13 - 07 - 2022
اصلاحطلبی در پایان راه نیست
علیایحال صرف نظر از اینکه در روابط و مناسبات جامعه و مردم به ویژه در حوزه معیشتی با چه تنگناها و بحرانهایی مواجه هستیم، به نظر میرسد که قوای سهگانه یکدست به دنبال آن است که بیش از پیش و برخلاف شعارهای انتخاباتی، عرصه فعالیت را برای منتقدان سیاسی و اصلاحطلبان محدودتر کنند. در این عرصه فراتر از چند گزارهای که به آن اشاره کردم، جریان اصلاحات نیازمند تصویگری واضحتر بینش و نگرش حاکمیت به حوزه سیاست و قدرت به خصوص در تنظیم ارتباط با اصلاحطلبان و منتقدان است.
عرصه سوم که ساحت تکمیلکننده این سه عرصه است، جامعه اصلاحطلب ایران است؛ ارکان مختلف جامعه اصلاحطلبان، پایگاه اجتماعی، تفاوتهای نسلی که حاصل شده است، همچنین کامیابی و ناکامیابیهایی که جریان اصلاحات داشته است. به عنوان مثال موفقیتهای دوره هشت ساله ریاستجمهوری آقای خاتمی یا نواقص دوره دوم آقای روحانی که با سرمایهگذاری و حمایت اصلاحطلبان رییسجمهور شد.
دوره ریاستجمهوری آقای روحانی که چنانچه کنارهگیری دکتر عارف و تمرکز جریان اصلاحات بر حمایت از او نبود، با آن میزان رای بیشتر رییسجمهور نمیشود، عرصه محک دیگری برای جریان اصلاحات است. او در چهار سال نخست بسیار خوب درخشید و در قامت یک رییسجمهور ملی پا به حساسترین موضوعات امنیت ملی گذاشت و به برجام رسید. اما در دوره دوم به واسطه خطاهایی و مقاومتها و کارشکنیهای جریان رقیب که واهمه داشتند اگر روحانی با همان دست فرمان دوره اول پیش برود به یک رجل سیاسی معتبر تبدیل میشود که رقیبی سخت برایشان باقی میماند؛ اسباب ناکامی خود را فراهم کرد.
در نتیجه همه این هزینهها و خسارات به پای اصلاحات نوشته شد. در همین شرایط در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ نیز دستاندرکاران اداره امور کشور در حوزه سیاست داخلی به ویژه امر انتخابات چنان فضا را با تکیه بر ابزار نظارت استصوابی بستند که حتی آقای دکتر علی لاریجانی، آخوندی، شریعتمداری و جهانگیری هم نتوانستند از این صافی عبور کنند.
در سال ۹۸ نیز همین انسداد در میان انتخابشوندگان حاصل شد و در نتیجه مردم ناامید از نهادهای انتخاباتی شدند و کمتر مشارکت کردند. در پی آن نقاط ضعف اصلاحطلبان بروز کرد.
اکنون اما کمتر از یک سال از روی کار آمدن این دولت گذشته و جریان اصلاحات در تعامل با سه عرصه پیشگفته یعنی جامعه آسیبدیده از منظر معیشتی، حاکمیت متمرکز کمترکارآمد و ساختار جریان اصلاحات اعم از رهبری آن، سازماندهی و تشکیلات وظیفه دارد که واقعبینانه و بدون تعصب نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند. این جریان در مرکزیت این سه ساحت مفروض به این سوال جواب بدهد که گفتمان پیشبرنده برای جریان اصلاحات به نحوی که بتواند عزتمندانه و در چارچوب قانون اساسی و متکی بر اصالت فکری و گفتمانی خود با حاکمیت وارد گفتوگو بشود و حاکمیت را مجاب کند که هرقدر در جهت سرکوب جریان اصلاحات حرکت شود، نه تنها بر قوام و اعتبار آنها افزوده نمیشود بلکه آب به آسیاب دشمن یعنی براندازان ریخته خواهد شد؛ چیست.
جریان اصلاحات باید در تعامل با جامعه با اعتمادبهنفس از نقاط قوت خود دفاع کرده و با واقعبینی و خضوع و خشوع نسبت به اشتباه تاریخی خود در حمایت بیچون و چرا از آقای روحانی از اکثریت مردم به ویژه جامعه اصلاحطلب ایران عذرخواهی کند و قول بدهد که بنای جبران دارد.
این گفتمان، گفتمانی است که باید بتواند هم در تعامل با جامعه و هم در نسبت با حاکمیت و در ارتباط با روابط و مناسبات سازمانی و داخلی جامعه اصلاحطلب ایران قدرت پیشبرندگی و مجابکنندگی ایجاد کند تا در دو انتخابات پیشرو سال آینده با نقشه راه جدید و واقعبینانه برخلاف تصورات منتقدان و مخالفان که فکر میکنند چون امروز هیچیک از اصلاحطلبان در هیچیک از قوای سهگانه نیستند و در ساختار رسمی قدرت غایب هستند، پایان عمر اصلاحطلبی و اصلاحطلبان فرارسیده است، با تکیه بر گفتمان خود شرایطی را فراهم کنند که در دو انتخابات مجلس و خبرگان آتی مطابق با اصول و مبانی اندیشه اصلاحطلبان که همان حرکت در مدار قانون و پرهیز از خشونتطلبی و تکیه بر ظرفیتهای داخلی است، بر اثربخشی و کارآمدی خود بیفزایند.
در آن صورت فکر میکنم که امیدوارتر شدن جامعه، منسجمتر شدن جریان اصلاحات سبب میشود که شاهد انعطاف بیشتری از سوی حاکمیت باشیم و آن نقطه تعادل همان نقطهای است که هم مصلحت ایران در آن نهفته است و هم مصلحت همه جریانات سیاسی اعم از اصلاحطلب و اصولگرا که دل در گرو انقلاب و امام و ایران دارند.
علیایحال تئوریسینهای اصلاحطلب و کنشگران و فعالان سیاسی این جریان نباید با عمده کردن این افت و خیزها منفعل شوند، چرا که اساسا جریانی مثل اصلاحات که حداقل سابقه صد ساله در تاریخ معاصر ایران دارد، نباید در مواجهه با یک موفقیت مثل هشت سال ریاستجمهوری آقای خاتمی و یا یک ناکامی مثل ضعف عملکردهای دوره روحانی بیش از حد شادمان و یا منفعل و غمگین شود. بنابراین در مواجهه با این سه عرصه میتوان با توکل به خدا شرایط را تغییر داد.
* فعال سیاسی اصلاحطلب

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد