30 - 01 - 2021
آگاهی شرکتهای بزرگ از حبابی شدن بورس در تابستان
کارشناسان بازار سرمایه معتقدند شرکتهای بزرگ در اوایل تابستان متوجه حبابیشدن بسیاری از سهام شده بودند اما اگر عرضهها از ابتدای سال شدت میگرفت حتما ریزش بازار در انتهای تابستان کنترل میشد. در روزهای اخیر با تغییر رییس سازمان بورس و اوراق بهادار، بار دیگر چالشهای مربوط به ریزش بازار سهام و زیان سنگین سهامداران تازهواردی که احتمالا متحمل زیانهای سنگین شدهاند در سرخط خبرها قرار گرفته است. در ماههای پایانی سال چشمانداز مشخصی در بازار وجود نداشته و حتی ممکن است در سال آینده این فضای بیم و امید پررنگتر شود. نکته جالب توجه اینکه بهاعتقاد بسیاری از کارشناسان انتظارات تورمی دیگر مثل سابق برای اقتصاد ایران چالشبرانگیز بهنظر نمیرسد و در این فضا بحثهایی از دلار ۱۵هزارتومانی نیز مطرح شده است. اما کدام اشتباهات در بازار سرمایه بورس را به این مرحله رسانده است؟
هجوم نقدینگی به بازار سرمایه
حسین علاقمندان- کارشناس بازارس سرمایه- درباره نحوه عملکرد شرکتهای بزرگ در زمان ریزش بازار سرمایه عنوان کرد: «در دورهای با همزمانی شیوع ویروس کرونا، تحولات سیاسی و تشدید تحریمها بحث ونزوئلایی شدن اقتصاد ایران مطرح شد، در بازه ابتدای سال جاری نیز با کاهش تقاضای پول بانک مرکزی همزمان با تغییرات تحمیلی از جانب شیوع کرونا اقدام به کاهش نرخ بهره بینبانکی کرد و این نرخ تا کمتر از ۱۰ درصد کاهش یافت، همین موضوع سبب شد نقدینگی بهسمت بازار سرمایه حرکت کند و بازار رشدی قابل توجه را تا مردادماه تجربه کرد. در خرداد ماه و ابتدای تابستان شرکتها به این نتیجه رسیدند که اقتصاد وارد چرخه ابرتورم نخواهد شد، سناریوی ونزوئلایی شدن را کنار گذاشتند، لذا اطمینان به رشد بازار کمتر شد که این روند خود را در کاهش تعداد شرکتهایی که تداوم رشد داشتند نشان داد، یعنی تمرکز رشد بازار به تعدادی سهام محدود شد؛ از طرف دیگر سیاستگذار نیز به این نتیجه رسید که اگر بازار سهام بیش از حد رشد کند ممکن است بعد از رشد بازار پول وارد بازارهایی مثل ارز شود که از نگاه سیاستگذار خط قرمز بود.» او ادامه داد: «بهنظر میرسد اگر بحث عرضه به موقع و سریعتر ایتیافهای دولتی با پیشبینی و سازوکاری بهتر همراه بود حتما با وضعیت بهتری مواجه بودیم، ضمن اینکه باید موضوع پذیرش شرکتهای جدید و افزایش سرمایه از طریق صرف سهام سریعتر عملیاتی میشد تا بخشی از نقدینگی ورودی به بازار اولاً به تولیدکننده برسد و ثانیا التهاب بازار کمتر شود.» این کارشناس بازار سرمایه توضیح داد: «نکته چهارمی که باید به آن توجه کرد این است که با رشد بازار و افزایش ارزش بازار توان پول برای رشد سهام محدود میشود، یعنی پول وارد بازار میشد اما چون اندازه بازار بزرگ شده بود این پولهای جدید مثل گذشته نمیتوانست اثرگذار باشد.» علاقه مندان اضافه کرد: «نکته پنجمی هم که به ذهن بنده میرسد این است که سیاست انتشار گسترده اوراق توسط دولت و بانک مرکزی منجر به جمع شدن نقدینگی شد و حتی سرعت گردش پول را هم کاهش داد، همین سیگنال بهصورت واضح به اقتصاد پیام میداد که قرار نیست شرایط تورمی ادامه پیدا کند، شرکتها و تحلیلگران هم متوجه این پیام میشدند و از ابتدای تابستان مسیر بازار سرمایه تغییر کرد.» وی افزود: «البته کنار این تحولات تمام بازار از فضای شکلگرفته در سال ۹۹ متضرر نشده و حتی استفادههای مفیدی نیز در جهت ارتقای سطح تولید انجام شد. بخش خصوصی از فرصت رشد بازار برای تأمین مالی ارزانقیمت و اجرای طرحهای توسعه استفاده کرد. بهعنوان مثال در آن مقطع یک شرکت توانست ۱۵۰ میلیارد تومان از بازار خارج کند و میتواند از طریق همین منابع طرحهای توسعه خود را عملیاتی کند.»
نجات اقتصاد از ونزوئلایی شدن با تداوم تولید
علاقهمندان همچنین در پاسخ به این سوال تسنیم که چرا تحلیل برخی اقتصاددانان در خصوص ونزوئلایی شدن اقتصاد اشتباه از آب درآمد، گفت: «بهنظر میرسد تداوم تولید در ایران مانع اصلی تحقق پیشبینی مذکور بوده است. ونزوئلا ۹۰ درصد صادراتش به نفت وابسته است و با تحریم اقتصاد این کشور عملا تولید در این کشور از حرکت افتاد. این درحالی است که با وجود کاهش صادرات نفت به حدود ۳۰۰ هزار بشکه همچنان بنزین ایران صادر میشد، محصولات پتروشیمی و فلزات به کشورهای مختلف صادر میشد. از سوی دیگر قبل از سال ۹۸ هیچگاه صادرات محصولات کشاورزی ایران میلیارد دلاری نبود اما این هدف نیز محقق شد. نکته دیگر اینکه بهاعتقاد بنده ارتباط ایران با عراق و کشورهای همسایه و جذابیت نرخ ارز به حرکت کشاورزی ما بهسوی صادراتمحور شدن منجر شده است. این مهم مزیتی است که باید در حفظ آن تلاش کنیم.»
اشتباه استراتژیک دولت در عرضه صندوقها
محمدحسن ملیحی- دیگر کارشناس بازار سرمایه نیز درباره نحوه عملکرد دولت در عرضه صندوقها در بازار سرمایه بیان کرد: «عرضه ایتیافهای دولتی یک اشتباه استراتژیک بود. وقتی تعدادی سهم دولتی در این صندوقها قرار گرفتند این پالس به مردم داده شد که دولت حتما از این صندوقها حمایت میکند و رشد آنها قطعی است، همین موضوع باعث شد توجهها به این سهام جلب شود و قیمتها در بازار رشد چشمگیری داشت اما در بزنگاه و تغییر مسیر بازار همین صندوقها در حال زیاندهی هستند و شاید محملی برای حمایت کافی از آنها وجود نداشته باشد، بهعنوان مثال در یک سهم سهامدار خصوصی دارایی خود را فروخت و از بازار خارج شد و سهامدار دولتی با اینکه بهلحاظ سهم، اُور وَلیو بود بهدلیل ناتوان بودن در تصمیمگیری عرضه را به تاخیر انداختند و در نتیجه خسارت سنگینی، متحمل شدند.» وی افزود: «بهنظر بنده شرکتهای خصوصی برنده اصلی تحولات بازار بودند و مردم عادی و همچنین شرکتهای دولتی و بخشی عمومی که حالا انتظار ایثارگری از آنها وجود دارد متحمل ضرر شدند.» این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: «نکتهای را بنده همینجا عرض کنم. شرکتهای خصوصی از فضای بازار بهشدت منتفع شدند اما بخش عمومی و دولتی بهعلت تأخیر در تصمیمگیری نتوانستند بهخوبی از شرایط شکلگرفته بهرهمند شوند. امروز میگویند که باید از بازار حمایت شود. بهنظر بنده حمایت دستوری از بازار باز هم منجر به انتفاع شرکتهای بخش خصوصی میشود. وقتی نقدینگی وارد بازار شد، بازار بدون تحلیل ارزشمندی سهام رشد کرد، بر این اساس بازار باید تعدیل شود، همانطور که بازار بیمحابا رشد کرد حالا بهصورت بیمحابا در مسیر نزول قرار گرفته است.»

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد