6 - 11 - 2022
اقتصاد انقلاب
هر سال به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی تحلیلگران علوم سیاسی تحلیلهای خود را از چرایی وقوع انقلاب اسلامی عرضه میکنند. شاید مناسب باشد تا از نقطهنظر اقتصاد نیز به این پدیده بزرگ و چندوجهی نگاه کرد تا تصویر کاملتری از انقلاب به دست آید.در روانشناسی گفته میشود که یک سلسله مراتب در نیازهای افراد وجود دارد به این معنی که اولویت اول افراد نیازهای جسمی است و پس از برآوردهشدن این نیازها نوبت به نیازهای روحانی یعنی نیازهای عاطفی، اجتماعی، خلاقیت و زیباشناسی میرسد. همین حرف در سطح اجتماعی نیز برقرار است. مقصود از این سخن آن است که وقتی درآمد سرانه جوامع پایین است، دموکراسی بیشتر یک شعار لوکس جلوه میکند چراکه دغدغه اصلی و اساسی توده مردم تامین مایحتاج اولیه برای زیستن است. با رشد درآمد سرانه این فرصت برای افراد فراهم میشود تا به نیازهایی ورای نیازهای زیستی توجه کنند به همین دلیل وقتی درآمد سرانه جوامع از یک حد بیشتر میشود نیاز به آزادی در معنای وسیع آن و نیاز به مشارکت سیاسی و مشارکت در تعیین سرنوشت ظاهر میشود. به عنوان مثال، پس از جنگ جهانی دوم و استقلال کرهجنوبی، ژنرالها در این کشور حاکم شدند و توانستند رشد سریع کره را رقم بزنند. طبیعی است که ژنرالها وقعی به دموکراسی نمینهادند و رشد و توسعه کرهجنوبی به شکلی دیکتاتورمآبانه از بالا تحمیل شد اما بعد از دو دهه رشد سریع در کره، کمکم درآمد سرانه کرهایها بالا رفت و تقاضای دموکراسی در دهه ۷۰ میلادی آنقدر بالا گرفت که با موج اعتراضات دانشجویی ژنرال پارک و دیگر نظامیان ناگزیر از خداحافظی از سیاست و واگذاری سیاست به غیرنظامیان و تن دادن به مکانیسم انتخابات شدند. همین مسیر نیز در انقلاب ایران تکرار شد، رشد بالای اقتصادی در دهه ۴۰ موجب شد تا درآمد سرانه ایرانیان افزایش یابد و ایران از یک کشور فقیر به یک کشور با درآمد سرانه متوسط تبدیل شود. طبیعی است که در چنین حالتی تقاضای مشارکت سیاسی بالا گیرد و خصوصا طبقه متوسط مطالبات دموکراتیک را عرضه دارد. اشتباه اساسی محمدرضا شاه این بود که مسیری دقیقا معکوس این روند تاریخی را در پیش گرفت، یعنی هرچه درآمد سرانه مردم افزایش مییافت، سیستم سیاسی شاه بستهتر و عقبماندهتر میشد و به بیان دیگر شاه در مسیر خلاف تاریخ حرکت میکرد. با گذشت زمان و با پیشرفت جامعه شاه باید بیشتر به ژستهای دموکراتیک تمایل نشان میداد اما در عمل رفتارهای شاهنشاهی و اداهای تاجگذاری و در نهایت انحلال دو حزب رسمی موجود و ادغام آنها نشان از غفلت وی از این روند داشت. همانگونه که در کره جنوبی اعتراضات مردمی نظامیان را به تغییرات سیاسی واداشت، اعتراضات مردمی در ایران نیز بازی سیاسی را تغییر داد و تنها یک فرق وجود داشت و آن اینکه نظامیان ایران با توسل به زور موجب شدند تا اعتراضات شکل رادیکال به خود بگیرد و سرنگونی کل نظام شاهنشاهی را طلب کنند در حالی که در کرهجنوبی این جابهجایی قدرت با هزینه کمتر و به شکل مسالمتآمیز رخ داد.
Ali_sarzaeem@yahoo.com

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد