال دولت لطمه بزنند (تا به اهداف خود برسند) این روند را دچار فرسایش نکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد