7 - 01 - 2023
وقتی از تولید «حمایت» نمیشود
کارخانههای بسیاری هستند که با وجود تاکید مسوولان بر حل چالشهای بخش تولید، همچنان در تملک بانکها هستند و بخش زیادی از آنها در مزایدهها واگذار میشوند، آن هم فقط به افرادی که حاضر باشند پول بیشتری بپردازند. مدتها بلکه سالهاست که این مشکل پابرجاست: نظام بانکی کشور با صاحبان کارخانهها به خصوص آنهایی که با سرمایه محدود شخصی مشغول به کارند و تولید واقعی را مدیریت میکنند، رفتار سود و زیان صرف دارد؛ وامهای بانکی با بهرههای بالا و سود مرکب سنگین بابت تاخیر در پرداخت، واحدهای تولیدی کوچک بسیاری را به مسیر ورشکستگی و تعطیلی هدایت کرده است. صاحبان صنایع اگر نزدیکی به بلوکهای قدرت داشته و از رانت برخوردار باشند، میتوانند تسهیلات بانکی کلان بگیرند و در پرداخت هم هرچقدر که دلشان بخواهد، تاخیر میکنند؛ اما فردی که با سرمایه شخصی و ابتکار خودش یک کارگاه راه میاندازد -که اگر آن پول را طلا و دلار میخرید، در کوتاهمدت کلی سود میکرد- برای گرفتن یک وام ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومانی باید از هفتخوان رستم بگذرد و با چندین دیو سپید مبارزه کند؛ وقتی مثل اسفندیار روئینتن شد و وام را گرفت، کافیست نتواند اصل و سود وام را به موقع پرداخت کند، بانک ملک یعنی همان کارخانه را به این بهانه که «سند در رهن بانک است» فوری به مزایده میگذارد و حتی ماشینآلات هم به موقع به صاحب اصلی برنمیگردد. در موارد بسیاری هیچ مسامحهای در کار نیست برای بانکها فرق نمیکند طرف وام را برای ویلاسازی و ساخت مستغلات لاکچری گرفته یا قرار بوده با آن تولید کند و برای تعدادی از جوانان مملکت کار راه بیندازد. اتفاقا در مورد دوم، سختگیریها خیلی هم بیشتر است! حال آنکه کارآفرین واقعی کسی نیست که وام صوری میگیرد و از روابطش استفاده میکند و رسید و صورتحساب صوری در زونکنهای بانکها میگذارد؛ کارآفرین واقعی آن فردی است که همان سرمایه اندک را برای ایجاد اشتغال به کار میاندازد و وقتی دیگر نمیتواند پول توسعه خطوط و خرید مواد اولیه را جور کند، دست به دامان نظام بانکی میشود. از قضا همین گروه هستند که قربانی قوانین بانکی میشوند؛ قوانینی که برای برخی بسیار آسانگیر است و برای دیگران، موشکافانه و سختگیر. از کارآفرین واقعی نمیپرسند که چرا نتوانستی وام بانکی و سود مرکب آن را که سر به فلک میکشد، تسویه کنی، چقدر وقت میخواهی تا بتوانی تولید را سر پا نگه داری و تا کی فرصت تنفس کافی است.این واقعیت را بسیاری از مسوولان و کاربهدستان قبول دارند، اما برای تغییر آن به نفع کارگران و تولید، اقدامات عملی صورت نمیدهند. هرچند رای قانونی هم برای عدم تملک وجود دارد. در رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عدالت اداری که به شماره ۹۷۱ مورخ ۲۰/۸/۹۹ ثبت شده، آمده است: تملک ملک کارخانه در شهرکهای صنعتی در موارد بسیاری خلاف شرع دانسته شده و فقط میتوانند همان مقداری را که بر ذمه تسهیلات گیرنده است، استیفا کنند؛ در واقع نمیتوانند کل زمین و ساختمان و ماشینآلات را پای بدهی مالک بردارند، اما اتفاقی که برای بسیاری از کارخانهها افتاده خلاف این بوده است. موضوعی که باید هر چه زودتر برای آن فکری شود.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد