8 - 07 - 2020
تاریخ کویر
تپه باستانیاش را سال ۱۳۳۶ در فهرست آثار ملی ثبت کردند. حتی همین چند سال قبل هم دانشجوی باستانشناسی «گزنک» را عنوان پایاننامه کارشناسی ارشد خود کرد، اما بعد و قبل از آن، محوطه باستانی «خانآباد» در مسیر جاده ساوه، چشمش به راه بیابان سیاه شده از آتش خاموش، خشک شد تا کمتر از دو ماه قبل که بالاخره پای باستانشناسان هم به این محوطه باز شد. به گزارش ایسنا، بالاخره بعد از ۳۳ سال یک تیم مطالعه باستانشناس جوان با مجوزی که تازه قرار بر آشنایی و شناسایی محوطه را داشت، از راه رسیدند تا بررسی سیستماتیک محوطههای باستانی روستای صدرآباد زرندیه در استان مرکزی را انجام دهند. کار موفق پیش رفت و تاکنون ۲۱ محوطه باستانی کشف شده است. حالا مطالعات آن باستانشناسان قدیمیترین استقرار باستانی این سایت را از دوره نوسنگی با سفال و جدیدتریناش را به دوره صفویه مربوط میدانند، اما برای حفاظت از همین محوطه، به توجههای بیشتری نیاز دارد.
منطقه «خانآباد» از دوره صفویه و تپه گزنک در این منطقه از استان مرکزی روزها شاهد رفتوآمد جوانان محلی و چوپانان و گوسفندانشان است و در این میان باستانشناسان تلاش میکنند مطالعاتشان را در این منطقه تکمیل کنند اما این شرایط میتواند زنگ خطری برای وقوع هر اتفاقی در این منطقه تاریخی تا قبل از پایان بررسیهای تکمیلی باستانشناسان باشد.
آسیبهایی که تاریخ خانآباد را مخدوش کرد
مجتبی باقرشاهی دانشآموخته دکترای رشته باستانشناسی، گرایش پیش از تاریخ و سرپرست تیم بررسی سیستماتیک محوطههای باستانی روستای صدرآباد زرندیه که به واسطه رفتوآمدش به این روستا از گذشته، با این محوطه نیز آشناییهایی داشته، میگوید: در آن زمان، سفالهایی آلویی را میدیدم که پراکنش سفالها و فراوانی آنها نظر من را جلب میکرد. از سوی دیگر به علت شخمزدن زمینها توسط کشاورزان، آسیبهای طبیعی وارد شده به این منطقه از نظرها پنهان شدهاند، هر چند شواهد زمینریختی معلوم میکنند که این محوطه قبلا تپه بوده و به صورت محوطه استقراری استفاده شده است.
وی به اعتماد ایزدی مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان مرکزی و پژوهشکده باستانشناسی اشاره میکند که بررسی فلات مرکزی ایران را به یک تیم جوان باستانشناس سپردهاند و میگوید: این پروژه وسیعترین پروژه کار میدانی باستانشناسی در مرکز فلات ایران است که کار بررسی در آن، نخست توسط نقشهبرداری با پهپاد و شبکهبندی زمین آغاز شد و در ادامه سفالهای هر منطقه به صورت پیمایشی بررسی شدند.
او با اشاره به اینکه قدیمیترین استقرار این روستا به دوره نوسنگی با سفال برمیگردد، ادامه میدهد: هر چند این محوطه به بررسیهای بیشتری نیاز دارد، اما با توجه به شواهد پارینهسنگی یا فراپارینهسنگی و بر اساس بررسیهای انجام شده، به نظر میرسد قدیمیترین استقرار متعلق به سفال نوسنگی با سفال و جدیدترین استقرار نیز متعلق به دوره صفویه باشد. وی انجام استقرارها به صورت افقی در این محوطه را به جای استقرارهای عمودی، از نکات مهم این محوطه میداند و با بیان اینکه از شمال به سمت جنوب روستا، محوطهها قدیمیتر میشوند، میافزاید: در شمال روستا قلعهای ساسانی قرار دارد که سفالهای دوره ساسانی در آنجا پراکنش زیادتری دارند. پس از آن به سفالهای عصر آهن میرسیم و نکته مهمتر اینکه شواهد سفالی از دوره مفرغ (با اختلاف نظر زیاد بین باستانشناسان به دوره فترت مشهور است) در این منطقه زیاد به چشم میخورد.
سفالهایی که نظر مجیدزاده یا فاضلی را ثابت میکنند
باقرشاهی یکی از سوالات بزرگ باستانشناسی کشور را اینطور بیان میکند: «آیا مردمان تولیدکننده سفال آلویی که به اشتباه در بین باستانشناسان به نام فرهنگ سفال آلویی معروف است کوچرو بودهاند اما در این منطقه شواهد یکجانشینی پیدا کردهایم و برای قویتر کردن این فرضیه نیاز به گمانهزنی، کاوش و بررسیهای دیگر است.»
وی سپس ادامه میدهد: بر اساس بررسیهای انجام شده، حدود ۲۱ محوطه جدید که از نظرها پنهان بودند، با استفاده از نرمافزارهای روز دنیا در این محوطه شناسایی شدند؛ از محوطههای عصر آهن گرفته تا محوطههای ساسانی هر چند به علت آسیب وارد شده در زمان حضور کشاورزان در این منطقه و شخمزدن زمینها وضعیت تپه قدری به هم خورده است.
این دانشآموخته دکترای باستانشناسی با گرایش پیش از تاریخ تپه «گزنک»- قرار گرفته در این محوطه- را یکی از استقرارهای خوب و مطمئن و به جای دوره مفرغ در فلات مرکزی ایران میداند، اما شهرت تپه را بیشتر به دلیل «پراکنش سفالهای آلویی» بیان میکند.
او با اشاره به اظهارنظرهای مطرح شده بین یوسف مجیدزاده باستانشناس پیشکسوت در محوطههای جیرفت و تپه ازبکی و حسن فاضلینشلی مدرس دانشگاه تهران از دهههای گذشته درباره منشأ سفالهای آلویی اضافه میکند: آنها به اتفاق نظر رسیدند که منشأ سفالهای آلویی یا فرهنگی که پشت سفالهای آلویی نهفته است یک فرهنگ کوچنشینی بوده است.
وی به همین دلیل یکی از نکات مهم این سایت باستانی را کشف شواهدی مانند جوشکوره و سرباره سفال میداند و ادامه میدهد: مردمانی که سفالهای آلویی را تولید میکردند یکجانشین بودند و با توجه به شواهد زمینریختی منطقه، با یک روستا مواجهایم که وسعت آن نیز مشخص نیست و نیاز به گمانهزنی دارد.
بررسیهای سطحی باستانشناسان را
به پیکرکها و فنجانها رساند
این باستانشناس با اشاره به سطحی بودن بررسیها تاکنون، با این وجود از کشف یافتههای ویژه و حائزاهمیتی مانند پیکرکهای حیوانی بز، عقاب و اسب و فنجانهای کوچک دوره نوسنگی به قطر پنج سانتیمتر از این منطقه خبر میدهد و میگوید: در بین یافتهها، تکه سنگ اکسیدین که به ظرف تبدیل شده، به دست آوردیم در حالی که در گذشته به دلیل تیز و شیشهای بودن سنگ، از آن ابزار سنگی ساخته میشد. اما آن محوطه آنقدر غنی و پربار بوده که با یک تکه بزرگ چنین سنگی ظرف ساختهاند که این یافتهها نشان میدهد اقتصاد مردم بر پایه یکجانشینی بوده است، البته درباره شواهد از دامداری مردم منطقه باید بر اساس نتایج به دست آمده بعد از کاوشهای بعدی صحبت کرد.
او مهمترین تپه شناسایی شده در این منطقه را «تپه گزنک» معرفی میکند که قدیمیترین استقرار آن به دوره نوسنگی با سفال برمیگردد و ادامه میدهد: چیزی که از روی نمونههای سفالی مشخص است، سفالهای آلویی است که در مرکز فلات ایران به «سیلک II» یا دوره انتقال نوسنگی به دوره کلکولتیک یا مس و سنگی مشهور است.
وی به وجود سفالهای چشمهعلی در کنار سفالهای آلویی در این محوطه اشاره میکند و آنها را تقریبا همدوره میداند و میافزاید: در این شرایط بهتر است از نظر دکتر فاضلی تبعیت کنیم و به سفالهای آلویی «گودین ۷» و به سفالهای چشمهعلی سیلک II بگوییم.
باستانشناسان دورههای مختلف میتوانند این محوطه را بررسی کنند
سرپرست تیم بررسی سیستماتیک محوطههای باستانی روستای صدرآباد زرندیه، نیاز به بررسی و کاوشهای باستانشناسی در محوطههای کشف شده را دستکم درباره فرهنگ مردمان سازنده سفال آلویی بسیار مهم میداند و میگوید: این محوطه به کاوش، گمانهزنی و بررسی بیشتری نیاز دارد تا با باز کردن ترانشه، خاک مطالعه و حدسیات و استقامت فرضیه مطرح شده درباره استقرارها بررسی شود.
به اعتقاد او باستانشناسان دورههای مختلف از عصر آهن گرفته تا دورههای ساسانی، صدر اسلام و نوسنگی میتوانند در این محوطه مطالعه داشته باشند.
پتانسیل گردشگری در دل روستای صدرآباد
باقرشاهی این منطقه را یکی از مناطق بکری میداند که حتی پتانسیل تبدیل شدن به قطب گردشگری را دارد.
او میگوید: چون این محوطه بکر است و تاکنون روی آن کاری انجام نشده، فقط یک پایان نامه کارشناسی ارشد از این محوطه و تپه «گزنک» توسط دانشجویی نوشته شده است. به همین دلیل در صحبتی که با مدیرکل سابق استان مرکزی داشتم به او گفتم این روستا پتانسیل بالایی برای قطب گردشگری شدن استان و حتی ایران دارد. وی موقعیت منطقه را اینطور توصیف میکند: از ورودی روستا که وارد میشویم آثار تاریخی به چشم میخورد تا زمانی که از آن خارج میشویم. یک محله متروکه در میانه روستا به نام «خانآباد» از دوره صفویه وجود دارد که در صورت مرمت و بازسازی، محوطهای بسیار شاخص برای جذب گردشگران خارجی و داخلی میشود.
به مردم روستا گفتیم که ما دنبال گنج نیستیم
باقرشاهی اما درباره حفاریهای غیرمجاز انجام شده در سطح محوطههای تاریخی کشف شده، میگوید: هر چند حفاری غیرقانونی فقط در این محوطهها نیست و آن در همه محوطهها و روستاها برای کسانی که سودای یکشبه به عرش رسیدن و یکشبه پولدار شدن دارند رخ میدهد. به همین دلیل نیز افراد را وادار به کندن غیرقانونی و کار کردن در شیفت شب میکند. در این شرایط مردمان این روستاها از دیگر مردم و روستاهای آن تفکیک نمیشوند، آنها درآمدی ندارند و معیشت اکثرشان از زراعت است و حتی برخی جوانان روستا بیکارند.
او با اشاره به صحبتهایی که در مسجدجامع روستا با مردم داشته، میگوید: در صحبتهایمان پروژه خود را به آنها توضیح دادیم و گفتیم که ما دنبال گنج نیستیم و قصدمان شناسایی و معرفی تاریخ این منطقه است، آنها نیز با ما همکاری کردند و حتی بعد از آن روز، چند نفر به ما گفتند که حفاریهایی انجام دادهاند و دیگر این کار را نمیکنند. حتی چند نفر نیز نمونه ظرف سنگی متعلق به عصر آهن را نشانمان دادند که بعد از تصویربرداری به آنها برگرداندیم.
به اعتقاد وی، اگر هر باستانشناسی در محوطههای باستانی که فعالیت میکند، نخست مردم روستا را از اقدام تیم کاوش خود آگاه کند، تا حدود زیادی جلوی حفاریهای غیرقانونی گرفته میشود که آگاه کردن مردم با این اتفاق یکی از ضروریات کار میدانی باستانشناسی است.
محله خانآباد با بازارچه دادوستد و خانههای اربابی، کمکی برای رونق جاده ابریشم
سرپرست تیم بررسی سیستماتیک محوطههای باستانی روستای صدرآباد زرندیه اما درباره محله متروکه باقی مانده در ابتدای این محوطه تاریخی نیز توضیح میدهد: این بخش یک محله متروکه است که روستاییها حداقل از ۱۰۰ سال قبل نام آن را «خانآباد» گذاشتهاند، چون اکثر مردمی که در روستا زندگی میکردهاند در رفاه بوده و اشیایی که پیدا میکردهاند، غنی بوده است.
او با بیان اینکه قدمت این محله دستکم به دوره صفویه برمیگردد، به باقیماندههای یک بازارچه در این محله اشاره میکند و میافزاید: به دلیل منطقه سوقالجیشی این مکان که در کنار شاهراه بزرگ خراسان یا همان جاده ابریشم یا جاده عتبات در دوره صفوی معروف بوده به عنوان یک محل دادوستد به عنوان یک دهکده ساخته میشود، هر چند وسعت و معیارهای دهکده را ندارد.
باقرشاهی با اشاره به تعلق سفالهای به دست آمده در این منطقه به دوره اسلامی ادامه میدهد: از سوی دیگر سفالهایی که بافت ثانویه دارند، متعلق به سفالهای عصر آهن و ساسانی هستند که از طریق سیلابها شسته شده و به اینجا آورده میشوند.
او همچنین به وجود یک خانه شاخص صفوی و اربابی در این محله اشاره و اضافه میکند: خانههای اقماری اطراف آن، به همراه این بازارچه، اطلاعات زیادی به باستانشناس میدهند. در صورت آغاز مرمت سازه خشتی این محله، میتوان آن را به منطقهای متفاوت و گردشگری تبدیل کرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد