1 - 10 - 2024
مهر مختومه بر پرونده!
اقتصاد آنلاین- کار بهرهبرداری معدن سالهاست که پیمانکاری شده؛ پیمانکاری یعنی بخور بخور! با پول دهان این و آن را میبندند؛ معادن زغالسنگ کشور مثلا همین طزره، هر کدام هفتهای یکی، دو تا حادثه کار دارند اما صدایش را درنمیآورند…. پرونده حادثه طبس با پرداخت دیه و امداد طلبیدن از بیمهها مختومه اعلام میشود! و دوباره همه چیز برای «برخی» ختم به خیر میشود…. هیچکس در این پرونده بازداشت نمیشود! تا باز حادثه بعدی و سقوط و انفجار بعدی که سیل تسلیت و پیامهای اندوهبار به فضای مجازی سرازیر شود و مدیران میانی و ردهپایین وزارت کار و ادارات استانی، عکس پروفایل خود را به «ایران من تسلیت» تغییر دهند تا باز کمیتههای بررسی کلید بخورد که نتیجهای جز «حادثه بوده» یا «خطای انسانی در کار بوده» نداشته باشد.
وزیر کار در ابتدا بدون بررسی و تعمق و فقط با استناد به کاغذهایی که کارفرمای خصوصی معدن مقابلش گذاشت، ادعا کرد انفجار معدنجوی طبس صرفا یک حادثه بوده و همه ضوابط رعایت شده، در مرحله بعد در بازگشت به تهران از تشکیل یک کمیته بررسی خبر داد.
اول مهر، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت علت حادثه در واقع انفجار گاز بوده و جزو مواردی است که قابل پیشبینی نیست….. در نوبت قبل کاری میزان گاز در تونلها بررسی شده بوده و این عدد متعادل بوده است.
هرچند ایشان چند روز بعد در پیامی با عنوان «مقصر کیست؟» نوشت: همه مقصریم و همه باید برای تغییر تلاش کنیم. داغ از دستدادن ۵۱ انسان زحمتکش که برای نان حلال جان خود را از دست دادند. داغ همسری که خبر تولد فرزندش را با مرگ شوهرش در یک روز شنید آرامش را بر همه ما حرام کرده است. باید سیاستها و فرآیندها را تغییر دهیم.
سوم مهر، مسعود پزشکیان رییسجمهور در جریان سفر به آمریکا اعلام کرد که مقصر تحریمهاست که نمیگذارد تجهیزات وارد شود…. ششم مهر، دوباره احمد میدری، وزیر کار اعلام کرد که یکمیلیارد تومان به خانواده جانباختگان معدن طبس پرداخت خواهد شد…. آمادهایم هر سه ماه یک بار درخصوص بهبود ایمنی معادن زغالسنگ به مردم گزارش بدهیم.
این یعنی این بار هم پرونده را مختومه اعلام کردند؛ ۵1انسان عزیز، 51 کارگر زحمتکش جان خود را از دست دادهاند و حالا قصد دارند با پرداخت دیه سر و ته قضیه را به هم بیاورند و از این پس، هر سه ماه یک بار در مورد بهبود ایمنی معادن زغالسنگ به مردم کشور گزارش بدهند!
البته یادمان نرود که ۵0 نفرجان باختند اما هیچکس بازداشت نشد! حتی کارفرما یک شب را در بازداشتگاه نخوابید، رییس اداره کار شهرستان برای بازجویی احضار نشد و مدیریت بازرسی کار هم پاسخگو نبود…. یعنی در مرگ ۵۰ انسان هیچکس مقصر نبود؛ تقصیر عزادار شدن ۵۰ خانواده محروم و روستایی بر گردن کیست، قضا و قدر، دولت، کارفرمای خصوصی یا دیگران…
مصائب معدن طبس از زبان کارگران
حادثهای که در معدن طبس اتفاق افتاد تازگی ندارد و این حادثه بار دیگر این زنگ خطر را به صدا درآورد که باید کنترل و نظارت بهروی معادن و کارگاهها افزایش یابد تا بار دیگر شاهد وقوع اینچنین حوادثی نباشیم.
هنوز دقایقی از آغاز اولین روز پاییز نگذشته بود که انتشار خبر انفجار معدن زغالسنگ معدنجوی طبس همه را نگران کرد؛ حادثهای که البته در آخرین ساعات تابستان بر اثر نشت گاز رخ داده بود و باعث خفگی، سوختگی و زیر آوار ماندن کارگران زحمتکش معدن شد و بار دیگر کشور را داغدار کرد. در این میان علاوه بر فوت 50 نفر از معدنکاران، تعدادی مصدوم و راهی بیمارستانها شدند.
مردان معدنجو، همانها که شنبهشب به روال همیشه دل به روشن شدن چراغ زندگیشان سپردند تا باز هم روزی و شبی را به امید دیدار خانواده در عمق زمین سپری کنند، کارشان همین بود، بیش از 2هزار متر از زمین را پایین میرفتند و بعد تازه 700 متر در عمق زمین پیش میرفتند، تصورش هم انگار نفس را تنگ میکند، چه رسد به اینکه واقعا هم، راه نفست را ببندد، اما حادثه ناگوار انفجار، راه بازگشت را، راه زندگی و نفس را برای همیشه برآنها بست..
این حادثه عدهای دیگر را با غمی سنگین بر دلهایشان روانه تختهای بیمارستان کرد، به گونهای که حال و روزشان اصلا مشخص نیست، غم بزرگی بر دلشان سنگینی میکند و نمیدانند برای حال و روز خودشان نگران باشند یا از غم از دست دادن دوستان و همکارانشان و حتی اقوامشان به عزا بنشینند.
در این رابطه لب کلام فعالان کارگری یک چیز است: نمیخواهند هزینه کنند، اول دولت مقصر است و بعد کارفرما؛ پیمانکاری و بهرهبرداری خصوصیِ معادن یعنی فقط بخور بخور….
حسین اکبری، فعال کارگری در این خصوص گفت:مقصر اصلی، دولت است ضمن اینکه نمیتوانیم مسوولیت کارفرما را به عنوان مسوول مستقیم کارگران نادیده بگیریم؛ مسوول اصلی ماجرا دولت است که ایمنی را نادیده گرفته است. تمام هنجارها و قوانینی که در این زمینه باید اجرایی شوند به فراموشی سپرده شدهاند؛ مقاولهنامههای سازمان جهانی کار و به طور مشخص مقاولهنامه ۱۷۶ عمدا نادیده گرفته شده؛ در حادثه معدن زمستان یورت که ۴۳ کشته داد ادعا کردند که بهبود ایمنی معادن در دستور کار قرار میگیرد اما چه شد؟ حادثهای بزرگتر و مهیبتر از راه رسید….
او تصریح کرد: تردیدی نیست که دولت مقصر است؛ به ویژه دولت قبل و وزارت کار آقای مرتضوی که فقط به آمارسازی و عددسازی بدون محتوا اکتفا کردند و مدام مدعی شدند نرخ حوادث کار کاهش یافته است و ایمنی در مسیر بهبود است! بازرسی کار به قهقرا رفت. وزیر کار جدید نیز که دیدیم چه عملکردی داشت؛ در بازدید از معدن طبس به صراحت گفت هیچ مشکلی وجود ندارد یعنی حتی کارفرما را هم ایشان تبرئه کرد؛ ایشان برچه اساسی این حرف را زد؟ براساس یکسری کاغذسازیهای کارفرما و ادعاهایی که از طریقِ روابط و زیرمیزی روی کاغذ آمده و به دروغ ثبت شده!
بهرام حسنینژاد، دبیر اسبق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو در این رابطه گفت: مقصر اصلی، دولت و سیاستهای حاکم است چراکه دولت با خصوصیسازی، کارگران را در دهن گرگ انداخته و به حال خود رها کرده؛ از سوی دیگر، ادارات کار، دولت و نهادهای امنیتی اجازه ایجاد تشکلهای مستقل کارگری را نمیدهند و لاجرم کارگران نمیتوانند از خودشان دفاع کنند.
او گفت: بخش خصوصی و پیمانکاری منابع و ثروتها را غارت کرده و سهم کارگران هیچ است؛ دیدیم که به کارگران معدنجو حتی کفش و لباس کار و ماسک تنفسی نمیدادند! یعنی آنچه سادهترین حقوق قانونی کارگر است، به او پرداخت نمیشود. اگر بخواهیم در این قضیه دردناک دنبال مقصر باشیم، متهم ردیف اول، دولت و سیاستهای حاکم در جهت خصوصیسازی و به غارت رفتن اموال اجتماعی ما به دست مشتی سودجو و از سوی دیگر، بیدفاع کردن کارگران در مقابل گرگهاست… .
مجید عاقلی، فعال صنفی و بازنشسته معدن زغالسنگ طزره نیز تصریح کرد: دولت مقصر اصلی است اما کارفرما هم مسوولیت دارد؛ میگویند برای هر ۲۵ کارگر باید یک کارشناس
HSE در کارگاه باشد. من ۲۵ سال معدن زغالسنگ طزره کار کردم؛ کارشناسان HSE یا نیستند یا اگر باشند، متخصص نیستند، اینها هم حقوق ناچیزی میگیرند و انگیزهای برای کار ندارند؛ سرکشی و بازرسی نمیکنند. طرف لیسانس زمینشناسی دارد، شده مسوول HSE… اوضاع ایمنی معادن کشور واقعا اسفبار است.
او ادامه داد: هر سال این حرفها و شعارها تکرار میشود؛ پارسال که معدن طزره حادثه اتفاق افتاد و شش کارگر کشته شدند، همین حرفها را زدند گفتند معادن سنسور ندارند و تهویه ندارند و ایمنی باید بهبود یابد، یک سال گذشت و حادثهای بزرگتر سر کارگران آوار شد. همیشه این حرفها تکرار میشود اما در عمل چیزی تغییر نمیکند. کار بهرهبرداری معدن سالهاست که پیمانکاری شده؛ پیمانکاری یعنی بخور بخور! با پول دهان این و آن را میبندند؛ معادن زغالسنگ کشور مثلا همین طزره، هر کدام هفتهای یکی، دوتا حادثه کار دارند اما صدایش را درنمیآورند… .
حسن قلینژاد، یکی از کارگران ایمنی معدن جو طبس گفت: در ساعات وقوع حادثه در قسمت پایین معدن مشغول کار بودم که با خبر شدم بلوک C دچار انفجار شده است.
وی با بیان اینکه به محض اطلاع از حادثه فورأ قسمت پایین معدن از افق 13 را تخلیه کردیم تا به افقهای بالا رسیدیم افزود: متاسفانه گاز متان زودتر از ما رسیده بود و اکثر کارگران دچار گازگرفتگی شده بودند.
قلینژاد گفت: برای نجات کارگران با دستگاههای مربوطه اقدام کردیم اما متاسفانه گاز به حدی زیاد بود که نتوانستیم بیشتر از 5 تا 6 نفر را از مسیر کارگاه خارج و به بیرون انتقال دهیم.
وی به علل اصلی حادثه اشاره کرد و افزود: علت اصلی حادثه حفره گازی بوده است زیرا گاز زیادی پشت سقف بوده است و به محض اینکه سقف کارگاه شکسته میشود انفجار صورت میگیرد و گاز به داخل کارگاه و معدن
منتقل میود.
قلینژاد با اشاره به اینکه تجهیزات ایمنی در معدن خوب است اما به دلیل طولانی بودن مسیر تعداد نیروهای ایمنی بسیار کم هستند، گفت: به دلیل طولانی بودن مسیرها نمیتوان با این تعداد نیروی ایمنی همه مسیرها را رسیدگی کرد.
وی با بیان اینکه در هر شیفت 5 نفر نیروی ایمنی در دو بلوک فعالیت دارند، افزود: به طور استاندارد برای هر 25 کارگر یک نفر نیروی ایمنی نیاز است اما به دلیل طولانی بودن مسیرها رسیدگی بسیار سخت است و یک نفر ثابت باید در کارگاه حضور داشته باشد.
فاطمه قلیزاده، همسر حسن قلینژاد از مصدومان حادثه طبس نیز در گفت و با تسنیم در بیرجند افزود: بنده حدود 10 سال است که همسر ایشان هستم و اینکه همسر یک معدنجو باشی بسیار سخت است.
وی گفت: تا زمانی که همسرم به محل کار میرود و به خانه برمیگردد برای من بسیار سخت است و در محل کارش که مستقر میشود تا زمانی که یک تماس با خانواده میگیرد هزاران دلشوره به سراغمان میآید.
قلیزاده به شب حادثه اشاره کرد و افزود: شب حادثه به دلیل اینکه اینترنت گوشی بنده دچار مشکل شده بود زیاد از حادثه با خبر نشده بودم، اما چندین بار با همسرم تماس گرفتم که ایشان پاسخ ندادند و گوشی همسرم خاموش بود.
وی ادامه داد: از ساعت 4 صبح مجددا شروع به تماس گرفتن کردم اما باز هم هیچ خبری نبود تا اینکه ساعت 7 و نیم صبح بود که همکار ایشان با بنده تماس گرفتند و خبر مصدومیت ایشان را دادند. با وجود اینکه صدای همسرم را از پشت تلفن شنیدم اما باز هم تا لحظهای که ایشان را از نزدیک دیدم نصف جان شدم.
قلیزاده با بیان اینکه همسرم ابتدا در بیمارستان طبس پذیرش شدند و به دلیل شلوغی بیمارستان همسرم را ترخیص کردند و هیچ دارویی به ایشان داده نشد، گفت: اما به دلیل سردرد شدید، سوزش قفسه سینه، بینی، گلو و نفس تنگی مجددا به بیمارستان ولی عصر(عج) بیرجند مراجعه کردیم و در حال حاضر با مصرف دارو و اکسیژن وضعیت ایشان بهتر از قبل شده است.
نبود ماسک و تجهیزات ایمنی
محمد بهمدی یکی دیگر از حادثهدیدگان معدن طبس نیز گفت: شیفت کاری بنده از ساعت 6 عصر شروع شد، ساعت 11 شب بود که برای استراحت به قسمت بالای معدن میرفتم که متوجه بوی گاز شدم.
وی با اشاره به اینکه قسمتی که بنده کار میکردم هنوز گازی وجود نداشت افزود: زمانی که به قسمت افق 11 رسیدم بویی احساس کردم، از همکاران پرس و جو کردم که بوی گاز است اما آنها گفتند نه بوی اسید است، به راهم که ادامه دادم کمکم دست و پایم شل شد و به زمین افتادم، بعد از نیم ساعت که هوا وارد ریههایم شد بهتر شدم و حال من نسبت به سایر همکارانم بهتر بود.
بهمدی با گلایه از ضعیف بودن ایمنی معدن گفت: متاسفانه بخش ایمنی معدن بسیار ضعیف است و به عنوان مثال دستگاه هشداردهندهای نبود که اگر در یک بلوک حادثهای اتفاق بیفتد بتواند به سرعت به سایر بلوکها اطلاعرسانی کنند که از شدت حادثه جلوگیری شود.
وی با اشاره به نبود تجهیزات لازم در معدن افزود: معدن حتی حسگر نداشت و تنها یک کپسول خود نجات داشتیم و از کمترین امکانات استفاده میکردیم و این برای معدنی که این همه سرمایه دارد بسیار بد است.
بهمدی ادامه داد: در این معدن ماسک و لوازم امداد و نجات درستی وجود ندارد، ما هفت روز هفته در معدن فعالیت داریم که باید روزی یک ماسک یک بار مصرف به کارگران بدهند اما متاسفانه هفتهای دو تا ماسک به ما داده میشود و باید همان ماسک را هر روز بشوییم و مجدد استفاده کنیم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد