21 - 02 - 2023
۱۴ میلیارد دلار بیش از درآمد نفتی کشور
علی پاکزاد- ارقام نجومی فروش دلار در سال ۸۹ از سوی رییس کل بانک مرکزی نشان از چه چیزی میتواند باشد، آیا وضعیت اقتصادی فعلی مشوق قاچاق کالا از کشور شده است؟ آیا مانند اوایل دهه ۷۰ شمسی که نقل و انتقال ارز از کشور آزاد اعلام شد شاهد فرار سرمایه از کشور هستیم؟
براساس اعلام محمود بهمنی، در سال ۸۹ معادل حجم ارز به فروش رسیده از سوی بانک مرکزی ۲۴ میلیارد دلار بیشتر از ارز مورد نیاز برای واردات کالا به کشور بوده است. در سال ۸۹ کل کالاهای وارداتی به کشور حجمی معادل ۶۴ میلیارد دلار بوده است که با احتساب رقم ۲۴ میلیارد دلار مورد اشاره رییس کل بانک مرکزی به ۸۸ میلیارد دلار میرسد.
با احتساب متوسط ۱۰۳۰ تومان برای ارزش دلار رسمی در سال ۸۹ میتوان گفت که درآمد بانک مرکزی تنها از محل فروش دلار به رقمی بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان خواهد رسید، این رقم معادل یک سوم کل نقدینگی کشور است و البته با در نظر گرفتن جمع جبری بودجه جاری و عمرانی دولت در سال ۸۹ که به رقمی حدود ۹۸ هزار میلیارد تومان میرسد میتوان گفت این حجم دلار که از سوی بانک مرکزی عرضه شده معادل ۹۲ درصد از کل بودجه دولت در سال گذشته است و معادل بودجه جاری دولت در سال ۹۰ هم هست.
البته نکته جالب اینجاست که با وجود فروش ارز با این حجم بالا آنچه در بازار بازتاب پیدا کرده رشد قیمت ارز بوده است. قیمت هر دلار سال گذشته حدود ۱۰ درصد رشد پیدا کرده است و از حدود یک هزار تومان به ۱۱۰۸ تومان در پایان اسفندماه ۸۹ رسید بنابراین میتوان گفت با وجود فروش حجم عظیم دلار در بازار داخلی قیمت تثبیت نشده است.
محمود بهمنی در سخنان اخیر خود به نکته قابل تامل دیگری نیز اشاره کرده است که حاضر نیست برای هزینه قاچاق کالا ارز به بازار واریز کند!
این اعتراف به خوبی نشان از فرار سرمایهها از کشور است حتی اگر این سرمایه در خوشبینانهترین حالت خود در قالب کالای قاچاق به کشور بازگشته باشد نشان از آن دارد که بخش مولد اقتصاد کشور جذابیتی برای جذب سرمایهها نداشته است و شاهد فرآیند فرار سرمایهها از کشور هستیم.
اما در پاسخ به این پرسش که این فرار ناشی از چه چیزی است، باید گفت بیش از سه سال است که فضای اقتصادی کشور با بحران تورم رکودی شدید مواجه بوده؛ تورم رکودی که هم توان خرید را کاهش داده است و هم توان تولید را تحلیل برده است، اگر گفته میشود پس افزایش حجم واردات به عنوان نقیضی بر این ادعاست باید گفت برخلاف آنچه ابراز میشود متاسفانه همچنان محصولات وارداتی از نظر قیمت در مقابل مشابه داخلی در سطوح مناسبتری قرار دارند بنابراین صرفه مصرفکنندگان نهایی در استفاده از محصولاتی است که چه به صورت رسمی و چه به صورت قاچاق در بازار کشور عرضه شده و با توان کاهنده خرید او متناسبتر است.
اما فارغ از اینکه این میزان ارز از کشور خارج شده است یا خیر باید پرسید در سوی دیگر ماجرا یعنی دولت و بانک مرکزی در ازای این درآمد چه اقداماتی صورت دادهاند؟
مقایسه میزان ارز به فروش رسیده با میزان درآمدهای نفتی سال گذشته نکته دیگری را آشکار میکند و آن هم برداشت بیش از حد دولت از حساب ذخیره ارزی است.
در سال گذشته میزان درآمد حاصل از صادرات نفت خام معادل ۷۴ میلیارد دلار بوده در حالی که بانک مرکزی مدعی فروش ۸۸ میلیارد دلار ارز در بازار کشور است، یعنی بانک مرکزی ۱۴ میلیارد دلار بیش از کل درآمد نفتی کشور ارز تبدیل به ریال کرده و این خود جای سوال دارد که ارزی که باید در حساب ذخیره ارزی قرار میگرفت برای چه منظوری تبدیل به ریال شده است؟ آیا بخش خصوصی به عنوان هدف قانونی حساب ذخیره ارزی معادل ریالی ۱۴ میلیارد دلار تسهیلات دریافت کرده است و اگر این اتفاق افتاده است کدام بخش خصوصی توانسته این حجم سرمایه را جذب کند و نتیجه اقتصادی این فعالیت عظیم اقتصادی چه بوده است؟
این نکته یادمان نرود که بنابر گفته کارشناسان اقتصادی هیچ بخش خصوصی را نمیتوانیم در کشور پیدا کنیم که توان اجرای یک میلیارد دلار پروژه را در بخشهای مختلف اقتصادی کشور داشته باشد و حال صحبت از جذب مازادی معادل ۱۴ میلیارد دلار است.
البته باید گفت در حال حاضر مجلس در حال رسیدگی به وضعیت برداشت ۲/۱۱ میلیارد دلاری دولت از حساب ذخیره ارزی است که میتوان با استناد به سخنان رییس کل بانک مرکزی گفت ظاهرا ارقام برداشت کمی بالاتر از پروندهای است که توسط مجلس مورد بررسی قرار گرفته است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد