1 - 01 - 2023
از تعارض منافع تا وزنکشی منطقهای
محمدرضا ستاری*
برخی اخبار حاکی از آن است که گویا عراقیها تلاش دارند برای آغاز دوباره مذاکرات میان ایران و عربستان میانجیگری کنند. این امر در شرایطی که مذاکرات پس از ۶ دور گفتوگو متوقف شده است در حالی جدی شده که صحبتهایی نیز از سوی مقامات تهران و ریاض در خصوص لزوم تنشزدایی مطرح شده است.
نخست اینکه حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه ایران در سفری که به اردن به منظور شرکت در نشست بغداد ۲ داشت با همتای سعودی خود دیدار کرد.
دوم اینکه فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان نیز در مهر ماه و پس از اینکه مذاکرات میان دو طرف متوقف شده بود تاکید کرد: هنوز اختلافاتی با ایران وجود دارد، اما ما قطعا قصد داریم با ایران روابط مثبت برقرار کنیم.
در این رابطه سوال مهم این است که اولا چرا پس از ۶ دور گفتوگو میان ایران و عربستان، مذاکرات قبلی به سرانجام نرسیده و دوما اینکه آیا اساسا میتوان امیدوار بود که در سایه این مذاکرات روابط دو کشور در مسیر عادیسازی و تنشزدایی حرکت کند؟ برای پاسخ دادن به این سوال چند متغیر مهم وجود دارد که بررسی آنها نشان میدهد در شرایط کنونی و در صورت تداوم یافتن وضعیت فعلی امکان چندانی برای تنشزدایی و عادیسازی روابط میان تهران و ریاض وجود ندارد.
نخست اینکه اکنون راهبرد سیاست خارجی دو کشور در منطقه اساسا بر مبنای تعارض منافع قرار داشته و علاوه بر اینکه منافع مشترک میان دو طرف وجود ندارد، یافتن منافع موازی نیز میان آنها بسیار دشوار است. به همین دلیل شاهد هستیم که رویکردهای تهران و ریاض در منطقه در دو طیف متقابل قرار داشته و براساس مسیر پیمودهشده به خصوص طی یک دهه گذشته قابلیت چرخش سریع به سمت عادیسازی ندارد.
مساله دوم این است که هر چند ۶ دور مذاکرات تاکنون میان ایران و عربستان برگزار شده، اما منطقه یا نقطهای که دو طرف بتوانند براساس آن مبنایی جهت شکلدهی عادیسازی پیدا کنند، چندان قابل دسترس یا به تعبیری تعریف شدن نیست. در واقع اگر براساس
ZOPA ز(zone of possible agrement) یعنی منطقهای برای رسیدن به توافق هم در نظر بگیریم در حال حاضر موضوع مشترک یا حداقل موازی میان تهران و ریاض نمیتوان پیدا کرد که دو طرف بتوانند براساس آن پایه و اساس مذاکرات برای رسیدن به نتیجه نهایی را به دست آورند.از سوی دیگر تحولات منطقهای و حتی جهانی نیز به گونهای رقم خورده که ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقهای بیش از هر زمان دیگری به سمت وزنکشی منطقهای و ائتلافسازی به منظور تضعیف توان طرف مقابل حرکت میکنند.
از اینرو با توجه به اینکه تعریف منافع اقتصادی چندان برای دو طرف حائز اهمیت نبوده و در اولویت قرار ندارد، تنها میتوان براساس رویکردهای سیاسی- امنیتی روزنهای برای رسیدن به توافقی اولیه میان دو کشور متصور بود. اما این موضوع نیز به نوبه خود با مشکلات و موانع متعددی روبهرو است؛ چراکه اساسا دو کشور مبانی امنیتی و نحوه کنش سیاسی و دیپلماتیکشان در شرایط فعلی فاصله معناداری با یکدیگر دارد. به همین دلیل است که پیشنهاداتی مانند ایجاد مجمع گفتوگوهای منطقهای و تشکیل ائتلاف امنیتی که چند سال قبل توسط محمدجواد ظریف مطرح شد فاقد راهگشایی و قابلیت اجراست، زیرا تنها از یک جنبه، اعراب حاشیه خلیج فارس با محوریت عربستان به علت اینکه ایران ممکن است دست بالا را در چنین فرآیندی داشته باشد، حاضر به شرکت در چنین مجمعی نخواهند بود.
از سوی دیگر به نظر میرسد با توجه به تحولات میدانی، مادامی که روابط ایران با غرب بر مدار تنش باشد، سعودیها نیز بر مبنای اولویت و راهبرد سیاست خارجی خود تمایل چندانی به عادیسازی کامل روابط با ایران نداشته باشند؛ چراکه اصل مهم برای تهران و ریاض در وضعیت فعلی استفاده از اهرمها و کارتهای موجود برای مهار و تخلیه ظرفیت استراتژیک طرف مقابل است و به همین دلیل بعید به نظر میرسد در سایه فقدان بستری مشترک، چنین اهرمی چه از سوی ایران و چه از سوی عربستان نادیده گرفته شود.
لذا به همین دلایل است که به نظر میرسد در شرایط فعلی امکان چندانی جهت عادیسازی روابط وجود نداشته باشد و تنها میتوان امیدوار بود که در برخی از موارد از شدت تنش کاسته شده و یا در نهایت ازسرگیری روابط دیپلماتیک و بازگشایی سفارتخانهها در میانمدت از جمله دستاوردهای چندین دوره مذاکرات میان ایران و عربستان باشد.
* دبیر گروه بینالملل

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد