18 - 06 - 2024
ناترازیهای فراموش شده
گروه انرژی- ناترازی آب، برق و گاز این سه منبع انرژی حیاتی در کنار بنزین که آن هم به چالش دیگری برای کشور تبدیل شده، کار را برای دولت چهاردهم سخت خواهد کرد. اگرچه هیچکدام از نامزدهای انتخاباتی برنامه دقیقی برای عبور از ناترازیها در حوزه انرژی ارائه نکردهاند ولی کارشناسان اکیدا توصیه میکنند که رییسجمهور بعدی باید برنامه دقیقی برای عبور از ناترازیها ارائه کند در غیر این صورت اقتصاد کشور با مشکلات بزرگتری روبهرو خواهد شد.
خشکسالیهای پیاپی باعث شده که ذخایر آبی کشور در معرض تهدید قرار بگیرد. علاوهبر آن بیش از ۳۰درصد از آب تجدیدپذیر کشور در 30سال گذشته از بین رفته است. آب تجدیدپذیر در کل کشور به حدود ۱۰۰۰مترمکعب برای هر نفر در سال رسیده است. مساله دیگر فرونشست زمین است. علاوهبر آن حقآبههای ایران از کشورها همسایه و مدیریت منابع آبی مسایل مهمی است که آب را تبدیل به ابربحران کرده است.در برق هم وضعیت ناپایدار است. براساس گزارش وزارت نیرو، تابستان امسال با 10هزار مگاوات برق ناترازی برق روبهروهستیم؛ موضوعی که باعث شده برق صنایع در تابستان قطع شود تا برق خانگی تامین شود. نتیجه چنین تصمیمهایی به ضرر و زیان کلان برای صنایع منجر شده است.
ناترازی مهمتر، گاز است. از پنج سال گذشته واضح بود که میادین گازی با افت فشار مواجه هستند، اما هیچکدام از دولتها برای عبور از این بحران اقدام عملی انجام ندادند. اگرچه دولت سیزدهم در اسفند ماه امسال قراردادی 20میلیارد دلاری برای حل افت فشار در میدان مشترک پارسجنوبی منعقد کرد، با این وجود تا به سرانجام رسیدن آن و مهمتر نتیجه دادن این قرارداد زمان لازم است.
گازی که بهجای صادرشدن مهاجرت کرد
هدایتالله خادمی نماینده پیشین مجلس و کارشناس حوزه انرژی در تشریح دلایل عدم توسعه پروژههای گازی به ایلنا گفته است: امروز شرایط نفت با گذشته متفاوت است زیرا بهتدریج نفت و سوخت فسیلی در سبد انرژی دنیا بیارزش و انرژی جدید جایگزین میشود ضمن اینکه عدم برداشت باعث برداشت بیشتر کشور همسایه و مهاجرت نفت و گاز به کشورهای همسایه میشود بنابراین مهمترین اقدام برای صنعت نفت این است که دولت بودجه بدهد تا میادین توسعه داده شوند.او تاکید کرد: ما با ندانمکاری و مهمتر از همه عدم ارتباط با دنیا و همچنین نبود منابع، گاز را به ناترازی رسانده و خودمان را از بازار صادراتی حذف کردهایم. یکی از مهمترین دلایل عدم تامین مالی است. اگر وزارت نفت بنا دارد که میادین چه فازهای دریایی و چه خشکی را توسعه دهد نیاز به بودجه دارد، وزارت نفت؛ نفت را تولید و بهفروش میرساند اما آنچه به خود صنعت نفت داده میشود تنها 5/14درصد است که کفاف این صنعت را نمیدهد در حالی که برای این پروژههای توسعهای و برای اینکه که ذخایر داخل زمین باقی نمانده و بیارزش شوند نیاز به سرمایه است.خادمی براین باور است که ما از میادین خدادادی نفت و گاز کشور استفاده نکردیم و اکنون کشورهای همسایه استفاده میکنند و بازار منطقه را نیز در اختیار گرفتهاند، قطر ۲۰سال قبل از ما از این میادین برداشت کرد و توانست بخشی از بازار منطقه و دنیا را بگیرد و صادرات الانجی داشته باشد و ما هنوز در ناترازی هستیم و این ناترازی باعث میشود که صنایع تعطیل شوند و این بزرگترین صدمه اقتصادی است که به این کشور وارد میشود. این صدمات به حدی لایههای پنهان دارد که شاید همه متوجه اهمیت و خطرات این موضوع نشوند.به گفته وی، ما اگر منابع داشته باشیم، میتوانیم بازار را بگیریم، اگر خوشفکر بودیم و با دنیا ارتباط داشتیم میتوانستیم گاز را همان زمان که روسیه هم صادرات داشت ما هم به اروپا صادر کنیم و امروز جایگزین روسیه شویم و اروپاییها بخشی از گاز را از خط لوله از ایران دریافت کنند. مثلا قرار بود با خط لوله صلح گاز را به پاکستان، هند و یا چین انتقال دهیم این پروژه با آنکه قرارداد هم داشتیم نهایی و از سوی ایران کار اجرایی شد و خطوط لوله را تا نقطه صفر مرزی کشانده بودیم اما متوقف و برچیده شد و اکنون دوباره به ظاهر بهدنبال اجرای پروژه هستند اما در واقع این تاپی است که گاز را به این کشورها میرساند زیرا ما بازارها را از دست دادهایم حال آنکه میتوانستیم کریدور و هاب انرژی منطقه و حتی آسیا باشیم.
تعارف را کنار بگذارید!
مصطفی فدائیفرد پژوهشگر حوزه آب و محیطزیست هم درباره برنامههای آبی و محیطزیستی به ایلنا گفت: نامزدهای ریاستجمهوری باید تعارفات را کنار بگذارند و قبل از ارائه هرگونه برنامه جدید، ابتدا شرایط نابسامان محیطزیستی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیتی کشور را آسیبشناسی کنند و دلایل اینکه چرا در بهترین حالت فقط حدود ۳۰درصد از برنامههای ششگانه توسعه اقتصادی کشور اجرایی شده است را معرفی و سپس راهکارهای مرتبط با موضوع را ارائه کنند.
این پژوهشگر بر این باور است که مهمترین فعالیتهای انجام یافته توسط دولتهای پیشین برای مقابله با بحران کمبود آب، فقط توسعه طرحهای بسیار پرهزینه مانند سدسازی، انتقال بین حوضهای آب، شیرینسازی و انتقال آب دریا و بهرهبرداری از آبهای ژرف بوده است، این در حالی که بهدلیل پیچیدگی و چندبخشی بودن مساله آب در ایران، هیچکدام از راهکارهای یادشده کارساز نبوده است. او میگوید: منابع آب باید با رعایت برخی شروط و ایجاد نفع مشترک میان مجموعه ذینفعان مدیریت شود. بر این اساس بدون مشارکت نخبگان و تغییر رویکرد موجود، امکان غلبه بر مساله ابر بحران آب وجود ندارد و ورشکستگی آبی در آینده بسیار نزدیک توسعه پایدار در ایران را ناممکن خواهد کرد.وی با بیان اینکه تلفیق بحران آب و محیطزیست با توسعه فقر، بیکاری و تورم منجر به کاهش شدید شاخص فلاکت و به خطر افتادن امنیت غذایی مردم شده و تداوم این چرخه باعث نابودی سرزمین خواهد شد، افزود: متاسفانه وقتی که اصلا دغدغههای مسوولان و کارشناسان کشور مشترک نیست یعنی پایههای راهبردی کشور میلَنگد.به گفته فدائی فرد، در حال حاضر سرانه منابع آب تجدیدپذیر حوضه آبریز فلات مرکزی ایران که بیش از نیمی از مساحت کشور را به خود اختصاص داده، به حدود ۶۰۰ مترمکعب در سال است که حاکی از کمآبی مطلق است. بسیاری از کارشناسان تاکید دارند که همین ابربحرانها در آینده نزدیک قادر به نابودی سرزمین خواهند شد بنابراین یکی از مهمترین اولویتهای رییسجمهور آینده باید همین موارد باشد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد