29 - 12 - 2017
کتابشناسی
دختری با خالکوبی اژدها
رمان «دختری با خالکوبی اژدها» قسمت اول از سهگانه معروف نویسنده نامدار سوئدی، استیگ لارسون است. لارسن که در زمان حیات هیچگاه شهرت را تجربه نکرد، پرفروشترین رمانهای ادبیات جنایی سوئد را نوشت؛ کتابهایی که پس از مرگ او چاپ شد و توانست علاقهمندان ادبیات جنایی را با قلم نویسنده بااستعداد آشنا کند.
داستان کتاب با یک جریان مرموز میشود. هنریک ونگر یک صنعتگر بازنشسته ۸۰ ساله، میکائیل بلومکویست یک محقق، روزنامهنگار و ویراستار مجلهای به نام هزاره که به تازگی پروندهای را در شرایط بسیار بدی از دست داده، برای تحقیق درباره ناپدیدشدن خواهرزاده خود هریئت، در حدود ۴۰ سال پیش، استخدام میکند. غافل از اینکه ونگر قبلا سابقه شخصی و حرفهای بلومکویست را بررسی کرده بود.
این کتاب در ایران توسط نشر چکاوک به چاپ رسیده است.
دختری که با آتش بازی کرد
این کتاب قسمت دوم از سهگانه هزاره است. در این داستان «میکاییل بلومکویست»، ناشر مجله «میلنیوم» تصمیم میگیرد عملیات قاچاق انسان و تجارت جنسی گستردهای را برملا کند. یک روز قبل از چاپ این گزارش، دو نفر به طرز وحشیانهای به قتل میرسند و مشخص میشود که اثر انگشت روی آلت قتل متعلق به دوست او لیزیت سالاندر، هکر نابغه است.
بلومکویست که از بیگناهی سالاندر مطمئن است، به جستوجو و تحقیق در این باره میپردازد. در این میان، خود «سالاندر» وارد یک بازی کشنده موش و گربه میشود که او را مجبور به رویارویی با گذشته تاریکش میکند.
محوریت اصلی این سهگانه را خشونت علیه زنان تشکیل میدهد و نویسنده به علت تجربه شخصی و دردناکش از این موضوع، به خوبی ابعاد مختلف آن را به تصویر میکشد.
این کتاب توسط نشر قطره با ترجمه ندا نامورکهن به چاپ رسیده است.
دختری که با تبهکارها درافتاد
این رمان قسمت سوم از سه گانه هزاره است. این داستان روایت؛ میکائیل بلومکویست روزنامهنگاری جستوجوگر است که خشونتها و ظلم واردشده بر لیزبت سالاندر، شخصیت اصلی داستان را برنمیتابد و برای حمایت از او با تمام قوا به مقابله با دستگاههای امنیتی سوئد میپردازد. اتفاقات و رخدادهایی که در این میان برای بلومکویست و سالاندر روی میدهد جذاب و هیجانانگیز و گاه متحیرکننده است.
در بخشی از کتاب «دختری که با تبهکارها درافتاد» میخوانیم:
«از ساعت ۱۲:۳۰ به بعد جریان یکنواخت بیماران اورژانسی کمتر شد. یوناسون سری به بخش زد و وضعیت بیماران را بررسی کرد و سپس به اتاق مخصوص کارمندان رفت تا کمی استراحت کند. باید تا ساعت ۶ صبح سر کار میماند و حتی اگر مورد خاصی را هم به بیمارستان نمیآوردند خیلی فرصت خوابیدن پیش نمیآمد اما آن شب بلافاصله بعد از خاموش کردن برق خوابش برد.» این رمان نیز توسط نشر قطره با ترجمه احمد نیازاده منتشر شده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد