3 - 11 - 2019
کارخانه استانداردسازی
صفیه رضایی- به تازگی معاون سازمان ملی استاندارد اعلام کرده که ایران رتبه ۲۱ را در سازمان جهانی استاندارد دارد. تا جایی که هماکنون در زمینه استانداردسازی سالهاست قدرت نخست منطقه هستیم. سخنان این مقام مسوول در حالی میتواند در حمایت از کالای داخلی و تولید ملی مهم و سازنده باشد اما در پاسخ به این سوال که چرا با وجود انواع و اقسام شاخص استاندارد، همچنان محصولات تولیدی داخلی در نگاه مصرفکننده باکیفیت نیستند، کمککننده نیست.
کارشناسان در واکاوی این موضوع معتقدند مقوله استانداردسازی چند بعد دارد که میتواند در دنیای رقابتی کنونی هم به عنوان عامل اعتماددهنده به مردم برای مصرف کالای داخلی به شمار آید هم اینکه کالاهای صادراتی را با درجه جهانی وارد بازار کند به عبارتی مقوله استاندارد جدا از فضای روانی که در مصرف دارد میتواند عامل آزمون و خطای یک کالا در بازار رقابتی نیز به شمار آید. این موضوع با توجه به تنوع محصولات تولیدی میتواند حائز اهمیت باشد. به ویژه که امروزه انواع کالای تولیدی در زمینههای صنعتی همچون نانو و هستهای داریم که تدوین استانداردهای مصرف برای آنها میتواند کالاها را رقابتیتر و دارای شناسنامه کند. با این حال تناقض تولید انبوه در صنعت با تولید بهصرفه، باعث شده تولیدکنندگان چندان به مقوله کیفیسازی توجه نکنند چرا که مدام از این مساله صحبت میشود که تولید صنعتی باید بهصرفه باشد و در عین حال تنوع تولید برای مصرفکنندگان حفظ شود اما کمتر به کیفیسازی توجه میشود. اینگونه است که مصرفکننده داخلی همواره در ذهنیت تاریخی و فرهنگی خود، کالای داخلی را بیکیفیت فرض میکند. در حالی که اینگونه نیست بلکه فرهنگ مصرف داخلی دچار بیاعتمادی به عناوینی چون استاندارد و کیفیسازی شده است. در پس همین بیاعتمادی تمایل به مصرف کالای خارجی هر چند بیکیفیت بیشتر میشود. در این چرخه با وجود القاب استانداردهای بسیار در اقتصاد باز هم تولیدکننده به دنبال سودآوری بیشتر، تنوع تولید و انبوه و بهصرفه و به دور از کیفیت است. غافل از اینکه گوی بازار رقابت کیفیت محصولات است نه کسب درآمد بیشتر.
استاندارد کالا لازمه رقابتپذیری
زمانی که ما از استانداردسازی صحبت میکنیم وارد دو مقوله کیفیت و نرخ قیمت در بازار رقابتی میشویم؛ به این معنی که تولیدکننده باید تلاش کند تا نرخ تمام شده تولید خود را متعادل نگه دارد و در مقابل کیفیت کالا را ارتقا دهد. مشکل از زمانی شروع میشود که با اعلام چندین استاندارد برای یک کالای داخلی باز هم کالاها از کیفیت واقعی برخوردار نیستند البته در حال حاضر اقلام بسیار زیادی داریم که مشمول استاندارد اجباری هستند.
برخی از محصولات و تولیدات ما نهتنها برای صادرات بلکه برای مصارف داخلی هم مثل مقوله صنایع غذایی مشمول استاندارد اجباری هستند در نتیجه تولیدکنندگان هرگز نمیتوانند کالای خود را حتی در بازار داخلی بدون توجه به استانداردها عرضه کنند. بنابراین میتوان گفت در بسیاری از موارد به طور خودکار قانون بر رعایت استانداردهای اجباری تاکید کرده و تولیدکنندگان هم مجبور به رعایت آن هستند. درباره تولیدکنندگانی که به صادرات هم توجه دارند باید گفت در مواردی که رعایت استاندارد هم اختیاری است، سعی میکنند در چارچوب آن عمل کنند البته برخی شرکتهای وارداتی با انگیزه کسب درآمد کالای بیکیفیت را وارد میکنند. از آنجایی هم انگیزه تنها بعد مالی است کمتر به مقوله کیفیت توجه میشود. با این همه همچنان استانداردسازی جهشی برای رقابتپذیری به حساب میآید. هر چند گاه بسیاری از تولیدکنندگان به ویژه در صنایع خانگی و کوچک از این قافله عقب میمانند و به دلیل نبود خط تولید بهروز و صرفه اقتصادی بالا نمیتوانند کیفیت کالای خود را بالا ببرند. اینگونه است که گاه مهر استاندارد بر کالای داخلی خورده میشود اما مصرفکننده ترجیح میدهد کالای بی نام و نشان خارجی را که نامش را نشنیده است استفاده کند.
زهرا سعیدی، کارشناس سیاستگذاری صنعتی در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره به وجود آمدن چنین تناقضی در بخش تولید میگوید: اینکه استانداردهای بسیاری در همه رشتههای صنعتی و تولیدی داریم چندان مهم نیست حتی اینکه برخی کالاهای داخلی باید استاندارد اجباری بگیرند باز هم روی صحبت ما نیست، مساله این است که با وجود بیشمار استاندارد چرا هنوز مصرفکننده داخلی تمایل به کالای خارجی دارد؟ آیا تولید داخلی ما بیکیفیت است و اگر هست چرا مهر استاندارد نمیتواند آن را در بازار رقابتی ارتقای کیفیت دهد. وی افزود: واقعیت این است که فرهنگ مصرف مردم ما این است که هر چه بهصرفه و ارزان باشند میخرند. گاه کالای با کیفیت ایرانی که اتفاقا مهر استاندارد دارد به دلیل گرانی و نرخ بالا از صف خرید مردم جا میماند چرا که مردم ما دوست دارند ارزان بخرند. دومین واقعیت این است که بسیاری از مردم جامعه چندان اعتمادی به استانداردسازی ندارند به عبارتی آن را ملاک مصرف نمیدانند. بلکه نرخ و برند در نظر مردم بالاتر است.
بیاعتمادی به استانداردسازی
عبدالله مردادی، کارشناس اقتصادی نیز این موضوع را تصریح میکند. وی در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: اینکه استانداردهای ما در دنیا برابری میکند یا در رتبه چندم منطقه هستیم در نظر مردم و حتی بازار رقابتی مصرف مهم نیست، ما در جامعه تولیدکنندگانی داریم که اصل تنوع تولید را فدای تولید با کیفیت میکنند. اتفاقا نشان استاندارد را هم دارند. اما مصرفکننده داخلی ضدفرهنگ مصرف داخلی شده است چرا که همین کالای بیکیفیت را بارها دیده است. با همین ذهنیت تاریخی سراغ اجناس خارجی میرود. حالا در این میان بگویند ما چندین استاندارد برتر جهانی داریم یا در منطقه در رتبه خاصی قرار گرفتهایم. بازار رقابتی کنونی نمیتواند این سخنان را به عنوان ملاک سنجش بین بد و خوب لحاظ کند. از این رو تناقض آشکاری پیش میآید که یک طرف آن مصرفکننده است، طرف دیگر تولیدکننده و از طرفی نشان استاندارد!
وی افزود: به عنوان نمونه سازمان ملی استاندارد از سال ۱۳۷۸ بعد از نصب آسانسور، گواهی استاندارد آسانسور را صادر میکند. در حالی که گفته میشود تمامی آسانسورها از فیلتر استاندارد رد میشوند باز هم به یکباره اعلام میشود که آسانسور سازمان استاندارد، قطعات استاندارد ندارد! این رویه باعث کژتابی در فضای اقتصادی و اجتماعی میشود و این فرهنگ کوچه بازاری را پیش میآورد که به هیچ کدام از آسانسورهای ایران اعتماد نکنید. در حالی که گفته میشود بیشتر قطعات آسانسور تولید داخل است و قطعاتی که وارداتیاند نیز باید استاندارد لازم را داشته باشند بنابراین این نگاه پیش میآید که استانداردها تضمین کیفیت محصول نیستند؛ از لحظهای که این نگاه پیش آید بازار رقابت داخلی به نفع تولیدکننده نخواهد بود.
با توجه به گفتههای فوق میتوان چند نکته را از ذهن گذراند؛ نخست اینکه دامنه استانداردها برای حفظ بازار رقابت لازم است. آن هم زمانی که کیفیت و تنوع تولید شاخصه حفظ این بازار است. اما اگر هزینه تولید برای صنعتگر بالا رود به ناگاه بهصرفه بودن و ارزانی نرخ تولید در مسیر صنعت ترجیح داده میشود و اینگونه خواهد شد که همچنان کالای ایرانی را در چرخه مصرف کمتر به حساب میآورند و با وجود تبلیغات بسیار باز هم ذهنیت مردم به استفاده از کالای خارجی است. دوم اینکه باید چرخه استانداردسازی در مسیر تولید لحاظ شود نه اینکه به یکباره برای برخی محصولات استاندارد کیفیت دهند که واقعا این شرایط را ندارند، سوم اینکه برای اصلاح ذهنیت تاریخی کالای ایرانی چه بیاستاندارد چه با استاندارد بیکیفیت است باید گفتمان مردمی راهاندازی شود تا چرخه رقابت را مردم و جامعه تنظیم کنند. نشان استاندارد هم بهتر است برای رقابت بین کشورهای دیگر باقی بماند. به عبارتی نشانهای داخلی را مردم، نشانهای کارخانهای را تولیدکنندگان و نشانهای بینالمللی را مسوولان تعیین کنند. اینگونه است که تناقض بین استانداردها و کیفیت محصولات به مرور حل میشود.
لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد