11 - 10 - 2023
کامکار و ناظری و آهنگی ماندگار در ورزش و هنر ایران
طلاهای ورزشکاران ایران در بازیهای آسیایی هانگژو ثابت کرد که صدا و سیما بسیار فقیر است. از این نظر که آهنگهایی باصلابت و حماسی داشته باشد که شور و شوق پیروزی را در دل مخاطبان چند برابر کند. بازیهای آسیایی در هانگژو چین تمام شد. ایران با ۱۳ طلا، ۲۱ نقره و ۲۰ برنز و مجموع ۵۴ مدال در رده هفتم توزیع مدالها قرار گرفت. هر بار که ما در یکی از رشتهها طلا یا نقره میگرفتیم و حتی گاهی که برنز میگرفتیم، آهنگی در ستایش ورزشکارانمان از شبکه ورزش یا شبکه سه سیما پخش میشد. ما نسبت به دوره پیشین بازیهای آسیایی هفت مدال طلا، کمتر گرفتیم؛ این یعنی هفت بار سرود جمهوری اسلامی ایران در هانگژو کمتر از دوره قبل بازیهای آسیایی خوانده شده و هفت بار تلویزیون کمتر سراغ آهنگهای پس از پیروزی رفته است؛ آهنگهایی که دیگر آدمی را به وجد نمیآورند…
آهنگهایی که تلویزیون برای این دوره از بازیهای آسیایی در نظر گرفته بود، سطح کیفی پایینی داشت و نشانی از فرهنگ و اصالت ایرانی را در خود نداشتند. بیشتر این آهنگها با صدای خوانندگان پاپ و با موسیقیهایی نهچندان دلچسب بودند که به هیچوجه حس و حال پیروزی را در وجود آدمی شعلهور نمیکرد. واقعیت این است که درخشش ورزشکارانمان بسیار بزرگتر از آهنگهایی بود که پخش میشد. البته در این میان قطعهای مانند «مثل سیاوش» با صدای محمد معتمدی از این قاعده مستثناست و ویژگیهای آهنگی اصیل با صدایی باصلابت را در خود دارد، اما با یک گل بهار نمیشود.
در گذشته آهنگهای باصلابت و اصیلی داشتیم که هنگام افتخارآفرینی ورزشکاران کشورمان، از شبکههای مختلف پخش میشد؛ آثاری که به شدت شنیدنی و پر از حس وطنپرستی بود و شور و هیجان بسیاری در مخاطبان ایجاد میکرد. این آثار در عین داشتن ریتم و ملودی مناسب، به شدت پر از حماسه هم بودند. آهنگهایی که شوق و شادی پیروزی را در وجودمان صدبرابر میکرد و از ایرانی بودنمان به خود میبالیدیم، اما بازیهای آسیایی هانگژو ثابت کرد که دست تلویزیون از نظر آثاری گرانقدر و حماسی به شدت خالی است. اینکه چرا تلویزیون سراغ آن آثار قدیمی نمیرود، پرسش بزرگی است و اینکه چرا در این سالها در اندیشه تولید آثاری مناسب برای چنین رویدادهایی نبوده، پرسشی بزرگتر… شاید برخی هنرمندان رضایت لازم برای پخش آثارشان در شبکههای صدا و سیما را نداشته باشند. خب این حق آنهاست؛ البته به شرطی که مالکیت کامل این آثار را داشته باشند. حال باید از مسوولان صدا و سیما پرسید که چرا در این سالها در اندیشه تولیداتی درخور برای چنین رویدادهایی نبودهاید؟ البته گاهی هم در این زمینه وارد عمل شدهاید که حاصل کارتان آثاری درخور نشده است. البته این انتقاد فقط مختص صداوسیما نیست؛ فدراسیونهای مختلف ورزشی و وزارت ورزش در این امر بیشتر مقصر هستند. آنها بیشتر باید در اندیشه اینگونه موارد باشند. آنها باید برای هر رویدادی به تولید اثری فاخر و ماندگار فکر کنند. تصور کنید اگر وزارت ورزش برای هر رویداد مهم ورزشی اقدام به تولید آهنگی خاص میکرد هماکنون چقدر دستمان در این زمینه پُر بود. بیایید داستان تولید یکی از آثار ماندگار در عرصه موسیقی ورزشی کشور را مرور کنیم؛
۸ آذر ۱۳۷۶ نقطه عطفی در تاریخ کشورمان است. روزی که تیم ملی فوتبال ایران در ملبورن استرالیا مقابل تیم ملی این کشور قرار گرفت تا آخرین گام برای حضور در جام جهانی را بردارد. حاصل این بازی به صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ انجامید؛ اتفاقی که پس از ۲۰ سال و برای نخستینبار پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ میداد. این پیروزی و این صعود به جام جهانی فوتبال، دستمایه خلق آثار هنری بسیار شد. در این میان تصنیفی حماسی با عنوان «گلافشان» ساخته شد که عنوان آهنگ رسمی تیم ملی فوتبال کشورمان در جامجهانی ۱۹۹۸ فرانسه را هم یدک میکشید. این اثر را هوشنگ کامکار آهنگسازی کرد و شهرام ناظری آواز آن را خواند. شعر این آهنگ را هم محمدعلی چاووشی سرود. نگاهی به گذشته و سوابق همکاری کامکارها با شهرام ناظری نشان میدهد که حاصل این همکاری چیزی جز شاهکارهایی ماندگار در موسیقی ایران نبوده است. این بار هم همینگونه شده است.
تصنیف «گلافشان» از منظر آهنگسازی سه بخش مجزا دارد و در دستگاه چهارگاه ساخته شده است. معمولا از «چهارگاه» برای موسیقیهای حماسی استفاده میشود. ضرب زورخانه در این اثر به شکلی هنرمندانه به کار گرفته شده است. سازهای بادی هم گویی از نواخته شدن شیپور یا صور جنگ خبر میدهند. سازهای موسیقی کلاسیک فضای این آهنگ را علمی و بینالمللی کرده است. صدای شهرام ناظری هم که پر از شور و شوق و صلابت و حماسه است. این اثر برای همیشه در موسیقی و ورزش ایران ماندگار شده است. به راستی که جای خالی چنین آثاری به شدت حس میشود. متاسفانه گاهی شاهد هستیم که برخی ارگانها برای ساخت آهنگهای ملی و ورزشی، سراغ خوانندگانی میروند که جز شهرت، هیچ ویژگی دیگری در کارشان نیست. این ارگانها باید بدانند که برای تولید آثاری اینچنین ماندگار و تاثیرگذار باید سراغ هنرمندانی بزرگ رفت. هنرمندانی که کارشان را خوب بلدند.
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد