13 - 09 - 2022
فساد مالی؛ حلقههای یک زنجیر
در سالهای میانی دهه ۷۰ خورشیدی هنگامی که پرونده فساد مالی معروف به فاضل خداداد مطرح شد و سروصدای زیادی به راه انداخت بسیاری به عبارت بهتر طبقه متوسط و فرودست جامعه فکر میکردند چگونه میتوان صفرهای جلوی مبلغ اختلاس شده را شمارش کرد! اعدام فاضل خداداد که صدالبته در کار اختلاس تنها نبود و تعداد زیادی شریک کوچک و بزرگ او را یاری داده بودند باعث نشد تا روند اختلاس در کشور از حرکت و سرعت باز بماند که به عنوان نمونه میتوان از باند شهرام جزایری نام برد که از هر نظر روی دست سلف خود فاضل خداداد بلند شد و در پرونده قطور او هم نامهای زیادی دیده شد که برخی از آنها مشخص شد و برخی نیز ناگفته ماند.ماجرای شهرام جزایری هم درس عبرتی نشد تا پس از آن بیتالمال مورد تجاوز قرار نگیرد تا جایی که در سالهای آغازین دهه ۹۰ «فساد سه هزار میلیاردی» افشا شد تا به گفته مقامات محترم قضایی، تعداد زیادی دستهای دولتی در شکلگیری آن مستقیم و با واسطه دست داشتند.در تمام این سالها، پس از وقوع هر فساد مالی دستاندرکاران قوهقضاییه با شدت و حدت با آن برخورد کردند اما همانگونه که میبینیم چنین رفتاری باوجود لازم بودن «کافی» نبوده است چراکه در بحث پیشگیری از جرم اقدامات کافی صورت نگرفته است.با نگاهی به چگونگی پروندههای قبلی از فاضل خداداد تا شهرام جزایری، درمییابیم که در شکلگیری فساد سه هزار میلیارد تومانی به همان روند فسادهای قبلی اما در ابعادی وسیعتر عمل شده است. در پرونده تمام فسادهای چند دهه اخیر، چند نکته جای ثابت خود را دارد؛ با ارتباط با سیستم بانکی و رابطه با تعدادی از شخصیتهای دولتی ابزار لازم و کافی در اختیار شبکه فساد قرار گرفته است.به طور مثال به گفته معاون محترم دادستان در ماجرای مهآفرید خسروی،۱۵۰ پرونده برای متهمان فساد مالی مطرح بوده که میان آنها از معاون سابق وزیر امور اقتصادی گرفته تا رییس پیشین سازمان خصوصیسازی دیده میشوند؛ به عبارت بهتر در پرونده سه هزار میلیارد تومانی که مدت زیادی از عمرش نگذشته تا از حافظه تاریخیمان پاک شود، اسمهای «دانه درشتی» وجود دارند که از سرنوشت قضایی آنها خبری دیده نمیشود.
***
اعدام مهآفرید خسروی که در ۲۹ بهمنماه ۹۱ همراه با سه متهم دیگر حکمشان تایید شده بود مانند احکام عاملان فسادهای قبلی همچنان یک سوال بیپاسخ را در ذهن متبادر میکند؛ تکلیف دولتیها که در راهاندازی باند فساد مالی دست داشتند تا جایی که بدون وجود و حضور آنها به اصطلاح «ویژهخواری» امکانپذیر نبود، چه میشود؟
***
در تمام موارد «فساد مالی» پول از جیب مردم رفته است پس حق همه مردم است که بدانند چگونه یک آدم معمولی که گاه برای گذران زندگیاش هم لنگ میمانده یا دست بالا، مثلا صاحب یک یا دو کارخانه بوده، یکباره پشتش به کوه احد وصل میشود.
آیا اعدام مهآفرید خسروی نقطه پایان فساد مالی در کشور خواهد بود یا دوباره روز از نو روزی از نو.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد