22 - 06 - 2023
اردوغان و نسخه نجات اقتصادی
گروه بینالملل- مژده کلهر- ترکیه طی روزها و ماههای آتی دو اتفاق مهم پیشرو دارد؛ اولی اجلاس سران ناتو در لیتوانی و دومی نشست سران بریکس در آفریقای جنوبی که قرار است اواخر مرداد ماه برگزار شود. در مورد اجلاس اول هر تصمیمی که درخصوص عضویت سوئد در ناتو چه پیش از جلسه و چه بعد از جلسه ناتو اتخاذ شود، سرنخهایی را درخصوص روند سیاست خارجی ترکیه پس از انتخابات به دست خواهد داد. علاوه بر این موضع ترکیه درخصوص جنگ اوکراین نیز در این اجلاس، معیاری مهم درخصوص روابط میان آنکارا با ایالاتمتحده و اروپا خواهد بود.
شواهد نشان میدهد که ترکیه در قبال جنگ اوکراین به دنبال فاصله مساوی برای برقراری تعادل میان طرفین جنگ نیست، بلکه آنکارا خود را در طول این مدت در دو سوی معادله قرار داده که چنین رویکردی مطمئنا مورد پسند آمریکا نخواهد بود. در واقع آمریکاییها از متحدان خود خواستار اتخاذ یک موضع مشخص در قبال روسیه و جنگ اوکراین هستند. به همین دلیل در اجلاس ناتو روندهایی ترسیم میشود که سیاست خارجی آتی ترکیه در قبال این مسائل را مشخصتر خواهد کرد.
از سوی دیگر بحث خرید هواپیماهای جنگنده از آمریکا که امروز به مساله موافقت سوئد برای عضویت در اتحادیه اروپا گره خورده است، بحثهایی را در داخل این کشور ایجاد کرده؛ به طوری که سوال مشخص این است که آیا خرید جنگندههای اف-۱۶ یا اف-۳۵ روابط ترکیه با غرب را تقویت میکند یا اینکه به معنای وابستگی آنکارا به غرب است.
اهمیت نشست بریکس
دومین رویداد مهم برای ترکیه نشست سران بریکس است که در ۳۱ مرداد در آفریقای جنوبی برگزار میشود. مانند هر نشست بریکس که در مورد کشورهای شرکتکننده بحثهای زیادی وجود دارد، در این اجلاس هم موضوع اصلی ممکن است «نام واحد پول مشترک» باشد! امری که کارشناسان از آن به عنوان سطح بحرانی نام میبرند. به عبارت دیگر پول واحد بریکس به معنای کاهش وابستگی به دلار و ابزار اصلی رقابت شرق با غرب تعبیر میشود. حتی برخی کارشناسان معتقدند که این موضوع از جنگ اوکراین یا تنش در اقیانوس آرام نیز اهمیت بیشتری برای آمریکا و غرب دارد.
خط میانی تعیینکننده
در چنین شرایطی اکنون شاهد هستیم که پس از انتخابات، گروههای مخالف دولت اردوغان در همه لایهها، رابطه ترکیه با غرب را از طریق اقتصاد بررسی میکنند. یک طرح سیاسی نیز وجود دارد؛ در واقع سوال این است که «آیا مشکلات اقتصادی دست آنکارا را به سوی غرب دراز خواهد کرد؟»
پاسخ مثبت به این سوال به معنای تعامل یا حتی وابستگی ترکیه به غرب است که قطعا روی سیاست داخلی دولت اردوغان اثرگذار خواهد بود.
البته این قضیه در چرخش جهان اثرش صفر است. اگر از همین مثال پیروی کنیم، تعداد کشورها و ابتکاراتی که برای خلاصی از دلاری شدن تلاش میکنند در حال افزایش است. نمونه آخر پاکستان است که بهای نفتی را که از روسیه خریداری کرده به یوآن پرداخت خواهد کرد. به همین ترتیب، همانطور که در اخبار پرحاشیه فارین پالیسی تاکید شده است، «برزیل، هند، ترکیه، اندونزی، عربستان سعودی و آفریقای جنوبی توانایی تغییر موازنه ژئوپلیتیکی جهان را دارند و قویتر از همیشه هستند.»
در این رابطه لازم است سخنان ژنرال مایک میلی رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا را نیز در نظر بگیریم. جایی که تصریح کرده برخی از کشورهای منطقه اقدام به افزایش نقشی کردهاند که در جغرافیای خود ایفا میکنند و برجستگی اقدامهای آنها کار را پیچیده میکند. حتی برخی ممکن است در آرزوی تبدیل شدن به یک ابرقدرت باشند.
دو رویداد تعیینکننده اصلی در خط میانی، چگونگی پایان جنگ اوکراین و برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایالاتمتحده در سال آینده است. هر دو در یک زمان میتوانند جای گیرند. اینکه آیا به سمت آنکارا خواهد رفت یا به یک قطب دیگر، ممکن است پس از آن مشخص شود. به طور خلاصه، ترکیه در واقع در نشست ناتو حضور خواهد داشت، اما چشمش به نشست بریکس خواهد بود.
تکیه به غرب یا پشت به غرب؟
در چنین شرایطی سوال مهم در فضای رسانهای ترکیه این است که چرا شبکهها و رسانههای مخالف دولت اردوغان درخصوص سیاست خارجی برنامه خاصی پخش نمیکنند. حزب اصلی اپوزیسیون سیاست خارجی خود را به یکی دو مشاور واگذار کرد و آنها در دوره انتخابات انواع و اقسام مطالب را برای چاپ داخلی و بینالمللی تولید کردند. علاوه بر این، قلیچداراوغلو، رییسCHP، در طول انتخابات دو بار در مورد سیاست خارجی صحبت کرد؛ در یکی به طور ضمنی آذربایجان و در دیگری آشکارا روسیه را تهدید کرد. اکنون این نقیصه شدید را یکی از دلایل شکست در انتخابات میدانند که درست هم هست.
به عبارت دیگر، سیاستمداران، مشاوران و خبرنگاران اپوزیسیون سیاست خارجی را نمیشناسند.
اکنون، ترکیه «بحرانیترین ۱۰ سال جهان» را در پیش دارد که مورد توافق همه رهبران کشورها، مفسران بینالمللی، تحلیلگران و روزنامهنگاران است. باز هم تعریف مشترک همه آنها این است که ترکیه یکی از کشورهای کلیدی است. حداقل ۵ سال گذشته مملو از نشانههایی از این موضوع بوده و زمانی برای آمادهسازی ارائه شده است.
در این راستا باید دید آیا سیاستمداران اپوزیسیون و کانالهایشان همین بیخیالی را حفظ خواهند کرد؟
برخی کارشناسان در داخل ترکیه به خصوص آنهایی که نزدیک به جریان اردوغان و حزب عدالت و توسعه محسوب میشوند درخصوص رسانههای رقیب دولت معتقدند که آنها نمیبینند که با ناآگاهی سیاست خارجی در این مقیاس، مرگ خود را آماده میکنند. به گفته آنها غرب تنها از لحاظ فیزیکی در حال کوچک شدن نیست، بلکه از لحاظ سیاسی نیز در حال آب رفتن است.
به همین دلیل سوال مهم این است که کدام فرد عاقلی حاضر است به چنین شرایطی تکیه کند؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد