21 - 04 - 2020
گالریهای هفته
گالری نگاه
نخستین نمایشگاه عکاسی پویا شاهجهانی با عنوان «ساجده» ۲۶ بهمنماه در گالری نگاه برگزار شد و تا ۷ اسفندماه ادامه دارد. در این نمایشگاه ۲۲ فریم عکس سیاه و سفید با محوریت «زن» به نمایش درخواهند آمد. شاهجهانی در بیانیه نمایشگاه مینویسد: «نام خود را یکبار مینویسم، یکبار به آن نگاه میکنم، یکبار دیگر به آن محیط و جغرافیا میدهم… و جز این، دیگر همه چیز فرم است و صورتهای نهایی آن.
فرمها و هاله صورتها که همچون تَرکه یک درخت خیس، میتواند درون یک قاب ثبت و ضبط شود. ضربه و شلاق بزند، مکث کند و نامهای عام را، خاصیت ببخشد، خاص کند!
نامی که شاید در آن صورت مکتوب، نامهای بسیار باشد و حالت زمانه. زمان و زمانهای که مشخصن به یک «تو»، به یک ضمیر آشنا اشاره میکند و دور میشود. از خود و مرزهای درون قاب بیرون میزند؛ گاهی در سایه مینشیند و گاهی در نور. نورانی میشود و این فعالیت ثبت نور است.»
گالری لاله
هشتمین نمایشگاه آثار چند نسل هنرمندان معاصر ایران با همکاری ۹۰ هنرمند و بیش از ۲۵۰ اثر در نگارخانه لاله برگزار میشود.
نگارخانه لاله طی سالهای اخیر با هدف رونقبخشی به اقتصاد هنر و تقویت بنیانهای هنری شهر، گامهایی برای گسترش بازار هنر معاصر برداشته و در این راستا سلسلهنمایشگاههای سالانه فروش آثار چند نسل هنرمندان معاصر ایران را برگزار کرده است.
این رویداد بر آن است تا با همراهی و مشارکت هنرمندان فرصتی ویژه، برای شهروندانی که درآمدهای متوسطی دارند و علاقهمند به گردآوری آثار هنرمندان معاصر هستند، فراهم کند.
در «هشتمین نمایشگاه آثار چند نسل هنرمندان معاصر ایران» که با همکاری ۹۰ هنرمند شکل گرفته است، بیش از ۲۵۰ اثر با رویکرد مدرن و معاصر ارائه شده که در یک نگاه میتوان آثار منتخبی از هنرمندان هشت دهه را در آن مرور کرد.
هنرمندان حاضر در این نمایشگاه با هدف توسعه فرهنگی، آثار گرانبهای خود را به گونهای ارائه کردهاند که از یک سو منجر به ایجاد انگیزه برای خرید آثار فاخر هنری و باارزش شود و از سوی دیگر، ضمن تقویت ذائقه بصری شهروندان به همگانی کردن هنر معاصر یاری رسانند. نمایشگاه تا ۲۵ اسفند ادامه دارد.
گالری اینجا
تالار اینجا آثار فرناز ربیعیجاه را به نمایش گذاشته است. او درباره کارش نوشته: مجموعه دوباره بازگشتی است دوباره بر مجموعه پیشینام با عنوان صفحهگردان که در آن عنصر وجود و هستی انسان و نیز حضورش در چرخه حیات در نظرم بوده. در این مجموعه، تاکیدم بر مفهوم تکرار در این رابطه است.
زندگی و طبیعت تکرار است و ما آن را به صورتهای گوناگون میشناسیم. از تکرار در روز و شب، فصول و طبیعت، تکرار در رشد و ظهور نسلهای نو در بستر تاریخ. روزمرگیها و خودی که هر روز (به خودهای دیگر) تکرار میشود و در واقع ادامه دادن آن چیزی است که هست، همچون جریان رود.
تکرار ایجاد خاطره میکند، بازگشت به گذشته است و عکس آن، روندی است رو به جلو. نمودی از گذر زمان؛ ممتد و بدون وقفه.
ریشه، شاخه، برگ و گل همگی بخشی از مراحل مختلف زندگی یک گیاه هستند. آنان نیز همانند سایر موجودات متعلق به گونه، جنس، خانواده و… بوده که با ویژگیهای منحصربهفردشان موجودیت مشخصی دارند و حضورشان در این مجموعه تاکیدی است بر همین موضوع؛ تلاشی برای بازنمایی انسان، فردیتش در مراحل مختلف زندگی. فرآیند و خاطرهای در گذر زمان که بازگشت و تکراری متفاوت را رقم میزند.
گالری آران
مجموعه آثار نسترن صفایی که ماهور توسی آنها را گردآوری کرده در گالری آران به نمایش گذاشته شده است. صفایی درباره این نمایشگاه نوشته: روایتهای کف خیابان چهار مجموعه را شامل میشود: به تهران، انقلاب آزادی-آزادی انقلاب، پاشنهبلند و روایتهای کف خیابان. آنچه فراهم آمده است کلانروایتهای نادقیق درباره شهر نیست بلکه تجربه شخصی هنرمند در خلال پرسهزنیهایش در شهر است. این بار جنبههای دیگری از پرسهزنی در آثار هنرمند نمایان میشود؛ او رهگذری ناظر و ساکت نیست که ساده از کنار حوادث میگذرد یا شرم و دیگر موانع ساختاری اجتماعی فرهنگی مانعش میشود، بلکه ناظر هوشیاری است که وقایع را ثبت میکند و تجربههای آنی و شخصیاش را با به اشتراک گذاشتن با دیگران به تجربههایی جمعی و تبادلپذیر مبدل میکند. هر کدام از چهار مجموعه ذیل (حق به شهر) فهمیده میشوند؛ به اشتراک گذاشتن تجربههای آزار خیابانی، مطالبه داشتن از شهر، بزرگنمایی اشیای دفرمه شده کف خیابان و جز آن، عادیزدایی از معضلات شهری و تعلق یافتن و مشارکت در امر شهری است.
تعلق یافتن به شهر با حرکت در شهر، حضور در آن، احساس آرامش و داشتن فضاهای مناسب برای خود ممکن میشود. حق به شهر از طریق فضاهای مناسب شهری محقق میشود و بین فضا و حق رابطه مستقیم برقرار است. شهر، هم در ساحت فیزیکی و هم اجتماعی تعلق کمتری به شهروندان یافته است و کمتر متناسب با مشارکتشان در آن است و این به معنای کاهش حضور شهروندان، خاصه زنان در شهر و نادیده گرفته شدن آنها در طراحی شهری و بیتوجهی به حق به شهر است.
روایتهای کف خیابان شکل فعالانهای است از حضور در شهر، پیوندی است بین زندگی روزمره در حوزه خصوصی با حوزه عمومی، دعوتی است برای مداخله شهروندان، در حوزه شهری که از منظر یک هنرمند به مساله حق به شهر میپردازد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد