20 - 09 - 2023
تغییر نگرش نسبت به فرزندآوری
امروزه فناوریهای هوشمند یکی از ابزارهای نوظهوری هستند که طلایهدار هدایت مراقبتهای بهداشتی و توسعه اجتماعی شده و محققان فراوانی در تلاش هستند تا مکانیسمهای ارتقای باروری را به خوبی درک کنند.
کاهش نرخ زاد و ولد مساله مهمی است که حتی به یک مساله برای کشورهای پرجمعیت نیز تبدیل شده است. بنا بر گزارشهای رسمی نزدیک به نیمی از جمعیت جهان در حال حاضر در کشورهایی زندگی میکنند که نرخ باروری در حد جایگزینی یا کمتر از آن است و تقریبا همه کشورها در دو دهه آینده به سطوح پایین باروری خواهند رسید. نرخ باروری پایین در درازمدت منجر به سطح بالایی از پیری جمعیت میشود که چالشهای اجتماعی و اقتصادی متعددی را به همراه خواهد داشت. از این رو، تحقیقات و اقدامات گستردهای در برخی از کشورها برای حمایت و تشویق زنان به بارداری از منظرهای گوناگون مانند محیط اجتماعی، اعتقادات مذهبی و جایگاه عمومی خانواده در جریان است.
یکی از ابزارهای نوظهور در اینگونه از مطالعات، فناوریهای هوشمند هستند که امروزه طلایهدار هدایت مراقبتهای بهداشتی و توسعه اجتماعی شدهاند و محققان فراوانی از حوزههای پزشکی و مهندسی در تلاش هستند تا مکانیسمهای ارتقای باروری را درک کنند و در طراحی فناوریهای هوشمند به کار ببندند.
در همین راستا، «هما یزدانی» و «فتانه توانا» اخیرا مقالهای تحت عنوان «کاربرد فناوریهای شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش نسبت به فرزندآوری» نوشتهاند که در ادامه بخشی از این مقاله را میخوانیم.
مدتهاست که بیشتر کشورهای جهان به نوعی با مسائل ناشی از عدم تعادل جمعیتی مواجه هستند؛ چه کشورهای به اصلاح توسعه نیافته که با چالشهای رشد بیرویه جمعیت دست به گریبانند و چه کشورهای پیشرفته که برای رشد منفی جمعیت نگرانند. از این رو تنظیم خانواده و مدیریت فرزندآوری مورد توجه و حمایت دولتها و حتی سازمانهای بینالمللی قرار گرفته است. در این میان ایران نیز برای جلوگیری از بحرانهای آتی و کسب آمادگی برای شرایط آینده نیازمند مرور تجربههای جهانی در این زمینه است.
پیش از این، انواع برنامههای مستقیم تبلیغاتی و آموزشی برای فرهنگسازی پیرامون یک موضوع و مدیریت افکار عمومی به کمک سیاستگذاران میرفتند، اما امروزه امکانهای نوینی برای اثرگذاری غیرمستقیم بر اذهان و افعال مردم به میدان آمدهاند که از آنها با تعابیری همچون طراحی یا مهندسی رفتار یاد میشود که بخشی از آنها مبتنیبر دستاوردهای علوم شناختی و توسعه فناوریهای هوشمندی ماشینی است.
در یک نگاه کلی میتوان گفت که هوش مصنوعی دارای چهار قِسم است: مکانیکی (یعنی اتوماسیون)، تحلیلی (یعنی مدلسازی تمایلات)، شهودی (یعنی تولید محتوا) و همدلانه (یعنی روباتیک اجتماعی)، بنابراین هوش مصنوعی نه تنها میتواند در یک ماشین (روباتیک) تجسم یابد، بلکه میتواند در یک سیستم نیز توزیع شود و دستی نامرئی در توسعه فناوریهای دیجیتال مانند اینترنت اشیا و بیگ دیتا باشد. بنابراین تقریبا در هر بخشی، هوش مصنوعی بر نحوه زندگی مردم در آینده تاثیر میگذارد.
در سراسر دنیا مردم هر روز بیش از پیش از هوش مصنوعی و فناوریهای شناختی برای بهبود تصمیمگیریهای روزمره خود استفاده میکنند. محققان تعاملات انسان و ماشین به دنبال ترویج ضمنی سبک زندگی بهتر هستند و مدیران میخواهند جامعه را از این طریق به بهزیستی برسانند.
فرزندآوری به مثابه یک نگرش یا رفتار محوری در زیست فردی و جمعی ما میتواند موضوع بازنگری و بازسازی توسط این ابزارهای جدید قرار گیرد. از این رو طرح حاضر مطالعهای توصیفی را در زمینه «کاربرد فناوریهای شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش و طراحی رفتار فرزندآوری» به صورت اجمالی ارائه داده و نتیجه آن را در قالب گزارش موردکاوی استفاده سایر کشورها از این فناوریها در سیاستهای جمعیتی و توصیههای راهبردی برای مجریان طرحهای مشابه در داخل کشور بیان کرده است.
معرفی فناوریهای هوشمند و قابلیتهای هوش مصنوعی در تغییر نگرش
فهم چگونگی ایجاد نگرش و رفتار پایدار، با شناسایی تکنیکهای تغییر رفتار و چگونگی تطبیق این تکنیکها با راهحلهای تکنولوژیک ملازم است.
هدف طراحی رفتار، جایگزینی رفتارهای نامطلوب با رفتارهای مطلوب از طریق مداخلات است که شامل متقاعد کردن، تحریک کردن، تداعی کردن و برانگیختن انسانها برای انجام یک رفتار مطلوب و ایجاد تغییرات مثبت است.
برخی مداخلات تکنولوژیک تغییر رفتار عبارتند از طراحی مصنوعات، سیستمها، خدمات و کمپینها که به عنوان یک رابط بین تغییر رفتار و فناوری تغییردهنده عمل میکنند.
تغییر رفتار به رویکرد سیستماتیک نیاز دارد
پاسخگویی به چالشهای اجتماعی و فردی مانند چالشهای سلامت، مستلزم تغییرات رفتاری درازمدت است، همچنین تغییر رفتار، فرآیندی پیچیده است که به رویکرد سیستماتیک نیاز دارد. از این رو در این قسمت به ارزیابی نقش فناوریها از این جهت میپردازیم و به برخی از مصادیق فناوریهای موثر در تغییر رفتار و قابلیتهای اثرگذاریشان اشاره میکنیم.
فناوریهای مرتبط با تکنیکهای تغییر رفتار
بهطور کلی تکنیکهای تغییر رفتار عبارتند از عناصری که در یک مداخله منجر به رفتار جدید فعال هستند، مانند خودنظارتی، دریافت بازخورد، تقویت ادراک و غیره. تکنیکهای تغییر رفتار را میتوان برای تغییر فرآیندهای علّی تنظیمکننده رفتار در حوزهای وسیع به کار برد؛ از افزایش فعالیت بدنی و تشویق به خوردن غذا و نوشیدنی سالم (تغذیه سالم و نوشیدن ایمن) یا ترک سیگار گرفته تا تغییر رفتارهای حرفهای. چنین مجموعهای از تغییر رفتارهای فردی و اجتماعی، بنیانی برای ارزیابی جهتگیری طراحیها و همچنین راهحلهای فناورانه خاصتر فراهم میکند. در واقع فناوریها بر افراد تاثیر گذاشته و میتوانند رفتار آنها را تغییر دهند. در دهههای گذشته شاهد افزایش قابلتوجهی در مداخلات مبتنی بر فناوری بودهایم که منعکسکننده پیشرفت فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی است.
یک شاخه از تکنیکهای تغییر رفتار، BCTTها هستند که دو مدل پذیرش فناوری و نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری را شامل میشوند. در TAM سه سازوکار ارائه میشود که هر سه در تغییر نگرش و به دنبال آن در تغییر رفتار دخیل هستند:
– کمک به درک آسانتر موضوع
– سودمند جلوه دادن موضوع ادراک برای کاربر
– مشخص کردن رفتار مدنظر با توجه به نگرشی که داده است
در پرتو این سه سازوکار میزان پذیرش یک فناوری از دیدگاه کاربر تعیین میشود، اما در UTAUT عواملی مانند تاثیرات اجتماعی، اِعمال شرایط منجر به درک آسان موضوع و نیز امید به تلاش کاربر و انتظار عملکرد لحاظ میشود. در واقع دو مدل TAM/UTAUT پتانسیل فناوریها برای تغییر رفتار پایدار را از دو سوی مثبت و منفی نشان میدهند.
ویژگیها و مکانیسمهای اساسی مشترک میان مدلهای یادشده برای فناوریهای حوزه تغییر رفتار، در سه نقش اصلی- شامل فناوری بهعنوان انتقالدهنده اطلاعات، فناوری بهعنوان تقویتکننده بازخوردها و فناوری بهعنوان تجسم همدلی- قابل تحلیل هستند:
فناوری به عنوان یک انتقالدهنده اطلاعات
فناوریهای انتقالدهنده اطلاعات پتانسیلهای جدیدی را برای اتصال به کاربر و انطباقپذیری با او، حساسیت به زمینه کاربر (یعنی توانایی انعکاس شرایط او)، شخصیسازی، تقویت واقعیت و شفافیت و مداخله سریع فراهم میکنند. در نتیجه محدودیتهای فعلی که برای نحوه انتقال و ارائه اطلاعات در تکنیکهای تغییر رفتار وجود دارد کمتر میشود، زیرا طراحان میتوانند از قابلیتهای مذکور استفاده کنند:
۱- ظرفیت ادراک کاربر را از طریق ارائه موثرتر دادهها افزایش دهند (افزایش ادراک یعنی حضوریتر شدن تجربه ادراکی).
۲- درجه سفارشیسازی پیامهای ارائهشده به روشهای تعاملیتر و چندوجهیتر را افزایش دهند و تاثیر رفتار فرد در آینده را با وضوح بیشتری پیشبینی و متجسم کنند.
۳- وضوح یعنی میزان غنای بازنمایی یک محیط و عرضه اطلاعات محیط به حواس یک فرد را با ادغام بیشتر روشهایی که برای جلب توجه و بهکارگیری حواس مختلف مورد استفاده قرار میگیرند، افزایش دهند.
همچنین، برای انتقال موفقیتآمیز و جذاب اطلاعات، ابزارهای فناوری باید با شرایط، نیازهای کاربر و موقعیتها سازگار باشند. توانایی سفارشی کردن و شخصیسازی پیامها بسته به شرایط فعلی مهم است. آشنا کردن مردم با سایر احتمالات نیز مولفه قابلتوجهی در مواجهه با فناوریهای یادشده است، زیرا پیامدهای مثبت و منفی یک رفتار یا سبک زندگیهای خاص در چنین فناوریهایی مطرح میشود.
فناوری به عنوان یک بازخورددهنده
این فناوریها از جهت ارائه و تقویت و تسهیل بازخورد در نظارت تعاملی نیز از اهمیت برخوردارند. بهطور کلی بازخورد سریع، پویایی، پاسخگویی و تعامل در شمار ویژگیهای زیربنایی فناوریهای بازخورددهنده هستند. فقدان بازخورد، بازخورد با تاخیر یا بازخورد محدود و کم، اغلب باعث میشود افراد رفتاری را انجام ندهند.
بنابراین بازخورد دقیق و به موقع باید نقش مهمی در مداخلات داشته باشد. بازخوردهای واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده (AR/VR) در پاسخ به رفتار یک فرد میتوانند از طریق محتوای سمعی و بصری، تجسم، دستورالعملهای سهبعدی، بازخورد لمسی یا سایر محرکها اعمال شوند. بازیهای دیجیتال که برای اطلاعرسانی و بهبود یک رفتار طراحی میشوند نیز در این حوزه جا میگیرند و از جمله کاربردهای نویدبخش AR و VR در سلامت محسوب میشوند.
به عنوان مثال، ادغام گیم فیکش و تمرینهای توانبخشی با فناوریها میتواند تبعیت و لذت از درمان را افزایش دهد و برای مثال یک رژیم غذایی خاص را در ذهن بیمار جا بیندازد. بهطور کلی ثابت شده است که بازیها ظرفیت یادگیری و خلاقیت بازیکنان را افزایش میدهند.
علاوه بر این، این قبیل فناوریها در نظارت و خودارزیابی رفتار کاربر نیز کارآمد هستند. برای نمونه گاه برای دستیابی به اهداف از پیشتعیینشده، از طریق سیستمهای پاداش انگیزه لازم به کاربر داده میشود تا به انجام رفتارهای مطلوب تشویق گردد؛ مانند پیامهای تبریک موفقیت که با بازخورد لرزشی گوشی به کاربر داده میشود.
فناوری به عنوان تجسم همدلی
پیشرفتهای فناوری جدید به مردم اجازه میدهد یک «همدم اجتماعی» مجازی داشته باشند. در نتیجه، فناوری نقش تجسم همدلی را برعهده میگیرد. این امر مستلزم داشتن ویژگیهای کلیدی پیشگفته برای فناوری مانند دسترسی، اتصال، تعامل، پویایی و سازگاری است.
فناوریهای تجسمی از روشهای جدید برای تحریک یا تشویق رفتارهای هدفمند خاص مانند به اشتراک گذاشتن تجربیات مشترک برای دیدن واقعی جهان از منظر یک فرد دیگر استفاده میکنند. بدین ترتیب میتوانند همدلی را افزایش داده و به افراد اجازه دهند با کفش دیگران راه بروند.
در حقیقت، همدلی وسیلهای برای حفظ و بهبود روابط است. برای مثال برقراری همدلی در مراقبتهای بهداشتی میتواند منجر به بهبود تجربه بیمار هنگام بیماری یعنی درد کمتر و آرامش بیشتر حین روند درمان و کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی شود. این امر مستلزم آن است که پزشک یا ارائهدهنده مراقبتهای بهداشتی عمیقا مشکلات، دردها و ترسهای بیمار را درک کند.
مثلا در یکی از پروژههای تحقیقاتی
«Be Another Lab» یک سیستم تعویض بدن ایجاد شده که هدف آن ایجاد توهم «بودن در بدن شخص دیگر» است. این سیستم از یک نمایشگر نصب شده روی سر استفاده کرده و سیگنالهای بصری، لمسی و صوتی را در خود جای داده است. در اینجا فرد جهان را از منظر شخص دوم که حرکات شخص اول را تقلید میکند میبیند. این سبب میشود که تجزیه و تحلیل بهتری از مسائل و درک بهتری از دیگران در وی شکل گیرد.
این قبیل فناوریها را میتوان ذیل حمایتهای عاطفی- اجتماعی از رفتار جای داد که در راستای تقویت حس همدلی شکل گرفتهاند و در تکنیکهای تغییر رفتار به آنها توجه میشود. علاوه بر «تجسم تعویض بدن» و درک تجربه دیگران با استفاده از فناوریهای واقعیت مجازی، چتباتها را نیز میتوان در شمار فناوریهای تغییر رفتار با استفاده از تقویت حس همدلی و تغییر نحوه ارائه حمایت اجتماعی و عاطفی جای داد که به آن اشاره خواهد شد.
باید در نظر داشت در طراحی مداخلات رفتاری، ماهیت تعاملی و پویای این قبیل فناوریها منجر به نوعی حمایت اجتماعی میشود و فناوریهای نوظهور از این طریق پتانسیل ایجاد رویکردهای جدید برای تغییر رفتار کاربر را دارند، زیرا فرد را از درون دنیای شخصی خود بیرون کشیده و افکار و احساسات وی را با چتباتها یا اشتراکگذاری در شبکهها در معرض دید افراد دیگر قرار میدهند که میتوانند بازخوردهای مثبت تقویتکننده رفتار یا بازخوردهای منفی تضعیفکننده داشته باشند.
در مساله باروری از ظرفیت این فناوریها و ماهیت تعاملی آنها میتوان استفاده کرد. بهطور کلی فناوریهای تغییر رفتار به جای اینکه صرفا یک فرستنده اطلاعات یا تسهیلکننده امور باشند، ارائه خدمات دیگری مانند انتقال عمیق اطلاعات، افزایش بازخورد رفتار و تجسم همدلی را نیز شامل میشوند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد