24 - 09 - 2020
زنده اما خاموش
هنوز تئاتریها در اندیشه این بودند که تکلیفشان با این مهمان تازهوارد جهانی چه خواهد بود و به تعطیلات کرونایی عادت نکرده بودند که مدیر اداره کل هنرهای نمایشی هم رفتن را به ماندن ترجیح داد و استعفای خود را در آخرین روزهای اسفند مطرح کرد.
سال ۹۹ در نیمه اول خود با هنرمندان تئاتر چندان مهربان نبوده است. این هنرمندان که از نیمه دوم سال گذشته بارها طعم تعطیلی را چشیدند و در سال پرحادثه ۹۸ درگیر حاشیههای مختلفی شدند، بهار خود را هم با تردید، نگرانی و ابهام آغاز کردند. تغییر چند مدیر، وضعیت نیمهتعطیل سالنهای نمایشی، اقتصاد لرزان تئاتر، حاشیههای بیمه و وام کارا، بخشی از سختیهایی است که تئاتریها در نیمه اول امسال گذراندهاند. هرچند ظواهر امر نشان میدهد نیمه دوم سال هم به آنان آسان نخواهد گذشت.
هنوز ذهن هنرمندان تئاتر از حاشیههای جشنواره سی و هشتم تئاتر فجر رها نشده بود و در شرایطی که سالنهای تئاتری به برکت حضور برخی از چهرههای شناختهشده داشتند اندک جانی میگرفتند، همهگیری ویروس کرونا، اندک دلخوشی تئاتریها را از بین برد.
کرونا امنیت شغلی لغزان تئاتری را آشکار کرد
در دوران کرونایی آنچه بیش از همه در جامعه تئاتری نمود داشت، امنیت شغلی هنرمندان بود؛ موضوعی قدیمی که در این دوران، بیش از همیشه اهمیت خود را نشان داد. گویی یکی از وظایف کرونا این بود که گوشزد کند اقتصاد تئاتر و امنیت شغلی هنرمندان آن تا چه حد لرزان و بیاعتبار است و اینچنین بود که بار دیگر پرونده امنیت شغلی هنرمندان گشوده شد. در این میان برخی از نهادها دستی بر سر تئاتریها کشیدند و حمایتهایی انجام دادند. در همان نیمه اول فروردین بحث بیمه بیکاری و نیز بیمه تامین اجتماعی هم مطرح شد و صندوق اعتباری هنر به پیشنهاد دولت، حق بیمه سه ماهه نخست امسال را بخشید ولی طبق معمول این بخشش هم در پیچ و خمهای اداری میان وزارت ارشاد و سازمان تامین اجتماعی و در رفت و برگشت بخشنامههای رنگارنگ، دردسرهای بسیار داشت.
از طرف بنیاد مستضعفان کارت هدیهای به مبلغ یک میلیون تومان به اعضای خانه تئاتر اهدا شد و شاید این کمدردسرترین حمایتی بود که صورت گرفت.اما وام «کارا» دیگر مشغله معیشتی تعدادی از مشاغل از جمله اعضای خانه تئاتر شد؛ وامی که پیشنهادش از سوی دولت و برای حمایت از مشاغلی که از کرونا آسیب دیده بودند، مطرح شد ولی در اجرای این طرح نیز بار دیگر تئاتریها دریافتند نداشتن حقوق ثابت یا کد کارگاه و… چقدر میتواند آنان را در مقایسه با دیگر مشاغل، عقب بیندازد.
بهرهگیری از این وام هم مشکلات خاص خود را داشت. بسیاری از تئاتریها از برخورد بانکها گلهمند شدند. بعضی از بانکها از آنان دو ضامن با برگه کسر از حقوق و سفته خواسته بودند و به برخی از هنرمندان هم گفته شده بود معرفینامه خانه تئاتر اعتباری ندارد. برخی بانکها هم به تعدادی دیگر از تئاتریها گفته بودند به دلیل نداشتن حقوق ثابت و پیشبینی اینکه توان پرداخت اقساط را ندارند، ارائه وام دشوار است. سود نسبتا بالای این وام نیز بسیاری از هنرمندان را منصرف کرد و عطای آن را به لقایش بخشیدند.
به هر حال همه این ماجراها که از فروردین امسال آغاز شده بود تا زمان نگارش این گزارش یعنی آخرین روزهای تابستان همچنان ادامه دارد.اما قادر آشنا که همچون اولین دوره مدیریتش در سختترین روزها به اداره کل هنرهای نمایشی بازگشت، در همان روزهای آغازین ورود خود، اتابک نادری را مسوول پیگیری خسارتهای مالی گروههایی کرد که اجرایشان به دلیل کرونا ناتمام مانده بود و نیز گروههایی که در نوبت اجرا بودند.
هرچند برخی از تئاتریها در گپ و گفتهای شفاهی میگفتند تماسی با آنان گرفته نشده ولی لیستی بلندبالا از گروههای ضرردیده تهیه شد. با این همه ته دل هیچکس امید روشنی نبود که دولت با این همه فشارهای اقتصادی بتواند گوشه چشمی هم به تئاتریها داشته باشد.
البته چندی پیش بودجهای برای جبران خسارتی که گروهها به دلیل خالی ماندن نیمی از ظرفیت سالن متحمل میشوند، تصویب شد. ولی نمیتوان این موضوع را از نظر دور داشت که مجموعه این مشکلات، فرصتی را فراهم کرد تا هنرمندان رشتههای گوناگون از جمله تئاتریها بار دیگر تاکید کنند که راهحل همه این مشکلات، تعریف هنرمند بودن به عنوان شغل است تا این قشر هم مانند دیگر اقشار از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند و عزت انسانی آنان خدشهدار نشود.
شفافسازی؛ اولویتی مهم برای آشنا
قادر آشنا بر موضوع دیگری هم تاکید داشت. او علاوه بر اینکه تلاش کرد بدهیهای تئاتریها را پرداخت کند، شفافسازی را هم در دستور کار خود قرار داد. نسلهای قبلی به یاد دارند که پیش از این آمار فروش نمایشها هر شنبه از سوی روابط عمومی سالنها اعلام میشد ولی سالهاست که این رویه از تئاتر رخت بربسته و در چنین موقعیتی، شفافسازی میتواند از اهمیت بیشتری برخوردار شود. در همین راستا چندی پیش سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار لیستی، مبالغ حمایت از گروههای نمایشی را مشخص کرد. برخی از مدیران از جمله مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، معتقد بودند انتشار این لیست سبب شده تئاتریها به جان یکدیگر بیفتند. هرچند همواره رقابتها در فضای کوچک تئاتر وجود داشته، با این حال در برزخی که این روزها گریبان هنرمندان این رشته را گرفته، هر موضوعی خیلی زود اهمیت خود را از دست میدهد. به فاصله یک روز بعد هم آشنا در گفتوگویی با ایسنا ضمن تاکید بر حفظ آبروی افراد، جزئیات بیشتری در این زمینه اعلام کرد.
بذرهای تازهای که باید به بار بنشینند
اما ایرج راد رییس هیاتمدیره خانه تئاتر و عضور شورایعالی خانه هنرمندان ایران نیز نیمه اول امسال خبر داد که بعد از مدتها پیگیری با توافق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت کار، کانونهای هنری تشکیل میشوند و بعد از سالها انتظار، هنرمندان هم به عنوان صاحب شغل شناخته میشوند. البته تشکیل این کانونها هم مراحل اداری خاص خود را دارد.
کپیرایت؛ فرصتی که از دست رفت
هرچند انتظار میرفت با گرمتر شدن هوا، کرونا ضعیفتر شود ولی این مهمان ناخوانده، پیشبینیها را تغییر داد و خبری از رفتنش نبود و به تدریج تئاتریها دریافتند باید فکری دیگر کرد.
تعدادی از جوانترها به تئاتر آنلاین روی آوردند و آزمون و خطاهایی در این زمینه صورت گرفت. هرچند مقطعی بود و نتیجه چندانی هم از آن به دست نیامد چراکه قاطبه جامعه تئاتری بر این باور هستند که وجه تمایز تئاتر از دیگر هنرها، ارتباط رودرروی بازیگر و تماشاگر است و اگر نفس این دو به یکدیگر آمیخته نشود، آنچه خلق میشود، تئاتر نخواهد بود.
اما همین وضعیت، موضوع مهمی دیگری را هم مطرح کرد. تعداد زیادی فیلمتئاتر در پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی از جمله فیلیمو اکران شد.
برای برخی از هنرمندان، دیده شدن نمایشهایشان اتفاقی خوشایند بود ولی تعدادی دیگر اعتراضات خود را درباره پرداخت نشدن حقوقشان از سوی مرکز موسیقی بتهوون به عنوان تولیدکننده این فیلمتئاترها بیان کردند که البته فقط در حد اعتراضاتی چندروزه ادامه پیدا کرد. تعداد زیادی از هنرمندان تئاتر به دلیل روابط دوستانه با مدیر این موسسه، این موضوع را پیگیری نکردند ولی هیچیک به این مهم توجه نداشتند که میتوان از این فرصت، بهره جست و کپیرایت را فراتر از این ماجرا بلکه به عنوان مطالبهای قانونی و البته معوق به جریان انداخت.
چراغها را کرونا خاموش کرد
از همان ماه اسفند تماشاخانههای خصوصی که نیمه دوم سال ۹۸ را کجدارومریز گذرانده بودند، فریاد کمکخواهیشان بیش و پیش از همه بلند شد و بارها نسبت به تعطیلی هشدار دادند.
هرچند این هشدارها از سال گذشته آغاز شده بود، نیمه اول امسال تماشاخانه «نوفللوشاتو» تنها سالنی بود که به طور رسمی اعلام تعطیلی کرد. با اینکه گفته میشد مدیر این سالن در تدارک راهاندازی تماشاخانهای دیگر است، خبری رسمی در این زمینه اعلام نشد.البته این مشکل فقط بر سر راه تماشاخانههای خصوصی سبز نشد بلکه خانه هنرمندان ایران هم تا آستانه تعطیلی رفت. این مکان که با احتساب تماشاخانه ایرانشهر سه سالن تئاتری دارد، به دلیل تعطیلی همه فعالیتهایش از جمله رستورانها، فروشگاهها، کافه و گالریهایش، تمام درآمدهای جانبی خود را از دست داده و تا چندی پیش از کمکهای همیشگی شهرداری نیز بیبهره مانده بود و مجید رجبی معمار، مدیرعامل این مکان هنری چند روز پیش خبر داد که کمکی از طرف شهرداری صورت گرفته است.
اما جالبتر از اینها راهاندازی چند تماشاخانه تازه بود؛ از سالنهای تئاتر مرکز تجاری «ایران مال» تا تماشاخانههای کوچکتری مانند «اهورا» و «هیلاج» که به تازگی فعالیت خود را در سختترین دورههای تئاتری آغاز کردهاند.
تغییر مدیران در روزهای کرونایی
تغییر مدیریت تئاتر شهر هم دیگر رویدادی بود که در آخرین روزهای تابستان رقم خورد تا نیمه اول امسال با تغییر دو مدیر همراه بوده باشد.
ابراهیم گلهدارزاده مدیرعامل انجمن تعزیه ایرانیان که پیش از این مدیر تالار محراب، مدیر انجمن هنرهای نمایشی بوده و در اداره کل ارشاد استان تهران نیز مسوولیت داشته است، به عنوان سرپرست تئاتر شهر حکم گرفت و سعید اسدی، استاد دانشگاه و مدیر پیشین تالار مولوی بعد از دو سال و اندی، این مجموعه را ترک کرد.
جشنوارههایی که در شرمندگیشان گیر کردهایم
برگزاری جشنوارههای تئاتری دیگر رویدادی است که گرچه امسال اهمیت سالهای قبل را ندارد ولی دستکم کنجکاویبرانگیز که هست.
در وضعیتی که گفته میشود پاییز و زمستان سختی پیش رو داریم، اصرار بر این است که جشنوارههایمان را برگزار کنیم. در این میان جشنوارههای تئاتری به دلیل ماهیت زنده این هنر، وضعیتی به مراتب پیچیدهتر از جشنوارههای سینمایی یا نمایشگاه کتاب دارند که در این دوره به صورت آنلاین برپا میشود.
به هر حال نیمه اول سال گذشته بدون آنکه تئاتریها طرفی از آن ببرند ولی آدمی همیشه به امید زنده است و این آرزو برای تئاتر ایران عیب نیست که هنرمندان و مدیران و اهالی رسانهاش دست همت به زانو بگیرند و با پیگیری مباحث کلانی که همیشه در شلوغی و بیرحمی زندگی روزمره گم میشوند، این روزهای کمرونق را به روزهایی پربرکتتر برای تئاتر ایران تبدیل کنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد