4 - 09 - 2017
سکوت مصلحتی
«جهانصنعت»- «چرخش سیاسی» واژهای است که از زمان تشکیل کابینه دولت دوازدهم تا همین چند روز گذشته پس از سخنان حسن روحانی در برنامه زنده تلویزیونی تکرار شده است؛ واژهای که اصلاحطلبان با صراحت رویکرد سیاسی روحانی را در دولت دوازدهم مورد هدف قرار دادند و معتقدند که روحانی اعتدالگرا پس از آنکه از نردبان اصلاحطلبی بالا رفته است، دیگر نیازی به این جریان ندارد. حتی برخی از اصلاحطلبان بر این باورند که ادامه موضوعی مثل حصر به نفع روحانی است و آن را وسیلهای برای ادامه حیات سیاسی او میدانند.
هرچند روحانی هنوز نتوانسته سادهترین درخواستهای طرفداران خود را برآورده کند و از این منظر نقدی جدی به او وارد است چراکه برخی موضوعات همچون حصر، موضوعی مهم برای جامعهای بود که به واسطه آن خیلی از مردم را به پای صندوقهای رای کشاند. با این حال مهمترین سوال این است که آیا طیفهای مختلف اصلاحطلبان با نگاهی مصلحتگرایانه که از واقعیتهای سیاسی کشور نشات میگیرد، درخواستها و انتظارات خود را مطرح میکند؟ اگرچه این طیف سیاسی در ایران در سالهای اخیر همواره حرکتی رو به جلو داشته و تلاش کرده تا براساس اصول درست، قدرت را در جامعه در دست گیرد اما مهمترین مشکل این طیف آرمانگرایی برخی از اعضای آن است؛ رویکردی که مبتنی بر واقعیتهای فضای سیاسی کشور نیست و در نهایت تیغ تیز آن در بدنه خود اصلاحطلبی فرو میرود. نگاهی به روند فعالیتهای سیاسی اصلاحطلبان قبل و بعد از واقعه ۸۸ نشان از همین واقعیت دارد. همین نگاه دور از واقعیت، آنها را مجبور کرد تا از قلههای آرمانگرایی خود پایین بیایند و مواضع معتدلتری را طلب کند. اگرچه اصلاحطلبان از همان ابتدا بر سر روحانی در سال ۹۲ به اجماع رسیدند اما ذکر این نکته مهم است که آنها در حالی پشت روحانی بهعنوان اصولگرای معتدل در انتخابات ایستادند که میدانستند فردی از میان آنها ظرفیت حضور در جایگاه رییسجمهور کشور را ندارد و با وجود آنکه محمد خاتمی به عنوان محبوبترین چهره اصلاحطلبی به حمایت از او پرداخت اما حضور هاشمیرفسنجانی هم عامل مهمی در حمایت از طیفهای مختلف جامعه در کنار اصلاحطلبان از روحانی بود. اگرچه باید به اصلاحطلبان حق داد که طی سالهای مختلف از صحنه قدرت کنار گذاشته شدهاند و دستانشان از مناصب قدرت دور بوده است و طبیعی است که در اجرای سیاستهای خود در مسند قدرت خطا و اشتباه کنند اما مهمترین سوال این است که خود اصلاحطلبان هنگام قدرت نیز بهجای عملگرایی، به بهانهتراشی روی میآورند و به جای دفاع از قدرت موجود بهانهگیری میکنند. البته موضوع کابینه در سرخوردگی اصلاحطلبان نیز موثر بود و آنچه موجب نگرانی اصلاحطلبان در آن برهه زمانی شد، کاهش نقش جهانگیری در چینش کابینه بود. اصلاحطلبان برای حمایت از روحانی، جهانگیری را به عرصه انتخاباتی فرستادند تا نگاه این جریان در دولت دوازدهم بیشتر دیده شود اما کمتوجهی روحانی به نظرات او باعث شد کابینه طبق میل این جریان نباشد هر چند برخی از کارشناسان معتقدند نارضایتی میان جریان اصلاحطلبان با روحانی درخصوص کابینه وجود ندارد چراکه بهارستاننشینها که اکثریتشان از این جریان هستند، به وزرای دولت دوازدهم اعتماد و از روحانی حمایت کردند اما با این وجود به نظر میرسد این حمایت بیشتر جنبه مصلحتاندیشانه داشته باشد وگرنه مطالبات سیاسی این نمایندگان حداقل در جهت رفع حصر که از وعدههای روحانی بوده، تحقق نیافت. البته باید محدودیتهای روحانی را در این موضوع در نظر گرفت ولی با این وجود به نظر میرسد که اصلاحطلبان بهخاطر افق ۱۴۰۰ دست از حمایت روحانی برندارند چراکه آنها در انتخابات مجلس یازدهم و دولت دوازدهم قدرت را در دست گرفتند و حالا انتظار دارند در ۱۴۰۰ نیز فردی اصلاحطلب را وارد عرصه رقابت انتخاباتی کنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد