13 - 04 - 2025
تحقق اقتصاد چرخشی در زنجیره تامین خردهفروشی
زهرا آقاجانی*- در سالهای اخیر، مفهوم اقتصاد چرخشی در حوزههای مختلف، از جمله زنجیره تامین خردهفروشی مورد توجه قرار گرفته است. هدف اقتصاد چرخشی در این حوزه، بازتعریف ساختارها، راهبردها و فرآیندها در زنجیره، با تمرکز بر ایجاد منافع برای جامعه و محیطزیست از طریق به حداقل رساندن ضایعات و استفاده بهینه از منابع موجود است. با این توصیف، پیادهسازی اقتصاد چرخشی در بخش خردهفروشی، نیازمند اتخاذ رویکردی جامع است که تمامی بخشهای زنجیره تامین این حوزه را دربر میگیرد. در ادامه، برخی از بهترین شیوهها برای گذار به اقتصاد چرخشی در این صنعت معرفی شده است.
کاهش ضایعات بستهبندی: بستهبندی سهم قابلتوجهی در ضایعات در بخش خردهفروشی دارد. خردهفروشان میتوانند با انتخاب طرحهای بستهبندی مینیمالیستی (سادهگرایانه)، استفاده از بستهبندیهای قابل بازیافت (نظیر مواد قابل تبدیل به کمپوست یا مواد زیست تخریبپذیر)، بهکارگیری بستهبندیهایی با قابلیت استفاده مجدد (کیسههای پارچهای) و اجرای طرحهای بازپسگیری بستهبندیهای خالی و استفاده از بستهبندیهای هوشمند (امکان پایش وضعیت محیطی محصولات غذایی حساس و داروها) پسماندهای مربوطه را کاهش دهند. علاوه بر این، خردهفروشان میتوانند نحوه بازیافت صحیح مواد بستهبندی را به مشتریان خود آموزش دهند.
افزایش طول عمر محصول (استفاده مجدد از محصولات مستعمل): خردهفروشان میتوانند مشتریان را تشویق کنند که محصولات قدیمی را برای تعمیر یا بازسازی، به خردهفروشان بازگردانند. به طوری که مشتریان میتوانند اقلام استفاده شده را در ازای تخفیف یا اعتبار به فروشگاه بازگردانند.
پیادهسازی زنجیره تامین حلقه بسته : زنجیره تامین حلقه بسته سیستمی است که در آن مواد و محصولات به طور مداوم مورد استفاده مجدد قرار میگیرند؛ به گونهای که بازیافت میشوند یا به فرآیند تولید بازگردانده میشوند. در این ارتباط موضوعاتی نظیر جمعآوری و بازیافت لوازم الکترونیکی قدیمی، باتریها و اقلام پلاستیکی و همچنین تعمیر یا استفاده مجدد از کالاهای برگشتی با مشارکت تامینکنندگان، مطرح میشود.
مدیریت پسماند و ضایعات مواد غذایی: در این زمینه فروش محصولات با تاریخ انقضای نزدیک (با تخفیف ویژه)، اهدای مواد غذایی مازاد به بانکهای غذا و خیریهها و تبدیل ضایعات مواد غذایی به کود یا استفاده در تولید خوراک دام مورد توجه قرار میگیرد.
تشویق مصرفکنندگان به مصرف مسوولانه: خردهفروشان با آموزش به مشتریان خود در مورد تاثیرات زیستمحیطی تصمیمات خریدشان، نقش حیاتی در ترویج الگوی مصرف بهینه ایفا میکنند.
مدلهای فروش مبتنی بر اجاره و استفاده اشتراکی: این سیستم برای محصولات بادوام مانند لوازم خانگی کاربرد دارد. همچنین عرضه غذاهای آماده و نوشیدنیها در ظروف با قابلیت استفاده مجدد، از دیگر مصادیق مدلهای مزبور است.
همکاری با تامینکنندگان: تحقق اقتصاد چرخشی، مستلزم همکاری اعضا در طول زنجیره تامین است. در همین راستا، خردهفروشان باید از طریق تعامل نزدیک با تامینکنندگان و تولیدکنندگان، اطمینان حاصل کنند که شیوههای پایدار در هر مرحله از چرخه عمر محصول اتخاذ میشود.
استفاده از ابزارها و روشهای نوین برای کاهش ضایعات: تجزیه و تحلیل دادهها میتواند به خردهفروشان کمک کند، به واسطه رصد چرخه عمر محصولات و پایش سطح ضایعات تولیدی، زمینهها و فرصتهای جدیدی را برای کاهش ضایعات فراهم کند. علاوه بر این، استفاده از فناوریهایی نظیر بلاکچین میتواند به افزایش شفافیت و قابلیت ردیابی در زنجیره تامین کمک کند و به خردهفروشان اجازه دهد تا اطلاعات دقیقی در مورد محصولات مورد عرضه به مصرفکنندگان ارائه دهند.
استفاده بهینه از انرژی و منابع: در این زمینه مواردی نظیر تجهیز فروشگاهها به سیستمهای انرژی خورشیدی و بهینهسازی زنجیره تامین برای کاهش انتشار کربن و مصرف سوخت مورد توجه است.
با اجرای شیوههای فوق، خردهفروشان قادر خواهند بود از مزایای اقتصاد چرخشی در زنجیره تامین خود نظیر صرفهجویی در هزینهها، افزایش وفاداری مشتریان به برند، اطمینان از پیروی کسبوکار از مقررات سختگیرانه زیستمحیطی و ایجاد فرصتهای جدید در زمینه کسبوکار خود بهرهمند شود. با توجه به تجربیات کشورهای موفق نظیر ژاپن، ایالات متحده، آلمان، انگلستان، سوئد، فرانسه و چین میتوان گفت گذار موفقیتآمیز به اقتصاد چرخشی در فروشگاههای زنجیرهای نیازمند رعایت اصول کلیدی زیر است:
– سطح حاکمیتی: سیاستگذاری موثر مانند تصویب قوانین کاهش ضایعات و مشوقهای مالیاتی برای استفاده از مواد بازیافتی
– سطح بنگاهی: همکاری بین تمامی بازیگران زنجیره، اعم از تامینکنندگان و فروشگاهها برای کاهش پسماند و ضایعات و افزایش بازیافت محصولات
– سطح مصرفکننده: آگاهیبخشی و فرهنگسازی در جامعه در مورد مزایای مصرف پایدار و روشهای کاهش ضایعات.
از سوی دیگر مطالعات نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه، بهکارگیری اصول مزبور یا به دلیل نبود عزم جدی در سطوح حاکمیتی و بنگاهی مورد غفلت واقع شده و یا اجرای آنها با برخی چالشها روبهرو است. از جمله این چالشها میتوان به مواردی همچون کمبود دانش و عدم همراستایی بازیگران در زنجیره تامین برای اقدام در این زمینه، هزینههای اولیه بالای اجرای برخی اقدامات (نظیر سرمایهگذاری در فناوریها و سامانهها، تغییر بستهبندیها و مواد مورد استفاده در آنها و اجرای پروژههای همکاری با تامینکنندگان) و فقدان زیرساختها و سیستمهای کارآمد برای جمعآوری و بازیافت ضایعات اشاره کرد.
ایران نیز همچون بسیاری از کشورهای در حال توسعه، هنوز در آغاز مسیر گذار به اقتصاد چرخشی قرار دارد اما طی سالهای اخیر، بهخصوص در مراکز خرید و خردهفروشیهای شهرهای بزرگ نظیر تهران، اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است. از جمله این اقدامات میتوان به فرهنگسازی برای استفاده کمتر از کیسههای پلاستیکی در فروشگاههای زنجیرهای (و جایگزینی آنها با کیسههای زیست تخریبپذیر)، استفاده از کیفهای پارچهای، اخذ مبلغ جزئی بابت کیسه پلاستیکی خرید و ذکر آن در فاکتور مشتری (با تعریف در نرمافزار فروش)، اخذ مبلغ ناچیز بابت آن به صورت نمادین در روز جهانی زمین پاک و جمعآوری برخی پسماندهای باارزشتر مثل باتریها و لوازم برقی مستعمل اشاره کرد.
با توجه به نقش پررنگ کیسههای پلاستیکی در آلودگی زیستمحیطی، به نظر میرسد یکی از سادهترین و موثرترین گامها برای حرکت به سمت اقتصاد چرخشی در بخش خردهفروشی، کاهش استفاده از این کیسههاست. هر چند تحقق این مهم با وجود منافع بلندمدت آن برای جامعه و محیطزیست، در کوتاهمدت تبعاتی همچون صرف هزینه اولیه برای اجرای طرح در فروشگاهها، افزایش هزینه خرید مصرفکنندگان و بهخصوص اقشار کمدرآمد و افت فروش در اثر مقاومت مشتریان برای تغییر الگوی مصرف را به دنبال خواهد داشت.
گفته میشود در ایران سهم هزینههای تامین کیسههای پلاستیکی از کل هزینههای فروشگاهی حدود 5درصد بوده و به طور میانگین هر عدد کیسه اندازه متوسط در حدود 500-400 تومان برای فروشگاه هزینه دارد. این در حالی است که برای یک سبد خرید به ارزش حدود 300هزار تومان حداقل دو الی سه کیسه متوسط مصرف میشود. البته هزینه سالانه شرکتهای پسماند طرف قرارداد و همچنین عوارض پسماند شهرداری نیز مهم است اما این رقم بسیار کمتر از یکدرصد از کل هزینههای فروشگاهی را شامل میشود. در ضمن باید توجه داشت که هزینههای لجستیک معکوس (بازگشت اقلام معیوب و جمعآوری ضایعات، اقلام تاریخ مصرف گذشته و نزدیک به تاریخ انقضا) نیز با توجه به روال مرسوم قراردادها، عمدتا برعهده تامینکنندگان کالاست.
در سطح دولت نیز اقداماتی برای کاهش مصرف پلاستیک انجام شده است. به طور نمونه، سازمان ملی استاندارد ایران طی سالهای اخیر، استانداردهای تعریف محصولات زیست تخریبپذیر را تدوین کرده است. افزون بر این، آییننامه کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی (مصوب 27/07/1401 هیات وزیران)، ضمن اعمال برخی الزامات و قیود بر تولید و توزیع کیسههای پلاستیکی در زنجیره تامین خردهفروشی، به منظور تشویق جایگزینی این نوع کیسهها با کیسههای زیست تخریبپذیر یا سازگار با محیطزیست، برخی مشوقهای مالیاتی برای تولیدکنندگان و امتیازاتی برای مصرفکنندگان را وضع کرده است. باید توجه داشت با وجود فراهم شدن برخی بسترهای قانونی برای پیادهسازی اقتصاد چرخشی در بخش خردهفروشی (از جمله در زمینه تولید و مصرف کیسههای پلاستیکی) کشورمان همچنان راه طولانیای تا تحقق واقعی این مقوله در پیش دارد؛ بهخصوص اینکه موانعی همچون مقاومت شدید مصرفکنندگان در برابر تغییر الگوی مصرف کیسه پلاستیکی و مقاومت تولیدکنندگان این کیسهها در برابر جایگزینی مواد اولیه جدید به دلیل قیمت بالاتر مواد زیست تخریبپذیر و سازگار با محیطزیست (نسبت به مواد اولیه فعلی) مشاهده میشود. در نهایت با بهرهگیری از راهکارهای اقتصادی و کارآمد در فروشگاههای بزرگ و زنجیرهای، میتوان گامهای موثری در مسیر تحقق اقتصاد چرخشی در بخش خردهفروشی برداشت که در نهایت تمامی احاد جامعه از منافع زیستمحیطی آن بهرهمند خواهند شد.
* استادیار موسسه مطالعات
و پژوهشهای بازرگانی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد