18 - 02 - 2024
در قفقاز جنوبی چه خبر است؟
عرفان ناظریه-هفته پیش بود که خبری مبنی بر دستگیری یک تیم جاسوسی و خرابکاری توسط نیروهای امنیتی ایران که از جمهوری آذربایجان هدایت میشدند، در رسانهها منتشر شد؛ موضوعی که بار دیگر توجهات را به سوی این همسایه ایران در قفقاز جلب کرد. چند سالی میشود که ایران نسبت به تهدیدات امنیتی که از خاک جمهوری آذربایجان نشأت گرفته و ایران را در معرض خطر قرار داده است، به همسایه خود هشدار میدهد. همچنین در تازهترین این اتفاقات نیز تنش میان باکو و ایروان دوباره بالا گرفته است. باکو روز سهشنبه هفته گذشته مدعی شد در پاسخ به تیراندازی نیروهای ارمنستان در نقطه مرزی که منجر به کشته شدن یکی از نظامیان این کشور شد، عملیات انتقامجویانه انجام داده است. ارمنستان هم خبر داده در جریان درگیری در مرز مشترک با جمهوری آذربایجان، چهار سرباز این کشور کشته شدند. نیکول پاشینیان نخستوزیر ارمنستان روز پنجشنبه و در جلسه دولت این کشور گفت: تحلیل ما نشان میدهد آذربایجان میخواهد در برخی نقاط مرزی اقدامات نظامی انجام دهد و هدفش ایجاد تشدید عملیات نظامی و جنگی تمامعیار علیه ارمنستان است، موضوعی که علاوهبر خطر بالا گرفتن تنش در شرایط کنونی منطقه، تبعات آن میتواند ایران را نیز تهدید کرده و تهران را با پیامدهای ناخواستهای روبهرو کند. در همین راستا میتوان گفت اصلیترین تهدیداتی که ایران از سوی این همسایه قفقازی قرار میگیرد شامل مواردی همچون حضور اسرائیل در این کشور، تصمیم به اشغال محدوده مرزی ایران و ارمنستان به بهانه تکمیل پروژه کریدور زنگزور و ندای اندیشههای پانترکی که مقامات جمهوری آذربایجان سر میدهند، است.
اسرائیل در باکو به دنبال چیست؟
رابطه رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان به دهه ۹۰ میلادی باز میگردد. این رژیم سفارت خود را در سال ۱۹۹۳ میلادی در باکو تاسیس کرد و از آن تاریخ تا به امروز روابط دوجانبه نزدیکی بین آنها در زمینههای مختلف برقرار بوده است. البته از این نکته نباید غافل شد که از دیدگاه رئالیسم، تمامی بازیگران دولتی در چارچوب منافع خود بازی میکنند و این ارتباط نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. جمهوری آذربایجان از جمله کشورهای منطقه قفقاز جنوبی است که در کنار ارمنستان و گرجستان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد. نیاز این کشورها برای به رسمیت شناخته شدن واضح است. اسرائیل نیز از جمله اولین رژیمهایی بود که جمهوری آذربایجان را شناسایی کرد (به رسمیت شناخت) و همواره با ارائه تسلیحات و پشتیبانی از آن در برابر اختلافات سرزمینی که با ارمنستان داشت، جای پای خود را در دل سیاستمداران آذربایجانی محکم کرد، اما این حضور فقط به نفع باکو نبوده و عوارض جانبی آن دامن همسایگانی چون ایران را گرفته است. اسرائیل با حضور خود در قفقاز جنوبی، محیط امنیتی شمال غربی ایران را ناامن و گاهی متشنج کرده و این مساله حتی باعث درگیری بین این دو همسایه در مواردی شده است. در همین راستا اخبار و گزارشات متعددی از سوی نهادهای امنیتی- اطلاعاتی ایران و حتی رسانههای غربی مبنی بر فعالیتهای امنیتی و حتی نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران منتشر شده است. در این رابطه رونن برگمن روزنامهنگار و تحلیلگر امنیتی اسرائیلی که معمولا او را با کتاب «برخیز و اول تو بکش» میشناسند، به همراه مارک مازتی در گزارشی در سال ۲۰۱۹ میلادی که در نیویورکتایمز منتشر شد، اشاره کردند که اسرائیل به وسیله پهپادهایی که از جمهوری آذربایجان به پرواز درآمده است از تاسیسات هستهای ایران تصویربرداری میکرده و آمریکاییها حتی نگران بودند که حملهای از سوی اسرائیل علیه زیرساختهای اتمی ایران اتفاق بیفتد. همچنین اواخر شهریور امسال بود که برنامهای خبری که از شبکه تله۱ ترکیه پخش میشد به نقل از دیدار وزرای امور خارجه ایران و ترکیه گفته بود که امیرعبداللهیان به فیدان خاطرنشان کرده است که اسرائیل در خاک جمهوری آذربایجان در نزدیکی مرز ایران، ایستگاههای شنود و جمعآوری اطلاعات مستقر کرده است؛ مسالهای که بهزعم برخی، از مدتها قبل در جریان بوده است. به گفته برخی محققان، در دهه ۹۰ میلادی با موافقت باکو، اسرائیلیها ایستگاههای شنود الکترونیکی خود را در امتداد مرز ایران و آذربایجان برقرار کردند. ظاهرا گمان میرود اسرائیل میخواهد محیط امنیتی شمال ایران را لبنانیزه کند و همانطور که ایران به واسطه حزبالله لبنان در شمال اسرائیل حضور فعال دارد، بتواند با این اقدام دست به موازنه بزند. البته نباید فراموش کرد که اقدامات اسرائیل در جمهوری آذربایجان فقط به جمعآوری اطلاعات و عملیاتهای نظارت و شناسایی محدود نمیشود و اقدامات میدانی همچون هدایت تیمهای تروریستی و نظارت بر عملیاتهای تروریستی خود در خاک ایران نیز جزو فعالیتهایش در این منطقه است.
باکو در مرز ایران با ارمنستان چه میخواهد؟
تقریبا پس از جنگ دوم قرهباغ بود که جمهوری آذربایجان به صورت جدیتر موضوع تکمیل کریدور زنگزور را مطرح کرد. دالان مذکور یک راه ترانزیتی است که از شهر باکو شروع شده و در شهر قارص واقع در خاک ترکیه پایان مییابد. اکثر این پروژه در سرزمین جمهوری آذربایجان و ترکیه قرار دارد، الا یک بخش کوچک که یا باید از خاک ایران بگذرد یا ارمنستان. در همین رابطه از آنجایی که سرزمین جمهوری آذربایجان دو تکه بوده و ارمنستان در میان این دو بخش قرار دارد، باکو دسترسی به نخجوان را عامل مشروعیت بخشیدن به اشغال بخشی از خاک ارمنستان قرار داده تا هم بتواند به تکه دیگر سرزمین خود دسترسی پیدا کند و هم بتواند پروژه کریدور زنگزور که ظاهری اقتصادی دارد را بتوان با اهداف امنیتی، راهبردی و حتی ایدئولوژیکی در پس آن جلو برد، اما موضوعی که برای ایران و امنیت ملی آن اهمیت دارد این است که محدودهای که باکو قصد اشغال آن را دارد، درست در مرز ایران با ارمنستان قرار داشته و عملا دسترسی ما را به صورت مستقیم به این کشور قطع میکند. شاید این سوال در ذهن خواننده آگاه به وجود آید که این مساله چه ارتباطی به امنیت ملی ایران دارد و اساسا چرا باید نگران آن بود؟ باید از چندین جهت به این مساله توجه داشت؛ نخست اینکه این موضوع باعث تغییر مرزهای تاریخی و طبیعی ایران میشود و اگر در برابر آن واکنشی نشان داده نشود، در آینده هر طرفی میتواند به هر ادعای واهی در مرزهای ایران تغییر ایجاد کند. دوم اینکه ارمنستان یکی از راههای ارتباطی ایران با اروپاست و اشغال این مرز یک واسطه در این راه ارتباطی قرار میدهد. سومین مساله که میتوان آن را مکمل استدلال دوم به حساب آورد، این است که اساسا با توجه به رفتارهای باکو در این سالها مانند در اختیار قرار دادن سرزمین خود به اسرائیل جهت بهرهبرداری امنیتی علیه ایران و شعارهای پانترکی که هرازچندگاهی علنا سر میدهند، نمیتوان به این بازیگر منطقه اعتماد کرد و اساسا باید با دیده تردید به این موارد نگریست. البته آذربایجان و ترکیه (به عنوان حامی اصلی این کریدور) بارها مدعی شدهاند که اصراری بر احداث این دالان از ارمنستان ندارند و در صورت مخالفت این کشور حاضر هستند بخشی از آن را در ایران احداث کنند. در همین جهت مهرماه امسال بود باکو خبر از توافق با تهران بر سر تکمیل این پروژه از طریق خاک ایران داد. این خبر که پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل اعلام شد، ظاهرا در پی شوکی بود که به مقامات آذربایجان وارد شده و از ترس شرایطی که برای همپیمان راهبردیشان بهوجود آمده بود، دست به این موضعگیری زدند.
در انتها نیز همانطور که پیشتر اشاره شد، اظهارات و سیاستهای پانترکی مقامات باکو از دیگر معضلات امنیتی ایران است. ظاهرا رجال سیاسی این کشور تاریخ را به خوبی نخوانده یا فراموش کردهاند که این سرزمین آنهاست که روزگاری طولانی جزو خاک ایران بوده است، بنابراین با توجه به اینکه ایران در مسائل سرزمینی مانند حق حاکمیت آذربایجان بر قرهباغ از این کشور حمایت کرده، اما بهتر است مقامات باکو در مسائل مرزی و سرزمینهای ایران دخالت نکرده و این شیطنتها را خاتمه دهند. البته این نکته را نباید فراموش کرد که اگر بعضی کشورهای مسلمان از جمله ایران در برخی مسائل، بهموقعتر و به صورت موثرتر از جمهوری آذربایجان حمایت میکردند، میشد از نفوذ بیشتر اسرائیل در این منطقه جلوگیری کرد. حضور دیرینه اسرائیل در باکو و ارتباط با رجال سیاسی مختلف آن در کنار مواضع پانترکی مقامات این کشور، بر طبل بیاعتمادی بیشتر کشورهایی همچون ایران نسبت به آن کوبیده و باعث اتخاذ سیاستهای محافظهکارانه شده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد