28 - 08 - 2021
گافهای ضرغامی
«جهانصنعت»- عزتالله ضرغامی در روز معارفهاش در رابطه با میراث فرهنگی گفت: باید به نیازهای مردم و آنچه دوست دارند توجه کنیم. اگر امروز خرابههای تختجمشید برای ما مانده به نفع ما است و نباید ما اینها را به دو قطبی تبدیل کنیم. مثلا در روزی که منتسب هست به روز کوروش، بد است که این موضوع به دلیل برخی اشتباهات بهجای یک روز وفاق ملی، تبدیل به دوقطبیهای بد شود.
اگرچه لفظ خرابهها بسیاری را نسبت به او بدگمان کرده است اما اسکندر مقدونی تختجمشید را به آتش کشیده بود. اما دلیل اصلی مخالفتهای شدید فعالان میراث فرهنگی نسبت به ضرغامی، گفتههای او در مجلس است؛ ضرغامی در ارائه برنامههایش در مجلس شورای اسلامی نیز گفته بود: گروهی که همراه رییسجمهوری پیشین به ایتالیا رفته بودند شاهدند که آنها را بر پای مجسمه سردار رومی خود بردهاند، اگر یک تصویر از نقش رستم نشان میدادند که در آن پادشاه رومی به پای داریوش اول افتاده و تقاضای عفو میکند، عظمت ایران را به رخ آنها میکشیدند. این در حالی است که پادشاهی که در سنگنگارهای در محوطه نقش رستم، امپراتور روم در برابر او زانو زده که شاپور اول ساسانی است، نه داریوش اول هخامنشی! اینها اطلاعات تخصصی تاریخی نیستند، اطلاعات عمومی و ابتدایی هستند.
وزیر جدید میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی اطلاعات دقیقی درباره میراث فرهنگی ندارد. او حتی از مشاوران آگاه و متخصص نیز برای صحبتهایش استفاده نمیکند. برخی کارشناسان میراث فرهنگی به شدت با او مخالفت میکنند اما گروهی دیگر میگویند نباید از وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی توقع داشت که اطلاعات تاریخی داشته باشد. اگرچه این اطلاعات لازمه هر فردی است که سکان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی را برعهده میگیرد. اما برخی کارشناسان میگویند مشکل اصلی ادغام سازمان میراث فرهنگی با گردشگری و صنایعدستی است. این اقدام موجب شده که سازمان میراث فرهنگی هویت خود را از دست بدهد و نگرش اقتصادی و سیاسی جایگزین دیدگاه حفاظتی و مرمت شود.
در رابطه با تختجمشید البته به روایتهای مختلف این بنا پس از حمله اسکندر مقدونی و فتح ایران آتش زده شده است. روایتها حاکی از آن است که اسکندر در تعقیب داریوش شهر شوش را به تصرف خود در میآورد. اما هدف او به دست آوردن قلب امپراتوری داریوش و فتح پارسه بوده است به همین جهت او به شهر پارسه رفته و با وجود مقاومتهای زیاد توانسته این شهر را فتح کند. در به آتش کشیده شدن شهر پارسه دو روایت وجود دارد. اولین روایت این است که اسکندر پس از فتح تختجمشید جشنی برپا میکند و در آن معشوقه اسکندر که در حالت مستی بوده با مشعلی که در دست داشته پرده کاخ را آتش زده و باعث آتش گرفتن تمام بنا شده است. دیگر روایت به این صورت است که اسکندر برای شکستن غرور ایرانیان خود آگاهانه تختجمشید را به آتش کشیده است زیرا دستور حمله به یونان از این مکان صادر شده بود. آنچه اکنون از تختجمشید به جای مانده است تصویر مبهمی از شکوه و عظمت کاخهای آن زمان را در ذهنمان تداعی میکند.
سازمان میراث فرهنگی هویت خود را از دست داده است
کارشناسان بر این باورند که مشکل اصلی، نبود دانش عمومی ضرغامی نیست بلکه مشکل اصلی پس از ادغام سازمان میراث فرهنگی با گردشگری و صنایعدستی شروع شد و گردشگری روی میراث فرهنگی چنبره زد.
سعید فلاح فر، پژوهشگر میراث فرهنگی در رابطه با اظهارات ضرغامی در رابطه میراث فرهنگی و باستانشناسی، به «جهانصنعت» گفت: خطاهای ضرغامی را اگر بخواهیم بررسی کنیم مچگیری کردهایم. توقع نداریم که او در زمینه تاریخ و باستانشناسی وارد و متخصص باشد.
او با اشاره به اینکه مشکل اصلی میراث فرهنگی ادغام این سازمان با سازمان گردشگری و سازمان صنایعدستی است، گفت: سال ۸۱ که قرار شد سازمان میراث فرهنگی با سازمان گردشگری و صنایعدستی ادغام شوند، من شدیدا مخالفت کردم و گفتم گردشگری و میراث فرهنگی از یک جنس نیستند. اگرچه توریستها از آثار باستانی کشورمان بازدید میکنند اما این به آن معنا نیست که میراث فرهنگی و گردشگری همراستا هستند.
بهتر بود میراث فرهنگی با سازمان محیطزیست ادغام میشد تا سازمان گردشگری. اکنون گردشگری هویت سازمان میراث فرهنگی را از بین برده است. این مدرس دانشگاه گفت: سازمان میراث فرهنگی با محیطزیست همسوتر بود تا گردشگری.
گردشگری یک صنعت است و فعالان این صنعت در پی کسب درآمد هستند اما اقتصاد در حوزه میراث فرهنگی کمترین اهمیت را دارد و حفاظت و مرمت اهمیت بسیار بالایی در این حوزه دارند. قدرت اقتصادی و نگرش سیاسی به گردشگری، موجب تخریب میراث فرهنگی شد. در واقع گردشگری به عنوان یک عامل اقتصادی و سیاسی چنبره زده روی میراث فرهنگی و میراث فرهنگی هویت خود را از دست داده است. او افزود: هیچ نماینده متخصصی در مجلس شورای اسلامی از نگاه میراث فرهنگی به برنامههای ضرغامی نگاه نکرد و از او در رابطه با میراث فرهنگی نپرسید. دلیل این امر آن است که میراث فرهنگی هویت خود را از دست داده است.
فلاح فر تاکید کرد: پیش از ادغام مدیران این سازمان فارغالتحصیلان رشته معماری بودند و مدیران میانی نیز تحصیلات مرمت بناهای تاریخی را داشتند. با ادغام تمامی هویت سازمان میراث فرهنگی زیرسوال رفت و مدیران سیاسی مدیریت میراث فرهنگی را برعهده گرفتند.
به عقیده او تا زمانی که سازمان میراث فرهنگی، هویت مناسبی پیدا نکند هیچ وزیری نمیتواند آن را از شرایط کنونی نجات دهد.
میراث فرهنگی، حیاط خلوت دولتها
میراث فرهنگی از دیرباز تبدیل به حیاط خلوت دولتها شده است. مدیران سیاسی که جایگاهی برایشان در دولت نیست به ریاست این سازمان منصوب میشوند. اکنون نیز یکی از سه ضلع وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی است و نگاه وزیر محترم به میراث فرهنگی چیست؟ اقتصادی. به روشنی میگوید که باید از میراث فرهنگی درآمدزایی کنیم! نمیداند که میراث فرهنگی برای درآمدزایی نیست و اگر گردشگری تاریخی در ایران فعالترین حوزه است باز هم دلیل نمیشود از این آثار باستانی بیشمار درآمدزایی کنیم. گردشگری یک صنعت جداگانه است و وظیفه سازمان میراث فرهنگی صرفا حفاظت است، نه درآمدزایی. این درست است که توریستها از آثار باستانی کشورمان دیدن میکنند و به آن علاقه دارند اما وظایف میراث فرهنگی درآمدزایی نیست.
نقش برجسته آثار تاریخی ایرانی در تمدن بشر
یک کارشناس میراث فرهنگی بر این باور است که نه تنها نباید تختجمشید خرابه اطلاق شود بلکه وزیر جدید باید در پی راهکارهایی باشد تا این اثر تاریخی تخریب نشود.
اورینب نظریان مدرس باستانشناسی به «جهانصنعت» گفت: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی یک نهاد انسانی است که با جامعه انسانی، فرهنگ و هویت فرهنگی این جامعه ارتباط مستقیم دارد.
آنچه که بنیاد این وزارتخانه را تشکیل داده است مجموعه آثار با ارزش فرهنگی و تاریخی از کهنترین زمان تا امروز است که در حقیقت مجموعه دستاورد تمدن بشری در این نقطه جغرافیایی از زمین است؛ مجموعهای ارزشمند که با توجه به ویژگیهای برجسته به عنوان نماد فرهنگ ایران شهرت جهانی یافتهاند. او افزود: به عنوان مثال محوطههایی همچون تختجمشید آثار ارزشمند فرهنگی و تمدنی هستند و به دلیل جایگاه و نقش شایستهای که در فرهنگ تمدن بشری داشتهاند، در میراث جهان شهرتیافته و در فهرست میراث جهانی ثبت شدهاند.
نظریان تاکید کرد: منصفانه نیست که تختجمشید را خرابه خطاب کنیم در حالی که باید اقداماتی را در پیش بگیریم تا تختجمشید تخریب نشود و خرابه خطابش نکنند. شایسته است که مسوولان و افرادی که در قبال این نهاد حساس فرهنگی متعهد شده و قبول مسوولیت کردهاند در بدو امر به این نکته توجه کنند که مسوول وزارت میراث فرهنگی یعنی دانای کل مجموعه و کسی که ناظر آگاه و فاعل خردمند در راس است. سخن کارشناسانه و بر اساس علم به تمامی اجزا و عناصر فرهنگی و انسانی مجموعه تحت نظارت او باشد. ما طی دورههای مختلف مدیریت میراث فرهنگی آموختیم ماقال را موردنظر قرار دهیم نه منقال. پس بهتر است مسوولان به آنچه که بیان میکنند دقت نظر داشته باشند که همان قول بنیاد فعل و اجرا قرار نگیرد.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد