27 - 12 - 2020
نیشکر هفتتپه و اتحاد عجیب
«جهانصنعت»- بهزاد نبوی که هوادارانش به او میگویند چریک سیاست، در دهه ۱۳۶۰ و به ویژه در سالهایی که شادروان رجایی او را امین خود میدانست، فرد قدرتمندی بود که جریانی اندیشهای او را پشتیبانی میکرد. بهزاد نبوی در یک همایش درباره اقتصاد ایران در سال ۱۳۶۲ که حالا دیگر وضعیت در برابر نیروهای تندرو چپ آرامتر شده بود، اعتراف کرد در ماههای نخست پس از پیروزی در چپروی با مارکسیستها مسابقه گذاشته بودیم تا از آنها عقب نمانیم و سلاح عدالت را از انحصار آنها بیرون آوریم.
به طور مثال اگر آنها سقف مالکیت خصوصی بر اراضی زراعی را ۱۰ هکتار اعلام میکردند، ما میگفتیم باید سقف مالکیت خصوصی بر اراضی زراعی پنج هکتار باشد. این گونه بود که اشتباه کردیم و در دام چپ افتادیم. به نظر میرسد حالا و در آخرین سال دهه ۱۳۹۰ داستان دارد تکرار میشود و این بار نیز مثل اینکه نیروهای انقلابی مذهبی در دام چپروی گرفتار شده و در جادهای راه میروند که از سوی چپگرایان ساخته شده است. داستان نیشکر هفتتپه خوزستان و نیز داستان شرکت هپکو را میتوان نمونههای آشکاری از این وضعیت تازه دانست.
نگاهی به سایتهای چپگرایان ایرانی خارج از کشور نشان میدهد رهبران فکری آنها سرمایه فکری بزرگی روی این دو واحد گذاشتهاند تا نشان دهند در ایران سرمایهداران حاکم شدهاند و آنها دستشان با دولت در یک کاسه است و میخواهند خون کارگران را در شیشه کنند و بنوشند. آنها هزاران گزارش و خبر و تفسیر در نکوهش خصوصیسازی تهیه و منتشر میکنند و این پدیده را راه غارت داراییهای تهیدستان میدانند و میگویند باید این واحدها از دست خریداران خصوصی آزاد و بساط خصوصیسازی برچیده شود و باید اداره کارخانهها را به دست کارگران داد. متاسفانه به نظر میرسد به دلیل اشتباه در روشهای فروش سهام شرکتهای دولتی و راهبردهای اتخاذشده برای خصوصیسازی که آن را یک راه کاسبی برای دولتها کرده تا کسری بودجه خود را جبران کنند، رخدادهای ناراحتکننده در این مسیر اصل و فلسفه خصوصیسازی را مخدوش کرده است.
همراهی گروهی از افراد که از سر نیت خیر و برای اینکه راه نفوذ اندیشههای چپ بسته شود، در این ماجرای پس گرفتن بنگاههای خصوصیشده قانونی اتحادی عجیب پدیدار کرده است که نمود آن را در گردهماییهای اعتراضی در جاهایی که برای پس گرفتن نیشکر هفتتپه از خریدار خصوصی میبینیم، در حال رخ دادن است که یادآور اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰ است.
این روزها میشنویم که وزیر اقتصاد را به مجلس خواندهاند تا در این باره توضیح دهد. پرسش این است که در داستان واگذاری سهام نیشکر اگر بانکها تخلف کرده و به فردی خارج از قاعده اعتبار ارزان دادهاند به خصوصیسازی چه ارتباطی دارد؟ اگر خریدار کشت و صنعت مغان سرمایهگذاری تازه در این واحد انجام داده و اشتغال تازه ایجاد کرده است، چه ارتباطی با ارزان یا گران بودن اراضی پیدا میکند. از تاریخ درس بگیریم.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد