3 - 09 - 2023
دو روی سکه بریکس
آیا بریکس تبدیل به رقیب گروه ۷ میشود یا سرنوشت جنبش عدم تعهد در انتظارش است؟
گروه بینالملل- محمدرضا ستاری- برخی ناظران گروه بریکس را با جنبش عدم تعهد که در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی پا گرفت مقایسه میکنند. جنبشی که خواستار توازن در نظام بینالملل و توزیع منابع اقتصاد جهانی فارغ از دو بلوک شرق و غرب بود.
دقیقا همین موضوع برای گروه بریکس نیز مطرح میشود؛ گروهی که ۴۷ درصد از جمعیت جهان و ۳۷ درصد از تولید ناخالص داخلی بینالمللی را در اختیار دارد و از همان زمان تشکیل در سال ۲۰۰۹ گفته میشد که به عنوان رقیبی برای گروه ۷ میتواند هژمونی قدرتهای غربی و آمریکا را زیر سوال ببرد.
اولین کنفرانس سران جنبش عدم تعهد در ۱۹۵۶ با حضور رهبران کشورهای تازهاستقلال یافته مانند تیتو از یوگسلاوی، جواهر لعل نهرو از هند، جمال عبدالناصر از مصر، قوام نکرومه از غنا و سوکارنو از اندونزی نمایانگر تشکیل یک بلوک علیه امپریالیسم شرق و غرب بود. در آن زمان همه آنها را به واسطه شعارهای مترقیشان تجلیل میکردند، اما در نهایت جنبش عدم تعهد تبدیل به اهرمی برای شرق و به ویژه شوروی و چین در برابر غرب شد.
عدم تعهد همچنین علاوه بر اینکه فاقد یک برنامه مسنجم بود، ترکیب نامتجانسی را با حضور کوبای کمونیست، عربستان سنتی، یمن فقیر، کویت ثروتمند، رژیم نظامی اندونزی و دموکراسی هند تشکیل میداد؛ به طوری که در نگاه اول نهتنها اشتراک خاصی میان آنها دیده نمیشد، بلکه برخی از آنها مانند هند و پاکستان، دشمنان دیرینه نیز محسوب میشدند.
در همین رابطه است که برخی از کارشناسان ترکیب کنونی بریکس را با جنبش عدم تعهد مقایسه میکنند؛ جایی که همزمان با ترکیب نامتقارن کشورهای عضو، هنوز پس از ۱۵ اجلاس رسمی برنامهای منسجم و رسمی برای مقابله با نفوذ غرب و رقابت با گروه ۷ از سوی آنها اعلام نشده است. نشریه نشنال اینترست طی گزارشی که در این خصوص منتشر کرده، یادآوری میکند که بریکس باید سرنوشت جنبش عدم تعهد را مد نظر داشته باشد و از آن درس بگیرد، چراکه برخلاف رویه اولیه عدم تعهد، شاهد بودیم که عملا کشورهایی مانند کوبا و مصر تحتالحمایه شوروی قرار گرفتند و برخی دیگر از اعضا نیز به متحدان اصلی غرب تبدیل شدند. به همین دلیل صرف شعار و وعده از سوی کشورهای عضو بریکس برای رقابت با گروه ۷ و به چالش کشیدن غرب قرار نیست این بلوک را به رقیبی قدرتمند و موثر تبدیل کند، زیرا تنشهای فزاینده میان چین و هند، ادامه جنگ اوکراین، اختلاف نظر بر سر سیاستهای تجاری و سرمایهگذاری تنها بخشی از واگراییهایی است که در بریکس وجود دارد. از سوی دیگر بریکس برای پیشبرد اهداف خود باید یک مدل بدیل و جایگزین از نظام اقتصادی و سیاسی غربی ارائه دهد؛ امری که به واسطه پیروی اغلب کشورهای اصلی و دعوتشده از مدل اقتصادی غرب، این موضوع به چالشی دیگر برای بریکس تبدیل شده است.
مزیتهای نسبی و مطلق بریکس
با این حال آنطور که برخی از تحلیلگران درخصوص واگرایی و نامنسجم بودن بریکس صحبت میکنند، این بلوک سیاسی- اقتصادی فاقد مزیتها و مولفههای قدرت جهانی نیست؛ به عنوان مثال موسسه تحقیقات استراتژیک و بینالمللی آمریکا اخیرا در گزارش خود در مورد مزیتهای نسبی و مطلق بریکس آورده است: در اجلاس اخیر سران بریکس که در آفریقای جنوبی برگزار شد، از شش کشور ایران، اتیوپی، الجزایر، عربستان، امارات و آرژانتین برای پیوستن به این بلوک دعوت به عمل آمد. در نتیجه بریکس اکنون نهتنها به عنوان یک وزنه ژئوپلیتیکی در مقابل گروه ۷ قرار گرفته، بلکه به دنبال دست یافتن به سازوکارهایی جهت کاهش وابستگی به غرب است.
در ادامه این گزارش درخصوص مزیتهای اقتصادی بریکس آمده است: برآوردها نشان میدهد اضافه شدن آرژانتین به بریکس، باعث تقویت عرضه لیتیوم به این بلوک میشود. این کشور سومین دارنده بزرگ لیتیوم در جهان است و مطابق با پیشبینیها سهم آرژانتین از عرضه جهانی لیتیوم از ۶ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۶ درصد تا پایان سال جاری میلادی خواهد رسید. نکته مهم دیگر این است که اضافه شدن آرژانتین به این بلوک باعث میشود در کنار چین و برزیل، سه عضو از گروه بریکس در جمع ۵ تولیدکننده بزرگ لیتیوم جهان قرار بگیرند.
در همین رابطه گزارشها حاکی از آن است که عربستان سعودی به عنوان دیگر عضو دعوتشده به بریکس در طول سالهای اخیر سرمایهگذاریهای هنگفتی را در حوزه لیتیوم و سایر مواد معدنی حیاتی جهان انجام داده است. به عنوان مثال اخیرا سعودیها یک قرارداد ۶/۲ میلیارد دلاری برای خرید سهام بزرگترین شرکت معدنی برزیل (Vale) که تولیدکننده عمده نیکل و مس است، انجام دادهاند.
علاوه بر این طبق آمارهای منتشرشده، در صورت الحاق ۶ عضو جدید به بریکس، این گروه دارای ۷۲ درصد از خاکهای کمیاب دنیا خواهد شد. همچنین بلوک گسترش یافته ۷۵ درصد از منگنز، ۵۰ درصد گرافیت، ۲۸ درصد نیکل و ۱۰ درصد از مس جهان را بدون احتساب ایران از آن خود خواهند کرد. نکته قابل توجه این است که ایران دارای مقادیر قابل توجهی از مواد اولیه و معدنی مهم جهان از جمله بزرگترین ذخایر روی و دومین ذخایر مس است. با این حال از آنجا که تحریمهای سخت اقتصادی مانع از سرمایهگذاری روی این بخش در ایران شده، ممکن است به واسطه عضویت ایران در بریکس، سیل سرمایهگذاریها از سوی کشورهای عضو این بلوک روانه ایران شود. همچنین با اضافه شدن ایران، عربستان و امارات به گروه بریکس به عنوان سه صادرکننده بزرگ نفت جهان، ۴۲ درصد از عرضه جهانی نفت به این بلوک تعلق خواهد گرفت. هر چند در این میان همچنان مدیریت بازار نفت در حیطه اختیارات اوپک و اوپکپلاس قرار دارد، اما در درازمدت افزایش اعضای بریکس میتواند نقشی قابل توجه در بازارهای انرژی جهانی ایفا کند. علاوه بر این هر چند که فاصله گرفتن از دلار به خصوص در مبادلات نفت و انرژی هنوز برای اعضای گروه بریکس چندان قابلیت تحقق ندارد، اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که مطرح شدن تجارت با ارزهای ملی موضوعی مهم است که نشان میدهد کشورهای این گروه در حال بررسی راههایی به منظور کاهش وابستگی به سیستمهای مالی غربی هستند.
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد