28 - 03 - 2020
اعاده حیثیت
فاطمه بیکپور- ظهر روز گذشته برای خرید داروهایم به داروخانه «د. م» واقع در خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز شمالی مراجعه کردم. پس از دریافت داروهایم، قیمت یک وسیله بهداشتی (دئودورانت ضدعرق) را از فروشنده آن بخش سوال کردم و منتظر پاسخ ماندم. در حالی که در قفسه روبهرویی همان ماده بهداشتی، کیفم روی صندلی بود و مشغول قرار دادن کیف پول و موبایل و داروهایم داخل کیفم بودم، پنج دقیقه گذشت و قیمت را به من نگفتند. حتی با معذوریت پرسیدم اگر سختتونه اشکال نداره نمیخواد قیمتشو بگید. همان لحظه فروشنده زن داروخانه سر رسید و رو به من گفت: شما وقتی جلوی قفسه بودید، دست به این وسیله زدید و کیفتان باز است. من تصور و حس میکنم چیزی از قفسه برداشتید. کیفتان را بریزید بیرون. من با چشمانی حیرتزده و سری داغ شده به او گفتم: بله؟! الان دارید به من تهمت میزنید جلوی این همه آدم؟ ادامه داد: خانم کیفتون رو بریزید من وظیفمه. شما باید لحظهای کیفتون رو باز کنید. من برآشفته شدم و خطاب به او گفتم شما هیچ حق و وظیفهای ندارید صرفا بر اساس حدس و گمان اشتباه و تصورات مسالهدارتان به مردم اتهام بزنید و بگویید کیفتان را باید بگردم. شما حق ندارید به کیف کسی نزدیک شوید. مگر مرجع امنیتی یا پلیس هستید که کیفم را برای شما باز کنم؟
بار دیگر تکرار کرد کیفتان را بریزید بیرون. من با صدای بلند مسوول داروخانه را صدا کردم و سکوت محض بود. در آن لحظات کسی به عنوان مسوول صحبت نکرد. سپس گفتم کیفم را با محتویاتش خالی میکنم و بعد از آن با پلیس ۱۱۰ تماس میگیرم و اعاده حیثیت میکنم. گفت شماها که فقط بلدید به پلیس زنگ بزنید. باشه زنگ بزنید. محتویات کیف را خالی کردم و دید چیزی در آن نیست. حالا نوبت من بود. با پلیس تماس گرفتم و اعلام شکایت کردم و منتظر ماندم تا مامور برسد. در این فاصله،به جای عذرخواهی کردن و دلجویی در همان لحظه، تنش لفظی را بالاتر برد و توجیهات خود را شروع کرد. «ما هر روز با کلی آدم اینطوری سر و کار داریم. به هر حال مشکل پیش میآید و ما ازتون درخواست کردیم کیفتون رو باز کنید. ما که حرف بدی نزدیم.» وقاحت او در ادامه توجیهاتش تمامی نداشت. جایی صدا بالا رفت و خطاب به من گفت: اینجا که کسی نبود شما آبرویتان برود، اینها همکاران من هستند. گفتم همکاران شما مردم نیستند؟ رباتند؟ آنها برای من غریبههایی هستند که شما حیثیت من را پیش آنها زیر سوال بردید. پنج دقیقه دیگر با او بحث میکردم طلبکار میشد. گفتم تا پلیس نیاید من حرف دیگری با شما ندارم. مامور پلیس رسید و به دلیل خصوصی بودن ملک اجازه نداد در آنجا صحبت کنیم. بیرون از داروخانه برای مامور پلیس شرح ماوقع دادم و گفتم ذات کیفتو بریز بیرون اتهامزنی و توهین است. پلیس خطاب به آنها گفت: حق با من است و شما اجازه ندارید بگویید کیفش را بیرون بریزد. از خودتان هم چنین چیزی را بخواهند، اتهامزنی است و قطعا ناراحت میشوید از چنین برخوردی. مسوول داروخانه که تازه پس از آن همه درگیری لفظی و تهمت زدن کارمندش یادش افتاده بود دوربینش را چک کند، به جمع ما پیوست و شروع به عذرخواهی از من کرد. در حالی که دوربینش را باید قبل از اتهامزنی آن زن چک میکرد، سپس یقه مرا میگرفت. به او گفتم چرا در این دقایق سکوت کرده بودید و بر عمل زشت همکارتان سرپوش میگذاشتید؟ شما که شاهد بودید چه شد. پلیس در ادامه به من گفت: به دلیل مشکلاتی که پیش میآید به لحاظ اخلاقی و عرفی اینها هم چارهای ندارند که اینطور میگویند. گفتم من با شما تماس گرفتهام از نظر قانونی موضوع را بررسی کنید. عرف برای من در اینجا مهم نیست. به صورت قانونی از من اعاده حیثیت کنید و بگویید قانون در این موارد چه میگوید. مامور توضیح داد که میتوانی در ناحیه ۳ دادسرای ونک شکایت کنی، فرد اتهامزننده را احضار میکنند و قاضی حکم میدهد. الان هم در حضور مردم این خانم و مسوول داروخانه باید از شما عذرخواهی کنند. داخل داروخانه رفتیم. در حضور همه کسانی که به من تهمت زده بود عذرخواهی کرد. به او گفتم شما فقط یک جمله نمیگویی. اتهامزنی یعنی خرد کردن شخصیت فرد مقابل که بسیار آزاردهنده و توهینآمیز است. ذهنتان را درست کنید و مراقبتتان را بیشتر. این راهش نیست.
نکته اینجاست که پلیس هیچ چیزی از محتوای تماس من و اتفاقی که رخ داده بود صورتجلسه نکرد.
لازم به ذکر است همه ما میدانیم که شکایت دنگ و فنگ دارد، برو بیا و اثبات کردن دارد. اما از حق خود کوتاه نیایید. چه زمانی که به شما اتهام میزنند، چه زمانی که علیه شما فحاشی یا هتک حرمت میکنند، چه زمانی که برایتان مزاحمت و متلکپرانی میکنند، پیگیر حق خود باشید. برخورد کنید. در حضور مردم حرف بزنید و از حق خود در مقابل فردی که حقوقتان را پایمال میکند، دفاع کنید. با پلیس تماس بگیرید. اجازه ندهید حقتان لگدمال شود. در دادسرا شکایت کنید. در خصوص اتهامزنندگان و کسانی که آبرو و اعتبار شما را از بین میبرند، اطلاعرسانی کنید تا نتوانند افراد دیگری را قربانی رفتار نسنجیده و اشتباهات خود کنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد