24 - 06 - 2021
اصلاحات مرد؟
آرزو فرشید- انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ همانطور که در روزهای اخیر به کرات نوشتیم، نقطه عطفی برای جریان اصلاحات است. جریانی که در هفتههای منتهی به انتخابات با اختلافات گستردهای مواجه بود و وقتی هم که بدون رسیدن به اجماع، تصمیم خود مبنی بر پای کار آمدن و حمایت از نامزد حداقلی را گرفت با عدم اقبال سرمایه اجتماعی خود مواجه شد؛ سرمایهای که در چند سال اخیر ذرهذره و به دلایل مختلف دل از این جریان سیاسی بریده بود و در این انتخابات به رساترین شکل ممکن صدایش را به آقایان در سطح سیاسی و هسته مرکزی این جریان رساند.
این پیام چنان روشن و واضع بود که دیدیم، بسیاری از سیاسیون در این جریان از رسیدن اصلاحات به آخر خط گفتند. شاهدش همین توئیت اخیر سعید حجاریان، تئوریسین اصلاحطلب که مینویسد: «اصلاحات صندوقمحور مرد! اما قبل از تدفین شکوهمند باید به اتاق تشریح برده شود تا علت مرگ روشن شود. آیا مرگ به علت کهولت سن بوده است یا میتوان رد پای قاتل یا قاتلانی را پیدا کرد؟»
تاریخ مرگ ۲۸ خرداد
این سخن حجاریان اما از جهات مختلف قابل بحث و بررسی است. اولا اینکه اگر اصلاحات صندوقمحور مرده است، آنچه از این جریان میماند چیست؟ امکان احیا و بازگشت به عرصه سیاستورزی دارد یا خیر؟ اصلا مرگ آن مورد تایید همه است یا اصلاحطلبان در اینباره هم هنوز اختلاف نظر دارند؟ به فرض که مرده است، علت آن چه بوده، همانطور که حجاریان میپرسد، عمر اصلاحطلبی سرآمد یا اینکه قتلی در کار است؟
این پرسشها را از چند تن از سیاسیون در جبهه اصلاحطلبی پرسیدیم. عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای هماهنگی اصلاحطلبان میگوید «اصلاحات مرده است و مراسم ختم آن نیز ۲۸ خرداد بود» اما از تشریح این موضوع طفره میرود.
مرگ نه،بنبست
برخی دیگر از اصلاحطلبان اما هنوز مرگ اصلاحات را باور ندارند. مثلا محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو مجمع روحانیون مبارز میگوید: «انتخابات ریاستجمهوری یکی از قلههای پیروزی اصلاحطلبی به عنوان یک اندیشه و شکست اصلاحطلبان به عنوان احزاب و تشکیلات بوروکراتیک بود.»
ابطحی عملکرد آن گروهی از اصلاحطلبان که در انتخابات اخیر هوادار مشارکت فعال و حمایت از نامزد حداقلی بودند را اشتباه ندانسته و از آن دفاع میکند اما نگاه و پیام مردم به این گروه را نیز درک کرده است. او میگوید: «ما هم همان مسیر دعوت به اصلاح را دنبال کردیم. به رای متفاوت دعوت کردیم و رفتیم پای صندوق. مخاطبانمان اما اصلاحطلبتر از ما بودند و از طریق رای ندادن نظر اصلاحیشان را گفتند.»
وی قبول دارد که «اصلاحطلبان نتوانستند اصلاحطلبی به بنبست رسیده را مثل مردم بفهمند» اما باور ندارد که اصلاحطلبی مرده باشد لذا میگوید: «آنچه مهم بود راههای خشن و براندازانه نتوانست جایگزین تفکر اصلاحطلبی شود ولی اصولگرایان توانستند جایگزین اصلاحطلبان شوند. شعارهای انتخابات را نگاه کنید. از همه اصولگرایان. همه آنها حرفهای اصلاحطلبانهای ارائه کردند که خود آقای خاتمی در دوران ریاستجمهوری نمیتوانست بگوید.»
پزشکان مقصر
محمدصادق جوادیحصار عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز با این نگاه حجاریان کاملا مخالف است. نه از این باب که اصلاحات و اصلاحطلبی را در موقعیت و شرایطی مناسب ارزیابی کند، بلکه از این جهت که بررسی پرونده پزشکان این بیمار یعنی اصلاحات را بر دفن جنازه آن اولی میداند.
او در گفتوگویی با «جهانصنعت» میگوید: «اگر اینک کالبد بیجان اصلاحات روی میز تشریح است، دلیلش تجویزهای نادرست، نابهنگام و تغذیه نامناسبی است که پزشکان مدعی تخصص در این حوزه از جمله خود آقای حجاریان انجام دادند و موجب شدند که وضعیت عمومی این بیمار روز به روز بدتر شد تا جایی که به قول دیگر ایشان باید دفن شود.»
وی تاکید کرد: «اگر قرار به تشریح جنازه اصلاحات است، اول باید دید که چه کسانی این بیمار را مدیریت کرده و چه داروهایی برایش تجویز کرده بودند. اگر قرار به کالبدشکافی جنازه است، پرونده تیم پزشکی بیمار هم باید بررسی شود؛ تیمی که عدهای از آنان بیش از بیمار و مقاومت بدنی او مقصر هستند. کسانی که یک روز میگویند تقلب شده و مردم را از صندوق رای ناامید میکنند اما مدتی بعد به عنوان پزشک متخصص، میگویند که تقلبی در کار نبوده و تشخیص ما اشتباه بوده است! مثل اینکه بعد از کندن دل و روده بیمار بگویند بیمار سرطان روده نداشته تومور مغزی داشته است. لذا بعد از آنکه دل و روده بیمار را دور انداختهایم باید سراغ مغز وی برویم! با همین رویکرد است که هم خود بیمار را زمینگیر و فلج نموده و هم اطرافیان او یعنی مردم را دچار سردرگمی کردند.»
اصلاح مدیریت اصلاحات
جوادیحصار با تاکید بر اینکه «اینها باید پاسخ دهند که چرا صندوق رای را از کارآمدی انداختهاند» گفت: «آنهایی که میگفتند فشار از پایین و چانهزنی از بالا! باید بگویند که میخواستند با چه کسی چانهزنی کنند و موضوع چانهزنی آنان چه بود. چرا برای مردم توضیح ندادند که مساله آنها حضور در قدرت و صندوق رای هم ابزار آن بود اما امروز چون از نگاه آنان صندوق کارآمدی ندارد، از دفن اصلاحات میگویند و فکر نمیکنند که شاید دیگرانی میتوانند از آن استفاده کنند.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب افزود: «در یک نگاه واقعبینانه اصلاحات یک امر تدریجی است و آنچه که باید اصلاح شود، اصلاح در مدیریت اصلاحات است. دوره مدیریت اصلاحطلبان توسط جریانهایی مثل آقای حجاریان و تاجزاده با همه احترامی که برایشان قائل هستیم، به پایان رسیده است. اینها نمیتوانند در چارچوب حاکمیت اصلاحی ایجاد کنند و ادامه رفتار آنان به منازعات غیرقابل کنترلی میرسد. به باور من ظرفیت روانی، فرهنگی و سیاسی جامعه ما اجازه این خردهفرمایشها را به این عزیزان نمیدهد. جامعه امروز در شرایطی نیست که پشت سر اینها راه بیفتد و با امر و نهیشان پیروی نشان بدهد. این چه گفتمانی است که یک روز میگوید اصلاحات مرد، یک روز میگوید صندوق رای مرد. از این مردهانگاری چه میجویند. همین نگاه مرگمحور از اول انقلاب ما را دچار مصیبت کرده است مگر ما در دوم خرداد نگفتیم زندهباد مخالف من!؟».
واکاوی کارنامه مدیران
جوادیحصار تاکید کرد: «اصلاحات را در هیچ محضری به نام این دوستان ارجمند سند نزدهاند، بلکه اصلاحات امری عمومی است که سند مشاع دارد. همه دلدادگان به ایران و مردمش به سهم خودشان در پروسه اصلاحطلبی و در پروژه چگونگی مداخله در امر تعیین سرنوشت به خصوص در انتخاباتها سهم مساوی دارند و بسته به تلاشی که میکنند، میتوانند سهم خود را افزایش دهند.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «ضمن احترام برای این دوستان ارجمند و پاسداشت قدر و قیمت تلاشهای ارزشمند آنان معتقدم که اول باید کارنامه مدیران پروسه اصلاحات در این چند سال مورد واکاوی قرار بگیرد. کسانی که هر روز و در هر دوره انتخاباتی به شکلی باعث سردرگمی و کاهش توان اصلاحی کشور شده و چون ظاهرا نظریات خودشان به پایان خط رسیده، میگویند اصلاحات مرده است.»
اصولگرایی صندوقمحور هم مرد
نعمت احمدی*
اصلاحات هیچ وقت نمیمیرد زیرا اصلاحطلبی در ذات آدمی و از جمله معرفتهای زندگی است. اما سخن اخیر آقای حجاریان مبنی بر مردن اصلاحات صندوقمحور نیز موضوع قابل تاملی است. او مدتها قبل گفت اصلاحات مرد، زندهباد اصلاحات. این حرف ظرافت قابل توجهی دارد. سوال این است که کدام اصلاحات مرد؟ اصلاحات صندوقمحور. یعنی اینکه اگر نگاه ما اصلاحطلبانه است و برای اجرای اصلاحات باید از صندوق رای عبور کنیم اما افرادی که آدرس صندوق را میدهند از گوشت و پوست و استخوان با اصلاحات مخالف هستند؛ دیگر اصلاحاتی در کار نخواهد بود.سعید حجاریان با ظرافت هرچه تمامتر خطاب به اصلاحطلبان میگوید که اگر هنوز فکر میکنید میتوانید از این صندوقها نتیجه بگیرید، اشتباه میکنید و اصلاحات مرده است. به باور من هیچ کسی مثل او تحریم صندوق را به زبان سیاسی بیان نکرده است. برداشت من این است که حجاریان عملا و رسما به نوعی تحریم صندوق به شیوه هدایتشده امروزی را مورد نقد قرار میدهد.بخش دوم سخن حجاریان اما قابل تاملتر است. من به عنوان یک حقوقدان میگویم که بعد از هر مرگ و قتلی اولین اقدام بازپرس صدور دستور تشریح است. باید دید که این مرگ به چه خاطر بوده است. آیا متوفی سم خورده، چاقو خورده، یا…؟ پیکر مرده اصلاحات صندوقمحور نیز نیاز به تشریح دارد تا مشخص شود که چرا به اینجا رسیده است. در هر تشریحی علل بیرونی مرگ جستوجو میشود. اکنون نیز بدیهی است اصلاحات که اوج آن به گواه آمار دولت اصلاحات بود، خودش خودش را به این روز نینداخته است. باید بررسی کرد و دید که چه کسی آن را کشته است. نوع نگاه شورای نگهبان، هر ۹ روز یک بحران، بر هم زدن قاعده بازی در نظام بینالمللی یا …؟ باید سهم هر کدام از این علل بیرونی در مرگ اصلاحات صندوقمحور مشخص شود.دقت داشته باشید که وضعیت فعلی اصلاحات و بهطور کلی جریانهای سیاسی در ایران بسیار حساس است. ما انتخاباتی داشتیم که به اندازه نفر دوم آن آرای باطله داشت. بیش از ۵۰ درصد مردم نیز مشارکت نکردند. این وضعیت یعنی نه تنها اصلاحات صندوقمحور بلکه حتی اصولگرایی صندوقمحور نیز مرده است. در واقع همانطور که اصلاحات مرد، صندوق رای نیز به بنبست رسیده و باید عوامل بروز این وضعیت را مورد بررسی قرار داد.
*حقوقدان و فعال سیاسی اصلاحطلب

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد