8 - 02 - 2025
آیا سبک ایرانی صنعت وجود دارد؟
صنعت تنها مجموعه کارخانهها و خطوط تولید نیست، بلکه بازتابی از جامعهای است که آن را شکل میدهد
بهروز اردوان- در صحنه صنعتی جهان، هر ملتی روایت منحصر به فرد خود را بالقوه میتوانسته داشته باشد براساس تاریخ، فرهنگ، پویاییهای اجتماعی-سیاسی و الزامات اقتصادی که زیسته و تجربه کرده است اما اینکه بالفعل و به عبارتی محقق کرده باشد، پرسشبرانگیز است و مرتبط با ما این سوال پیش میآید که آیا «صنعت به سبک ایرانی» وجود دارد یا خیر؟ این موضوع ما را برمیانگیزد که در زیربنای فلسفی صنعت، بکاویم. اینکه صنعت چه چیزی را تشکیل میدهد و چگونه هویت، ارزشها و شرایط محلی در این چارچوب آشکار میشوند؟ مولفههای اساسی که هویت صنعتی ایرانی را از همتایان جهانیاش متمایز میکند، بررسی کنیم و بدانیم که صنعت تنها مجموعه کارخانهها و خطوط تولید نیست، بلکه بازتابی از جامعهای است که آن را شکل میدهد.
زمینه تاریخی ریشههای صنعت ایران
برای درک ماهیت صنعت به سبک ایرانی، ابتدا باید بافت و ساخت تاریخی ایران را در نظر گرفت. نظامهای حکمرانی ایران از گذشته با میراث صنایعدستی، تجارت و نوآوری زمینه را برای هویت صنعتی دارای مولفههای پرشمار فراهم کردند. جاده ابریشم که ایران را به شرق و غرب متصل میکرد، تبادلات اقتصادی متنوعتر با آمیختگی فرهنگی و فناوری گوناگونتر را نیز سبب شد و به آن افزود. این پسزمینه تاریخی از شیوههای صنعتی معاصر ایران خبر میدهد، جایی که روشهای سنتی با فناوریهای مدرن همزیستی دارند.
در همین راستا، انقلاب اسلامی نقطهای محوری در تکامل صنعتی ایران بود و چشمانداز اقتصادی کشورمان را تغییر داد. ملی شدن صنایع، همراه با اعمال تحریمها، تلاش برای خودکفایی و نوآوری را برانگیخت. صنعت حاصله، منعکسکننده ترکیبی منحصربهفرد از انعطافپذیری و سازگاری است که با مجموعهای متمایز از چالشها و فرصتها مشخص میشود و مهمترین خصیصه آن البته چند دهه است که کپیبرداری آسیبزا بوده، به طوری که به سبب تحریمها و محدودیتها، آنان که توان داشتند اعتبار، فناوری و نوآوریهایی را وارد کرده و کوشیدند بومیسازی کنند اما در بیشتر اوقات آن چه باید میشد، نشد و نمونه آن نمودهای صنعتی کم کارآمد و ناپاسخگو است.
ابعاد فلسفی: هویت و صنعت
در مرکز هر بحثی درباره صنعت، مفهوم و هویت نهفته است. صنعت ایران تنها تولید اقتصادی نیست بلکه اخلاق فرهنگی را نیز در بر میگیرد که سنت و مدرنیته را درهم میآمیزد. پویه و پژوهه در اینکه چه چیزی «صنعت به سبک ایرانی» را تشکیل میدهد باید در نظر گیرد، چگونه هویت محلی بر رویههای صنعتی تاثیر دارد؟ این تعامل در چند مولفه آشکار میشود:
میراث فرهنگی و صنایعدستی: صنعتگران ما همواره به دلیل مهارت در صنایع سنتی مانند قالیبافی، سفالگری و فلزکاری مورد تجلیل بودهاند؛ صنایعی که اکنون در حال زوال هستند. این میراث از شیوههای تولیدی پیشمعاصر خبر میدهد، جایی که صنعتگری با تولید صنعتی در حال ادغام بوده که این روند البته قطع شد. تاکید بر کیفیت، زیباییشناسی و اهمیت فرهنگی محصولات ایرانی را در بازار جهانی که فزاینده تحت سلطه تولید انبوه است، متمایز میکرد که البته این روند دوام نیافت و در دهههای اخیر، نسخه ارزان، تصنعی و ماشینی هر پدیدهای جای اصیل آن را گرفت.
استفاده از منابع و دوام: جغرافیای گونه گون و منابع طبیعی کشورمان – از نفت و گاز تا دیگر مواد معدنی – استراتژیهای صنعتی ما را شکل میدهد. با این حال، رویکرد ژرفتر به استفاده از منابع حسی را در بر میگیرد که نشاندهنده احترام کمتر به طبیعت است. علاقه کاهنده به شیوههای پایدار در بخش صنعتی ایران با جنبش جهانی گستردهتر همسو نیست اما متاثر از رسانههای جمعی، این ارزشها در حال پدیدارتر شدن هستند.
نوآوری وابسته در میان محدودیتها: محدودیتهای اعمال شده توسط تحریمهای بینالمللی، نوآوری وابسته و محدود را در صنعت ایران پرورش داده است. در مواجهه با انزوا، تولیدکنندگان ایرانی راهحلهای خلاقانهای ایجاد کردهاند که نشاندهنده درک نیازها و شرایط محلی است. این تطبیق از ویژگیهای بارز صنعت به سبک ایرانی جدید است که در آن محدودیتها به فرصتهایی برای رشد و خوداتکایی تصنعی تبدیل شدهاند. صنایع وابستهاند به شیوههای غربی و فرآوریهای چینی؛ چنان که در سالهای اخیر متوجه شدیم که از چوب بستنی تا چادر اسلامی هم از چین وارد میشود اما پاسخگویی چینی برای ضعفهای احتمالی وجود ندارد هم به سبب ماهیت ضعیف کیفیت-قیمت کالاها و هم اینکه چینیها سبک زندگی متفاوتتری از ایرانیان دارند.
برابری اجتماعی و اقتصادی: چشمانداز صنعتی کشورمان با تمرکز بر کمعدالتی اجتماعی و کمبرابری اقتصادی مشخص شده است. میراث رفتار سیاسی همچنان بر سیاستها و رویهها تاثیر میگذارد، با تعهد به ایجاد فرصتهای شغلی و فرصتهایی برای گروههای ویژهتر. این رویکرد به صنعت بر اعتقاد به پیوستگی توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی اما قشری و گروهی تاکید میکند و انگیزههای سودمحور رایج در بسیاری از مدلهای صنعتی شفاف نظام جهانی را به چالش میکشد.
زمینه سیاسی و تعامل جهانی: محیط سیاسی در کشورمان نقش تعیینکننده در شکلگیری هویت صنعتی ما دارد. دوگانه انزوا- تعامل با اقتصاد جهانی، وضعیت را پیچیده میکند که بر سیاستها و شیوههای صنعتی تاثیر دارد. بنابراین صنعت ایران با موضوع خودمختاری محلی و تمایل به همکاری بینالمللی مشخص میشود. البته بسیار دیده شده که برخی گروهها خواسته یا ناخواسته درپی دور ماندن از مولفههای پیشرفت جهانی هستند زیرا از اصول جهانی، شفافیت است که در صورت بروز توزیع رانتها به خطر میافتد.
آینده صنعت ایرانی
چنان که به وجود صنعت به سبک ایرانی فکر میکنیم، متوجه میشویم که موجودیتی یکپارچه نیست، بلکه یک سازه زنده و در حال تکامل است که توسط عوامل متعددی شکل گرفته است. مولفههایی که آن را متمایز میکنند- میراث فرهنگی، استفاده از منابع، نوآوری، برابری اجتماعی و زمینه سیاسی- برای شکلگیری هویت صنعتی منحصربهفردی که در برابر طبقهبندی آسان مقاومت میکند، تلاقی میکنند.
در یک اقتصاد جهانی شتابان در حال تغییر، آینده صنعت ایران به تواناییاش برای عبور از چالشهای مدرنیزاسیون و در عین حال ریشهدار ماندن در میراث غنی فرهنگی و تاریخی آن بستگی دارد. در نهایت میتواند گفت، وجود صنعت به سبک ایرانی، تنها بحث تولید اقتصادی نیست، بررسی ارزشها و اصولی است که مردم ایران را در تلاشهای صنعتی خود راهنمایی میکند. چنان که به پیش مینگریم، ترکیب سنت و نوآوری، هویت محلی و مشارکت جهانی است که مسیر صنعت به سبک ایرانی را در قرن بیستویکم مشخص میکند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد