7 - 12 - 2019
حصار برهوت
گروه جامعه- چند سالی است زنگ خطر توسعه بیابان در دنیا به ویژه در ایران به صدا در آمده است. بر اساس اعلام سازمان ملل، حدود پنج میلیارد هکتار از ۵/۱۳ میلیارد هکتار وسعت خشکی جهان متاثر از پدیده بیابانزایی است که با این وضعیت آبها شور، سفرههای آب زیرزمینی کم، تالابها خشک، چشمههای گرد و غبار زیاد و روستاها و سکونتگاههای انسانی متروکه میشوند. بیابانزایی یا بیابانی شدن کشورها پدیدهای است که در اثر عملکرد نادرست انسان در طبیعت به وجود میآید و عواقب گاه جبرانناپذیری دارد که افزایش فرونشست زمین، شور شدن آب، از دست رفتن حاصلخیزی خاک، پایین رفتن سفرههای آب زیرزمینی، خشک شدن تالابها، افزایش چشمههای تولید گرد و خاک، جنگلتراشی، از بین رفتن تنوع زیستی و متروکه شدن روستاها برخی از عواقب بیابانزایی است.
بر این اساس دنیا به فکر کاهش نرخ بیابانزایی و درصدد یافتن راهحلهایی برای آن برآمد. از همین رو سال ۱۹۹۲ در کنفرانس سران ریو، معضل بیابانزایی در آفریقا مطرح و این امر منجر به تاسیس کنوانسیون جهانی بیابانزادیی (UNCCD) به عنوان زیرمجموعهای از سازمان ملل شد. در سال ۱۹۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل به منظور افزایش آگاهی عمومی در این زمینه و پیگیری جدیتر برنامههای کنوانسیون، روز ۱۷ ژوئن را با عنوان روز جهانی مقابله با بیابانزایی نامگذاری کرد و اکنون ۱۹۵ کشور در این کنوانسیون عضویت دارند.
وضعیت نامطلوب مقابله با بیابانزایی
با تمام این اقدامات اما میدانیم که وضعیت مقابله با بیابانزایی زیاد مطلوب نیست. طبق آخرین آمارهای سازمان ملل دستکم حدود پنج میلیارد هکتار از ۵/۱۳ میلیارد هکتار وسعت خشکی جهان متاثر از بیابانزایی است، یعنی آب این مناطق رو به شور شدن است، خاک حاصلخیزی خود را از دست میدهد، سفرههای آب زیرزمینی پایین میرود، تالابها خشک میشوند، چشمههای تولید گرد و خاک افزایش مییابند، جنگلتراشی اتفاق میافتد، روستاها متروکه میشوند و تنوع زیستی کاهش مییابد.
در ایران وضعیت بدتر است زیرا از لحاظ جغرافیایی در منطقه خشک و نیمهخشک جهان واقع شده است. ایران با مساحت ۱۶۵ میلیون کیلومترمربع در جنوب غربی آسیا و در نوار خشک جهان قرار گرفته است، ۸۰ درصد از کل سرزمین ایران از آب و هوای خشک و نیمهخشک برخوردار است و به این ترتیب در معرض خطر فرآیند پیشروی بیابان قرار دارد. در کنار این ویژگیها باید میانگین بارش سالانه و کاهش آن را در چند سال اخیر نیز در نظر بگیریم. میانگین سالانه ریزش باران در بیابانهای ایران کمتر از ۵۰ میلیمتر است. این در حالی است که همین میزان در مورد کل کشور به ۳۲۰ میلیمتر در سال میرسد و در چند سال اخیر کاهش نیز یافته است، بنابراین بهکارگیری روشهای مقابله با بیابانزایی در ایران الزامی و جدی است.
بیابانزایی، موضوعی چندوجهی
خشکسالی و حال و احوال بیابانزایی چنگ بر گلوی زمین انداخته و زیست بیدغدغه را هر روز دچار بحران میکند. این خفگی مدام اما حاصل بیتوجهی انسان به انسان است. انسان خود با بیبرنامگی و عدم مطالعه شایسته و آیندهنگری انسان بودن را به چالش کشیده است. محمدعلی یکتانیک، کارشناس محیط زیست درباره شرایط کنونی بیابانزایی در کشور به «جهان صنعت» میگوید: تغییر الگوی بارش و افزایش دما موضوعی کاملا ملموس و نگرانکننده است. برای مبارزه با این موضوع باید به پارامترهایی توجه ویژه کرد.
به گفته یکتانیک تعریف ظرفیت مراتع از جمله موضوعات مهمی است که در صورت توجه به آن میتوان بسیاری از مشکلات را حل کرد. با توجه به شاخصهای تعریف شده برای دامداری در مراتع میتوان با به کار بستن موضوعات تعریف شده از آسیبهای مراتع به طور کاملا جدی پیشگیری کرد. این اما در حالی است که به هیچ عنوان این نکات مورد توجه قرار نمیگیرد و بیتوجهیها تا جایی پیش رفته که به گفته منابع طبیعی نزدیک به چهار برابر استاندارد تعریف شده از ظرفیت مراتع استفاده میشود. از نکات قابل توجه تعریف ارتفاع ۲۵۰۰ متر به منظور ارتفاع مجاز دامداری است. حال آنکه دیده شده به سادگی در ارتفاعات بیش از ۴۰۰۰ متر نیز دامداری انجام میشود. این روند خطری جدی برای مراتع ایجاد میکند.
به اعتقاد این کارشناس محیط زیست، محیط زیست کشور متاسفانه دچار بحران «مصلحت» شده و همه تصمیمات بر اساس «مصلحت»های فردی خارج از عرف و قانون پیشروی میکند. ادارات رسمی محیط زیست، ادارات حقوقی و قوه قضاییه و مسوولان به شکل عمومی نسبت به محیط زیست کاملا منفعل شده و این موضوع بسیار خطرآفرین است. این موضوع در شرایطی است که نابود شدن آینده محیطزیست کشور با بیشترین سرعت ممکن پیش میرود و این آینده بسیار نزدیک است. در حالت عادی یک کشاورز به این موضوع آگاه است که نابودی مراتع به معنی داغ شدن هوا و در نتیجه خشکی زمین خواهد بود. چنین روندی نتیجهای نخواهد داشت مگر کاهش بارش و خطری بسیار جدی.
یکتانیک در ادامه تاکید کرد: علفهایی که به نظر بسیار بیارزش هستند، اهمیتی ویژه در ادامه حیات و بقای مراتع دارند. لگدکوب شدن این علفزارها توسط دامها منجر به بیابانزایی میشود و متاسفانه به هیچ عنوان مورد توجه قرار نمیگیرد. گلایه اصلی از سازمان منابع طبیعی و البته سازمان محیط زیست است که با رفتارهایی کاملا برآمده از بیمسوولیتی آینده کشور را تخریب میکنند. در شرایطی که الگو کاملا روشن است به آن بیتوجهی میشود. نگرانی اما زمانی افزایش پیدا میکند که در مناطق شمالی کشور نیز به طور جدی با تصمیماتی خطرناک از جمله کشت دوم برنج مواجهایم که خود عامل تخریب محیطزیست هستد. سمپاشیهای مکرر در هوای گرم خاک را به نابودی نزدیک میکند و این موضوع بسیار دردناک است.
یکسوم پهنه زمین زیر پرچم زیستبومهای خشک
پس از اینکه کنوانسیون «مقابله با بیابانزایی و خشکسالی» سازمان ملل متحد در روز هفدهم ژوئن سال ۱۹۹۴ توسط جامعه جهانی در شهر پاریس پذیرفته شد، مجمع عمومی سازمان ملل به منظور جلب توجه عمومی و افزایش آگاهی جهانی و همچنین پشتیبانی بینالمللی از اقدامات مرتبط با این کنوانسیون، روز هفدهم ژوئن را با عنوان روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی نامگذاری کرد. این کنوانسیون تنها سند الزامآور بینالمللی است که با هدف حل مشکل بیابانزایی تهیه شده و بر اساس اصول مشارکت، همکاری و تمرکززدایی تدوین شده است. اکنون این کنوانسیون علاوه بر اتحادیه اروپا، ۱۹۶ عضو دارد و به طور خاص مناطقی را تحت پوشش قرار میدهد که در معرض بیشترین خطر بیابانزایی هستند.
این مناطق مامن آسیبپذیرترین افراد و زیستبومهای جهان محسوب میشوند. زیستبومهای مناطق خشک که حدود یکسوم از پهنه زمین را تشکیل میدهند در برابر استفاده نامناسب و بیش از حد، بسیار آسیبپذیر هستند. بیابانزایی یک مشکل زیستمحیطی در حال رشد است و زمانی به وقوع میپیوندد که زمینهای حاصلخیز به دلیل جنگلزدایی، خشکسالی یا کشت و زرع نامناسب، به بیابان تبدیل میشوند. فعالیتهای انسان و تغییرات آبوهوایی زمین هم اصلیترین دلایل این پدیده هستند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی در یک پیام ویدئویی اعلام کرد: زمین سالانه ۲۴ میلیارد تُن خاک حاصلخیز را از دست میدهد. بیابانزایی، تخریب زمین و خشکسالی به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است و بخش بزرگی از جمعیت زمین از این پدیده رنج میبرد. با وجود اینکه کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و خشکسالی ۲۵ سال قبل منعقد شده است، هنوز کارهای زیادی باقی مانده است. اگر بر همین اساس پیش رویم کشورهای در حال توسعه ۸ درصد از تولید ناخالص ملی خود را به دلیل گسترش زمینهای خشک از دست میدهند.
بیابانزایی یعنی فقرزایی
بیابانزایی در شرایط فعلی کشاورزی و اقتصاد کشور معنایی ندارد مگر فقرزایی. امروز نمونه عینی گسترش فقر دریاچه ارومیه است که بحران آن حاصلی نداشت مگر گسترش برهوت فقر و مهاجرت تعداد قابل توجهی از مردم به مناطق دیگر. این برهوت از شمال کشور تا خوزستان به دلیل سوءمدیریت و بیتوجهی به منابع طبیعی دچار چالش شده است. بر اساس آمار تعداد قابل توجهی از مردم ارومیه به دلیل رویارویی با بحرانهای اقتصاد توشه سفر بستند و شهر و دیارشان را به مقصد دیگر شهرهای بزرگ ترک کردند. بحرانهای زیستمحیطی همواره همراه هستند با بحرانهای اجتماعی. درد بزرگی است به تماشای خوزستان خشک بنشینیم آن هم در شرایطی که روزگاری این دیار گهواره تمدن بوده است. حالا اما گهواره تمدن تبدیل به برهوت تمدن شده و این روند بسیار نگرانکننده است.
مساحت کل منابع طبیعی ایران ۳/۱۳۴ میلیون هکتار است که ۸۳/۸۲ درصد از مساحت کل کشور را شامل میشود بنابراین مساحت جنگلهای کشور حدود ۱۴ میلیون هکتار، مراتع ۸۴ میلیون هکتار و بیابان ۳۲ میلیون هکتار محاسبه شده است که کمبود بارندگیها به میزان یکسوم متوسط جهانی بارشها، تبخیر سه برابری منابع آب نسبت به میانگین جهانی و تغییر کاربریها از معضلاتی است که آب و خاک کشورمان را تهدید میکند. ایران در حالی با معضل محدودیت منابع آبی و فرسایش سه برابری خاک نسبت به سایر کشورهای جهان روبهرو است که به اعتقاد کارشناسان حفاظت از خاک، این منبع پایه نگهداشت منابع آبی محسوب میشود.
فرسایش، فرآیند نابودی تدریجی یک ماده است که فرسودگی و از بین رفتگی مداوم را در پی دارد و بر اساس آن، خاک سطح زمین (انتقال یا حرکت آن از نقطهای به نقطه دیگر) توسط آب یا باد از بستر خود جدا شده و به کمک یک عامل انتقالدهنده به مکانی دیگر منتقل میشود. بر اساس یافتههای ایستگاههای رسوبسنجی، سالانه ۷/۱۶ تن خاک در هر یک هکتار مورد فرسایش قرار میگیرد در حالی که متوسط جهانی آن ۵/۲ تن در هکتار است.
فرهاد سرداری، مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به مناسبت روز جهانی مقابله با بیابانزایی به ایرنا گفت: اکنون ۳۲ میلیون هکتار از اراضی کشور ما بیابانی است. حدود ۲۵ سال پیش به دلیل آثار خشکسالی و شرایط بیابانزایی در کشورهای آفریقایی، کشورهای مختلف دنیا به این فکر افتادند که برای مقابله با این پدیده کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و کاهش اثرات خشکسالی را در سازمان ملل متحد تشکیل دهند.
از دیگر نکاتی که مورد بیتوجهی کامل قرار گرفته البته پیوست زیستمحیطی است که بنا بود در پروژههای عمرانی مورد توجه قرار گیرد. در این باره چندی پیش علیمحمد شاعری سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس در گفتوگو با خانه ملت، در رابطه با رونمایی سامانه صدور مجوزهای زیستمحیطی برای طرحها و پروژههای کشور، با بیان اینکه بخش عمدهای از پروژههای کشور پیوست زیستمحیطی دارند و این موضوع به خواست عمومی و فرهنگ تبدیل شده است، گفته بود: «با راهاندازی این سامانه در روند ارزیابی و صدور مجوزهای زیستمحیطی تسریع میشود زیرا در حال حاضر سازمان حفاظت محیطزیست روند ارزیابی پروژهها را طولانی میکند. البته در برنامه ششم سازمان حفاظت محیطزیست را مکلف کردیم این روند برای متقاضیان کوتاهتر شود.» این مهم اما با وجود اظهارنظرهای دولت مبنی بر حمایت از روند محیطزیست کشور کماکان شعاری بیش نیست و مورد بیتوجهی قرار گرفته است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد