14 - 09 - 2021
افول سینمای کودک
کودکان اصلىترین مخاطبان فرآوردههاى تصویرى هستند. هم از طریق شبکههاى تلویزیونى و هم فیلمهایى که در سینماها به نمایش درمىآیند.
در اینکه میان سینماى ویژه کودکان و سینماى بزرگسالان تفاوتهایى هست تردیدى وجود ندارد. این تفاوتها ناشى از تفاوت میان دو گونه مخاطب است. البته این به آن معنى نیست که هیچوجه مشترکى میان تماشاگران کودک و بزرگسال وجود نداشته باشد. تجربه نشان داده که فیلمهاى پرماجرا و پرحادثه، فیلمهاى علمى- تخیلى و فیلمهاى کمدى به یک اندازه کودک و بزرگسال را سرگرم مىکنند.
در سالهای اولیه بعد از وقوع انقلاب با توجه به اینکه شاخه فرهنگی انقلاب سعی داشت از سینما بهعنوان ابزاری آموزشی و راهبردی برای فرهنگسازی جدید و اسلامی استفاده کند، سینمای کودک و نوجوان بهواسطه جنبههای تربیتی و تاثیرگذاریاش بر تربیت نسلهای بعدی انقلاب مورد توجه قرار گرفت. البته سینما به شکل کلی در سالهای اول بعد از انقلاب یعنی اواخر دهه ۵۰ دوران افول را میگذراند اما با ازسرگیری ساخت و ساز سینمایی، فیلمهایی هم بهشکل جسته و گریخته برای کودکان و نوجوانان ساخته میشدند که عموما سرمایهگذار و تهیهکننده اصلی این فیلمها کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود.
یکی از اولین فیلمهایی که کانون در همکاری با کارگردان بزرگ و موج نویی آن روزها یعنی داریوش مهرجویی ساخت، حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق نام داشت؛ فیلمی که در سال ۱۳۵۹ ساخته شد و کل داستانش در مدرسهای میگذشت که مابهازایی از جامعه بود. اما فیلم توقیف شد و نهایتا بعد از مدتی طولانی در سال ۱۳۶۷ با سانسور و ممیزی زیادی بهنمایش درآمد. رسول پسر ابوالقاسم به کارگردانی داریوش فرهنگ هم از نخستین فیلمهایی است که اوایل دهه شصت، درباره نوجوانان در شرایط سخت کاری ساخته میشود.
سینمای کودک باید در مسیر منطقی قرار بگیرد
یک منتقد سینما معتقد است که وقتی بتوانیم سینمای کودک را در یک ریل منطقی و جریانساز مثل جشنواره قرار دهیم، بهجای این که دلخوش و امیدوار به درخششهای فردی باشیم، میتوانیم یک چرخه تولید پایدار و موفق را در طول سالیان متوالی در این سینما نظاره کنیم.
رضا درستکار درباره لزوم توجه به سینمای کودک و همچنین بازتعریف جوانگرایی در بهکارگیری نیروهای نخبه در سینما اظهار داشت: خوشبختانه در فضایی که فرهنگ و سینما خیلی جدی گرفته نمیشد در دو سه سال اخیر یعنی قبل از شروع پاندمی کرونا، سینمای کودک حمایتهای خوبی دریافت کرد و توانست چراغ خود را روشن نگاه دارد. «جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان» و «بنیاد سینمایی فارابی» با همان توان مادی و معنوی که در اختیار داشتند، در این سینما رونقی ایجاد کردند که قطعا نسبت به ظرفیت حقیقی سینمای کودک در کشور ما همچنان کم است.
وی ادامه داد: نه امروز بلکه در طول ۷۰ سالی که از عمر سینمای کودک در کشور ما میگذرد همچنان با استعدادها و فیلمهای خوب کمی طرف هستیم که البته همان تعداد اندک در بزنگاههایی خود را نشان میدهند و دلگرمکننده عمل میکنند. در صورتی که این اتفاق و روند ساختن فیلمهای خوب و همچنین بهره بردن از استعدادها باید به یک فرآیند و جریان در سینمای ما منتج شود تا از این ظرفیت بالا که امروزه در همه کشورهای پیشرو و صاحب سبک در سینما مورد توجه قرار گرفته است، استفاده و بهرهبرداری شود.این منتقد سینما با اشاره به سرمایهگذاری هالیوود روی آثار کودک و صرف مبالغ هنگفت برای ساخت این قبیل آثار افزود: در آمریکا یک فیلم یا انیمیشن کودک مانند فیلمهای بزرگسال اکران میشود و همان تعداد سالن را در اختیار میگیرد و به راحتی به فروشهای میلیون دلاری نیز دست پیدا میکند. قطعا سینمای کودک ما نسبتی با این میزان تولید و سرمایه در سینمای کودک روز دنیا ندارد اما باید به این نکته نیز توجه داشت که ارزشها و فرهنگ و آداب و رسوم هر کشوری میتواند برگ برنده خوبی برای اقبال مخاطبان همزبان خود باشد.
این کارگردان و پژوهشگر سینما همچنین تصریح کرد: وقتی بتوانیم سینمای کودک را در یک ریل منطقی و جریانساز قرار دهیم، به جای اینکه دلخوش و امیدوار به درخششهای فردی و انفرادی همچون عباس کیارستمی و امیر نادری و … در سینمای کودک و نوجوان باشیم، میتوانیم یک چرخه تولید پایدار و موفق را در طول سالهای متوالی در این سینما نظاره کنیم. خلاقیتهای فردی و تولد ستارههای فیلمسازی شاید اتفاقی باشد اما تولید نظامند و هدفمند قطعا در یک اتفاق خلاصه نمیشود.درستکار با بیان اینکه در سینمای ما چیزی برای آیندگان ذخیره و نگهداری نمیشود، عنوان کرد: وقتی فیلمسازی هنوز به صورت صنعت در نیامده است، پس لزوم وجود کمپانیهای فیلمسازی نیز در کشور حس نمیشود. شما ببینید برای یک پروژه سینمایی ۵۰ دست لباس تولید میشود و بعد از اتمام فیلمبرداری دیگر خبری از آن تولیدات نیست و شما اگر نیاز به آنها داشته باشید دوباره باید بروید و دست به تولید بزنید. این موضوعات شاید به ظاهر ناچیز و کوچک باعث شده تا ما در سینمای امروزمان شاهد صنعتی شدن سینما نباشیم و خیلی وقتها در حال درجا زدن باشیم.
این منتقد سینما اضافه کرد: جوان و نسل جدید در تمامی حوزهها از جمله سینما باید ضمن آموزش دیدن در مسیر تجربهاندوزی نیز قرار گیرد بنابراین زمانی این مسیر کوتاهتر میشود که جوان و نخبه ما در کنار افراد کارآزموده به کسب تجربه بپردازد. متاسفانه این تعاریف در مورد جوانگرایی به افراط انجامیده است و شاهد تصمیمات بعضا عجولانه هستیم.درستکار درباره برگزاری جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان هم، خاطرنشان کرد: معتقدم ذوق و قریحه جوانان این مرز و بوم بیانتها و بیپایان است و این کشور سرشار از استعدادهای هنری در شاخههای مختلف است. جشنوارههای سینمایی یکی از مهمترین کارکردهایشان کشف استعدادها و معرفی آنها به سینماست. جشنواره فیلم کودک نیز در این سالها توانسته است این وظیفه مهم را انجام دهد. قطعا سینما به دلیل سابقه تاریخی و فرهنگی که در کشور ما دارد هیچگاه از بین نخواهد رفت بلکه با توجه به شرایط، تغییراتی پیدا خواهد کرد.
فعالیتهای کانون پرورش فکری کودکان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچنین در اوایل دهه، انیمیشنهای موفق درخت سیب (پرویز نادری) و چشم تنگ دنیادار(نورالدین زرینکلک) را تولید کرد که توانستند حضور بینالمللی موفقی را در جشنوارههای خارجی تجربه کنند.فیلم نگاه به کارگردانی ابراهیم فروزش قدم بلندی را برای سینمای کودک در دهه شصت برداشت و نگاههای بیشتری را متوجه این بخش از سینما کرد. فیلمی که با فضایی شاد و مفرح، مراحل تولید انیمیشن عروسکی را میآموزد.
یکی دیگر از تجربیات اوایل دهه ۶۰ که باید به آن اشاره کرد ساخت انیمیشن ابراهیم در گلستان بود که ایرج امامی آن را کارگردانی میکرد. تجربهای که البته شکست سنگینی خورد. ابراهیم در گلستان در آغاز سال نو روی پرده رفت اما تنها یک روز روی پرده دوام آورد و کمتر از ۱۰ هزار ریال فروخت و نتوانست توجه بچهها را به خود جلب کند اما به هر حال به عنوان اولین تلاشها در عرصه انیمیشنسازی برای کودکان قابل اشاره است.
این تجربیات اولیه اما بیش از آنکه تحت عنوان سینمای کودک رصد شوند، بیشتر فیلمهایی درباره کودکان یا برای کودکان بودند و هنوز راه خود را به جریان اصلی سینما باز نکردهاند. البته جشنواره فجر از همان دورههای ابتدایی خود بخش جانبی برای فیلمهای کودک و نوجوان درنظر گرفته بود و از دوره سوم، این بخش بیشتر مورد توجه قرار گرفت و داوری آثارش جدیتر و همین باعث رونق دوچندان سینمای کودک و نوجوان شد. به شکلی که در سومین دوره جشنواره در سال ۶۳ فیلم مترسک بسیار مورد توجه قرار میگیرد و جوایز زیادی به فیلمهای کودک و نوجوان اختصاص مییابد. جوایزی مانند: جایزه بهترین بازیگر خردسال، بهترین بازیگر نقش دوم زن و بهترین فیلم به مترسک، دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه به با من حرف بزن به کارگردانی مسعود جعفریجوزانی، بهترین فیلم آموزشی به نگاه، بهترین کارگردانی فیلم کوتاه و بهترین فیلم کوتاه جنگی به قاصد ساخته محمد ترکالکی، بهترین فیلم کوتاه داستانی به تلاش فیلمی از قدرتالله کاویانی و بهترین انیمیشن به باغ کاغذی که همگی بهنوعی به سینمای کودک ارتباط پیدا میکردند.
تحول سینمای کودک با دونده
اما در همین سال فیلم دونده امیر نادری است که سینمای کودک را متحول میکند یا به عبارت دیگر قدم بزرگی در شکلگیری این نوع از سینما به طور رسمی برمیدارد. فیلمی از تولیدات کانون پرورش فکری که البته در جشنواره فجر مورد بیتوجهی قرار میگیرد. دونده نهتنها سینمای کودک را بهنوعی بنیاد مینهد، که توجه ویژه جامعه جهانی را به سینمای ایران معطوف میکند. فیلم برنده جایزه بالن طلایی جشنواره سهقاره نانت ۱۹۸۵، جایزه ویژه جشنواره بینالمللی فیلم سنگاپور ۱۹۸۵ و جایزه ویژه هیاتداوران جشنواره بینالمللی فیلم کودکان سینه جونیور ۲۰۰۰ میشود.
تاثیر کیارستمی در سینمای کودک
نقش مهم کانون در شکلگیری سینمای کودک در سالهای اولیه انقلاب کاملا مشهود است. اصلا نهتنها در سینمای کودک و نوجوان که در کلیت سینمای ایران هم نقش بسیار مهم و بسزایی را خصوصا تا پیش از سر و سامان گرفتن بنیاد سینمایی فارابی ایفا میکند.خود کانون هم که از ابتدا و در بسیاری از تولیدات کوتاه خود با عباس کیارستمی فقید همکاری کرده بود، از جایی به بعد شدیدا از نگاه و آثار کیارستمی تاثیر میپذیرد و فاز تولیداتش رنگ و بویی از ساختار فیلمهای کیارستمی را بهخود میگیرند. اتفاقی که تا سالها بعد با کانون و تولیداتش باقی میماند و البته از سوی دیگر منجر به ساخت شماری از بهترین فیلمهای عباس کیارستمی هم میشود. فیلمهایی که شاید گنجاندنشان در سینمای کودک و نوجوان کمی سخت بهنظر برسد اما نگاه تحلیلی تربیتی ویژهای به مسایل کودکان میاندازند و برخلاف ظاهر کند و پرسکونشان اتفاقا میتوانند بهواسطه لحن ساده و صادقانه خود با کودکان و خصوصا نوجوانان هم ارتباط برقرار کنند.
حالا سینمای کودک آنقدر جدی شده که دیگر سرفصل مستقل خود را در جشنواره فجر دارد، هرچند هنوز همراه با فجر و به عنوان یکی از زیرشاخههای آن شناخته میشود. این آغاز استقلال یافتن سینمای کودک و نوجوان است. در پنجمین دوره جشنواره که دومین دوره جشنواره مستقل اما جنبی کودک هم هست، فیلم خانه دوست کجاست؟ عباس کیارستمی میدرخشد.
آلبوم تمبر به کارگردانی کیومرث پوراحمد در بخش چشمانداز سالهای دور حضور مییابد و فرشید مثقالی، علیاکبر صادقی، نورالدین زرین کلک و مرتضی ممیز هم در بخش فیلمهای کوتاه با ارائه اثر، سینمای کودک را غنیتر میکنند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد