29 - 06 - 2024
بازار داغ جنگ در خاورمیانه
عرفان ناظریه – به گفته دبیرکل حزبالله لبنان، از فردای عملیات 7اکتبر 2023 حماس، این سازمان با درگیر کردن مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی به حمایت از مقاومت فلسطین پرداخته است. در واقع به نظر میرسد که حزبالله با ایجاد «معادله حمله زمینی به غزه مساوی است با جنگ گسترده در شمال اسرائیل» قصد بازداشتن اسرائیل از این تصمیم را داشت. از طرفی دیگر پس از حمله زمینی اسرائیل به غزه نیز شاهد حملات نیروهای مختلف جبهه مقاومت به اراضی اشغالی بوده و هستیم که به احتمال زیاد با دو هدف بالابردن هزینه جنگ برای اسرائیل و افزایش توان حماس برای تابآوری در برابر حملات صورت میپذیرد.
در همین راستا، اکنون که صدای پای جنگ بیش از هر زمان دیگری در جبهههای شمالی به گوش میرسد، شاهد پیگیری مجدد چنین راهبردی هستیم؛ موضوعی که میتوان آن را در قالب حملات مشترک انصارالله یمن و مقاومت اسلامی عراق به اسرائیل از طرفی و همچنین اعلام آمادگی برخی گروههای محور مقاومت در خصوص حضور در جنگ احتمالی در جنوب لبنان از طرفی دیگر مشاهده کرد، همچنین از سویی دیگر برخورد غرب با این مساله نیز جای بررسی دارد. در همین راستا به نظر میرسد فرانسه با قصد راهاندازی منازعه داخلی در جنوب لبنان، خواهان فشار دوطرفه بر حزبالله است؛ موضوعی که میتوان آن را از عینک دو سناریو احتمالی مشاهده کرد.
دلیل درگیری میان دو طرف
در واقع باید گفت که درگیری میان اسرائیل و حزبالله موضوعی ریشهدار بوده و هرکدام از طرفین، هدف خود را نابودی دیگری قرار دادهاند. به طوری که دو طرف تاکنون درگیریهای زیادی را با یکدیگر داشتهاند که شاخصترین آنها منازعات 15ساله جنوب لبنان و جنگ 33روزه است. حالا پس از سال 2006 میلادی، ظاهرا قرار است تا منطقه مدیترانه شرقی شاهد یک درگیری گسترده دیگر باشد. در واقع هرچند که به لحاظ ظاهری اسرائیل هدف خود را از شروع درگیری گسترده با حزبالله، ایمنسازی مرزهای شمالی خود اعلام میکند اما به نظر میرسد باید آن را در هدفی استراتژیکتر یعنی مقابله با جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد.
در همین رابطه به نظر میرسد پس از برخی شرایط پیش آمده و ارزیابیهایی که تلآویو به عمل آورد، تصمیمش بر آن شد تا هنوز هم به وسیله استراتژی مقابله با بازوهای منطقهای محور مقاومت به نبرد با تهران پرداخته و از این طریق بتواند به سود استراتژیک دست پیدا کند. منظور از این راهبرد، دوگانه مقابله مستقیم و غیرمستقیم با ایران است.
در همین راستا در مساله مواجهه با ایران، تلآویو با دو گزینه اصلی مواجه بودند؛ نخست مواجهه مستقیم با تهران (که به اصطلاح آن را استراتژی «زدن سر مار» مینامیدند) و از بین بردن متحدین غیردولتی و دولتی ایران در منطقه و سپس رویارویی با تهران (چیزی که تحت عنوان استراتژی «اختاپوس یا هشتپا» از آن یاد میشود).
در اثنای درگیریهای پس از
7 اکتبر، یکی از سناریوها مبنی بر این بود که اسرائیل در تلاش است با هدف قرار دادن مواضع ایران در سوریه، پای تهران را مستقیم به درگیری با خود باز کرده و با اقناع متحدین خود برای پشتیبانی از آن، وارد فاز درگیری مستقیم با جمهوری اسلامی ایران شود. مشاهده شد که پس از پاسخ مستقیم تهران به اسرائیل که در واکنش به حمله تلآویو به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شد، متحدین غربی اسرائیل حاضر به پشتیبانی از آن برای هرگونه درگیری با ایران نشدند و ظاهرا طرف صهیونیستی تصمیم گرفته است تا فعلا بر مبنای همان استراتژی دوم خود اقدام کند بنابراین میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که اسرائیل میخواهد زمینه افزایش درگیریها را به صورت مرحلهای با حزبالله پایهریزی کرده و از این طریق بتواند به صورت پلکانی و متناسب با دیگر جبهههایی که در آن درگیر است، چنین سیاستی را جلو ببرد.
راهبرد محور مقاومت برای جنوب لبنان
در همین راستا به نظر میرسد که محور مقاومت برای بازداشتن اسرائیل از حمله فراگیر به جنوب لبنان، حداقل دو استراتژی را دنبال میکند؛ نخست با تشکیل و انجام عملیاتهای مشترک توسط گروههای مختلف محور، سعی در ارسال این پیام به تلآویو دارد که در صورت شروع جنگ با حزبالله، اسرائیل با سطح و برخورد متفاوتی از این جبهه روبهرو خواهد شد بنابراین به نظر میرسد میتوان عملیاتهای مشترک انصارالله یمن و مقاومت اسلامی عراق را تحلیل کرد.
در همین راستا یحیی سریع، سخنگوی انصارالله یمن، در بیانیهای تلویزیونی اعلام کرد که انصارالله یمن و مقاومت اسلامی عراق طی یک عملیات مشترک، هفته گذشته به دو کشتی فلهبر سیمان و دو کشتی باری در بندر حیفا حمله کردند. همچنین وی افزود که در فرآیند یک عملیات مشترک دیگر با همین گروه، کشتی شورثورن اکسپرس در دریای مدیترانه هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
از طرفی دیگر به نظر میرسد که استراتژی دوم محور مقاومت برای جلوگیری از آغاز جنگی گسترده در جنوب لبنان، ارسال این سیگنال به طرف اسرائیلی است که در صورت شروع چنین جنگی، نیروهای محور مقاومت از کشورهای مختلف به سمت جنوب لبنان آمده و در پشتیبانی از حزبالله، در مقابل اسرائیل
خواهند جنگید.
به همین منظور خبرگزاری یورونیوز گزارش داد که یکی از مقامات مقاومت اسلامی عراق به آسوشیتدپرس در بغداد گفته است که اگر جنگی همهجانبه آغاز شود، آنها شانه به شانه حزبالله خواهند جنگید. وی که ترجیح داد نامی از او در این گزارش برده نشود، از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد. این مقام عراقی به همراه یکی دیگر از مقامات مقاومت اسلامی عراق تاکید کردهاند که برخی مستشاران عراقی در حال حاضر هم در لبنان حضور دارند.
این خبرگزاری افزود که یکی از مقامات یک گروه لبنانی محور مقاومت، که او نیز خواست نامش فاش نشود، اعلام کرد: نیروهای حشدالشعبی عراق، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و انصارالله یمن ممکن است برای پشتیبانی از حزبالله در برابر جنگی که اسرائیل بخواهد شروع کند، به جنوب لبنان بیایند.
در همین رابطه قاسم قصیر، کارشناس سیاسی لبنانی تایید کرد که نبردهای کنونی عمدتا مبتنی بر فناوری پیشرفته مانند شلیک موشک است و به نیروهای زیاد نیاز ندارد اما این را هم افزود که اگر جنگی شروع شود و برای مدت طولانی ادامه یابد، حزبالله ممکن است به حمایت خارج از لبنان نیاز داشته باشد.
او صحبتهای خود را اینگونه ادامه داد که اگر دیگر نیروهای محور مقاومت به این درگیری (احتمالی) بپیوندند، تجربه گذشته آنها از مشارکت با یکدیگر در منازعات سوریه و همچنین زبان مشترکی که میان گروههای مختلف این محور وجود دارد، بسیار سودمند و مهم خواهد بود. وی بر این باور است که اشاره به این موضوعات، حامل این پیام است که حزبالله میتواند از کارتهای مختلفی برای درگیری خود با اسرائیل استفاده کند.
کشورهای غربی
در همین راستا اگرچه کشورهای غربی به نظر نمیرسد از جنگی که بتواند قدرت سیاسی و نظامی حزبالله را کاهش دهد رویگردان باشند اما هماکنون به علت شرایط حاکم بر نظام بینالملل و منطقه خاورمیانه و همچنین فضای حقوق بشری که علیه اسرائیل است، ضمن معرفی و محکوم کردن حزبالله به عنوان مقصر تنش در مرزهای شمالی اراضی اشغالی، خواهان خویشتنداری و کاهش تنشها هستند. به همین منظور ایالاتمتحده آمریکا با این استدلال که شروع یک درگیری گسترده با حزبالله از سوی اسرائیل، میتواند به یک جنگ فراگیر منطقهای منجر شده و حتی پای ایران را هم به طور مستقیم به آن باز کند، خواهان کاهش تنش میان دو طرف و حل و فصل دیپلماتیک و گفتوگو محور این مناقشه هستند.
در همین راستا لوید آستین، وزیر دفاع ایالاتمتحده آمریکا در دیدار با همتای اسرائیلی خود تصریح کرد: «وقوع یک جنگ تمام عیار دیگر میان اسرائیل و حزبالله ممکن است به راحتی به یک جنگ منطقهای تبدیل شود و پیامدهای هولناکی برای خاورمیانه داشته باشد.» او در ادامه افزود: «دیپلماسی بهترین راه برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنش در منطقه است.»
از طرفی دیگر، فرانسه به عنوان یکی دیگر از بازیگران غربی در مساله لبنان، کنشگری متفاوتی دارد. فرانسه که زمانی بر لبنان (و البته سوریه) قیمومت داشت، پس از پایان آن دوران هم سعی بر حفظ نفوذ خود بر این کشورها را داشته و دارد. هرچند که به واسطه تحولات سوریه، دست فرانسه از این کشور کوتاه شد اما درخصوص لبنان هنوز هم پاریس از ابزارهای لازم برای اعمال قدرت و نظرات خود در این کشور برخوردار است. در همین رابطه اگرچه فرانسه هم در سیاست اعلامی خود سخن از کاهش تنشها و مجاب کردن دولت لبنان برای واداشتن حزبالله از تشدید درگیریها را به میان میآورد تا به ادعای مقامات این کشور بتواند طرف اسرائیلی را متقاعد کند که به جنوب لبنان حمله نکند اما ادعای برخی منابع نشان از تعارض در سیاست اعلامی و اعمالی پاریس دارد.
در همین رابطه برخی منابع مدعی شدهاند که فرانسه در حال آمادهسازی و تسلیح مسیحیان و ارتش لبنان برای درگیری با حزبالله است. اگر صحت و سقم این ادعا را بپذیریم میتوان اینگونه تحلیل کرد که پاریس با این اقدام در فکر رقم زدن دو سناریو است؛ نخست اینکه فرانسه با علم بر این ماجرا که درگیری گسترده در جنوب لبنان میتواند باعث حضور نیروهای مختلف محور مقاومت در جنوب لبنان شود، به دنبال تراشیدن رقیبانی در داخل لبنان برای حزبالله است، تا آن را هم از دو طرف داخلی و خارجی مورد فشار قرار داده و هم استراتژی حضور سایر نیروهای محور را خنثی کند. سناریو دوم نیز که به نوعی مکمل اولی است، بازسازی موقعیتی مشابه درگیریهای 15ساله جنوب لبنان (1985 تا 2000 میلادی) است. به این شکل که اسرائیل و متحدین لبنانی آن که مخالف با حزبالله هستند، با یکدیگر متحد شده و علیه این سازمان شیعی میجنگند.
به هرحال در نهایت باید گفت اوضاع امروز خاورمیانه در یکی از ملتهبترین دوران خود به سر میبرد و همانگونه که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران اذعان دارند، پایان این درگیریهای چندماهه به نظم، مناسبات و سازوکارهای جدیدی در منطقه منجر خواهد شد که باید دید هرکدام از کشورها میتوانند چه جایگاهی برای خود در آینده خاورمیانه کسب کنند؟

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد