15 - 01 - 2025
هوشمصنوعی؛ آینده از پیش تعیینشده نیست
اسفندیار جهانگرد
ظهور هوشمصنوعی(AI) بحثی جهانی را برانگیخته است: آیا این فناوری جایگزین انسانها در نقشهای کلیدی خواهد شد یا بهعنوان ابزاری برای توانمندسازی و ارتقای قابلیتهای ما عمل خواهد کرد؟ این پرسش پیامدهای عمیقی برای آینده کار، جامعه و هویت انسانی دارد..
هوشمصنوعی هماکنون با توانایی انجام وظایف پیچیده بهصورت سریعتر و کارآمدتر از انسان، صنایع مختلف را متحول کرده است. از خودروهای خودران گرفته تا رباتهای پیشرفته در تولید، هوشمصنوعی اغلب در سرعت، دقت و پایداری از انسان پیشی میگیرد. در صنایعی مانند خدمات مشتری، روزنامهنگاری و حتی پزشکی، اتوماسیون در حال جایگزینی وظایف روتین و گاهی مشاغل انسانی است. علاوهبر این، توسعه ابزارهای هوشمصنوعی مولد که قادر به تولید محتوای خلاقانه هستند، نگرانیهایی را در مورد اینکه آیا مشاغلی که نیاز به خلاقیت هنری یا فکری دارند نیز در معرض خطر قرار خواهند گرفت، برانگیخته است.
از سوی دیگر، طرفداران معتقدند که هوشمصنوعی ابزاری است که برای تقویت تواناییهای انسانی طراحی شده، نه جایگزینی آن. با اتوماسیون وظایف تکراری، هوشمصنوعی به انسانها امکان میدهد که بر تفکر سطح بالا، خلاقیت و تصمیمگیری تمرکز کنند. در حوزههایی مانند سلامت، تشخیصهای مبتنیبر هوشمصنوعی میتواند به پزشکان کمک کند و برنامههای درمانی را سریعتر و دقیقتر ارائه دهد. در آموزش، پلتفرمهای هوشمصنوعی میتوانند تجربه یادگیری شخصیسازیشدهای را برای دانشآموزان فراهم کنند و معلمان را قادر سازند تا نیازهای فردی را بهتر برطرف کنند.
علاوهبر این، تاریخ نشان میدهد که پیشرفتهای فناورانه اغلب مشاغل بیشتری نسبتبه آنچه حذف میکنند، ایجاد کردهاند. برای مثال، انقلاب صنعتی بسیاری از نقشهای سنتی را مختل کرد اما در نهایت منجربه ایجاد صنایع کاملا جدیدی شد. بطور مشابه، هوشمصنوعی میتواند فرصتهای جدیدی را در زمینههایی مانند اخلاق هوشمصنوعی، مهندسی و علوم داده ایجاد کند. نگاه دیگری نیز وجود دارد. بهجای یک سناریوی صفر و یک، آینده ممکن است در همکاری میان انسان و هوشمصنوعی نهفته باشد. در این چشمانداز، هوشمصنوعی وظایفی را که خطرناک، تکراری یا نیازمند پردازش دادههای حجیم هستند بر عهده میگیرد، درحالیکه انسانها نقشهایی را مدیریت میکنند که نیاز به هوش عاطفی، قضاوت اخلاقی و خلاقیت دارند. این همکاری میتواند به سطحی بیسابقه از نوآوری و بهرهوری منجر شود، بهشرط آنکه جامعه روی بازآموزی نیروی کار و رفع نگرانیهای اخلاقی سرمایهگذاری کند.
در حال حاضر در نگاه نخست در ماشینهای خودران و تاکسیهای خودران تصوری به حقیقت پیوسته است به این صورت که مسافر از خدمات آنها استفاده میکند و موسیقی آرامبخش پخش میشود و هیچکس پشت فرمان نیست. چنین چیزی میتواند آینده کلی اقتصاد باشد. اگر هوشمصنوعی جایگزین نیروی کار انسانی در تعداد بیشتری از مشاغل شود، در این صورت، تودههای بیکار ممکن است به کمکهای خیریه میلیاردرها و تریلیونرهایی که مالک ابزارهای تولید فکری هستند، وابسته شوند اما هوشمصنوعی همانطورکه گفته شد میتواند به گونه دیگری نیز طراحی شود که بهجای جایگزینی انسانها، به آنها قدرت و توانایی بیشتری بدهد.
اینکه کدامیک از این آیندههای هوشمصنوعی تحقق پیدا خواهد کرد، یکی از موضوعات مهم کنفرانس سانفرانسیسکو آمریکا در روزهای اولیه سال 2025 (3 تا 5 ژانویه) بود. این کنفرانس، نشست سالانه انجمن اقتصادی آمریکا (AEA)، انجمن مالی آمریکا (AFA) و ۶۵ گروه کوچکتر در انجمنهای متحد علوم اجتماعی است. پیتر کوی، ارزیابی خود را از مجموع مقالات پانل هوشمصنوعی و آینده کار که دنباله تفکرها و اندیشههای مختلف ذکر شده جمعبندی کرده است.
اریک براین جلفسون از دانشگاه استنفورد یکی از اقتصاددانان فعال در این کنفرانس بوده که درباره امیدهایش به هوشمصنوعی انسانمحور و هشدارهایش درباره آنچه «دام تورینگ» نامیده، صحبت کرده است. آلن تورینگ، ریاضیدان انگلیسی و رمزگشای جنگ جهانی دوم، در سال۱۹۵۰ پیشنهاد داد که هوش کامپیوترها را میتوان براساس توانایی آنها در فریب دادن انسان به گونهای که گمان کنند در حال تعامل با یک انسان هستند، ارزیابی کرد. بازی تقلید او، بهگفته براین جلفسون، رشته هوشمصنوعی را به یک مسیر نامطلوب هدایت کرد یعنی بهسمت ایجاد ماشینهایی که تا حد ممکن شبیه انسان رفتار میکنند، بهجای آنکه بهعنوان یاریدهنده انسان طراحی شوند.
سوال مهمی که این اقتصاددان متخصص اقتصاد دیجیتال مطرح کرده این است که: «هنری فورد قصد نداشت ماشینی بسازد که شبیه راه رفتن انسان باشد، پس چرا متخصصان هوشمصنوعی باید تلاش کنند سیستمهایی طراحی کنند که تواناییهای ذهنی انسان را تقلید کنند؟»
اقتصاددانان دیگری نیز نظرات مشابهی داشتهاند: دارون عجماوغلو از موسسه فناوری ماساچوست و برنده جایزه نوبل2024 اقتصاد و پاسکوال رستروپو از دانشگاه بوستون اصطلاح «فناوریهای معمولی» را برای سیستمهایی به کار میبرند که انسانها را جایگزین میکنند بدون اینکه بهرهوری را بطور معناداری افزایش دهند؛ مانند دستگاههای خودپرداز در سوپرمارکتها. مردم برای بهرهبرداری کامل از قدرت عظیم هوشمصنوعی به آموزش و مهارتآموزی بسیار بیشتری نیاز خواهند داشت تا صرفا از میدان به در نشوند. «در واقع، برای هر دلاری که برای فناوری یادگیری ماشین هزینه میشود، شرکتها ممکن است نیاز داشته باشند ۹دلار برای سرمایه انسانی ناملموس هزینه کنند»، براین جلفسون در سال۲۰۲۲ به تحقیقاتی که خود و دیگران انجام دادهاند در این زمینه اشاره کرده است. سوال بزرگ این است که چه کسی هزینه این آموزشها را خواهد پرداخت؟ کارفرمایان نگرانند که اگر نیروی کار خود را آموزش دهند، کارکنان ممکن است با مهارتهای پرتقاضای خود به یک رقیب بروند. از طرفی، کارگران ممکن است توانایی مالی برای این آموزشها را نداشته باشند. این مساله نشان میدهد که دولتها، بهگفته براین جلفسون، «باید این آموزشها را مستقیما ارائه دهند یا انگیزههایی برای آموزشهای شرکتی فراهم کنند.»
توانمندسازی کارگران ممکن است آرمانگرایانه بهنظر برسد، اما در واقع یک هنجار تاریخی است. بهجز مورد وایمو (شرکت پیشرو در زمینه فناوری خودروهای خودران)، بیشتر فناوریها در طول قرنها مردم را قدرتمندتر و موثرتر کردهاند (مانند ماشینهای بافندگی مکانیزه) یا محصولات جدیدی ایجاد کردهاند (مانند نایلون).
جالب است که شرکت مادر وایمو، یعنی آلفابت، در حال انجام برخی از پیشرفتهترین کارهای مربوط به هوشمصنوعی است که توانایی انسانها را گسترش میدهد. دو پژوهشگر در گوگل دیپمایند لندن- یکی از زیرمجموعههای آلفابت- به همراه یک دانشمند آمریکایی، جایزه نوبل شیمی۲۰۲۴ را بهدلیل پیشبینی ساختار پروتئینها با کمک هوشمصنوعی دریافت کردند. واحدهای مختلف گوگل همچنین در زمینه بهبود پیشبینیهای آبوهوا، پیشبینی سیلاب و رایانش کوانتومی کار میکنند. جیمز منیکا، معاون ارشد تحقیقات، فناوری و جامعه در گوگل که در کنفرانس اخیر سال 2025 سخنرانی کرد، سال گذشته گفت که سیستم پیشبینی سیلاب ابتدا در بنگلادش آزمایش شد و اکنون در ۱۰۰کشور با مجموع ۷۰۰میلیون نفر جمعیت استفاده میشود. گوگل از هوشمصنوعی برای کاهش رد بخار جتها و تشخیص رتینوپاتی دیابتی، یکی از علل قابل پیشگیری نابینایی نیز استفاده میکند. منیکا در این کنفرانس تاکید کرد که گوگل بخش عمدهای از انرژی خود را بر «سیستمهای عاملی» متمرکز کرده است، یعنی عوامل هوشمندی که برای انسانها کار میکنند.
بهگفته نیک باستروم، فیلسوف سوئدی، ممکن است روزی فرا برسد که هوشمصنوعی آنقدر قدرتمند شود که در هر فعالیت انسانی قابل تصوری، از جمله تربیت کودکان، بهتر عمل کند اما دلیلی وجود ندارد که بشریت با عجله بهسمت این نتیجهگیری یعنی جامعه خیالی و ناخوشایند حرکت کند. همانطور که براین جلفسون در مقالهای در سال ۲۰۲۲ نوشت: «آینده از پیشتعیینشده نیست.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد