10 - 12 - 2019
فقر و آموزش
مرجان خالقی*- در آمارهای رسمی بخشی از کودکان از جامعه آماری حذف شدهاند. برای مثال کودکان مهاجری که مادری با تابعیت ایرانی و پدری غیرایرانی دارند و به همین دلیل از حق تحصیل محروماند. همچنین کودکانی که نتیجه رابطه نامشروع هستند و شناسنامه ندارند و از رفتن به مدرسه محروم شدهاند. در زمان تصویب قانون تعلیمات اجباری در ۱۲۹۰ سخن از آموزش ابتدایی اجباری بود. اکنون پس از یک قرن کشور ما هنوز نتوانسته است به این هدف اولیه آموزشی خود یعنی آموزش حداقلی همگانی هشت ساله (پایان دوره اول متوسطه) دست یابد. هر چند حتی این هدف دستنیافته هم در شرایط کنونی پاسخگوی نیازهای اقتصاد و بازار کار در دنیای امروز نیست.از سوی دیگر نباید فراموش کرد که کودکان بازمانده از تحصیل به حاشیه جامعه پرتاب میشوند و به کودکان کار، کودکان خیابان، کودکانی در معرض جرم، جنایت و اعتیاد تبدیل میشوند. سازمانهایی که مسوولیت تهیه و انتشار آمار را به عهده دارند مستقل از حکومت عمل نمیکنند و به این دلیل با آمارهای مغشوش و غیرقابل اعتماد روبهرو هستیم. دلایل متفاوتی برای ترک تحصیل کودکان وجود دارد. از ناتوانی مالی خانوادهها برای فرستادن کودکان به مدرسه تا ازدواجهای زودرس و کودکان مهاجر.
علت اصلی ترک تحصیل کودکان فقر است. این بچهها از آنجایی توانایی تامین هزینه تحصیل را ندارند مجبورند برای تامین مخارج زندگی کار کنند و از درس خواندن منصرف شوند. افزون بر آن کیفیت و وضعیت مدارس دولتی در سالهای اخیر به خاطر سیاستهای تعدیل ساختاری و کوچکسازی دولت به شدت اسفبار شده است و وضعیت مناسبی ندارند و این انگیزه و علاقه بچهها را کمتر میکند. کودکی که مجبور است کار کند و درس بخواند وقتی میبیند در مدرسه از امکانات آموزشی با کیفیت محروم است، انگیزه بیشتری برای خروج از چرخه تحصیل پیدا میکند.
* کارشناس علوم تربیتی

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد