29 - 11 - 2020
افزایش رفاه اقتصادی در سایه جهانی شدن
سیدهرقیه ساداتیامیری- جهانیشدن با تجارت جهانی شروع شد ولی سرعت فراگیرشدن پدیدهها، روندها و تکنولوژی، مشخصهای از جهانیشدن است که در دورههای زمانی گذشته دیده نمیشد. متغیرهای زیادی رفاه را تحت تاثیر قرار میدهد که «جهانیشدن» از جمله آن است. جهانیشدن ابعاد و لایههای متعددی دارد که از میان آنها، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارای اهمیت ویژهای است. جهانیشدن اقتصاد بر ماهیت بیمرز جریانهای اقتصادی و بر تبدیل شدن اقتصاد جهانی به یک واحد همگرا تاکید میورزد. جهانیشدن اجتماعی به تعامل انسانها در جوامع فرهنگی مختلف و در ارتباط با موضوعاتی مانند خانواده، مذهب، کار و تحصیلات مرتبط است. در جهانیشدن سیاسی، پرسش اساسی در نقش دولت و حکومت در فرآیند جهانیشدن است.
یکی از معیارهای سنجش جهانیشدن، شاخص ترکیبی جهانیشدن است که توسط موسسه کاف ارائه میشود. این شاخص، ترکیبی از سه بعد اقتصادی (شاخص جهانیشدن اقتصادی)، اجتماعی (شاخص جهانیشدن اجتماعی) و سیاسی (شاخص جهانیشدن سیاسی) است. شاخص جهانیشدن اقتصادی به دو زیربخش اصلی جریانهای واقعی اقتصاد و موانع و محدودیتهای تجارت و سرمایه تقسیم میشود. شاخص جهانیشدن اجتماعی به سه طبقه ارتباطات فردی، جریان اطلاعات و نزدیکی فرهنگی تقسیم میشود. بعد سیاسی شاخص جهانیشدن شامل تعداد سفارتخانهها و کمیسیونها در یک کشور، تعداد سازمانهای بینالمللی که آن کشور در آن عضویت دارد و تعداد ماموریتهای شورای امنیت سازمان ملل در آن کشور است. افزون بر این، شامل تعداد معاهدات بین دو یا چند ایالت است که از سال ۱۹۴۵ به بعد امضا شده است.
موضوع رفاه و مساله شاخصسازی برای سنجش و اندازهگیری برخلاف اهمیت فراوان آن، از جمله موضوعاتی است که در مطالعات اقتصادی داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به ماهیت رفاه و توجه به این مطلب که عوامل مختلفی میتواند در ایجاد یا بهبود رفاه نقش داشته باشد، استفاده از شاخصهای ترکیبی به عنوان راهحلی برای منظور کردن این عوامل پیشنهاد شده است. با توجه به اینکه از جهانیشدن به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رفاه یاد میشود، پرسش اساسی پژوهش این است که آیا جهانیشدن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر رفاه اقتصادی با اثرگذاری مثبت همراه است؟ در این پژوهش، با توجه به ابعاد سهگانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در جهانی شدن، تاثیر هریک از این ابعاد بر رفاه مورد بررسی قرار میگیرد.
در این راستا، تحلیل برای ۵۰ کشور در قالب سه طبقه درآمدی شامل گروه با درآمد بالا، با درآمد متوسط (کشورهای با درآمد متوسط و متوسط به بالا) و با درآمد پایین (کشورهای با درآمد متوسط به پایین و پایین) صورت گرفته است.
ادبیات نظری
فرآیند جهانی شدن بر کلیه جنبههای زندگی بشر اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی تاثیر میگذارد. جهانیشدن اقتصاد بر تحرک فزاینده نیروی کار، سرمایه و تکنولوژی، گسترش تجارت بینالمللی به معنای پیوستگی روزافزون بازارها و گسترش ارتباطات تاکید دارد. جهانیشدن اقتصاد شرایطی را به وجود میآورد که در آن حد و مرزهای جغرافیایی در فعالیتهای اقتصادی از جمله تجارت، سرمایهگذاری، تولید و نقلوانتقالات مالی کمترین نقش را خواهند داشت.
بعد اجتماعی جهانیشدن به اثر جهانیشدن بر زندگی و کار مردم، خانواده و جوامع اشاره دارد. فراتر از دنیای کسبوکار، بعد اجتماعی جهانیشدن شامل فرهنگ و هویت، همبستگی خانوادهها و جوامع است. به طور کلی، جهانیشدن اجتماعی مربوط به تعامل انسانها در جوامع فرهنگی مختلف و در ارتباط با موضوعاتی مانند خانواده، مذهب، کار و تحصیلات است.
از نظر سیاسی، فرآیند جهانیشدن، بازتاب «جابهجایی جهانی» مرکز ثقل قدرت است. در عصر جهانیشدن سیاست دیگر نمیتوان از حاکمیت ملی، مرزهای ملی و امنیت ملی سخن گفت. فقدان اقتدار در حیطه جغرافیایی خاص، تاکیدی است بر این واقعیت که اقتدار، خصلت ارضی خود را از دست داده است. جهانیشدن منافع ملی و امنیت ملی کشورها را با چالشهای جدی روبهرو کرده و کشورهایی که فاقد ابزار لازم برای دفاع از منافع و امنیت خود بودهاند، به این نتیجه رسیدهاند که مشارکت در روند جهانیشدن، باعث شکنندگی و صدمهپذیری آنان میشود.
در بعد سیاسی جهانی شدن پرسش از نقش دولت و حکومت در فرآیند جهانیشدن است. جهانیشدن در عرصه سیاسی موجب ارتقای دموکراسی و رشد فرهنگ سیاسی و نگرشهای مدنی خواهد شد. «رفاه» عبارت است از مجموعه سازمانیافتهای از قوانین، برنامهها و سیاستهایی که در چارچوب موسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی جهت پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان عرضه میشود تا زمینه رشد او را فراهم کند (آرمانمهر و فرهمندمنش، ۱۳۹۶). همچنین رفاه، بیانگر قدرت خرید و توانایی در کسب تسهیلات و امکانات زندگی است.
تاثیر متقابل جهانیشدن و رفاه، یکی از مباحث مهم اقتصادی است. متغیرهای زیادی رفاه را تحت تاثیر قرار میدهد که یکی از این متغیرها، جهانیشدن است. یکی از نتایج جهانیشدن این است که کشورها میتوانند ضمن استفاده از امکانات تولیدی یکدیگر از انزوای تجاری خارج و به این ترتیب از سطح کارایی تولید و رفاه اجتماعی برخوردار شوند. برای بررسی علل و عوامل موثر بر رفاه، الگوهای فراوانی طراحی شده است. رانجان (۲۰۱۴) رفاه و پیامدهای سیاست جهانیشدن را هنگامی که کارگران با ریسک بیکاری روبهرو میشوند، بررسی کرده است. اگر مشاغل با استفاده از کارگران داخلی انجام شوند، میتوانند جایگزین واردات شوند. در این حالت جهانیشدن، دستمزدها را کاهش و بیکاری را افزایش میدهد. در این شرایط، در غیاب هرگونه مداخله دولت، جهانیشدن نهتنها رفاه کارگرها را کاهش میدهد بلکه میتواند رفاه اجتماعی را مشابه زمانی که کارگران بسیار ریسکگریزند، کاهش دهد. هنگامی که توزیع مجدد بهینه و سیاستهای حمایت اجتماعی وجود دارد، جهانیشدن رفاه اجتماعی را بهبود میبخشد.
جهانیشدن اقتصادی مستلزم اتحاد اقتصادی کشورهای جهان، پیرامون افزایش جریان کالاها، خدمات و سرمایه است. طبق تعریف برادی، بکفیلد و سیلیب- کایسر (۲۰۰۵) جهانیشدن اقتصادی به عنوان تبادل اقتصاد بینالمللی و اتحاد اقتصاد بینالمللی است. به اعتقاد ایشان، جهانیشدن تولید و سرمایهگذاری موجب کاهش سرعت دولت رفاه میشود زیرا دولتها استقلال داخلی بر سیاستهای رفاه اجتماعی در مقابل اقتصاد جهانی را از دست میدهند. بنا بر نظر کیم (۲۰۰۷) تحت پارادایم اقتصادی نئولیبرال جهانی شدن، دولت بزرگ در محیط اقتصادی جهانی، ناکارآمد در نظر گرفته میشود، زیرا سطوح بالای مالیات و مخارج اجتماعی مانع از پیشرفت یک اقتصاد رقابتی بینالمللی است.
مطالعات متعددی جهانیشدن و کاهش رفاه را به هم پیوند میدهد. برای نمونه گارت و میشل (۲۰۰۱) و بورگون (۲۰۰۱) نشان دادهاند باز بودن تجاری با هزینههای اجتماعی دولتی کمی همراه است. یک جنبه مثبت که «فرضیه جبران» نامیده میشود، ادعا میکند پدیده بینالمللی شدن اقتصادها با یک تقاضای بالا برای تامین اجتماعی مرتبط است که به سهم خود، تغییر و تحولات مالیاتی و هزینههای اجتماعی را تسهیل میکند.
اتحاد اقتصادی منجر به آشفتگی اقتصادهای ملی در اقتصاد جهانی میشود که مولد عدم اطمینان و بیثباتی بیشتر در اقتصاد داخلی است. در مواجهه با ناامنی اقتصادی، دولت برای حمایت اجتماعی و بیمه مستلزم اقدامات بیشتری است. به طور کلی، جهانیشدن اقتصاد تقاضای زیادی را برای جبران هزینههای دولت به وجود میآورد که عوارض جابهجاییهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از افزایش تجارت را کاهش میدهد. در نتیجه، اکثر کشورها نوسانات و نااطمینانی از بیثباتی در تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی را تجربه میکنند و اکثر دولتها به منظور تثبیت امنیت اقتصادی، سیاستهای رفاه اجتماعی را گسترش میدهند (برادی، بکفیلد و سیلیب- کایسر، ۲۰۰۵).
مطالعات تجربی متعددی رابطه مثبت بین جهانیشدن و دولت رفاه را اثبات میکند. باز بودن اقتصادی هزینههای اجتماعی را بهطور قابل ملاحظهای افزایش میدهد. در یک دیدگاه اعتقاد بر آن است که نهتنها دلیلی نظری بلکه مشاهدهای تجربی مبنی براینکه با افزایش جهانیشدن استقلال سیاست اجتماعی داخلی تحت تاثیر قرار میگیرد، وجود ندارد. طرفداران این دیدگاه، استدلال میکنند که سیاست یک کشور مشخص به جای نیروهای خارجی مثل جهانیشدن، تعیینکننده مدیریت یک سیاست اجتماعی است. پژوهشگران از این مهم که عوامل داخلی مانند موسسات سیاسی و اجتماعی اثرات جهانی شدن در روند تشکیل سیاست اجتماعی را به حداقل میرسانند، حمایت میکنند.
تجارت باعث بهبود رفاه میشود ولی اثر مستقیم آن بر توزیع درآمد کم است و باید با استفاده از سیاستهایی این اثر را بهبود بخشید و اگر این سیاستها به درستی انجام نشود، سود حاصل از تجارت را خنثی یا حداقل میکند. جهانیشدن سیاسی، گسترش روابط سیاسی بین کشورها را نشان میدهد. بدون شک، بهبود روابط سیاسی در میان کشورها باعث رونق تجارت بین کشورها میشود که افزایش رشد اقتصادی را ایجاد میکند. همچنین گسترش روابط سیاسی بین کشورها منجر به کاهش تنشها شده و جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی را افزایش داده و به رشد اقتصادی منجر میشود.
از طرف دیگر رشد اقتصادی بالا و برخورداری از شرایط اقتصادی مناسبتر، میتواند فرصتهای بیشتری را برای افزایش درآمدهای جامعه از طریق گسترش بازارها، فرصتها و محرکهای لازم برای افزایش درآمد همه گروههای کمدرآمد ایجاد کند. در این وضعیت، تولیدکنندگان در پاسخ به فرصتهای جدید ایجادشده در بازارها، نیروی کار بیشتری را تقاضا میکنند که این مساله از طریق جذب کار مازاد و حتی افزایش دستمزدها میتواند نقش قابل توجهی در افزایش رفاه جامعه به همراه داشته باشد (شهیکیتاش، مولایی و شیوایی، ۱۳۹۲). در نتیجه، جهانیشدن سیاسی از کانال رشد اقتصادی میتواند بر رفاه اقتصادی موثر باشد. در رابطه با تاثیر تورم بر رفاه اقتصادی میتوان گفت که تورم، عاملی است که هزینهها را افزایش میدهد و قدرت خرید را کم میکند. بدیهی است که میتوان انتظار داشت که افزایش آن منجر به کاهش رفاه شود.
روش تحقیق
به منظور تشخیص رابطه بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانیشدن بر رفاه اقتصادی، مدل زیر برای ۵۰ کشور منتخب از سه طبقه درآمدی با درآمد بالا، با درآمد متوسط (متوسط و متوسط به بالا) و با درآمد پایین (متوسط به پایین و پایین) معرفی میشود:
: IEWB شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی که شامل ابعاد مصرف، ثروت، توزیع درآمد و امنیت اقتصادی است که در ادامه بدان پرداخته میشود.
KOF: شاخص ترکیبی جهانیشدن است که شامل جهانیشدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
RGDP: سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی است. در این پژوهش، تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت ثابت سال ۲۰۱۰ استفاده میشود. انتظار میرود علامت آن مثبت و از لحاظ آماری معنادار باشد. آمار مربوط به تولید ناخالص داخلی از بانک جهانی گرفته شده است.
: Inf نرخ تورم است. در ادبیات اقتصادی و بر طبق مطالعات انجام شده در رابطه با اثر تورم بر رفاه، پژوهشها نشان میدهد که تورم در کوتاهمدت بر رفاه اثر منفی داشته، ولی در بلندمدت این اثر وجود ندارد. آمار مربوط به تورم از بانک جهانی گرفته شده است.
اندیس i بیانگر مقاطع یا کشورهاست و نشاندهنده کشورهای با درآمد بالا شامل آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، اروگوئه، ایتالیا، ایرلند، ایسلند، بریتانیا، دانمارک، فرانسه، فنلاند، لهستان و نروژ، کشورهای با درآمد متوسط شامل آفریقای جنوبی، السالوادور، اوکراین، ایران، برزیل، بلغارستان، پاراگوئه، پرو، تایلند، ترکیه، جمهوری دومینیکن، رومانی، سریلانکا، کاستاریکا، کلمبیا، مالزی، مولداوی و هندوراس و کشورهای با درآمد پایین شامل اوگاندا، بنگلادش، بنین، پاکستان، توگو، تونس، سنگال، سیرالئون، فیلیپین، کامبوجیا، کنیا، گواتمالا، ماداگاسکار، مالی، مراکش، نیجریه، نیکاراگوئه و هند است. همچنین اندیس t دوره زمانی پژوهش است که مشتمل بر سالهای ۲۰۱۵- ۲۰۰۵ است. برای پاسخ به این سوال که آیا نوع و میزان اثرگذاری جهانیشدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر رفاه اقتصادی در گروههای سهگانه درآمدی تفاوت معناداری از یکدیگر دارد یا خیر، متغیرهای مجازی اول و دوم (که در قالبی تعاملی با متغیر جهانیشدن در الگو لحاظ شده است) به صورت زیر تعریف شده است:
D1=
D2=
توصیف شاخص رفاه و جهانی شدن
در این بخش با توجه به اهمیت بحث، تمرکز بر توصیف دو متغیر اصلی پژوهش یعنی شاخص جهانیشدن (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ترکیبی) و شاخص رفاه اقتصادی قرار دارد. در جدولهای (۱) تا (۳) اطلاعات میانگین شاخصهای ترکیبی جهانیشدن و شاخص رفاه اقتصادی (IEWB) محاسباتی به تفکیک گروههای درآمدی (درآمد بالا، درآمد متوسط و درآمد پایین) نمایش داده شده است.
با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (۱) در سالهای۲۰۱۵- ۲۰۰۵، کشور اتریش بالاترین میانگین را از نظر شاخص ترکیبی جهانی شدن و کشور اروگوئه کمترین میانگین را داراست. در شاخص جهانیشدن اقتصادی به ترتیب کشورهای ایرلند، اتریش و دانمارک دارای بیشترین مقدار هستند. در رابطه با شاخص جهانیشدن اجتماعی همچنان کشور اتریش در صدر کشورها قرار دارد و کشور اروگوئه کمترین مقدار و در جهانیشدن سیاسی کشور فرانسه با میانگین ۷۲/۹۷ بیشترین مقدار و ایسلند با میانگین ۹۷/۶۱ کمترین درجه را دارد. همچنین بیشترین میانگین شاخص رفاه اقتصادی در بین کشورهای با درآمد بالا متعلق به کشور نروژ و کمترین رفاه را کشور ایسلند داراست.
با توجه به جدول (۱) کشور اتریش در بین کشورهای با درآمد بالا بیشترین مقدار را از دو شاخص جهانی شدن به خود اختصاص داده است، حال آنکه بیشترین رفاه اقتصادی مربوط به کشور نروژ با میانگین ۱۷/۱ است. این مثال که نمونه مشابه آن را در سایر جداول نیز میتوان مشاهده کرد، بیانگر این واقعیت است که بین جهانیشدن و رفاه، رابطهای از پیش تعیین شده و قطعی وجود ندارد.
جدول ۱٫ اطلاعات مربوط به میانگین شاخص ترکیبی جهانیشدن و رفاه اقتصادی IEWB برای کشورهای با درآمد بالا
کشورها شاخص جهانیشدن شاخص
رفاه اقتصادی
ترکیبی اقتصادی اجتماعی سیاسی
آلمان ۴۳/۸۱ ۰۳/۷۳ ۶۴/۸۲ ۵۹/۹۲ ۰۲/۱
آمریکا ۷۵/۷۵ ۲/۶۲ ۹۲/۷۶ ۵۳/۹۳ ۰۱/۱
اتریش ۴۷/۹۰ ۶۴/۸۶ ۴۸/۹۰ ۳۱/۹۶ ۰۸/۱
اسپانیا ۸۴ ۷۶/۷۹ ۳۴/۸۲ ۵۴/۹۴ ۰۱/۱
اروگوئه ۰۹/۶۴ ۰۳/۶۴ ۶۱/۴۹ ۸۱/۸۴ ۰۵/۱
ایتالیا ۸۲/۸۰ ۸۳/۷۴ ۸۳/۷۴ ۷۵/۹۶ ۱۰/۱
ایرلند ۱۶/۸۸ ۵۸/۹۳ ۲۱/۸۲ ۱۰/۸۹ ۹۷/۰
ایسلند ۱۶/۷۳ ۸۱/۷۶ ۰۸/۷۸ ۹۷/۶۱ ۸۹/۰
بریتانیا ۵۲/۸۵ ۹۲/۷۶ ۰۸/۸۶ ۳۰/۹۶ ۹۹/۰
دانمارک ۴۴/۸۸ ۲۳/۸۷ ۸۰/۸۶ ۳۰/۹۲ ۰۱/۱
فرانسه ۴۱/۸۳ ۰۲/۷۲ ۵۸/۸۴ ۷۲/۹۷ ۰۸/۱
فنلاند ۶۲/۸۵ ۷۸/۸۵ ۸۵/۸۱ ۷۶/۹۰ ۱۳/۱
لهستان ۴۳/۷۸ ۱۲/۷۰ ۵۴/۷۶ ۶۷/۹۲ ۰۹/۱
نروژ ۱۷/۸۲ ۹۸/۷۵ ۸۴/۸۲ ۵۹/۸۸ ۱۷/۱
با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (۲) در سالهای ۲۰۱۵- ۲۰۰۵، کشور مالزی در شاخص ترکیبی جهانیشدن با میانگین ۹۶/۷۶ در صدر قرار دارد و کشور ایران با ۸۳/۳۹ پایینترین مقدار را داراست.
بیشترین و کمترین میانگین در شاخصهای جهانیشدن اقتصادی و اجتماعی نیز مانند شاخص ترکیبی جهانیشدن به ترتیب متعلق به کشورهای مالزی و ایران است، ولی در جهانیشدن سیاسی کشور برزیل با مقدار ۴۳/۹۱ بالاترین سطح و کشور کاستاریکا به مقدار ۱۵/۵۹ در پایینترین سطح قرار دارد. در شاخص رفاه اقتصادی کشورهای هندوراس، برزیل و ال سالوادور به ترتیب با میانگین ۰۸/۱، ۰۷/۱ و ۰۷/۱ بالاترین رتبه را به خود اختصاص دادهاند.
جدول ۲٫ اطلاعات مربوط به شاخص ترکیبی جهانی شدن و رفاه اقتصادی IEWB برای کشورهای با درآمد متوسط
کشورها شاخص جهانیشدن شاخص
رفاه اقتصادی
ترکیبی اقتصادی اجتماعی سیاسی
آفریقای جنوبی ۹۰/۶۳ ۲۰/۶۶ ۲۴/۴۶ ۳۹/۸۴ ۰۰۹/۱
السالوادور ۵۸/۶۱ ۸۲/۶۳ ۳۲/۴۹ ۹۶/۷۵ ۰۷/۱
اوکراین ۸۳/۶۴ ۴۲/۵۹ ۱۸/۵۷ ۲۷/۸۳ ۰۵/۱
ایران ۸۳/۳۹ ۶۳/۲۸ ۱۷/۳۱ ۶۸/۶۷ ۹۸/۰
برزیل ۸۰/۵۸ ۴۶/۵۴ ۶۱/۳۹ ۴۳/۹۱ ۰۷/۱
بلغارستان ۷۹/۷۰ ۷۵/۷۱ ۶۲/۵۷ ۵۸/۸۶ ۹۶/۰
پاراگوئه ۵۹/۵۵ ۳۳/۵۴ ۱۵/۴۳ ۵۶/۷۵ ۹۷/۰
پرو ۰۷/۶۲ ۳۶/۶۷ ۸۵/۴۰ ۲۸/۸۴ ۰۰۳/۱
تایلند ۶۶/۶۲ ۳۶/۶۶ ۸۹/۴۶ ۷۸/۷۸ ۰۰۳/۱
ترکیه ۹۰/۶۶ ۵۷/۵۷ ۴۱/۵۸ ۰۶/۹۰ ۰۰۳/۱
جمهوری دومینیکن ۷۹/۵۶ ۲۸/۵۶ ۶۳/۵۳ ۹۷/۶۱ ۰۳/۱
رومانی ۲۵/۶۹ ۹۶/۶۲ ۳۷/۶۰ ۶۲/۸۹ ۰۴/۱
سریلانکا ۶۶/۵۰ ۷۳/۴۴ ۸۵/۴۰ ۹۰/۷۳ ۰۱/۱
کاستاریکا ۸۷/۶۱ ۶۵/۶۵ ۸۷/۶۰ ۱۵/۵۹ ۰۳/۱
کلمبیا ۹۲/۵۴ ۳۰/۵۳ ۰۲/۴۴ ۳۰/۷۱ ۹۴/۰
مالزی ۹۶/۷۶ ۷۲/۷۶ ۶۶/۷۳ ۹۱/۸۳ ۹۸/۰
مولداوی ۷۶/۶۱ ۴۵/۶۵ ۵۹/۵۶ ۹۹/۶۳ ۹۹/۰
هندوراس ۲۶/۵۹ ۲۳/۶۵ ۵۷/۴۵ ۵۱/۷۰ ۰۸/۱
با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (۳) در سالهای ۲۰۰۵ – ۲۰۱۵، کشور مراکش بالاترین رتبه را از نظر شاخص جهانیشدن ترکیبی و اجتماعی دارد و در جهانیشدن اقتصادی کشور نیجریه با ۰۲/۶۳ بالاترین میانگین و کشور بنگلادش با میانگین ۱۰/۳۲ کمترین مقدار را داراست.
کشورهای هند، نیجریه و پاکستان با ارقام ۹۸/۹۰، ۹۰/۸۹ و ۱۱/۸۸ به ترتیب رتبههای اول تا سوم را از نظر جهانی شدن سیاسی دارند. بالاترین مقدار شاخص رفاه اقتصادی با میانگین ۰۲/۱ متعلق به کشور بنین و کمترین مربوط به کشور توگو با میانگین ۸۴/۰ است.
جدول ۳٫ اطلاعات مربوط به شاخص ترکیبی جهانیشدن و رفاه اقتصادی IEWB برای کشورهای بادرآمد پایین
کشورها شاخص جهانی شدن شاخص
رفاه اقتصادی
ترکیبی اقتصادی اجتماعی سیاسی
اوگاندا ۶۶/۴۳ ۷۷/۴۸ ۴۴/۲۲ ۷۱/۶۳ ۹۴/۰
بنگلادش ۰۲/۳۹ ۱۰/۳۲ ۸۷/۱۹ ۱۲/۷۵ ۹۳/۰
بنین ۲۵/۴۱ ۴۳/۳۵ ۲۳/۲۵ ۲۱/۷۲ ۰۲/۱
پاکستان ۹۷/۵۰ ۴۸/۴۱ ۱۹/۳۵ ۱۱/۸۸ ۹۷/۰
توگو ۹۶/۴۷ ۱۸/۴۹ ۵۵/۳۲ ۹۸/۶۵ ۸۴/۰
تونس ۷۰/۵۸ ۳۴/۵۸ ۵۰/۳۹ ۶۰/۸۶ ۰۱/۱
سنگال ۵۷/۵۱ ۴۹/۴۱ ۶۷/۳۶ ۷۷/۸۶ ۹۵/۰
سیرالئون ۵۲/۳۷ ۲۳/۴۳ ۷۷/۱۷ ۹۶/۵۸ ۹۱/۰
فیلیپین ۹۱/۵۶ ۹۶/۵۶ ۱۸/۳۹ ۴۱/۸۲ ۹۴/۰
کامبوج ۲۶/۴۵ ۲۳/۶۲ ۸۹/۲۲ ۶۴/۵۳ ۹۶/۰
کنیا ۹۳/۴۶ ۰۹/۴۰ ۹۲/۲۷ ۶۳/۸۳ ۰۰۳/۱
گواتمالا ۲۳/۵۸ ۱۲/۵۷ ۶۰/۴۵ ۹۰/۷۳ ۹۸/۰
ماداگاسکار ۰۹/۴۰ ۳۶/۴۳ ۷۹/۲۱ ۷۱/۶۱ ۹۷/۰
مالی ۸۷/۴۴ ۶۴/۴۸ ۶۸/۲۰ ۲۶/۷۴ ۹۷/۰
مراکش ۵۳/۵۹ ۸۶/۴۸ ۵۹/۴۹ ۶۵/۸۸ ۰۰۷/۱
نیجریه ۸۱/۵۵ ۰۲/۶۳ ۰۳/۲۴ ۹۰/۸۹ ۹۹/۰
نیکاراگوئه ۸۴/۵۳ ۷۲/۵۹ ۹۳/۴۵ ۹۸/۵۶ ۹۲/۰
هند ۶۶/۴۹ ۴۵/۴۰ ۹۹/۲۹ ۹۸/۹۰ ۰۰۱/۱
مطابق با جدول (۴) در برآورد اول که از بعد اقتصادی جهانیشدن استفاده شده است، نتایج نشان میدهد که جهانیشدن اقتصاد در کشورهای با درآمد پایین اثری منفی بر رفاه اقتصادی این کشورها دارد که البته از نظر آماری نیز معنادار است. بدین معنا که با افزایش یک واحدی در شاخص جهانیشدن اقتصاد در گروه کشورهای کمدرآمد، رفاه اقتصادی به میزان ۰۳/۱ واحد کاهش مییابد.
معناداری همین متغیر (متغیر مجازی اول و دوم) برای دو گروه دیگر از کشورها بدان معناست که اثرپذیری رفاه اقتصادی از جهانیشدن اقتصادی در گروه کشورهای با درآمد بالا و درآمد متوسط، متفاوت از گروه کشورهای با درآمد پایین است، به طوری که نخست در این دو گروه از کشورها نهتنها اثرپذیری رفاه از جهانی شدن اقتصادی منفی نیست، بلکه مثبت است و دوم آنکه در کشورهای با درآمد بالا اندازه اثر برابر با ۴۴/۰ و در کشورهای با درآمد متوسط ۴۶/۰ میباشد. درآمد سرانه اثر مثبت بر رفاه اقتصادی دارد، به این صورت که با افزایش یک واحدی در درآمد سرانه رفاه اقتصادی به اندازه ۸۸/۳ واحد افزایش مییابد. تورم اثر معناداری در این گروه ندارد.
در برآورد دوم که از بعد اجتماعی جهانیشدن استفاده شده است، نتایج تا حدودی مشابه با نتایج برآورد اول است با این تفاوت که در کشورهای با درآمد متوسط نیز اثر بعد اجتماعی جهانیشدن بر رفاه اقتصادی منفی (۰۵/۰-) میباشد. بر این اساس، در کشورهای با درآمد بالا از حیث بعد اجتماعی جهانیشدن نیز، اثری مثبت (۴۵/۰) بر رفاه اقتصادی مشاهده میشود.
بر این اساس، با افزایشی یک واحدی جهانی شدن اجتماعی، رفاه اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا به میزان ۴۵/۰ واحد افزایش و در کشورهای با درآمد پایین و کشورهای با درآمد متوسط به ترتیب به میزان ۴۵/۱۰ و ۰۵/۰ واحد کاهش مییابد.
درآمد سرانه در این برآورد نیز دارای اثر مثبت (۰۱/۴) بر رفاه است و تورم نیز اثر معناداری ندارد.
جدول ۴٫ خلاصه نتایج برآورد الگو برای ابعاد سهگانه و شاخص ترکیبی جهانیشدن بر رفاه اقتصادی
متغیرها شاخص جهانی شدن
اقتصادی اجتماعی سیاسی ترکیبی
شاخص جهانیشدن ۰۳/۱-
(۶۶/۴-) ۴۵/۱-
(۴۹/۳-) ۰۴/۰-
(۱۵/۰-) ۹۱/۰-
(۴۱/۳-)
متغیر مجازی اول ()
جهانی شدن برای کشورهای با درآمد بالا ۴۷/۱
(۸۱/۲) ۹۰/۱
(۱۷/۴) ۲۶/۰-
(۴۲/۰-) ۰۱/۲
(۱۱/۲)
متغیر مجازی دوم ()
جهانی شدن برای کشورهای با درآمد متوسط ۴۹/۱
(۰۳/۵) ۴۰/۱
(۵۰/۲) ۵۲/۰
(۲۷/۱) ۶۰/۱
(۰۰/۳)
درآمد سرانه ۸۸/۳
(۹۳/۲۵) ۰۱/۴
(۶۵/۲۰) ۷۲/۳
(۴۵/۱۳) ۸۵/۳
(۸۳/۲۲)
تورم ۲۲/۰
(۲۱/۱) ۱۹/۰
(۰۲/۱) ۲۳/۰
(۴۰/۱) ۲۰/۰
(۱۵/۱)
در برآورد سوم، با به کارگیری بعد سیاسی جهانیشدن، نتایج نشان میدهد که رفاه اقتصادی هیچیک از سه گروه از کشورها متاثر از این بعد نیست و از این حیث، تفاوتی بین این سه گروه از کشورها وجود ندارد. درآمد سرانه در این گروه نیز دارای اثر مثبت (۷۲/۳) و تورم با اثر معنادار همراه نیست.
در برآورد چهارم که با لحاظ شاخص ترکیبی جهانیشدن حاصل شده است، نتایج تا حدود بسیاری مشابه با برآورد اول است. به طوری که اثر جهانیشدن در قالب ترکیبی بر رفاه اقتصادی در هر یک از سه گروه مورد بررسی در کشورها متفاوت از هم میباشد. به طور دقیقتر، جهانیشدن در کشورهای با درآمد پایین با اثری منفی (۹۱/۰-) و در کشورهای با درآمد بالا و متوسط با اثر مثبت (به ترتیب به میزان ۱/۱ و ۶۹/۰) بر رفاه اقتصادی اثرگذار است. درآمد سرانه مطابق با مبانی نظری اثر مثبت (۸۵/۳) بر رفاه اقتصادی کشورها دارد و تورم نیز با اثر معنادار همراه نیست.
نتیجهگیری و توصیههای سیاستی
در پژوهش حاضر، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانیشدن بر رفاه اقتصادی در منتخبی از ۵۰ کشور در سه طبقه درآمدی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور از شاخص ترکیبی جهانیشدن و ابعاد سهگانه آن طی دوره زمانی ۲۰۱۵-۲۰۰۵ و برای محاسبه شاخص رفاه اقتصادی کشورها نیز از روش IEWB استفاده شد، به طوری که پس از نحوه محاسبه شاخص رفاه اقتصادی، الگوی پژوهش با توجه به چهار شاخص اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ترکیبی از جهانیشدن برآورد شد.
نتایج حاصل از برآورد الگو با شاخص ترکیبی جهانیشدن اقتصادی (در برآورد اول) نشان میدهد که جهانیشدن اقتصاد در کشورهای با درآمد پایین اثری منفی بر رفاه اقتصادی این کشورها دارد، این در حالی است که این اثر در کشورهای با درآمد بالا و درآمد متوسط مثبت است.
در بعد اجتماعی جهانیشدن (برآورد دوم) در کنار کشورهای با درآمد پایین برای کشورهای با درآمد متوسط نیز اثرگذاری منفی بر رفاه مشاهده شده است، ولی این اثرگذاری در کشورهای با درآمد بالا مثبت است.
جهانیشدن از بعد سیاسی (برآورد سوم) اثری معنادار بر رفاه اقتصادی در هیچیک از سه گروه از کشورها ندارد. شاخص ترکیبی جهانیشدن (برآورد چهارم) نیز عینا نتایجی مشابه با بعد اقتصادی جهانیشدن به همراه داشته است.
درآمد سرانه مطابق با انتظار با اثری مثبت بر رفاه اقتصادی کشورها همراه بوده، ولی تورم اثرگذاری معناداری ندارد. بنابراین، با توجه به نتایج حاصل از گروههای با درآمد بالا و متوسط که نشان داد، جهانیشدن اقتصادی تاثیر مثبت بر رفاه اقتصادی این گروه از کشورها دارد. میتوان گفت افزایش روابط اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا و متوسط منجر به بهبود رفاه اقتصادی آنها میگردد.
از اینرو، این کشورها به منظور افزایش رفاه اقتصادی خود، میباید روابط اقتصادی خود را با یکدیگر افزایش داده و از فرآیند جهانیشدن بهره گیرند. برای این مهم لازم است به کاهش محدودیتها و موانع تجارت و کاهش نرخهای تعرفه صادرات و واردات بین کشورها و بازشدن روزافزون مرزهای اقتصادی بین کشورها و اعمال سیاستهایی در جهت ارتقای کیفیت کالاهای داخلی و توان رقابت آنها در بازارهای بینالمللی به منظور دستیابی به رشد صادرات و رشد تولید داخلی کشورها و درنتیجه رفاه بیشتر بپردازند. همچنین از آنجا که جهانیشدن اجتماعی دارای تاثیر مثبت بر رفاه اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا است میتواند رفاه اقتصادی بیشتری در این گروه از کشورها در پی داشته باشد. در نتیجه، این کشورها میتوانند به منظور بهبود رفاه اقتصادی خود، سیاستهایی را در جهت بهبود روابط اجتماعی و توسعه ارتباطات فردی از طریق گردشگری با کشورهای مختلف جهان اعمال کنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد