21 - 01 - 2021
از همتی شگفتانگیز تا فولاد ستمگر
«جهانصنعت»- همه کسانی که به اقتصاد سیاسی ایران به هر دلیل علاقه دارند و اخبار و گزارشهای ارسالی از سوی رسانهها و به نقل از مدیران و فعالان اقتصادی را دنبال میکنند، روز سهشنبه آخرین روز دیماه ۱۳۹۹ را با شنیدن و خواندن خبرهای شگفتانگیزی دنبال کردند که از صبح زود در اتاق بازرگانی تهران شروع شد و در ساعتهای پایانی شب در تلویزیون ایران ادامه پیدا کرد. آنکه شگفتانگیزترین تحلیلها را از اقتصاد ایران با حضور در برنامه عیار که از شبکه افق پخش میشد ارائه کرد و درجه بالای تدبیر و کارآمدی خود را به رخ شهروندان کشید و مردم را مدیون خود و سازمانش کرد عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی بود. او که چند روز پیش هم از سیاستمداران خواسته بود افتخار ارزان شدن دلار را با او شریک نشوند گفت: «میدانم فشار روی مردم زیاد است و طبقات پایین خیلی سختی میکشند اما هدف ما جلوگیری از ابرتورم بالای ۱۲۰ درصد بود که خوشبختانه محقق شد. در سال ۹۷ که قیمت دلار ۱۹ هزار تومان شده بود، خیلیها به ما میگفتند «حرص نخور، نمیتوانی جلوی بازار را بگیری» و پیشبینی دلار ۴۰ تا ۵۰ هزار تومانی را در همان سال مطرح میکردند ولی ما جلوی آن را گرفتیم و در یک بازه طولانی دلار را نزدیک ۱۱ هزار تومان متوقف کردیم. اگر جلوی بسیاری از زیادهخواهیها و پولپاشیها را نمیگرفتیم، تورم بسیار شدیدی را لمس میکردیم بهطوری که دلار بالای ۵۰ هزار تومان و تورم فراتر از ۱۲۰ تا ۱۵۰ درصد پیش میرفت.
تا این ساعت که نوشته حاضر تهیه میشد، ندیدیم کسی بخواهد به این تحلیلهای شگفتانگیز و اعجابآور اقتصاد ایران جواب دهد که نشان میدهد احتمالا کسی این تحلیل را جدی نگرفته است. درباره این داوریهای شگفتانگیز باید پرسید رییس بانک مرکزی عدد تورم ۱۵۰ درصدی را از کدام پژوهش علمی کارشناسانه و از کدام پژوهشکده گرفته است. ریاست محترم بانک مرکزی انگار فراموش کرده است روزی که ایشان سکان بانک مرکزی را در دست گرفت میانگین قیمت هر دلار آمریکا در سه ماه پیش از آن نزدیک به پنج هزار تومان بود و دلار در دوران ریاست وی به ۱۹ هزار تومان رسید و در دوران ریاست وی است که دلار به قول ایشان ۱۱هزار تومانی به ۳۲ هزار تومان و میانگین ۲۵ هزار تومان میرسد. شهروندان ایرانی باید خدای را سپاس گویند که در این برهه از دوران سخت کسی بوده و هست که از ارزش پول ملی صیانت کرده و اجازه نداده است نرخ تورم به ۱۵۰ درصد برسد و ایران مثل ونزوئلا شود. در همین جا از ریاست بانک مرکزی در خواست میکنم بخشی از سیاستهای شگفت انگیزی که راه را بر بدبخت شدن ایرانیان بست را با زبان ساده برای مردم و با زبان کارشناسی به شهروندان متخصص و فعال اقتصادی توضیح دهند. در دورهای که اقتصاددانان و فعالان اقتصادی آنقدر در خود فروتپیده اند که جان ندارند و حال ندارند در پاسخ به این تحلیل از مرد شگفتی آفرین اقتصاد ایران چیزی بگویند انتظار میرود بازهم سخنان اعجاب آور شنیده شود.
فولاد ستمگر یا ستمکش
اما سخنان مرد شگفتانگیز اقتصاد ایران یعنی ریاست بانک مرکزی تنها نشانه از هم گسیختگی اقتصاد ایران نیست و روز سه شنبه صبح در اتاق تهران نیز مجادلهای شگفتانگیز در جریان بود و اتاق بازرگانی به طور مستقیم مجادله میان نماینده فولادسازان و نیز نمایندگان معدنداران و نیز تولیدکنندگان صنایع پاییندستی فولاد و نیز سرپرست وزارت صمت در امور معدنی را پخش میکرد که نگارنده آنها را شنیدم.
سیدرسول خلیفهسلطان دبیر انجمن تولیدکنندگان فولاد گزارشی از قیمت گذاری و طرح توسعه و تولید زنجیره فولاد ارائه داد که آغازگر یک مجادله داغ بود که فقط در اقتصاد ایران میتوان آن را یافت. او باور دارد که صنعت فولاد در حال حاضر ستمکش است. چرا؟ چون وضعیت در داخل به گونهای است که فولادسازان را مجبور میکند به جای اینکه فولاد با کیفیت و با قیمتهای بالا صادر کنند به اجبار به تولید میلگرد و صادرات آن اقدام کنند. این در حالی صورت میگیرد که تقاضا برای این محصول از سه میلیون تن فراتر نمیرود اما برای شمش آهن تا ۱۰ میلیون تن تقاضا نیز وجود دارد. کشورهای خارجی، بیشتر متقاضی آهن اسفنجی، اسلب و ورق فولادی ما هستند. میلگرد تقاضای چندانی ندارد و مدام این مساله مطرح میشود که چرا به جای میلگرد، شمش صادر میشود. متاسفانه برخی مسوولان مبتنی بر این القائات شیوهنامه قیمتگذاری تدوین میکنند و مجلس نیز به دنبال تدوین طرح فولادی است در حالی که زنجیره فولاد مجموعه عریض و طویلی است که با چند بند قانونی نمیتوان آن را مدیریت کرد. او با بیان اینکه میزان تولید فولاد در کشور حدود ۳۰ میلیون تن و میزان مصرف داخلی ۱۵ میلیون تن است، گفت: اجبار به عرضه کل تولید فولاد در بورس کالا به منزله حراج این محصولات است.
اما جعفر سرقینی که سالهای درازی است با فولادسازان سروکار دارد خطاب به نماینده فولادسازان میگوید: چرا نمیگویید آنچه الان صادر میکنید ۲۰ درصد ارزانتر از قیمتی است که در داخل میفروشید. او با کنایه به خوانساری که چرا در هفتههای پیش از فولادسازان به طور یکسویه حمایت کرد گفت: اگر شما قبول نداشتید که داستان عرضه زنجیرهای فولاد در بورس انجام شود چرا در نشستها حاضر شدید. سرقینی عضو هیات نمایندگان و نماینده دولت در اتاق تهران با انتقاد از اینکه فولاد ۲۰ درصد بیش از قیمت در بازارهای جهانی توسط تولیدکنندگان آن در کشور عرضه میشود، عنوان کرد تولیدکنندگان برای آنکه گرانفروشی کنند، به سراغ مجلس رفتند و طرح مجلس برای فولاد نتیجه این اقدام تولیدکنندگان است.
مجادلات بر سر قیمتگذاری فولاد
سجاد غرقی دیگر عضو هیات نمایندگان اتاق تهران نیز با بیان اینکه خواسته بخش خصوصی در زمینه زنجیره فولاد، حذف قیمتگذاری دستوری و توسعه متوازن این صنعت است، ادامه داد: اکنون در ابتدای این زنجیره، قیمتگذاری دستوری وجود دارد که این مساله به سرمایهگذاریها در این بخش، آسیب وارد میکند. او گفت: چرا وقتی میخواهیم قیمت مواد معدنی که در فولاد مصرف میشود را از قیمت گذاری دستوری خارج کنیم با لابی سنگین مواجه شده و ناگزیریم مواد اولیه مورد نیاز را ۶۰ درصد قیمت جهانی به فولادسازها بدهیم. علیرضا کلاهی عضو هیات نمایندگان اتاق تهران نیز با بیان اینکه سیاستهای کلان اقتصاد کشور متاثر از مساله مواد اولیه است تاکید کرد: باید هر چه سریعتر فهرست مواد اولیه و خام نهایی شود چرا که مشکل مربوط به همه مواد اولیه مورد نیاز صنایع است نه فقط فولاد. او گفت: میلیاردها دلار یارانه به این صنایع تزریق میشود اما مزیت نسبی برای کشور شکل نگرفته است. هماکنون مس و آلومینیوم زیر قیمت بازار ایران در ترکیه عرضه میشود.او افزود: متاسفانه تمام منابع کشور در تعداد محدودی رشته در حوزه منابع خام و اولیه در اختیار شرکتهایی به طور عمده خصولتی قرار گرفته است.
مهدی صادقینیارکی، معاون امور صنایع وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز با تاکید بر اینکه صنعت فولاد از افتخارات صنعت کشور است، عنوان کرد: بهتر بود این مساله در شرایط برابر و با حضور نمایندگانی از حوزه معدنی مطرح میشد. صادقینیارکی ادامه داد: ستاد تنظیم بازار مصوبات مختلفی داشته است مبنی بر اینکه قیمت فولاد باید در بورس تعیین شود. اما حداکثر عرضه در ۱۰ ماه گذشته سه میلیون تن بوده است در حالی که باید حداقل شش میلیون و ۶۰۰ هزار تن به عنوان کف در بورس کالا عرضه میشد. یک تولیدکننده نصف تولید خود را برای کشف قیمت در بورس عرضه کرده و فروش بقیه تولیدات در خارج از بورس به قیمت بالاتر صورت گرفته است. یک شرکت دیگر ۴۰۰ هزار تن اسلب گرفته اما یکبار ۲۰۰ تن و یکبار ۱۰ تن ورق فولادی در بورس عرضه کرده است. تولیدکنندگان فولاد هیچکدام از مصوبات را اجرا نکردهاند اما امروز جای شاکی و متشاکی عوض شده است. به این دلایل دولت لازم دید دخالت کند چون سوالات زیادی در این حوزه وجود دارد که باید پاسخ داده شود.
نمونهای از شگفتیها
با خواندن مجادله بالا برخی حق را به فولادسازها میدهند و میگویند دیدهاند کسانی ورق و تیرآهن را به قیمت دستوری میگیرند و در بازار به قیمت آزاد میفروشند و نیز برخی فولادیها را ستمگر میدانند که توانستهاند صنایع پیشین را استثمار کرده و نیز به جای اجرای قانون، تولید خود را به قیمت آزاد بفروشند. واقعیت این است که اقتصاد ایران مجموعهای از عجایب است که تنها در این کشور میتوانند در کنار هم زندگی کنند. اما حالا که درآمد نفت از صادرات قطع شده ادامه این روشها ناممکن است. بنابراین ناممکن است رییس کل بانک مرکزی در حالی که ارزش پول ملی در دوران فعالیت دوسال وچندماهه او ۵/۲ برابر شده خود را نجاتدهنده مردم از تورم بداند!

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد