3 - 12 - 2019
سهم اقتصاد فرهنگ در اقتصاد ایران و جهان
دکتر ابراهیم رضائی*
مطالعات اقتصادی و نهادهای بینالمللی، مانند مجمع عمومی سازمان ملل در بررسیهای خود، فرهنگ و کالاها و خدمات مرتبط با آن را به عنوان جز با اهمیت توسعه پایدار به رسمیت شناختهاند. به گونهای که تولید و صادرات کالاهای فرهنگی در کنار ایجاد اشتغال و افزایش گردش مالی، نقش مهمی را در پویاسازی اقتصادهای محلی ایفا کرده است. بر اساس تعریف سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل، یونسکو، کالاهای فرهنگی کالاهایی برای «انتقال ایدهها، نشانهها و راههای زندگی هستند که برخی از آنها مشمول حق مالکیت معنوی میشوند. (یونسکو، ۲۰۰۹)» در تعریف OECD کالاهای فرهنگی، «کالاهای تجربی هستند که مصرفکنندگان، ارزش آنها را فقط بعد از مصرف تعیین میکنند.» (OECD، ۲۰۰۸)
یونسکو براساس دو ویژگی، هنری بودن و خلاقیت، کالاها و خدمات فرهنگی را در شش دامنه اصلی زیر طبقهبندی میکند:
۱- میراث طبیعی و فرهنگی
۲- ادوات جشن و نمایش
۳- هنرهای دستی و بصری
۴- کتابها و نشریات
۵- رسانههای ارتباط جمعی و سمعی و بصری
۶- خدمات طراحی و خلاقیت .
میراث فرهنگی شامل اشیای دستساز، یادمانها، گروهی از ساختمانها و سایتها که دارای تنوعی از ارزشها شامل ارزشهای سمبولیک، تاریخی، هنری، هنرشناسی، مردمشناسی، علمی و اجتماعی هستند. میراث طبیعی شامل پارکهای طبیعی، حیاتوحش، ویژگیهای خاص جغرافیایی، گونههای خاص جانوری و سایر خصایص فیزیکی است. ادوات جشن و هنرهای نمایشی شامل هنرهای نمایشی آماتور و حرفهای مانند تئاتر، اپرا، خیمهشب بازی و همچنین بزرگداشت رویدادهای فرهنگی مانند جشنوارهها و نمایشگاههاست.
مباحث نظری مصرف کالاهای فرهنگی
مصرف کالاهای فرهنگی با صرفههای خارجی مثبت همراه است. افرادی که کتاب میخوانند، به تماشای تئاتر میروند یا در کنسرت موسیقی شرکت میکنند نه تنها مطلوبیت خودشان را افزایش میدهند بلکه آثار مثبتی برای جامعه ایجاد میکنند. (به عنوان مثال به شکل بهبود آموزش و سواد)
بر اساس مباحث نظری، تئوری رفاه بیان میکند که کالاها و خدماتی که دارای صرفههای خارجی هستند باعث زیانهای رفاهی میشوند. چون بازارها نمیتوانند صرفههای خارجی را داخلی کنند و مبادلات کارا انجام نمیگیرد. بنابراین دخالت سیاستگذاران ضروری خواهد بود تا مقادیر مورد نیاز و درست به بازار عرضه و مصرف شود. راهحل کتابهای درسی علم اقتصاد برای چنین ناکارآمدیهایی استفاده از سیاست مالی است: بر این اساس، مصرف کالاها و خدمات فرهنگی به گونهای باید از طریق مالیاتها و یارانهها تحت کنترل قرار گیرد که حداکثر کارایی حاصل شود. منتها بحثی که وجود دارد این است که اطلاعات و درک کافی از کارکرد چنین ابزارهایی در اقتصادها وجود ندارد و فعلا در این زمینه نیاز به بررسی بیشتر و عمیقتری است.
قبل از ورود به مباحث سیاست مالی و مالیاتی و بررسی آثار آن بر مصرف کالاهای فرهنگی، جایگاه این نوع کالاها و خدمات در گستره اقتصاد جهانی و ایران مورد بررسی قرار میگیرد تا زمینه برای ورود به مباحث بعدی آمادهتر شود.
شاخصهای اقتصاد فرهنگ در جهان
همانگونه که جدول (۱) نشان میدهد کل سهم فرهنگ از تولید ناخالص جهانی حدود سه درصد است و یک درصد از اشتغال جهانی (جمعیت شاغل جهان) را نیز شامل میشود. به عبارت دیگر، کل درآمد به دست آمده از زیربخشهای فرهنگی حدود ۲۳۰۰ میلیارد دلار و اشتغال ایجاد شده نیز اندکی بیش از ۳۱ میلیون نفر است.
جدول(۱): نمایی از اقتصاد فرهنگ در جهان در پایان سال ۲۰۱۷
در بین زیربخشهای فرهنگ نیز تلویزیون و هنرهای نمایشی و بصری به ترتیب بیشترین سهم را به لحاظ کسب درآمد دلاری به خود اختصاص دادهاند. بعد از آنها، روزنامهها و مجلات، تبلیغات، معماری و کتاب در رتبههای بعدی قرار میگیرند. بیشترین اشتغال جهانی هم در هنرهای بصری، انتشار کتاب و هنرهای دستی است.
به لحاظ سهم منطقهای نیز اروپا و آمریکای شمالی بیش از نیمی از درآمد کسب شده را در بخش فرهنگ از آن خود کردهاند. پس از آن آسیا – پاسیفیک در رتبه سوم جهانی قرار میگیرد. اما به لحاظ ایجاد اشتغال، اشتغال شکل گرفته در آسیا- پاسیفیک بیش از سایر نقاط جهان در این زمینه است. آمریکای لاتین به همراه خاورمیانه سهم چندانی در کسب درآمد از اقتصاد فرهنگ ندارند و کارایی نیروی کار شاغل در این مناطق نیز حدود یکپنجم تا حداکثر نصف کارایی اروپا و آمریکای شمالی است. این ارقام در جداول(۲) و (۳) نشان داده شده است.
جدول(۲): سهم مناطق عمده جهان از اقتصاد فرهنگ
جدول(۳): سهم مناطق عمده جهان از اقتصاد فرهنگ
همچنین از بیش از ۲۰۰۰ میلیارد دلار کالای فرهنگی که در جهان تولید میشود و در جدول (۱) نشان داده شد، حدود ۱۰ درصد آن یعنی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار آن در سالهای اخیر صادر میشود و بقیه در خود کشورهای تولیدکننده مصرف میشود. همانگونه که در جدول(۴) نشان داده شده است بیشترین سهم در صادرات کالاهای فرهنگی از آن «هنرهای دستی و بصری(نمایشی)» است. بعد از آن صادرات «ادوات جشن و نمایش» و «کتابها و نشریات» قرار دارند. به لحاظ مباحث نظری، یک کالا زمانی به مرحله صادرات میرسد که از فناوری ویژهای برخوردار باشد. این ویژگی در خصوص کالاهایی مانند کتابها و نشریات به کیفیت محتوایی و شکلی آنها مربوط میشود که بایستی از دو جنبه محتوایی و شکلی، از استانداردی برخوردار باشد که مقبولیت جهانی پیدا کند.
جدول(۴): صادرات جهانی کالاهای فرهنگی (میلیارد دلار)
اقتصاد نشر کتاب
اگر دامنه بحث اقتصاد فرهنگ محدودتر و با دقت بیشتری دنبال شود مشاهده میشود که در بازار ۵۰۰ میلیارد دلاری چاپ و نشر که در جدول(۱) نشان داده شد، حدود ۱۴۳ میلیارد دلار (۱۲۲ میلیارد یورو) آن مربوط به انتشار انواع کتابها میشود که توزیع کشوری این درآمد در جدول(۵) نشان داده شده است. نزدیک به ۲۹ درصد بازار کتابهای چاپ شده در اختیار ایالات متحده آمریکا با بیش از ۳۵ میلیارد یورو و بعد از آن به ترتیب با ۱۶ و۷ درصد (به ترتیب حدود ۲۱ و ۹ میلیارد یورو) در اختیار کشورهای چین و آلمان است. به عبارت دیگر بیش از ۵۸ درصد بازار جهانی کتاب در اختیار سه کشور مذکور است.
در بین اقتصادهای نوظهور، هند با سه میلیارد و ۶۰۰ میلیون، کرهجنوبی با حدود سه میلیارد، ترکیه با بیش از دو میلیارد و برزیل یک میلیارد و هشتصد میلیون یورو بالاترین سهمها را در بازار جهانی کتاب از آن خود کردهاند.
جدول(۵): بازار جهانی کتاب
در سطح شرکتها نیز همانگونه که جدول(۶) نشان میدهد، شرکتهای پیرسون، الزیویر و وودبریج شرکتهای اول تا سوم در صنعت نشر کتاب هستند. درآمد شرکت پیرسون بریتانیا از حدود هفت میلیارد دلار ۲۰۱۴ به ۵ میلیارد و ششصد میلیون دلار در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است. با وجود کاهش در درآمد ولی این شرکت همچنان پیشتاز در سهم بازار کتاب در سطح بینالمللی است. بعد از آن شرکت چندملیتی الزیویر قرار دارد که با وجود بالا بودن سهم جهانی آن از بازار، همچنان با کاهش درآمد روبهرو بوده است.
در این بین شرکتهای آسیایی چینی و ژاپنی کمتر با کاهش درآمد روبهرو بوده و در مواردی، افزایش درآمد نیز داشتهاند. در بین کشورهای اروپایی، شرکتهای آلمانی نیز تاحدودی توانستهاند ثبات درآمدهای خود را حفظ کنند. ولی شرکتهای آمریکایی و بریتانیایی در اکثر موارد با کاهش درآمد روبهرو بودهاند. این کاهش درآمد را نمیتوان به رکود خاصی در اقتصاد جهانی نسبت داد بلکه عمدتا ناشی از تغییر الگوی مصرف کتاب و تغییر در مدلهای طبع آن در جهان که از حالت فیزیکی به دیجیتال تغییر یافتهاند بوده است.
جدول(۶): درآمد ناشران عمده کتاب در جهان در فاصله سالهای ۲۰۱۶-۲۰۱۴ میلادی (میلیون دلار)
شاخصهای اقتصاد فرهنگ در ایران
همانگونه که در جدول(۷) قابل مشاهده است گردش مالی فعالیتهای فرهنگی در اقتصاد ایران از حدود ۳۹ میلیارد تومان سال ۱۳۷۰ به ۱۲۳۵ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۰ و ۱۹۵۳۸ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۳ رسیده است.
اما اگر ارزش فعالیتها و کالاهای اولیه و واسطهای از این ارقام خارج شوند یا همان ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی محاسبه شوند این ارقام از ۱۹ میلیارد تومان سال ۱۳۷۰ به ۱۳ هزار میلیارد تومان سال ۱۳۹۳ افزایش یافتهاند.
بر اساس آخرین آمارهای موجود، در بین این فعالیتهای فرهنگی، صنعت چاپ و نشر در سال ۱۳۷۳ حدود ۵۲ میلیارد تومان گردش مالی داشته که این رقم در سال ۱۳۹۳ به رقمی بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است. اگر ارزش افزوده این بخش نیز در نظر گرفته شود در سال ۱۳۷۳ این رقم حدود ۲۰ میلیارد تومان بوده و بیست سال بعد در سال ۱۳۹۳ به رقم ۵۹۱ میلیارد تومان افزایش یافته است. این ارقام نشان میدهند که بخش فرهنگ در اقتصاد ایران کمتر از یک درصد کل فعالیتهای اقتصادی را تشکیل میدهد و بخش چاپ و نشر به طور متوسط کمتر از ۱۰ درصد کل فعالیتهای فرهنگی را تشکیل میدهد که تقریبا به روند جهانی آن که در ارقام قبل توضیح داده شد، نزدیک هستند.
جدول(۷): گردش مالی و ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی و صنعت نشر(میلیارد ریال)
منبع: حسابهای ملی، مرکز آمار ایران
نمودار(۱): ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی
نمودار(۲): ارزش افزوده صنعت چاپ و نشر
جدول(۸): رشد ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی و صنعت چاپ و نشر(درصد)
نمودار(۳): رشد ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی
نمودار(۴): رشد ارزش افزوده صنعت چاپ و نشر
نمودار(۳) رشد ارزش افزوده فعالیتهای فرهنگی در اقتصاد ایران را نشان میدهد. این رشد در اوایل دهه ۱۳۷۰ به طور متوسط بالای ۴۰ درصد بود که در اواخر این دهه به حدود ۳۰ درصد رسید. در دهه ۱۳۸۰ این رشد به طور متوسط ۲۷ درصد تجربه شد و در سالهای اخیر به طور متوسط به ۱۸ درصد کاهش یافته است و تقریبا در بهترین حالت، وضع موجود آن حفظ شده و تغییر یا سرمایهگذاری چندان زیادی در آن دیده نمیشود.
این در حالی است که رشد ارزش افزوده صنعت چاپ و نشر از نوسان بسیار قابل توجهی برخوردار بوده است. نمودار(۴) نشان میدهد که رشد متوسط این صنعت در دهه ۱۳۷۰ حدود ۲۴ درصد، دهه ۱۳۸۰ حدود ۱۷ درصد و در سالهای اخیر به ۱۳ درصد کاهش یافته است. بر اساس آمارهای جدول(۹)، تعداد عناوین کتابهای چاپ شده در اقتصاد ایران در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ از ۶۸۷۰۰ عنوان به بیش از ۸۸۵۰۰ عنوان رسیده است. با وجود این افزایش در عناوین، شمارگان کتابهای منتشره از حدود ۲۰۳ میلیون نسخه سال ۱۳۹۰ به ۱۳۶ میلیون نسخه در سال ۱۳۹۵ کاهش یافته است. تعداد مولفان نیز از بیش از ۳۴ هزار نفر به ۲۵ هزار نفر کاهش یافته است. هرچند تعداد ناشران از حدود ۱۰۶۰۰ ناشر به بیش از ۱۶ هزار ناشر افزایش یافته است.
جدول(۹): آمار امور فرهنگی در شش سال منتهی به ۱۳۹۵
منبع: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گزارش عملکرد سالیانه
جدول(۱۰): آمار امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی
به لحاظ آمار ارزش نشر نیز نمودار (۵) نشان میدهد که ارزش کتابهای منتشرشده از ۵۰ میلیارد تومان در فروردین ۱۳۹۵ شروع و به اندکی بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان در اسفندماه همان سال رسیده است که در مجموع، حدود ۱۹۰۰ میلیارد تومان ارزش کتابهای چاپ شده در کل سال بوده است. در ده ماه سال ۱۳۹۶ نیز با مقداری افزایش در ۸ ماه اولیه همراه بوده ولی از آذرماه به بعد این ارزش به ماههای مشابه سال قبل نزدیکتر و حتی کمتر از آن شده است. مجموع ده ماه ۱۳۹۶ به رقم ۱۷۰۰ میلیارد تومان رسیده است. به لحاظ شمارگان نیز بر اساس نمودار(۶) از حدود ۵ میلیون نسخه فروردین به بیش از ۲۳ میلیون در اسفندماه رسیده است که در مجموع نزدیک به ۱۴۰ میلیون نسخه کتاب در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است ولی در سال ۱۳۹۵ به جز ماههای تابستان که تیراژ منتشره نسبت به سال قبل بیشتر بوده در بقیه ماههایی که آمار آنها وجود دارد یا تقریبا مشابه سال قبل یا از آن کمتر بوده است و تا پایان دیماه حدود ۱۱۰ میلیون نسخه کتاب منتشر شده است و در دو ماه بهمن و اسفند به طور متوسط باید ۱۵ میلیون نسخه منتشر شود تا به لحاظ تعدادی با سال ۱۳۹۵ برابر شود.
نمودار(۵): ارزش ماهانه نشر کتاب در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶
نمودار(۶): ارزش ماهانه شمارگان منتشره کتاب در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶
به لحاظ نشر موضوعی نیز جدول(۱۱) نشان میدهد که حوزههایی مانند کمک درسی، کودک و ادبیات در ردیف پرعنوانها و پرتیراژها قرار میگیرند به گونهای که کتابهای کمکدرسی با حدود ۳۴ میلیون نسخه در سال حدود ۲۳ درصد بازار کتاب ایران را از آن خود کرده است. اگر تیراژ ۳۰ میلیونی کتابهای کودک نیز به آن اضافه شود حدود ۴۴ درصد بازار کتاب به این دو حوزه اختصاص مییابد.
جدول(۱۱): تعداد عناوین و شمارگان کتاب در موضوعات
جدول(۱۲): آمار امور سینمایی و سمعی و بصری
در حالت کلی، اقتصاد فرهنگ در ایران ضمن تجربه نوسان در برخی زیربخشهای آن، روند رو به پایین را تجربه کرده و این در وضعیتی بوده که حمایتهای دولت همواره با این بخش از اقتصاد همراه بوده است.
سیاستهای اقتصادی دولت در حوزه اقتصاد فرهنگ ایران
دولتها بازار کالاهای فرهنگی را از طرق مختلف تحت تاثیر قرار میدهند. از جمله آنها میتوان به اعطای یارانه به کتابخانهها، مولفان و ناشران، تخفیفات و ترجیحات مالیاتی نسبت به فروش کتابها و قوانین قیمتگذاری محصولات اشاره کرد.
در همین راستا، مهمترین اقدامات سیاستی دولت در ایران، در جهت رونق و بهبود فعالیتهای فرهنگی در فاصله سالهای ۱۳۹۲ تا پایان ۱۳۹۵ به صورت زیر قابل تلخیص است:
۱- تخصیص بیش از ۶ میلیارد تومان یارانه از طریق برگزاری قریب یکصد فروشگاه استانی و بینالمللی کتاب جهت افزایش سرانه مصرف فرهنگی
۲- تلاش برای برقراری توازن مصرف کالاهای فرهنگی در استانهای مختلف کشور از طریق تخصیص ۷۰ میلیارد تومان از اعتبارات وزارت فرهنگ به برنامههای فرهنگی و برگزاری بیش از ۱۰۷ نمایشگاه استانی از اواسط سال ۱۳۹۲ تا پایان ۱۳۹۵
۳- اختصاص یک میلیارد تومان گرنت برای ترجمه آثار ایرانی به سایر زبانهای دنیا
۴- تخصیص ۹ میلیارد تومان یارانه کتاب در راستای حمایت گسترده از کتابفروشیها در قالب طرحهای عیدانه، تابستانه و پاییزه
۵- تخصیص ۳۰ میلیارد تومان اعتبار برای حمایت از تولید آثار، خرید کتاب و برگزاری جشنوارهها در راستای ترویج فرهنگ دینی، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و ایثار و شهادت
۶- هدفمندی یارانه مطبوعات از طریق حذف رسانههای دولتی، اعمال ضرایب ویژه برای مناطق محروم، یارانه در مقصد، تفاهمنامه خرید مطبوعات برای توزیع در شبکه ریلی و طرح خرید مجلات برگشتی برای اماکن عمومی
۷- پرداخت سالانه یارانه بیمه خبرنگار به میزان ۱۵ میلیارد تومان برای ۱۲ هزار نفر از اهالی رسانه
۸- حذف دریافت مالیات بر ارزش افزوده از درج آگهیها برای کمک به دفاتر رسانهها
۹- تخصیص ۴ میلیارد و ششصد میلیون تومان برای تولید آثار هنری با مضامین قرآنی
۱۰- تخصیص بودجه برای خرید نسخ خطی
جمعبندی
۱- اقتصاد فرهنگ بین ۱ تا ۳ درصد اقتصادهای کشورها و اقتصاد جهانی را شامل میشود.
۲- به لحاظ مبانی نظری، دخالت دولت در بازار کالاها و خدمات فرهنگی نه فقط برای کسب درآمد بلکه جهت کاهش زیانهای رفاهی ناشی از صرفههای خارجی هم هست.
۳- آمریکای لاتین و کارائیب به همراه خاورمیانه و آفریقا سهم چندانی از درآمد کسب شده از فعالیتهای فرهنگی در مقایسه با سایر مناطق دنیا ندارند. از حدود ۲۰۰۰ میلیارد دلار درآمد کسب شده از فعالیتهای فرهنگی کمتر از ۲۰۰ میلیارد دلار سهم مناطق مذکور است. یکی از علتهای این مساله را باید در میزان برخورداری و به کارگیری فناوری مورد نیاز فرهنگ و نیز اشتغال تخصصی در آن جستوجو کرد.
۴- فعالیتهای تلویزیونی و هنرهای نمایشی بخش قابل توجهی از اقتصاد فرهنگ را از نظر کسب درآمد به خود اختصاص میدهند. به لحاظ اشتغال نیز هنرهای نمایشی و انتشار کتاب بیشترین شاغلان را در خود جای دادهاند.
۵- هر ساله حدود ۱۰ درصد از کالاها و خدمات فرهنگی تولید شده در جهان صادر میشوند که اغلب در سه بخش «هنرهای نمایشی»، «ادوات جشن» و «کتابها و نشریات» قرار میگیرند.
۶- در حوزه چاپ و نشر الگوی چاپ از حالت فیزیکی و کاغذی به حالت الکترونیکی در حال تبدیل است و تا حدود ۳۰ درصد نیز در کشورهای توسعهیافته پیش رفته است. این وضعیت علاوه بر اینکه درآمد شرکتهایی را که فقط در حوزه فیزیکی کار میکنند را کاهش میدهد بلکه الگوی مصرف را نیز از حوزه کالا به حوزه خدمات میکشاند. (شرکتهای بزرگ دنیا از حدود ۶۴ میلیارد دلار سال ۲۰۱۴ به ۵۸ میلیارد دلار ۲۰۱۶ رسیدهاند)
۷- سهم ارزش افزوده بخش فرهنگ نسبت به کل ارزش افزوده اقتصاد ایران در سالهای اخیر، اندکی بیش از ۱ درصد است.
۸- بیش از ۴۴ درصد بازار کتاب ایران در حوزههای کمکدرسی و کودک است و ضرورتی به معافیت مالیاتی در چنین بخشهایی نیست. بنابراین سازمان امور مالیاتی میتواند این بخش از کتابها را مشمول مالیات بر ارزش افزوده نماید.
۹- بخش قابل توجهی از کتابهای منتشره در بازار ایران از طریق شبکه توزیع غیرمجاز به صورت قاچاق و سرقتی منتشر و به بازار عرضه میشود. سازمان امور مالیاتی میتواند با همکاری ناشران و وزارت فرهنگ این گروه از واحدهای صنفی را در معرض حداکثر اصابت مالیاتی قرار دهد تا ضمن کاهش فرار مالیاتی، درآمدهای مالیاتی را نیز افزایش دهد.
* دانشیار گروه اقتصاد سازمان سمت

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد