13 - 06 - 2021
استثمار نوین
مهدیه بهارمست- کمتر کسی است که در کوچهها و خیابانهای ایران چشم بگرداند و کودکانی را نبیند که میان سطلهای زباله به دنبال زندگی میگردند؛ میبینیم و عبور میکنیم و شاید ندانیم که چه بر سر این کودکان و آینده آنها میآید. کودکانی که از سر اجبار کار میکنند و آسیبهای بسیاری میبینند، در حالی که حق آنها شادی و بازی و آموختن است. دیروز ۱۲ ژوئن مصادف با ۲۲ خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودکان بود و اما ما امروز به بهانه اینکه مبارزه با کار کودکان نباید معطوف به یک روز خاص در سال باشد درخصوص افزایش آسیبهای اجتماعی و افزایش تعداد کودکان کار را واکاوی کردیم. با وجود اینکه آمارهای رسمی و دقیقی نسبت به کودکان کار در ایران وجود ندارد، با این حال به گفته مدیرکل بهزیستی استان تهران، استان تهران ۴۰۰۰ «کودک کار» و «زبالهگرد» دارد. در حالی تعداد کودکان کار را دو میلیون نفر اعلام کردند که براساس آمارهای غیررسمی پنج تا هشت میلیون نفر است. چه بسا معلوم نیست کودکانی که در کارگاههای خانگی به کار واداشته میشوند، در این آمار محاسبه شده است یا خیر؟! به عقیده فعالان حقوق کودک شیوع کرونا در ایران منجر به افزایش این کودکان شده است. اگر چه براساس گزارشهای بهزیستی نزدیک به ۸۵ درصد از این کودکان کار مهاجر هستند و اوراق هویتی ندارند. بسیاری از آنها ترک تحصیل کردند و از آموزشهای لازم و بهداشت محروم هستند. در این بین بسیاری از کودکان کار مورد تعرض جنسی و تجاوز قرار میگیرند و برخلاف تصورات، پسران هم همانند دختران مورد آزارهای جسمی، جنسی و روانی قرار میگیرند. به همین خاطر بسیاری از این کودکان کار علاوه بر تبعات روحی و روانی درگیر بارداریهای ناخواسته و بیماریهای مقاربتی نیز میشوند. کودکان کار خیابان و چهارراهها نسبت به کودکانی که در مغازهها یا کارگاهها کار میکنند، آسیب جنسی کمتری میبینند. براساس گزارشهای به دست آمده از سمنها و سازمانهای مردمنهاد ادارات و سازمانهای مربوطه شرایط کارگاهها را بررسی نمیکنند تا از حضور کودکان کار مطلع شوند. بسیاری از کارفرماها بهکارگیری کودکان را کتمان میکنند ولی با یک بررسی ساده متوجه خواهیم شد کودکان کار در برخی از کارگاهها کار میکنند. در این محیطها بچهها علاوه بر آسیب جنسی، بارها شاهد خشونت از سوی کارفرما هستند. این واقعیت وجود دارد و انکارنشدنی است. آسیب جنسی یا جسمی کودکان، سبب بروز خشم درونی میشود و کودکان به دنبال جبران آسیبها هستند. اگر کودک برادر یا خواهر کوچکتر داشته باشد، آنها را کتک خواهد زد. وقتی کودکانی که مورد تعرض قرار گرفتهاند به ۱۵سالگی میرسند، مسائل جنسی در آنها بیدار میشود در این شرایط، شاهد بازتولید همان کارفرما در جامعه خواهیم بود. بنابراین کودک در بزرگسالی به دیگران آسیب خواهد رساند. اگر کودکان کار کتک بخورند به طور قطع کتک خواهند زد. به همین خاطر فعالان حقوق کودکان مدام توصیه میکنند که در مواجهه با کودکان کار آنها را نادیده نگیریم اما دیروز امین شاهرخی، مدیرکل بهزیستی استان تهران گفته است: «به کودکان کار خیابانی پول ندهید و به جای پول دادن به کودکان کار خیابانی از طریق اورژانس ۱۲۳ حضور این افراد را اطلاع دهید تا ساماندهی شوند.» این درحالی است که بهزیستی سالهاست طرحهای زیادی در خصوص ساماندهی کودکان کار اجرا کرده ولی تاکنون تمام آنها بینتیجه مانده است.
همچنین مدیر کل بهزیستی شهر تهران با اعلام این مطلب که ۹۰ درصد این کودکان نیازهای اقتصادی خانواده خود را مرتفع میکنند، گفته است: «اگر خانواده این کودکان توانمند نشوند، ساماندهی موفقیتآمیز نخواهد بود. از میان کودکان شناسایی شده ۴۰ کودک سرپرست معلول، ۱۰۰ کودک خانواده دچار بیماری خاص، ۹۰ کودک مادرسرپرست و ۷۵ کودک دارای سرپرست معتاد بودند. این خانوادهها تحت حمایت بهزیستی قرار گرفتهاند و به آنان یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان کمک معیشتی تامین مسکن پرداخت شده است.»
وی در ادامه ضمن هشدار نسبت به این مساله که ساماندهی کودکان کار ممکن است منجر به بردن کودکان به کارگاههای زیرزمینی و بهرهکشی از آنها شود، تاکید کرد:« در حال تدوین آییننامه برای منع کار کودک در کارگاهها هستیم تا بچهها از خیابان به داخل کارگاهها گسیل نشوند. حضور در ایستگاههای مترو را نیز در دستور کار داریم. از میان کودکان جمعآوری شده ۵۴ نفر دختر بودند که عمدتاً ایرانی هستند. ۸۰درصد این کودکان حداقل یک نوع آزار جسمی و روحی را تجربه کردهاند و مهمترین مشکل این کودکان سوء تغذیه است.»
حال دیروز مدیرکل بهزیستی استان تهران در بخشهای دیگری از سخنانش گفته است: «مردم کمکهای خود را از طریق بهزیستی اهدا کنند.» این سخنان در حالی بیان شده است که چندی پیش مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران به «جهانصنعت» گفته بود: «مدیر کل بهزیستی کشور باید استعفا دهد تا بلکه مدیران شایسته به روی کار بیایند. آنچه بیش از هر چیزی عیان است، بیکفایتی و ناکارآمدی بهزیستی است. چرا که اولین و تنها ارگانی که میتواند جلوی مرگهای خودخواسته کودکان را بگیرد و ساماندهی کودکان کار را انجام دهد، سازمان بهزیستی است. اما در عمل میبینیم که تنها سازمانی که در این امور فعالیت نمیکند بهزیستی است. چرا؟»
اگر چه برخلاف تصورات مردم سیل عظیمی از کودکان کار جزو هیچ باند و گروهی نیستند، چه بسا به دلیل فشارهای اقتصادی چندساله اخیر ترک تحصیل کرده و در خیابان، زباله و یا کورههای آجرپزی به دنبال لقمه نانی برای خانواده خود هستند. البته کودکان ایرانی بدون شناسنامه توسط مافیای زباله به دلیل نیروی کار ارزان قیمت در خیابانها و کارگاهها استثمار میشوند! با اینکه مسوولان بر این عقیدهاند که ۸۰ درصد از کودکان کار ایرانی نیستند اما تعداد قابل توجهی از کودکان کار سیستانوبلوچستانیاند که شناسنامه ندارند و از تمامی حقوق خود محروم هستند. این کودکان ایرانی هستند و مهاجر نیستند؛ اما چرا به آنها شناسنامه نمیدهند؟ این در حالی است که کودکان حاصل از ازدواج موقت هم وضعیت نابسامانی دارند، اکثر آنها فاقد شناسنامه و حقوق هستند.
با این تفاسیر تمامی خانوادههای کودکان زبالهگرد زیر خط فقر هستند و در حال حاضر مشکلات اقتصادی آنها دو برابر شده است.
براساس گزارشها بسیاری از خانوادههای کودکان زبالهگرد ماهی یکبار هم گوشت نمیخورند. کودکان به غذاهایی مثل کتلت علاقه دارند ولی به دلیل مشکلات اقتصادی، خانوادهها توانایی تامین این غذا را برای کودکان ندارند. برخی کودکان زبالهگرد در مراکز بازیافت زندگی میکنند و عدهای از آنها هم شب را در کنار خانواده خود میگذرانند. محیط زندگی کودکان پر از زباله خشک است، بهتر است بگوییم، زباله، بخشی از زندگی آنها شده است. شرایط کودکانی که در مراکز بازیافت زندگی میکنند نسبت به کودکان دیگر بدتر است؛ بسیاری از آنها در برابر مبلغ ناچیزی خریداری شدهاند و در ۲۴ ساعت شبانهروز تنها یک وعده غذایی دریافت میکنند. محل زندگی این کودکان اتاقهای تنگ و نمور اشتراکی است. اگرچه پیمانکاران شهرداری، کودکان کار را استخدام میکنند، ولی اثبات این موضوع زمانبر است و شهرداریهای مناطق این موضوع را رد میکنند و توضیح میدهند که شهرداریها هرگز کودکان را استخدام نمیکنند بلکه پیمانکار این کار را میکند. با این حال باید پرسید آیا پیمانکار زیر نظر شهرداری کار نمیکند؟ البته محسن هاشمی، رییس شورای شهر تهران در اینباره به «جهانصنعت» گفت:«پیمانکاران شهرداری خارج از شهر تهران تحت نظارت ما نیستند و ما نمیتوانیم در این موضوع دخالتی کنیم!» با این وجود مسوولان شهرداری از پاسخگویی به این دست پرسشها شانه خالی میکنند.
مصائب کار کودکان از زبان آنها
حسین و حسن برادرهای ۹ و ۱۰ سالهای هستند که حالا باید کلاس چهارم و پنجم دبستان را طی میکردند، اما حالا به قربانیهای کوچک شرایط جبری زندگی بدل شدند که چارهای جز کار کردن ندارد، از درس و مدرسه که حرف به میان میآید چشمانشان برقی میافتد، لبخندی روی صورت ظریفشان نقش میبندد و به «جهانصنعت» میگویند: «نه ما درس نمیخوانیم.» لباسهای مندرسی به تن دارند و سوختگی روی گونههایشان نشان کار زیاد در گرما و سرمای هوا را نشان میدهد.
حسین و حسن هر روز از هفت صبح تا بعد از ظهر برای گاراژی در اسلامآباد به اجبار کار میکنند که صاحب آن گاراژ پدر خودشان است. گویا پدر خانه از گاراژ درآمد بدی ندارد و کارگرهای زیادی در اینجا کار میکنند، ولی کودکانش تحت فشار مالی شدید زندگی میکنند و چون علاقهای به تحصیل کودکانش ندارد، حتی برای گرفتن برگه آبی کودکانش اقدامی نکرده است.
علیرضا کودک دیگری که آن هم با ۱۰ سال سن از صبح تا ظهر زبالهگردی میکند، در کنار حسین و حسن نشسته و منتظر است تا داستان خودش را روایت کند. او محلات اسلامآباد را پایین و بالا میرود تا از سطل زباله ضایعاتی پیدا کند و بفروشد. این کودک
۱۰ ساله با همان دستان کوچک و چرخدستی زمختش، چرخ اقتصاد خانه را میچرخاند، خانهای که پدر و مادر آن از کار افتاده هستند، پدر به دلیل کهولت سن و مادر به خاطر درگیری با بیماری محتاج دستان کوچک این پسر ۱۰ ساله هستند.
قد کوتاه و صورت خندانی دارد، امروز بدون چرخدستی دیدمش ولی یک گونی بزرگ را نامنظم تا کرده و زیر بغل گرفته، در بین صحبتها مشخص است که این پسر سوم دبستانی اشتیاق زیادی نسبت به درس خواندن دارد و دوستانش هم تاکید دارند زیاد درس میخواند، اما حالا با توجه به تعطیلیهای مدارس به دلیل شیوع ویروس کرونا و نداشتن خط تلفن به دلیل اتباع بودن، از کلاس آنلاین عقب مانده و زمان بیشتری را برای کار کردن صرف میکند.
با متانت خودش را اینطور معرفی میکند: «کار من اینه که برم توی سطل زبالهها رو نگاه کنم، ولی دستکش دستم نمیکنم چون دستم اذیت میشه یعنی خشک میشه. نمیدونم چطوری میشه ولی نمیتونم دستم کنم، فکر کنم حساسیت دارم، بعد ضایعاتو میبرم به هر مغازهای که بیشتر بخره میفروشم چون برای جای خاصی کار نمیکنم. البته خیلی وقتا به خاطر همین از آدمای گاراژای دیگه کتک خوردم.»
نفسی تازه میکند و ادامه میدهد: «مثلا یکی بود با وانت سفید همش دنبالم میکرد تا چرخمو بگیره، یه بارم گرفت ولی همش تهدید میکرد، حتی یه بار رفتم جلو در کلانتری و پلیس با اون وانتی به خاطرم دعوا کرد که بعد اون روز دیگه زیاد اذیتم نکرد.»
علیرضا از دوست و همکلاسی مدرسهاش حرف میزند که بعد از مدرسه یعنی از غروب تا سه نیمه شب به همراه دیگر کودکان گاراژی در این حوالی به مناطق بالای تهران میروند تا زبالههای شهر را برای لقمه نانی واکاوی کنند و ضایعاتش را جمع کنند. پسر بچهای که حتی درسش از علیرضا هم بهتر است.
حالا با توجه به شرایط مدارس، کودکان نانآور خانه زمان بیشتری را به کار اختصاص میدهند، و حتی توسط دیگر اعضای خانه به استثمار گرفته میشوند همچون علیرضا که با وجود داشتن دو برادر بزرگتر از خودش خرج خانه را میدهد و حتی از صحبتهایش هم نشانههای اعتراض به این رفتار برادرانش پیدا است و میگوید: «ماهی یک میلیون درآمدم هست که باهاش خرج خونه و اجاره میدم ولی دو تا برادرم فقط پول پیش خونه رو میدن که اون یکی برادرمم که کلا ازدواج کرده دیگه کاری با ما نداره. حالا این خونه جدیده که هستیم همسایهمون همش اعتراض میکنه که حیاط ما بو میده، بخاطر چرخدستی من میگن.»
قانونی که اجرا نمیشود
در حالی ما به حضور کودکان کار در خیابان عادت کرده و عادی از کنارشان میگذریم؛ که براساس ماده ۷۹ قانون کار به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است همچنین براساس ماده ۸۰ قانون مذکور، کارگری که سنش بین ۱۵ تا ۱۸ سال تمام باشد، «کارگر نوجوان» نامیده میشود و در بدو استخدام باید توسط سازمان تامین اجتماعی مورد آزمایشهای پزشکی قرار گیرد. با این حال آمارهای موجود نشان میدهد که طی سالهای گذشته کودکان بسیاری چه در کارگاههای زیرزمینی و چه در خیابانها و چه در میان زبالهها مشغول به کارند. براساس اعلام مدیرعامل سابق انجمن حمایت از حقوق کودکان، ۱۴ هزار زبالهگرد در تهران وجود دارد که ۴۷۰۰ نفر از این افراد یعنی معادل یک سوم آنها کودک هستند.
همچنین گریزی به وضعیت کودکان کار و خیابان نیز نشان میدهد که حدود ۷۰ هزار کودک خیابانی در ایران وجود دارد، بهطوریکه سال گذشته حبیبالله مسعودیفرید- معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد که طی مطالعاتی که با دانشگاه علوم بهزیستی انجام شد، برآورد میشود حدودا ۷۰ هزار کودک خیابانی در کشور داریم که بازه زمانی را در ساعاتی از روز و طی روزهایی از سال در خیابان به کار میپردازند. البته باتوجه به اینکه شرایط و وضعیت کودکانی که در کارگاهها کار میکنند متفاوت است، مسعودیفرید در این باره گفت که آمار دقیقی از این افراد در دست نیست.
در همین راستا سپهر بزرگمرد، وکیل پایه یک دادگستری درخصوص اجرایی نشدن قانون کودکان کار به «جهان صنعت» گفت: در قانونگذاری قوانین خوب و استانداردهای کافی را داریم، ولی در بخش اجرا با مشکلاتی مواجهیم. البته در قوانین جدید حمایت از اطفال و نوجوانان تقویت و وضعیت بهتر شده است. اما جای این پرسش است که ما چگونه میتوانیم این قوانین را اعمال کنیم؟ برای مثال وزارت کار به عنوان یک مسوول و متولی، بخشی به نام بازرسی کار دارد که کارگاهها یا کسبوکارها را از نظر رعایت قانون کار کنترل میکند. کسبوکارها باید به نوعی توسط وزارت کار و زیر نظر بخش بازرسی نیروی کار باشند. یعنی اگر از کودک زیر ۱۵ سال برای کار استفاده میشود اینها را شناسایی و بعد ارجاع دهند و با آن مقابله کنند. برای مثال کارگاههای غیررسمی داریم که بدون مجوز کار میکنند و شناسنامه ندارند. حال چقدر وزارت کار میتواند روی این موارد اشراف داشته باشد و با کسب و کارهای غیررسمی برخورد کند؟
وی افزود: بخشی از کار هم که مشکل کشور ما نیست و خیلی کشورها در این حوزه ضعیف هستند اما با مدل دیگری مقابله و این خلأ را جبران میکنند برای مثال استفاده از نیروی مردمی. اما آیا ما اگر به عنوان شهروند ببینیم کارگاهی از یک کودک بهرهکشی میکند میتوانیم این را گزارش کنیم یا خیر؟ همانطور که اگر در خانوادهای با یک کودک سوءرفتار میشود، معمولا از کنار آن میگذریم و میگوییم به ما ارتباطی ندارد و اگر فرهنگ قوی در قبال کودکان داشتیم هر شهروند برای خود یک ناظر میشد میتوانست گزارش کند و نهادهای مرتبط میتوانستند آن را پیگیری کنند.
این وکیل پایه یک اظهار کرد: این بستر را کانون حمایت از اطفال و نوجوانان فراهم میکند و آییننامهای هم خوشبختانه در این زمینه طراحی شده است. ولی در این راستا، چیزی که ما بیشتر تمرکز کنیم جلب مشارکت مردمی در این موضوع است که مردم را هم به عنوان نیروی ناظر پای کار بیاوریم و توجیه شوند که مسوولیتی دارند، یا نهادهای مدنی و سازمانهای مردمی در این حوزه دستاندرکار هستند چقدر در این موضوع مشارکت میکنند؛ یعنی این خلأهایی که در حوزه سازمانی و تشکیلاتی وجود دارد را با این رویکردها و مشارکتهای مردمی و نهادهای مدنی سازماندهی شده پوشش دهیم.
نامزدهای انتخاباتی هیچ برنامه مدونی ندارند
از طرفی تاکنون هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی ریاستجمهوری به مساله کودکان کار نپرداخته و راهکاری در این باره ارائه نکردهاند. در همین راستا موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درخصوص برنامههای نامزدهای ریاستجمهوری در حوزه اجتماعی در برنامههای مناظرههای انتخاباتی به «جهان صنعت» گفت: متاسفانه تاکنون در مناظرههای انتخاباتی، نامزدها درخصوص حوزه اجتماعی و آسیبهای اجتماعی هیچ برنامه مشخصی ارائه نکردند. بنابراین در این مدت ینده هیچ چشمانداز روشنی را ندیدم. در هر صورت ما همچنان امیدواریم نامزدهای انتخاباتی حوزه اجتماعی را جدی بگیرند، در غیر این صورت در گودال عظیمی گیر میکنیم. چرا که آسیبهای اجتماعی با زور قابل مدیریت نیست. این در حالی است که دولت سیزدهم باید درخصوص آسیبهای اجتماعی تدبیری در نظر بگیرد تا جامعه در گرداب آسیبهای اجتماعی غرق نشود. چهبسا اگر دولت آینده برای سلامت روح و روان جامعه ارزشی قائل نشود، سرمایه اجتماعی هم نابود میشود.
وی افزود: آنطور که بنده مناظرههای انتخاباتی را تحلیل کردم متوجه دستهای خالی نامزدها در حوزه آسیبهای اجتماعی شدم و این موضوع بسیار نگرانکننده است. چرا که این روزها با شیوع بیماری کرونا در کشور آسیبهای اجتماعی بیش از گذشته آشکارتر شده است. در همین رابطه سن کودکانی که درگیر کار میشوند بسیار پایین آمده و زنان هم بیشتر درگیر شدند. البته با توجه به مشکلات اقتصادی خانوادهها بیش از همیشه درگیر مسائل مالی هستند و همین امر منجر به بروز آسیبهای اجتماعی درون خانوادهای از جمله طلاق، اعتیاد و گرایش به مشروبات الکلی بیشتر و روابط خارج از عرف بیشتر و عیانتر شده است. اگر چه نوع موادمخدری که کودکان و نوجوانان مصرف میکنند خطرناکتر شده و این وضعیتی است که اکنون با آن مواجهیم. بنابراین اگر شاهد آزار کودکان کار بودید از آنها ساده نگذرید و به مراکز بهزیستی اطلاع دهید.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد