4 - 12 - 2017
آتشی که شهروندان نمیبینند
شیدا ملکی- شعلهور شدن آتش، شوخی کوچکی نیست که ساده از آن گذر کرد. هر چه خشک باشد را با خود شعلهور میکند. شهر هم که این روزها رنگ و بوی باران به خود ندیده است. تهران خشکتر از آن است که یک تهسیگار آن را شعلهور نکند؛ زمستانی سرد و خشک که درختهای آن هم مظلومانهتر از همیشه خشک و بیبرگ ایستادهاند. عادت کردهایم در سرمای سخت زمستان، تابستانهای داغ و بیآب تهران را فراموش کنیم، هرچند این خشکسالی زمستانی آب حیات همین روزهایمان را هم خشک کرده است. کاجهای سر به فلک کشیده بلواری در فاز ۳ شهر جدید اندیشه چنان استوار در این سرمای خشک ایستادهاند که هیچ عابری سوختن آنها را از ذهنش عبور نمیدهد. کاجها اما در کسری از ثانیه شعلهور شدند؛ شعلههایی سر به آسمان کشیده. شعلههایی که وزش سریع باد گسترش آنها را سریعتر میکند. علفهای خشک باغچه گر میگیرند و شعلههای نارنجی به درختهای مجاور میرسد. تنه درختهایی که ریشهشان در خاک قوی است اما ساقههای خشکشان نمیتوانند از این مرگ عظیم فرار کنند.
این درختها سالها پیش در امتداد خیابانی کاشته شدهاند که امروز عابران و شهروندان با سرعتی وصفناپذیر از آن میگذرند. شعلهور شدن درختهایی که برای بهتر نفس کشیدن همین عابران زنده ماندند تا شبی که آتش فتحشان میکند، کسی به خاموش کردن آنها بیندیشد.
در بین همه عابران و ماشینهایی که بیتوجه به ماجرا میگذرند یک ماشین پارک میکند و دلواپس اما پر از انرژی سعی میکند آتش را خاموش کند. شعله کمی فروکش میکند و آتشنشانها در کمتر از پنج دقیقه بعد از تماس تلفنی و خبردار شدن به محل حادثه میرسند. با بیشترین سرعت و پرانرژی شعلههای آرامشده را خاموش میکنند.
هرچند آتشنشانی در کمترین زمان ممکن از راه رسید و شعلهها را خاموش کرد اما بیتوجهی شهروندان به نابود شدن چند درخت کنار خیابان، موضوعی نگرانکننده است که نباید ساده از آن گذشت. در هیاهوی خاموش کردن آتش و ترافیک کوتاهی که پیش آمد، رانندههایی بودند که فریاد میزدند: «بیخیال، ترافیک کردی آقای آتشنشان… بزن کنار رد شیم بریم.» اما کمتر به آن فکر میکنند که بیتوجهی به آنچه اطرافت میگذرد، یک روز شاید شعلههایی نزدیکتر را روشن کند.
sheidamaleki.journalist@gmail.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد