25 - 11 - 2019
بحران تازه در کمین اقتصاد
محمدقلی یوسفی*
درست در زمانی که افزایش فقر و بیکاری، تشدید تورم و کاهش قدرت خرید برای همگان مشخص است، معاون اول رییسجمهور به جای بیان حقایق به مردم اعلام میکند که شاخص تورم در شش ماه گذشته روندی کاهنده داشته و دولت با ترمیم قدرت خرید مردم یکی از اساسیترین اقدامات را انجام داده است. البته این انتظار از دولتمردان وجود ندارد که ذکر مصیبت کنند چراکه در همه جای دنیا سیاستمداران سعی دارند مشکلات را کوچک جلوه دهند و در مقابل دستاوردهای خودشان را بزرگ کنند. اما باید این نکته را مدنظر داشت که مردم ایران در حال حاضر مردم ۱۰۰ سال گذشته نیستند و بسیار بهتر از دولتمردان میتوانند شرایط سیاسی و اقتصادی کشور را تجزیه و تحلیل کنند و بسنجند. بنابراین اگر دولتمردان به این موضوع توجه داشتند که با مردمی آگاه و تحصیلکرده روبهرو هستند که در ایران زندگی میکنند، به هیچ عنوان چنین صحبتهایی را مطرح نمیکردند.
در واقع بهتر این بود که مسوولان به جای انکار حقایق، علت مشکلات را به مردم توضیح میدادند نه اینکه با کتمان تمام مشکلات و واقعیتها، تصور کنند که میتوانند مشکلات را با دستور حل کنند. به عبارت دیگر اگر قیمتها با دستور قابل کنترل بود در ۴۰ سال گذشته باید این اتفاق میافتاد. همچنین اگر قرار بود اقتصاد از حرفهای دولتمردان تاثیر بگیرد، ایران در حال حاضر بهشت برین بود. اما مشکل اینجاست که مسوولان کشور ما قصد ندارند این واقعیت را بپذیرند که همین سیاستهای غلط آنها بوده که باعث بیثباتی و بحران اقتصادی در کشور شده است. موضوع تاسفآور اینکه مقامات عالیرتبه دولتی در کشور ما به گونهای حرف میزنند که گویی آنها اشتباه نکردهاند و این سیاستها ناشی از یک دست نامرئی بوده که از آسمان به زمین آمده است. واقعیت این است که اگر ما امروزه شاهد تورم و بیکاری هستیم، اگر قدرت خرید مردم پایین آمده و اگر کارخانهها با مشکل مواجه هستند و نمیتوانند سرمایهگذاری کنند و در نهایت اگر تعامل سازندهای با دنیا وجود ندارد، اینها همگی ناشی از سیاستهای غلطی است که دولتمردان دنبال کردند.
اما دولتمردان به جای اینکه به اشتباهات خودشان اعتراف کنند، همواره سعی میکنند به گونهای صحبت کنند که گویی آنها هیچ نقشی در این بحرانها نداشتند یا اینکه کار آنها به اندازهای درست بوده که نقدی بر آنها وارد نیست.
این در حالی است که هر کسی که اندک سواد اقتصادی دارد، نمیتواند این موضوع را نادیده بگیرد که فشارهای زیادی در نتیجه بحران اقتصادی به مردم وارد شده است. به عبارت دیگر طی سالهای اخیر نهتنها قدرت خرید مردم به شدت کاهش پیدا کرده و بیکاری تشدید شده است بلکه نمیتوان آیندهای را برای جامعه و اقتصاد کشور تصور کرد.
از این رو اینکه دولت کارها را به مردم واگذار نمیکند و همواره نقش تصدیگری در تمام عرصهها ایفا میکند، نشانه خوبی نیست. در این میان اظهارنظرهای اینچنینی مسوولان در جلسههای گوناگون نیز این نگرانی را ایجاد میکند که گویا قرار نیست دولتمردان کارها را به مردم واگذار کنند یا شرایطی را ایجاد کنند که بخشخصوصی بتواند در تصمیمگیریها حضور پیدا کند. در حال حاضر به نظر میرسد اشتباهات پایان ندارد و همچنان مسوولان ما نسبت به تحولاتی که در کشور اتفاق میافتد از جمله فقر، بیکاری، نابرابریها و مشکلات بخشهای صنعتی و تولیدی، بیتوجه هستند و به اینکه چه بلایی سر مردم میآید، اهمیت زیادی نمیدهند. به بیان بهتر تنها تاکید دولتمردان بر این است که بتوانند سیاستهای خودشان را توجیه کنند. این در حالی است که چنین اقداماتی نتایج خوبی را به دنبال نخواهد داشت. ما میدانیم که قدرت خرید مردم پایین آمده و بیثباتی در سیاستگذاریها همچنان ادامه دارد. همچنین نداشتن تعامل مثبت با دنیا باعث میشود تکنولوژی، مواد خام و کالای سرمایهای وارد کشور نشود. بنابراین تولید داخلی رونق نمیگیرد و مجموعه این عوامل نشان میدهد که بیکاری در جامعه روند صعودی پیدا خواهد کرد که همین موضوع به افزایش فقر نیز دامن خواهد زد.نکته آخر اینکه دولت در شرایط فعلی با کسری بودجه مواجه است و به این ترتیب تورم زیادی را مجددا به اقتصاد کشور تزریق خواهد کرد. از سوی دیگر شاهد این هستیم که صادرات کاهش پیدا کرده اما هزینههای دولت با کاهش مواجه نشده است. بنابراین به نظر میرسد با حرکتی که دولت در پیش گرفته است، ما باید منتظر بحران دیگری در اقتصاد باشیم.
* اقتصاددان

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد